۲۸. تفرّد
نظام ویژه باید بهسازیهایی در خودارجدهی73و خودپذیری پدید آورد و به بهسازی فردیّت از حیث استواری عاطفی و یکپارچگی در رشد شناختی و شخصیّتی بینجامد.
یک هدف مهمّ نظام ویژه، تقویّت یادگیری مستقلّ در دانشآموز است تا طرحهای پژوهشی خاصّش را پیگیری نماید. (ترفینگر و رنزولی، 1986)
چنان که ذکر شد، «استقلالگرایی برای پیشرفت فردی و عمومی» از انتظارات محیطی دانشآموزان مستعدّاست.(مقدّم، 1389)
مطالعات بسیاری بر وجود تفرّد و استقلالگرایی افراد مستعدّتأکید میورزند:
استقلال و خودمختاری به مثابهٔ یک نیاز و ویژگیعاطفی (فرانکس و دولان، 1982؛ فری، 1993؛ استروپ، 2002)، خصیصهٔ نگرشی (ددریک و همکاران، 1977) حتّی از دوران خردسالی (وایندکر و همکاران، 1997؛ کیتانو، 1985؛ استیل، 1989) و همبستگی آن تفکّر واگرا (آلبرت و رانکو، 1989) تبیین کنندهٔ ارتباط آن با فعّالیّت بیشتر و مسؤولیّت پذیری اجتماعی(چایلدز، 1981) است .این گرایش حتّی در میان افراد مستعدّ دچار برخی نارساییهای عضوی نیز وجود دارد.(ویلارد هالت، 1998)برجستگی چنین خصیصهای آن چنان است که هیچ رهنمود تربیتی برای فرد مستعدّدر خانواده قادر نیست این اصل را نادیده بینگارد؛ پذیرش استقلال فرزند از سوی والدین، احترام به استقلال وی، رفتار تشویقآمیز برای تفرّدش، از جمله نکات سفارش شدهاند.(سیلورمن، 1992؛ کارنز و همکاران، 1984؛ کارنز و شودل، 1987؛ ترفینگر، 1978) بنابراین استقلال در تفکّر و اندیشیدن، یکی از ویژگیهای تیزهوشی محسوب شده است. (دلپ و مارتینسون، 1974؛ چاستین، 1981) دانشآموزان مستعدّ حتّی از ابتدای دورهٔ آموزشی و تحصیلی، روشهای مستقلّ را در یادگیری و فعّالیّتهای مستقلّانه ترجیح میدهند.(هاوس و همکاران 1971؛ گریگز، 1984) لذا در آموزش آنها باید استقلالشان از حیث خود جهتدهی مورد تأکید قرار گیرد.(استیوارت، 1981؛ ترفینگر، 1982) در امر نیازهای آموزشی نیز به وجود برنامههای آموزشی خاصّی اولویّت یابند که استقلال آنها را تقویّت کنند.(فولیس و کراکاور، 1982) از این رو، برطرفسازی پدیدهٔ ضعف تحصیلی در میان دختران مستعدّمستلزم حمایت از تفرّد و استقلال آنهاست.(اسماتنی، 1998)
نقش ارزشمند استقلال در پرورش انواع استعداد نشان داده شده است؛ برای استعداد رهبری(تایتل، 1984) پرورش حسّاسیّت هنری و زیباییشناسی در خلّاقیّت(دافی، 1979) نگارش خلّاقانه.(شالکایند و باسکین، 1973) پرورش شغلی.(مارشال، 1982؛ رودنشتاین و گلیکاوفهاگس، 1977) از این رو، نادیده انگاری این ویژگی، تبعات ناخوشایند روانی، عاطفی و اجتماعی بر جای میگذارد. (لرو، 1986؛ کاتنا، 1975)
مرجعیّت
نظام ویژه باید ارتباط و پیوند با مَراجع و راهنمایان ورزیده را تسهیل کند.اصل مرجعیّت به پیوستاری از منابع تخصّصی اشاره دارد که در برگیرندهٔ آموزگار، معلّم، مشاور، مربّی، رایزن خبره و راهنمای نخبه میشود.
وجود معلّمانی متناسب با ویژگیهای استعداد و تنوّع آن از عوامل تعیینکنندهٔ کامیابی یک نظام اختصاصی است. معلّم و مشاوره ویژه، اساسیترین منابع انسانی مزبور را تشکیل میدهند.
پا به پای لزوم آموزش و تعلیم اقتضایی (بر مبنای نوع استعداد، جنسیّت و پایهٔ تحصیلی)، معلّمانی با ویژگیهای متفاوت امری ضروری است. (کوپنهاور و مک اینتایر، 1992؛ گاسکین و همکاران، 1992؛ ساوترن و اسپایکر، 1989)
برای معلّمان و مربّیانی که به پرورش فرد مستعدّاشتغال دارند، شش خصوصیّت اساسی مورد تأکید واقع شده است: مهارتهای مربوط به روش تدریس، توانایی مشاوره و راهنمایی، جذّابیّت شخصی، شناخت استعداد و تیزهوشی، پشتکار برای موفّقیّت و نظم و سازماندهی. (کاظمی، 1371)
خصوصیات لازم برای آموزش و تدریس موفّق را ویژگیهای زیر تشکیل میدهند: شوخطبعی، حرارت در کار (خونگرمی)، خلّاقیت، توجّه و مراقبت نسبت به دانشآموز، انتظار از دانشآموز در انجام فعّالیّتهایی با کیفیات عالی؛ تأکید بر فعّالیّت شخصی دانشآموز در امر یادگیری (و نیز در شیوههای خلاّقانه).(وندل و هایزر، 1989)
مشاور ویژه دومین منبع انسانی مهمّ برای یک نظام متمایز است.
در یک بررسی توصیفی، دختران نوجوان تیزهوش (دوازده تا چهارده ساله) را اینگونه فهرست کردند: رازداری، درک مشکلات، توانایی حلّ مشکل، سادگی بیان، عدم تبعیض، روشنفکری و تفکّر منطقی، مهربانی، تجربه، صمیمیّت و دوستی، تعامل با والدین و معلّمان، بردباری و متانت و جدّیّت، اطّلاعات تخصّصی و عمومی، دیانت اسلامی، جذّابیّت و آراستگی ظاهری، ویژگیهای مطلوب یک مشاور را در امر پرورش استعداد تشکیل میدهند.(نوشک، 1371)
وجود خصیصهٔکمالگراییدانش آموز مستعدّدر جریان یک برنامهٔ آموزشی ویژه، خالی از دردسر و آزردگیهای روانی نیست؛ از آن جایی که افراد کمالگرا برای یک مسأله، تعداد زیادی راه حلّ سراغ دارند، اغلب از آنکه در نقطهٔ آخر قرار داشته باشند، احساس خوشایندی نمیکنند. (کالارد زولگایت، 2004)
پسران تیزهوش بیش از دختران توقّعات شدید را از سوی والدین برای کمالگرایی دریافت مینمایند. همچنین فرزندان نخست بیش از دیگر فرزندان، انتقاد و توقّعات بیشتری را از سوی پدر و مادر تجربه میکنند. (زیگل و شولر، 2000) کمالگرایی در میان نوجوانان تیزهوش ممکن است توأم با حالات اضطرابی باشد. (شولر، 2000) ابعاد کمالگرایی منفی شامل نیاز به نظم، سازماندهی، و نیاز به تأیید دیگران، تقاضاهای وسواسی اجباری دربارهٔ خود، اضطراب و نگرانی افراطی، حالت عدم تصمیم، و مسامحه و تعلّل است. (اورنج، 1997)
از این رو، مشاورههای ویژهای برای دانشآموزان مستعدّضرورت دارد تا کمالگرایی شخصی سالمی در جریان پرورش شکل گیرد؛ نظیر بروز خودپذیری نسبت به اشتباهات و خطاها، لذّت از توقّعات بالای والدین، نمایاندن راههای مثبت رویارویی با گرایشهای کمالگرایانه، واجدبودن الگوهای نقشی که بر انجام بهینه فردی تأکید ورزند و سرانجام دیدن تلاش شخصی به منزلهٔ بخشی مهم از کمالگرایی خود. جنبههای کژکنشانهٔ کمالگرایی معمولاً با حالات اضطرابی در بارهٔ خطا کردن، موازین بسیار شدید، تصوّر توقّعات غیر واقع بینانه و انتقادگرایی منفی، قضاوتهای شخصی که منجرّ به بازخواست کردن میشود، فقدان راهبردهای مؤثّر رویارویی و بروز نیاز دایمی به مورد تأیید قرارگیری، همراه است. (شولر، 1999)