پرش به محتوای اصلی

۵۹. پرورش پذیری استعداد و تیزهوشی فرهنگی

۴ دقیقه مطالعه

«سازش‌یافتگی فرهنگی» پدیده ای پرورش پذیراست: آگاهی از هویّتهای متنوّع و درک امتیازها و تفاوتهای افراد می‌تواند در رشد این هوش نقش آفرین باشد.(گریفر و پرلیس،2007)185

«سازش‌یافتگی فرهنگی» را از سه طریق می‌توان پرورش داد:

انگیزشی: دریافت پاداشها و تقویت کننده‌های ناشی از پذیرش و کامیابی

شناختی: یادگیری فرهنگ خود و سایر فرهنگها

بدنی: بهره گیری از مهارتهای «زبان بدنی» نظیر حرکات و سکنات اقتضایی و انطباقی با مقتضیات آن فرهنگ (ارلی و موزاکوفسکی، 2004)

باید توجّه داشت که تیزهوشی فرهنگی پدیده‌ای تحوّل پذیر و قابل پرورش است. با توجّه به مؤلّفه‌های بنیادین استعداد و تیزهوشی فرهنگی می‌توان استنباط که برخی از این عناصر تا اندازه ای قابل اکتساب و پرورش است.

از روی‌آوردهای تجربی برای پرورش «سازش‌یافتگی فرهنگی» در زمینهٔ مدیریّت بهره برداری شده است. (مک ناب، 2012) علاوه بر آن، الگوهای ارتباطی فراگروهی می‌تواند موجب تقویّت «سازش‌یافتگی فرهنگی» شود.(سیلبرت استانگ و لندن،2009)

واکنش نشان دادن در برابر محرّکهای بیرونی، تشخیص هنجارهای فرهنگی در محیطهای جدید و داشتن انگیزه در جهت یادگیری بیشتر در مورد آن رفتارهای انطباقی با سایر فرهنگها و به کار گیری هنجارهای فرهنگی مختلف در رفتار‌های مشهود، از دیگر تدابیر مناسب برای تقویت این ظرفیّت است.(مشبّکی و راموز، 1385، توماس و اینکسن، 1387)

غنی‌سازی فرهنگی در خانواده می‌تواند تیزهوشی را در ابعاد فرهنگی و زبانی رشد دهد. (گونزالس و همکاران،1996)186

تشخیص استعداد فرهنگی: نیمرخ روانشناختی

اخیراً کوششهایی در زمینهٔ تشخیص «سازش‌یافتگی فرهنگی» در میان کودکان در زمرهٔ اقلیّتهای زبانی به سر می‌برند، انجام یافته است. (گونزالس و همکاران،1996)187

در سال 2007 نخستین ابزار «سازش‌یافتگی فرهنگی» به همّت جمعی از محقّقان فراهم شد. این ابزار جنبه‌های فراشناختی، شناختی، انگیزشی و رفتاری این هوش را می‌سنجد.(بانینگ،2010) این ظرفیّت را می‌توان از طریق یک فرایند خود گزارشی تشخیص داد.

ارزشیابی «سازش‌یافتگی فرهنگی» با روشهای گوناگونی انجام می‌گیرد: روشهای ایفای نقش، مراکز ارزشیابی رفتاری، مقیاسهای خودنظارتی، آزمونهای سنجش شوک فرهنگی و آزمونهای ارتباطات بین فرهنگی، آزمون عکس العمل عاطفی، زیرکی ادراکی، انعطاف پذیری و استقلال شخصی.

به نظر می‌رسد بتوان فهرستی از ویژگیهای اساسی یک «تیزهوش فرهنگی» بدین گونه ارایه داد:

  1. از هوش عمومی بالایی برخوردار است.(بهرهٔ هوشی بالای115)

  2. مفاهیم مربوط به قلمرو فرهنگ را به راحتی می‌فهمد.

  3. این مباحث را به شایستگی تحلیل می‌کند.

  4. مطالب فرهنگی را به دقّت یاد می‌گیرد.

  5. مفاهیم فرهنگی را به سادگی طبقه بندی می‌کند.

  6. در یکی از عرصه‌های فرهنگی نوآوری نشان می‌دهد.

  7. یافته‌ها و دستاوردهای فرهنگی را به دقّت پی می‌گیرد.

  8. به شیوه‌های تازه ای مفاهیم فرهنگی را دسته بندی می‌کند.

  9. در حوزهٔ مباحث فرهنگی، عملکرد شناختی سریعی بروز می‌دهد.

  10. پیگیری خاصّی در یادگیری یا انجام فعّالیّتهای فرهنگی می‌نمایاند.

  11. مسائل مبهم و پیچیدهٔ فرهنگی را به سادگی حلّ می‌کند.

  12. فعّالیّتهای مهمّ فرهنگی را با شیوه‌های نوین و متفاوت به سرانجام می‌رساند.

  13. هر مسألهٔ مبهم یا پیچیده ای در قلمرو فرهنگ کنجکاوی‌اش را تحریک می‌کند.

  14. فعّالیّتهای فرهنگی را ماهرانه‌تر از سایر حیطه‌ها انجام می‌دهد.

  15. در انجام یک اقدام بزرگ و جدید فرهنگی احساس نیرومندی شدیدی می‌کند.

  16. مباحث و دستاوردهای فرهنگی برایش هیجان انگیز است.

  17. تازگی و نوبودن هر چیزی در زمینهٔ فرهنگ برایش جذّاب است.

  18. مفاهیم جدیدی را در حوزهٔ فرهنگ استنباط می‌کند.

  19. در امور و فعّالیّتهای فرهنگی، قابلیّت شخصی بروز می‌دهد.

  20. همواره در قلمرو فرهنگ می‌کوشد کار بزرگ و تازه‌ای انجام دهد.

  21. موشکافی ویژه‌ای در آموزه‌های فرهنگی نشان می‌دهد.

  22. از توانایی برجسته‌ای در ارایهٔ طرحهای تازهٔ فرهنگی برخوردار است.

  23. اطّلاعات، دانش و معلومات کودکان و نوجوانان تیزهوش فرهنگی در قلمرو فرهنگ برتر از همسالانشان است.

  24. کودکان و نوجوانان تیزهوش فرهنگی در گیرایی مطالب و آموزه‌های فرهنگی توانایی برتر از سنّ خود را نشان می‌دهند.

    جمع بندی

چنان که ذکر شد، مفاهیم «استعداد فرهنگی» و «تیزهوشی فرهنگی» به مثابهٔ یک حیطهٔ بسیار مهمّ از انواع استعداد بشری اصطلاحهای بسیار تازه‌ای در تاریخ مطالعات نظری قلمداد می‌گردند. بهره‌گیری از این ظرفیّتهای درخشان بشری بستگی به روشنی و استواری مفاهیم و مبانی نظری در دو حوزه دارد:

الف) توجّه به انواع پنجگانهٔ استعدادهای فرهنگی و انواع سه گانهٔ تیزهوشی فرهنگی.

ب) تعیین حیطه‌های فرعی مقولهٔ فرهنگ بر اساس تعاریف مفهومی آن مانند حیطهٔ ارزشها حیطهٔ گرایشها و ...

روشنی و استواری مبانی نظری مزبور راه را برای پی‌ریزی روشهای تشخیص و ابزارهای مناسب هموار می‌کند و از سوی دیگر زمینه‌های پرورش انواع استعداد و تیزهوشی فرهنگی را فراهم می‌آورد.