۲. مفهوم تعاملی تعادل روان
بررسی تعاملی ماهیت تعادل روان چنین برداشتی را از آن به دست میدهد: «احساس آرامش روان مبتنی بر معنویت در زندگی (بدون احساس تنهایی و دلشورگی) که به فرد احساس ماندگاری در زندگی داده، با مدیریت بر هیجانها موجب بروز رفتار متعادل میشود».
لذا تعادل روان اوّلاً «احساس» است و ثانیاً ناظر بر مسأله «ماندگاری» و«بقاء» است و ثالثاًر «آرامش روانی» متّکی است و رابعاً بر «معنویت» استوار است.
در واقع نخستین انتظار فرد از زندگی که موجب رضایت و خشنودی وی میشود، نیل به آرامش روانی است که ماندگاری میدهد.
بر این اساس تعادل روان از هفت اصل بنیادین تشکیل یافته است:
1) احساس ماندگاری در زندگی
2) معنویت
3) چیرگی هیجانی
4) عدم احساس تنهایی
5) عدم احساس دلشورگی
6) احساس آرامش روانی در زندگی
7) تعادل رفتاری
لذا ممکن است اجمالاً بر «معنویتی که با زدایش احساس تنهایی به تعادل رفتاری میانجامد» در مفهوم «تعادل روان» تأکید ورزید.
چنین شرایط روانی موجب تحقق رضایت از زندگی است؛ رضایت از زندگی اشاره دارد به: «احساس سرزندگی، آرامش روانی با دستیابی به معنای زندگی مبتنی بر معنویّت به گونه ای که عقاید فرد مورد توجّه و ارزشگذاری از سوی محیط قرار میگیرد و پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهینگی موفّقیّت و پیشرفت منتظره در زندگی را هموار میسازد. بدین ترتیب فرد از تشویق مورد انتظار برخوردار میشود و بدون احساس وابستگی به دیگران در هنگام دشواریها، هیچ گاه احساس تنهایی نخواهد داشت. چنین شرایطی در مجموع سبب رضایت از زندگی میشود».