پرش به محتوای اصلی

۲۵. نقش ویژگیهای شخصیّتی در امنیّت شغلی

۶ دقیقه مطالعه

تاکنون بر وجود عوامل مخحتلفی در تکوین امنیّت شغلی کارکنان تأکید شده است . از جمله مهمترین آنها سبک مدیریت مشاوره ای و تفویضی، حمایت و تشویق محیطی در فضای سازمانی، عوامل عاطفی (عدم اضطراب و افسردگی شخصیتی) و نیز اعتبار اجتماعی در محیط شغلی، را می‌توان برشمرد.

یکی از عوامل اساسی که مورد اشاره مطالعات جدید قرار گرفته، خصایص شخصیّتی است. امنیّت شغلی به میزان زیادی به ویژگیهای روانی و شخصیّتی به کارمند بستگی دارد. چنان که رضایت شغلی نیز می‌تواند متأثر از حالات و خصائص شخصیّتی باشد.

پژوهشهای جدید بر وجود نقش ویژگیهای شخصیّت بر روی امنیّت شغلی و رضایت حرفه ای تأکید دارند. چنان که این پژوهشها نشان می‌دهند، امنیّت شغلی یک شاغل به وجود رگه‌های شخصیّتی حساسیّت نسبت به خطرات کاری بستگی دارد. علاوه بر آن، حالتهای پیوند جویی و وجود زمینه‌های عاطفی، دوره تصدّی شغلی، سطح تحصیلات و ویژگیهای جنسیّتی و سنّی در رضایت شغلی کارگران، تأثیر قابل ملاحظه دارد:

«در یک بررسی دو سؤال اساسی مورد پژوهش قرار گرفت.

1 آیا مردمی که استعداد بیشتری برای برداشت گزند و آسیب دارند، از سوی محیط شغلی خطرناکی، احاطه شده اند؟

2 آیا ممکن است ویژگیهای متمایزی در نیمرخ روانی این کارگران برداشت کننده از گزند وآسیب، به دست آورد،؟

صد و شصت و سه کارمند «نروژی» در بخش تدارکات یک سکّوی حفاری در فلات قارّه ای واقع در «دریای شمال» مورد مطالعه قرار گرفتند.

برخی از کارگران در مقایسه با دیگران، خطرات بیشتری را در ارتباط با محیط شغلی خود، برداشت می‌کردند. در این میان، عوامل اجتماعی و آماری شخصی نظیر جنسیّت، موقعیّت ازدواج، سنّ و تجربه کاری، هیچگونه قدرت توصیفی نداشت.

به هر حال، یافته‌ها آشکار ساخت کارگرانی که زمینه زیادی در برداشت خطر داشتند، میزان خستگی، اضطراب و افسردگی بیشتری را نیز احساس می‌کردند»31.

«رابطه میانحالات شخصیّتی و رضایت شغلی مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی به همبستگیهای میان دو وضعیّت عاطفی منفی، دو وضعیّت عاطفی مثبت، و یک وضعیّت دو قطبی (احساس پیوستگی) با رضایت شغلی درونی، برونی و کلّی توجّه شد. سه گروه مطالعاتی شامل دانشجویان پرستاری (صد و هجده نفر)، کارمندان اداری و متخصص در یک شرکت بیمه (هشتاد و هشت نفر) و صنعتگران یک شرکت دولتی (صد و هفده نفر) مورد آزمایش واقع شدند. ضرایب همبستگی میان نمرات درونی و برونی بالا بود (64/0 تا 72/0) تأییدهایی برای همبستگی میان حالات شخصیّتی و رضایت شغلی، به دست آمد. سطحی ضعیف برای عاطفه منفی و قویتر برای عاطفه مثبت و بسیار قویتر برای وضعیّت دو قطبی حاصل شد. امّا قویترین همبستگی برای حالت پیوند جویی بود.به هر حال، متغیرهای شخصیّتی، بهترین عوامل پیش بینی کننده تعدیل رضایت شغلی هستند»71.

«در پژوهش دیگری، رابطه میان رضایت شغلی و ویژگیهای شخصی کارگران «ترکیه» بررسی شد. دویست و چهل و نه کارگر تُرک در پیشه‌های گوناگون و وضعیّتهای مختلف شغلی، مورد تحقیق قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که پرداخت دستمزد ماهانه، بهترین پیش بینی از رضایت کلّی است. علاوه بر آن، سنّ، جنسیّت، تحصیل، تعداد اولاد و دوره تصدی شغلی، پیش بینیهای معتبری از جنبه‌های متفاوت رضایت شغلی هستند. امّا وضعیّت تأهل، با رضایت شغلی رابطه نداشت»13.

محتویّات مطالعات فوق، گویای آن هستند که:

زمینه آسیب پذیری شخصی نسبت به خطر، باعث افزایش میزان خستگی کاری، اضطراب و افسردگی شغلی می‌شود.

رضایت شغلی کارکنان در بخشهای مختلف، بستگی قابل ملاحظه ای با حالات شخصیّتی آنان، به ویژه حالت پیوندجویی آنها دارد.

جنسیّت، سنّ، سطح تحصیلات، تجربه و دوره تصدّی، ممکن است با رضایت شغلی، مرتبط باشد؛ امّا رابطه با زمینه آسیب پذیری شخصیّتی نسبت به خطر ندارد.

تأهّل کارکنان، امری مستقلّ از رضایت شغلی و آسیب پذیری شخصیّتی نسبت به خطر است.

وضعیّت عاطفی کارکنان، رقم زننده میزان رضایت شغلی آنها است.

با این توضیح به نظر می‌رسد که آسیب پذیری روانی نسبت به خطر کاری و وجود حالات عاطفی منفی، از طریق احساس ناامنی شغلی، موجب نارضایتی شغلی می‌شود. شخصیّتهایی که از رگه‌های اضطرابی و افسردگی رنج می‌برند، ذاتاً در معرض ناامنی شغلی و ناخشنودی حرفه ای قرار دارند.

امّا نقش مثبت تجربه و تصدّی شغلی و نیز تحصیلات بالا در رضایت شغلی، به وجود عامل حرفه اندوزی مربوط می‌شود و بدین طریق سطح آمادگی شغلی شاغل را افزایش می‌دهد و این امر موجب خشنودی حرفه ای می‌شود.

از این رو، این طور استنباط می‌شود که مناسبترین وضعیّت برای افزایش امنیّت و رضایت شغلی، وجود خصیصه استقامت و پایداری روانی در برابر مخاطرات شغلی، حالت پیوندجویی اجتماعی، تحصیل بالا و تجربه مفید به ویژه در جنسیّت مذکّر (چنان که سوابق مطالعاتی نشان می‌دهند) است. امّا ظاهراً آسیب پذیری شخصی نسبت به مخاطرات شغلی ارتباطی به تجرّد و تأهّل کارمند ندارد؛ چنان که رضایت شغلی وی نیز مستقل از این امر است، یعنی ممکن است که یک کارمند مجرّد نسبت به مخاطرات شغلی، آسیب پذیری بیشتری داشته باشد و نارضایتی شغلی احساس کند و از سوی دیگر نظیر همین وضعیّت در میان افراد متأهّل دیده می‌شود. پس سهم تجرّد و تأهّل در آسیب پذیری روانی نسبت به مخاطرات شغلی و نارضایتی حرفه ای به یک اندازه است.

نقش نوع شغل در امنیت شغلی

علاوه بر خصایص شخصیّتی و زمینه‌های عطفی کارکنان، یکی از مهمترین عوامل مؤثّر در امنیّت شغلی، نوع و ماهیّت حرفه ای است که یک فرد انجام می‌دهد.

بر اساس مطالعات جدید به طور کلّی ناامنی شغلی یک پدیده مداوم و استوار است؛ یعنی کارمندی که احساس عدم امنیّت شغلی می‌کند، این احساس در طیّ دوره تصدّی شغلی کم و بیش وجود دارد و به خودی خود رفع نمی‌شود و از بین نمی‌رود؛ بلکه به وجود عوامل دیگری بستگی دارد. امّا در برخی از پیشه‌ها، در طیّ گذشت زمان، و سالهای کاری، احساس ناامنی شغلی، کمی کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، وجود برخی یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهند که تشویش و دغدغه شغلی در گروههای شغلی مختلف در سطحی مشابه است؛ یعنی طبقه ای از پیشه‌های گوناگون وجود دارند که به اندازه یکسانی در میان کارکنان، احساس تشویش شغلی به وجود می‌آورند:

«تشویش شغلی برداشت شده از سوی پنجاه و چهار مرد افسر پلیس، نود و نه کارمند آمبولانس و پنجاه و یک افسر دارالتّأدیب مورد مقایسه قرار گرفت. نمرات بر اساس مقیاسهای تنیدگی شغلی، میان سه گروه مزبور، تفاوتی نداشت»42.

بر این اساس، سطح امنیّت شغلی کارکنان می‌تواند به نوع شغل و ماهیّت آن بستگی داشته باشد. برخی از پیشه‌ها، به طور ذاتی، تشویش آور هستند، چنان که پیش از این، مطالعات قابل ملاحظه ای بر وجود این امر اشاره داشته اند.

حرفه‌هایی مانند فعالیّتهای امنیّتی و انتظامی، اورژانس بیمارستانها، آتش نشانی و خدمات ایمنی و فعالیّتهای مربوط به دارالتّأدیبها، از جمله اموری هستند که از سختی شغلی و دغدغه حرفه ای بالایی برخوردارند.