۸. الف) سیاست آموزشی مختلط
«سیاستآموزشیمختلط»، به معنای بهرهگیری از برنامهها و کوششهای پرورشی ویژهٔ استعداد در کلاسهایی است که از دانشآموزان با تواناییهای گوناگون تشکیل یافته است.
منظور از «کلاس» در نظام فراگیر، جمعی از دانشآموزان همسنّ در یک پایهٔ تحصیلی است که از تواناییهای گوناگون در سطوح مختلف هوشی و مهارتی در زمینههای متنوّع درسی برخوردارند. بنابراین هر کلاس در نظام فراگیر در واقع، جمعیّتی «ناهمگون» است.
فضای آموزشی «ناهمگون» اشاره به وجود پدیدهٔ «چند استعدادی» در سطوح گوناگون هوشی و مهارتی دارد. در واقع سه نوع ناهمگونی در هر کلاس عادی مشهود است: ناهمگونی در تواناییها، ناهمگونی در سطوح تواناییها (نظیر بهرههای هوشی مختلف) و ناهمگونی در آمادگی برای زمینهها و موادّ درسی.
نظیر همین وضعیّت به طور کلّی در یک مدرسهٔ عادی نیز به چشم میخورد؛ یعنی مدرسه از دانش آموزان در سطوح مختلف هوشی و مهارتی در موادّ درسی گوناگون (بدون هیچ تفکیکی) تشکیل یافته است و در واقع آموزشگاهی «ناهمگون» است.
تمایزیافتگی آموزش، هنگامی در راهبرد آموزشی «کلاسهای با تواناییهای مختلط و نامتجانس»، پاسخ مناسب میدهد که بر آمادگی، رغبت و نیمرخ یادگیری برای طیف وسیعی از یادگیرندگان، توجّه داشته باشد(تاملینسون، 2004الف)
«سیاستآموزشیمختلط» معمولاً در دو قالب تحقّق مییابد: «گروهبندی درونکلاسی»11و «همیاری»12.
خطّ مشی درون کلاسی
پیش از بررسی مفهوم خطّمشی درونکلاسی لازم است به مفهوم گروهبندی توجّه شود.
گروهبندی به منزلهٔ یک طرح آموزشی وسیع به طرق و انواع گوناگونی تحقّق مییابد؛ از جمله انواع مهمّ آن را در اینجا به اجمال برمیشمریم:
گروهبندی متجانس در این برنامه، بر اساس نیاز، توانایی یا علاقه، ساختار دانشآموزان گروهبندی میشود. گرچه میان دانشآموزان در یک کلاس متجانس نیز تفاوتهایی یافت میشود، امّا قصد ساختار گروهبندی آن است که طیف آمادگی یا نیازهای دانشآموزی که باید یک معلّم آنها را مورد خطاب قرار دهد، حتّیالامکان محدود شود.
گروهبندی متنوّع (نامتجانس) در این برنامه، دانشآموزان با سطوح و یا توانایی مختلفی دستهبندی میشوند. یک کلاس با دانشآموزان متنوّع به وسیلهٔ یک معلّم با طیف وسیعی از نیازها، تحت آموزش قرار میگیرد.
گروهبندی خوشهایاین نوع گروهبندی، یک نظمدهی گروهی برای دانشآموزان تیزهوش در کلاس نامتجانس است. اصولاً پنج یا شش دانشآموز با نیازها، تواناییها یا علایق مشترک، مشابه یک خوشه را در همان کلاس تشکیل میدهند که به معلّم اجازه میدهد تا تغییرات متفاوتی را برای فراگیران پیشرفته به کار گیرد.
گروهبندی انعطافیتدبیری آموزشی که به دانشآموزان ترکیبیافته در یک گروه امکان آموزش رقابتآمیز شایستهای میدهد. گروهبندی انعطافی به دانشآموزان اجازه میدهد تا پویا باشند و فراتر از الگوهای گروهبندی ظاهر شوند. این گروهبندی بستگی به محتوای رشتهٔ تحصیلی دارد و میتواند براساس توانایی، اندازه و یا علاقهٔ دانشآموزان پیریزی شود.
از این میان، گروهبندی «متنوّع» در راهبرد فراگیرسازی به شکل «گروهبندی درونکلاسی» قابل اجراست.
در «گروهبندی درون کلاسی»، یک معلّم گروههای توانایی را در کلاس درس شکل میدهد و هر گروه را با آموزش متناسب نسبت به سطح استعدادش پیریزی میکند. وی دانش آموزان را بر اساس عملکردشان در برنامهٔ درسی درجه بندی میکند. ممکن است به دانش آموز بسیار توانمندی اجازهٔ کار مستقلّ داده شود.
این تدبیر مقتضی آن است که معلّم به انطباق برنامهٔ درسی با نیازهای دانشآموز تیزهوش کلاس مبادرت ورزد.
بنابراین گروهبندی بر اساس توانایی را میتوان در مدارس ابتدایی عادی (متوسّط از لحاظ هوش) انجام داد.به طور کلّی دو نوع گروهبندی از تداول بیشتری برخوردار است: (الف) گروهبندی بر مبنای توانایی به منظور غنیسازی؛ (ب) گروهبندی همیارانه با تواناییهای نامتجانس و (ج) گروهبندی برای تسریع تحصیلی.کلّیّهٔ پژوهشهای پیگیرانه آشکار ساختهاند درخششهای تحصیلی گروهبندی غنیسازی و تسریع بیشتر است؛ امّا تأیید کم و ضعیفی در جنبههای اثرات سازگاری روانشناختی و جامعهپذیری دارد. دستاوردهای برنامهٔ گروهبندی با توانایی نامتجانس برای دانشآموزان تیزهوش و مستعدّ نتیجهٔ درخشانی نداشت و تأیید نشد..(راجرز، 1991)
گروهبندی استعدادهای درخشان از لحاظ تحصیلی، اجتماعی و انگیزشی، بر اساس دیدگاه معلّمان و دانشآموزان مدارس متوسّط، امری مفید و مؤثّر تلقّی میشود؛ مشروط بر آنکه معلّمان، تحتالشّعاع فرد تیزهوش واقع نشده و موقعیّتی برای شکوفایی خود نیز داشته باشند.(فلدهاوزن و کندی، 1989)
به طور کلّی گروهبندی، یک اقدام آموزشی رویارو با برخی تنگناهای عاطفی و اجتماعی است. «گروهبندی (متجانس یا نامتجانس) بستگی به دیدگاهها و ویژگیهای دانشآموزان تیزهوش دارد. مقایسهٔ کارکرد تحصیلی در دو گروه، نشان از برتری گروهبندی متجانس دارد. ولی دانشآموزان جاهطلبی وجود دارند که از موقعیّتهای آموزشی ناهمگن به منظور نیل به نمرات بالا (در مقایسه با دیگران) استقبال میکنند.(آدام بایر و همکاران، 2004)
جمع آوری اطّلاعات یک سال بررسی طولی بر روی هزار و صد دانش آموز تیزهوش تحت پوشش برنامه ویژه و مدرسهٔ عادی نشان داد که از حیث سطح پیشرفت تحصیلی، دانش آموزان تیزهوش تحت پوشش برنامههای مدرسهٔ خاصّ و پایهٔ تفکیکی برجستگی داشتند در حالی که از جهت خودباوری، دانش آموزان تیزهوش تحت پوشش برنامههای پارهوقتودرونکلاسی برتری نشان دادند. (کورنل و همکاران، 1992)
اجرای چهار برنامهٔ ویژه (مدرسهٔ خاصّ، پایهٔ تفکیکی، پارهوقت و درون کلاسی) برای دانشآموزان تیزهوش بر روی هزار و ده دانش آموز پایهٔ دوم و سوم در دبستان به مدّت دوسال تحصیلی نتایج قابل ملاحظهای در بر داشت. دانش آموزان تیزهوش تحت پوشش برنامههای خاصّ، در مقایسه با گروه آزمایشی یعنی تیزهوشانی که هیچ آموزش خاصّی دریافت نمیکردند، تفاوتهایی نشان دادند. دانشآموزان تیزهوش تحت پوشش مدارس ویژه و برنامهٔ درون کلاسی، احساس میکردند که محیطهای یادگیریشان به آنها فرصتهایی برای ایجاد قضاوتهای مستقلّ میدهند. دانشآموزانتحتپوششبرنامههایپارهوقتودرونکلاسی، درقیاسبامدرسهٔخاصّو پایهٔ تفکیکی، برداشتهایبالاترینسبتبهتواناییهایتحصیلیخود(خودباوریتحصیلی) بروزدادند. بر اساس پیشرفت تحصیلی در موادّ گوناگون نظیر خواندن، علوم، مطالعات اجتماعی، دانش آموزان تیزهوشی که تحت آموزش ویژه نظیر مدرسهٔ خاصّ، پایهٔ تفکیکی و پارهوقت قرار گرفتند، در مقایسه با همسالان تیزهوشی که این برنامهها را دریافت نکردند، برتری نشان دادند. برنامههای یادشده در مقایسه با کوششهای درون کلاسی نیز برتری داشتند. دانشآموزان تیزهوش تحت پوشش پایهٔ تفکیکی، اتّکای بیشتری به راهنمایی معلّم خود برای انجام امور مربوط به حلّ مسایلشان داشتند. آنها در مقایسه با برنامههایپارهوقتودرونکلاسی، در ترجیح یادگیری مستقلّ، نمرات نازلتری داشتند. (دلکورت و همکاران، 1994)
از قوّتهای «برنامهٔ درونکلاسی» یکپارچگی دانش آموزان بسیار توانمند با همسالانشان در یک جمعیّت دانشآموزی عمومی (کولون و ترفینگر، 1980)، رشد یادگیری مستقلّ هنگام تمرکز بر برنامهٔ درسی(ترفینگر و بارتون، 1979) و تشویق یک جوّ همیارانهتر به عنوان دانشآموزان تیزهوش که به یادگیرندگان کندتر یاری میدهند. ضعف عمدهٔ این برنامه، فقدان یک گروه همگن آشکار بر اساس توانایی، امکان چالشجویی کمتر برنامهٔ درسی و تکرار بالقوّهٔ مهارتهای پایهای است. (رنزولی و وَن تاسل باسکا، 1987)
بررسیها نشان میدهند که اندازهٔ اثر برنامهٔ «گروهبندی درونکلاسی» بر اساس نُه مطالعه فقط برای جنبهٔ تحصیلی(34/0) در سطح قابل قبولی به دست آمد. (راجرز، 2007)