پرش به محتوای اصلی

۵۱. گزارش یک تک بررسی

۹ دقیقه مطالعه

" کارن " ( 17 ساله ) ارشد یک کلاس در دبیرستان و ناشر روزنامه مدرسه است. پدرش مهندس و مادرش وکیل می‌باشد. مادرش ابراز می‌دارد که طبیعت اجتماعی " کارن " در اوایل زندگی بروز نمود. حتّی به عنوان یک طفل ( نوزاد ) به نظر می‌رسید که از معاشرت با اطفال مسنّ‌تر لذت می‌برد و به ندرت از خواهرش جدا می‌شد.

در دورهٔ پیش دبستانی فعّالیّتهای کودکان همسایه ( حتّی افراد مسنّ‌تر از خودش ) را رهبری و هدایت می‌کرد. کوشش او در این بود که دیگران در آسایش بسر برند. مثلاً اگر کودک جدیدی وارد گروه بازی می‌شد به سرعت برای او نقشی را در بازی ایجاد می‌کرد. اگر کسی دچار سانحه می‌شد، به کمک او می‌پرداخت و دیگران را برای امداد رسانی به فرد مصدوم فرا می‌خواند.

" کارن " در طیّ سالهای دبستان نمرات الف و ب بدست می‌آورد و انگیزهٔ کافی برای پیشرفت تحصیلی داشت. علایق او بیشتر در جهت فعّالیّتهای فوق برنامهٔ ( نظیر فعّالیّتهای اطّلاعاتی ) جهت‌گیری شده بود. او از طریق عناصر اطّلاعاتی خویش از منابع مالی به مؤسسات خیریه و فعّالیّتهای ورزشی کمک نمود.

وقتی " کارن " سیزده ساله بود، پدرش برای مدت دو سال به آمریکای لاتین منتقل شد. او در این مدت به سرعت زبان اسپانیولی را فرا گرفت و به سهولت با مدرسه جدیدش سازگاری یافت.

شرایط مناطق فقیرنشین آمریکای لاتین تأثیر عمیقی بر روحیهٔ " کارن " باقی گذارد و هنگامیکه به ایالات متحه بازگشت بطور مستمر با تمایل شدیدی به مطالعه مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آمریکای لاتین مشغول شد. او توانست روزی به عنوان عضوی از هیأت صلح با آمریکای لاتین ارتباط برقرار کند.

در دورهٔ دبیرستان استعدادی برای اظهار فصیح و بلیغ در تکلم و نوشتن نشان داد از قدرتهای اقناع‌سازی خویش برای فعّالیّت در جهت رفع اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلّی در محیط کالج استفاده کرد.

او با معلّمانش در مورد حقوق بشر و هدف خارجی در توسعه ممالک و اثرات شرکتهای بزرگ چند ملیتی به بحث پرداخت. یکی از معلّمانش علاقمند شد که با تشویق " کارن " در پیشرفت در صحنه سیاستهای جهانی به او یاری دهد تا بررسی را از یک مؤسسه رهبری برای شرکت در یک دورهٔ آموزشی تابستانی در واشنگتن دی. سی کسب کند. در حال حاضر " کارن " کالج را پشت سر گذاشته و بای روابط بین‌المللی در یک دورهٔ جدید در گروه آموزشی ( دپارتمان ) ایالتی، نقشه می‌ریزد. (کیتانو و کایربی، 1986)

سنجش رهبری

«کیتانو»147(1986) منابع اطلاعاتی مناسب را برای معرفی و تشخیص قدرت رهبری، معلم، والدین، هم‌سالان، خود فرد، شرح حال، آثار نوشتاری، آثار عملی، عضویت سازمانی، آزمون‌های گروهی و فردی هوشی، آزمون‌های اختصاصی (موسیقی، هنر و...) می‌داند.

ولی «فیلیپز» و «لرد»148(1986) در بررسی ابزارهای اندازه‌گیری و سنجش رهبری به این نتیجه رسیدند که استفاده از یک سؤالیه مربوط به قدرت رهبری اقتضاء می‌کند تا نوع دقیق آن (یعنی طبقه‌بندی مشخصات و یا جنبه‌های رفتاری) معین گردد و نیز ارزیابی احتمال نیل به موفقیت آن مشخصات ضرورت دارد. آنها متذکر می‌شوند که در برخی از ابزارهای مربوط، نوعی غرض‌ورزی، آشکار است. لذا پیشنهاد می‌کنند که سؤالیه و ابزار سنجش باید از لحاظ نظریه‌ی بنیادین، کاملاً مشخص باشد. از سوی دیگر اندازه‌گیری اساس تجربی اقداماتی که برای تغییر رفتار رهبری انجام می‌گردد نیز ضرورت دارد.

«در»149(1987) مطرح می‌کند که سیاست‌گذاری‌های مربوط به تشخیص افراد رهبر و مدیر باید همراه با یک بررسی از انگیزه‌ها، استعدادها، ارزش‌ها و فشارهای شخصی (شغلی) در جهت کوشش به منظور حداکثر پیشرفت باشد.

با وجود برخی از تعاریف در مورد قدرت رهبری، مع‌هذا افراد تیزهوش و رهبر در جریان‌های اجتماعی و تحول شرایط و مقتضیات محیطی قابل تشخیص می‌باشند.

تقسیم‌بندی فهرستی از ویژگی‌های مشخص‌کننده‌ی توان رهبری مشکلاتی را به وجود می‌آورد. رهبر، فردی است که در قبال دیگر افراد تأثیرپذیر و حساس باشد و در ایجاد یک رابطه‌ی متقابل موفقیت کسب نماید.

«گیولمت» و «ترنور»150(1986) نشان دادند که افراد مدیر و رهبر، عوامل مؤثر در موفقیت و یا شکست در عملکرد را انگیزش، توانایی، استعداد و شکل کار، می‌دانند.

«تندام»151(1986) "ذهنیت تدبیری" را از مشخصات اساسی رهبر می‌داند. او برخی از مشخصات این اصطلاح را به طور خلاصه چنین بیان می‌دارد: (1) رهبر باید بتواند الگوی کاملی از اصول و روابط را بنگرد و در یادگیری تجربی به اندازه‌ی نظری و منطقی واجد شرایط باشد. (2) او باید قادر باشد که وظایف مربوطه را در یک مدت زمانی دو تا پنج‌ساله اجرا نماید. (3) از لحاظ شخصیتی دارای پختگی، ثبات و استواری، اعتماد به نفس و وضعیت روانی نسبتاً غیرعصبی باشد. (4) فوق‌العاده نیرومند و اهل فعالیت باشد.

«کوئیک»152(1987) برای افرادی که قدرت نفوذ در میان مردم را دارا می‌باشند ویژگی‌هایی را بیان می‌دارد: «آنها می‌دانند که چه می‌خواهند، شمرده و فصیح تکلم می‌کنند، حساس هستند، اعتبار دارند، می‌دانند که چگونه باید با مخالفین برخورد نمود و چگونه دیگران را تحریک کرد».

«مایرز»153(1991) در یک بررسی بر روی تیزهوشان جوان 16 و 17 ساله نشان داد که آنها تمایزی میان رهبری مؤثر و زورمندانه (مستبدانه) قایل نیستند. اما به تفاوت میان سبک مشارکت‌جویانه (کارمندمحوری) و وظیفه‌مدارانه اذعان داشتند؛ به گونه‌ای که روش وظیفه‌مداری را زورمندانه‌تر از مشارکت‌جویانه یاد می‌کردند. آنها به انجام وظیفه‌ی صرف در طی مهلت تعیین شده بیش از محصول و ثمره‌ی کار توجه نشان می‌دادند. علاوه بر این یافت شد که رهبران مشارکتی از دیدگاه کارکنان، از رهبران مستبد، ساختی‌نگر و وظیفه‌مدار در جلب همکاری و تعاون دیگران موفق‌تر بودند.

یک فرد خلاق، پیشرفته، تیزهوش و یا هنرمند در غیاب سایر افراد می‌تواند تشخیص داده شود. زیرا این تیزهوشان به طور ذاتی و ثابت در طی زمان ویژگی‌هایی را از خود بروز می‌دهند. ولی قدرت رهبری رابطه‌ای است که در میان اعضای یک گروه وجود دارد و نقش انفعالی یا ترکیب ساده‌ای از خصوصیات نیست.

رهبری می‌تواند بستگی به موقعیت داشته باشد. یک فرد ممکن است در تحت شرایط سخت و فشارآوری به عنوان رهبر ظهور یابد و احتمال دارد که نقش رهبری خویش را در هنگام بازگشت شرایط به صورت عادی، از دست بدهد.

رهبران نقش خویش را از طریق مشارکت فعال و ابراز صلاحیت در انجام امور به دست می‌آورند. ”باس“ با بیان مطالب فوق نتایج برخی از تحقیقات را در رابطه با تشخیص توان رهبری ارائه می‌دهد:

(1) ویژگی‌ها و مهارت‌های رهبری در حد قابل ملاحظه‌ای با مقتضیات موقعیت تعیین می‌شود. به هر حال هوش و ایجاد یگانگی در امور برجسته‌ترین ویژگی‌های رهبران حکومتی را تشکیل می‌دهد.

(2) افراد به اتکاء برخی خصوصیات شخصیتی نمی‌توانند رهبر شوند. ویژگی‌های آنها بایستی در ارتباط با خصوصیات، اهداف و فعالیت‌های گروهی باشد که آنها باید رهبری کنند.

(3) گرچه بهترین پیش‌بین رهبری، تقدم موفقیت در رهبری است، افرادی که در یک موقعیت رهبر هستند ضرورتاً در سایر شرایط ممکن است رهبر نباشند.

(4) مهم‌ترین عامل این است که رهبری به طور اتفاقی پدیدار نمی‌شود. الگوهای خصوصیات و توانایی‌هایی که ویژگی‌های اختصاصی و فردی رهبران از غیررهبران را تشکیل می‌دهند به طور مداوم و ثابت تظاهر می‌یابند. بنابراین می‌توانند در گزینش رهبران توانا مفید باشند.

مطالعات ویژگی‌های رهبری نشان می‌دهند که در مقایسه با سایر اعضای گروه، رهبران، تمایز فوق‌العاده‌ای در هوش، برجستگی تحصیلی، قابلیت اعتماد، مشارکت اجتماعی، طبع اجتماعی، ابداع، پشتکار، آشنایی با کیفیت انجام امور، اعتماد به نفس، بصیرت و بینش در موقعیت‌ها، تعاون و هم‌یاری، شهرت و مقبولیت در میان عامه، سازگاری و تطبیق، فصاحت و بلاغت کلامی دارا می‌باشند.

رهبری ممکن است به عنوان شکل مشخصی از تیزهوشی اجتماعی لحاظ شود. گرچه از تعاریف قراردادی از تیزهوشی، شناخت مشخصی در دست نیست. استعداد اجتماعی منبعی را در سطح اهمیت علمی یا تیزهوشی می‌تواند فراهم سازد.

افراد تیزهوش از لحاظ اجتماعی، کسانی هستند که از لیاقت استثنایی در رشد و پختگی و روابط خلاق با افراد اجتماع برخوردار می‌باشند. آنها روابط اجتماعی را در میان مردم از طریق تشویق واقع‌نگرانه و انجام رفتارهای مثبت گسترش می‌دهند.

”جارکی“ تیزهوشی اجتماعی را در یک نمونه از نوجوانان طبقات متوسط و پایین اجتماعی (در سنین سیزده تا پانزده) مطالعه نمود. او این مشخصات را از طریق سؤالیه‌های جامعه‌سنجی، رتبه‌بندی‌های معلمان و مقیاس رفتار تطبیقی به‌دست آورد که جمعاً 10 خصوصیت بود: (1) جذابیت و آراستگی ظاهری؛ (2) پذیرش از طرف اکثریت قابل ملاحظه‌ی هم‌سالان و بزرگ‌سالان؛ (3) شرکت در اقدامات بزرگ اجتماعی مثبت و سازنده؛ (4) تمایل به مسائل مربوط به قضاوت و سیاست‌گذاری در امور؛ (۵) همسان بودن با دیگران در عوض عدم صمیمیت و یا تظاهر و تصنع در روابط؛ (6) رفتار غیرتدافعی و عدم ریاکاری؛ (7) فقدان تنش و رهایی هیجانی ضمن اظهار هیجانی مناسب؛ (8) توانایی ابقا و نگهداری روابط مداوم با دیگران؛ (9) توانایی ایجاد رفتار سازنده در دیگران؛ (10) صلاحیت و شایستگی فوق‌العاده برای تقلید موقعیت‌های اجتماعی همراه با هوش، تفنن و بصیرت.

کودکانی که دارای توانایی عالی در رهبری می‌باشند ممکن است در زمینه‌ی موفقیت، قابلیت انتقاد، فقدان پیشرفت نسبت به پایان‌بخشی امور دارای مسائلی باشند و نیازهای تربیتی رهبران توانا شامل موقعیت‌هایی برای تعامل گروهی، تشویق در یادگیری، پیرو و تابع خوب بودن (به‌خوبی رهبری)، تجربه‌اندوزی در تنظیم اهداف واقعی، راهنمایی در درک دیدگاه‌های متناوب در نیل به هدف، کمک در توضیح ارزش‌ها و اولویت‌های شخصی، یادگیری کار با افرادی که دارای نظام‌های ارزشی متفاوتی هستند، کسب آگاهی از ماهیت پیچیده و منظم مسائل انسانی و شناسایی از تفاوت‌های فردی و ارزش حیات انسانی می‌باشد.

یک فهرست تشخیصی

(1) فعالیت فوق‌العاده در اقدامات بزرگ اجتماعی، مشارکت فعالانه و مثبت

(2) شهرت در میان هم‌سالان

(3) تعامل آسان با دیگران

(4) سهولت در سازگاری با موقعیت‌های جدید

(5) علاقه به تسلط بر دیگران و هدایت فعالیت‌ها

(6) گرایش به مورد توجه قرار گرفتن دیگران از لحاظ عقاید و تصمیمات

(7) توانایی تحمل مسؤولیت و معتمد بودن

(8) آشنایی با انجام امور

(9) توانایی اظهار خویش

(10) تمایل به این‌که ابتدائاً توسط دیگران انتخاب شود

(11) لذت بردن از معاشرت با دیگران

(12) توانایی ایجاد رفتار سازنده در دیگران

(13) موضع درونی نظارت

(14) تصوّر فوق‌العاده از خود

حاصل پژوهشهای مربوط به تشخیص رهبری، پنج اسلوب زیر بوده است: (1) مشاهده‌ٔ رفتار در گروه‌ها؛ (2) انتخابات رهبری؛ (3) معرفی یا درجه‌بندی به وسیله‌ٔ مشاهده؛ (4) گزینش، درجه‌بندی و یا آزمون افراد در اثنای فعالیت شغلی و رهبری؛ (5) تحلیل شرح حال و اطلاعات مربوط به تاریخ زندگی.

رایج‌ترین ابزارهای تشخیصی را «فهرست شخصیت کالیفرنیا»، «فهرست چندوجهی مینه‌سوتا»، «جدول ارجحیت شخصی ادواردز»، «شاخص‌های طبقه‌ای مایرز_‌بریگز»، «سؤالیهٔ‌ توصیف رفتار رهبری»، «روابط بین‌فردی پایه‌ای رفتار محوری» و «سؤالیهٔ توصیفی تأثیربخشی و تطبیق‌پذیری رهبر» تشکیل می‌دهد.