پرش به محتوای اصلی

۲۰. تک بررسی

۷ دقیقه مطالعه

«کارن» (هفده ساله) ارشد یک کلاس در دبیرستان و ناشر روزنامه مدرسه است. پدرش مهندس و مادرش وکیل می‌باشد. مادرش ابراز می‌دارد که طبیعت اجتماعی «کارن» در اوایل زندگی بروز نمود. حتی به عنوان یک طفل (نوزاد) به نظر می‌رسید که از معاشرت با اطفال مسنتر لذّت می‌برد و به ندرت از خواهرش جدا می‌شد.

در دوره پیش دبستانی فعالیتهای کودکان همسایه (حتی افراد مسنتر از خودش) را رهبری و هدایت می‌کرد. کوشش او در این بود که دیگران در آسایش به سر برند. مثلاً اگر کودک جدیدی وارد گروه بازی می‌شد، به سرعت برای او نقشی را در بازی ایجاد می‌کرد. اگر کسی دچار سانحه می‌شد، به کمک او می‌پرداخت و دیگران را برای امداد رسانی به فرد مصدوم فرا می‌خواند.

«کارن» در طی سالهای دبستان نمرات الف (A) و ب (B) به دست می‌آورد و انگیزه کافی برای پیشرفت تحصیلی داشت. علایق او بیشتر در جهت فعالیتهای فوق برنامه (نظیر فعالیتهای اطلاعاتی) جهتگیری شده بود. او از طریق عناصر اطلاعاتی خویش از منابع مالی به مؤسسات خیریه و فعالیتهای ورزشی کمک می‌نمود.

وقتی «کارن» سیزده ساله بود، پدرش برای مدت دو سال به آمریکای لاتین منتقل شد. او در این مدت به سرعت زبان اسپانیولی را فراگرفت و به سهولت با مدرسه جدیدش سازگاری یافت. شرایط مناطق فقیرنشین آمریکای لاتین تأثیر عمیقی بر روحیه «کارن» باقی گذارد و هنگامی که به ایالات متّحده بازگشت، به طور مستمر با تمایل شدیدی به مطالعه مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آمریکای لاتین مشغول شد. او توانست روزی به عنوان عضوی از هیأت صلح با آمریکای لاتین ارتباط برقرار کند.

در دوره دبیرستان استعدادی برجسته برای اظهار فصیح و بلیغ در تکلم و نوشتن نشان داد و از قدرتهای اقناع سازی خویش برای فعالیت در جهت رفع اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی در محیط کالج استفاده کرد.

او با معلمانش در مورد حقوق بشر و هدف خارجی در توسعه ممالک و اثرات شرکتهای بزرگ چندملیتی به بحث پرداخت. یکی از معلمانش علاقمند شد که با تشویق «کارن» در پیشرفت در صحنه سیاستهای جهانی به او یاری دهد تا بررسی را از یک مؤسّسه رهبری برای شرکت در یک دوره آموزشی تابستانی در واشنگتن کسب کند. درحال حاضر «کارن» کالج را پشت سر گذاشته و برای روابط بین المللی در یک دوره جدید در گروه آموزشی (دپارتمان) ایالتی، نقشه می‌ریزد.

تشخیص ظرفیت رهبری

«کیتانو» (1986) منابع اطلاعاتی مناسب را برای معرفی و تشخیص قدرت رهبری، معلم، والدین، همسالان، خود فرد، شرح حال، آثار نوشتاری، آثار عملی، عضویت سازمانی، آزمونهای گروهی و فردی هوشی، آزمونهای اختصاصی (موسیقی، هنر و ...) می‌داند37.

ولی «فیلیپز» و «لرد» (1986) در بررسی ابزارهای اندازه گیری و سنجش رهبری به این نتیجه رسیدند که استفاده از یک سؤالیه مربوط به قدرت رهبری اقتضا می‌کند تا نوع دقیق آن (یعنی طبقه بندی مشخصات و یا جنبه‌های رفتاری) معین گردد و نیز ارزشیابی احتمال نیل به موفقیت آن مشخصات ضرورت دارد. آنها متذکّر می‌شوند که در برخی از ابزارهای مربوط، نوعی غرض ورزی، آشکار است. لذا پیشنهاد می‌کنند که سؤالیه و ابزار سنجش باید از لحاظ نظریه بنیادین، کاملاً مشخص باشد. از سوی دیگر اندازه گیری اساسی تجربی اقداماتی که برای تغییر رفتار رهبری انجام می‌گردد، نیز ضرورت دارد55.

«دِر» (1987) مطرح می‌کند که سیاستگذاریهای مربوط به تشخیص افراد رهبر و مدیر باید همراه با یک بررسی از انگیزه‌ها، استعدادها، ارزشها و فشارهای شخصی (شغلی) در جهت کوشش به منظور حداکثر پیشرفت باشد24.

با وجود برخی از تعاریف در مورد قدرت رهبری، مع هذا افراد تیزهوش و رهبر در جریانهای اجتماعی و تحول شرایط و مقتضیات محیطی قابل تشخیص باشند.

تقسیم بندی فهرستی از ویژگیهای مشخص کننده توانایی رهبری مشکلاتی را به وجود می‌آورد؛ زیرا رهبران نمی‌توانند در موقعیتهای بسته و محدود تشخیص داده شوند. نقش آنها به عنوان رهبر، بستگی به سایر افراد در اجتماع دارد.

یک فرد خلاق، پیشرفته، تیزهوش و یا هنرمند در غیاب سایر افراد می‌تواند تشخیص داده شود؛ زیرا این تیزهوشان به طور ذاتی و ثابت در طیّ زمان ویژگیهایی را از خود بروز می‌دهند. ولی قدرت رهبری، رابطه ای است که در میان اعضای یک گروه وجود دارد و نقش انفعالی یا ترکیب ساده ای از خصوصیات نیست.

رهبری می‌تواند بستگی به موقعیت داشته باشد. یک فرد ممکن است در تحت شرایط سخت و فشارآوری به عنوان رهبر ظهور یابد و احتمال دارد که نقش رهبری خویش را در هنگام بازگشت شرایط به صورت عادی، از دست بدهد.

رهبران نقش خویش را از طریق مشارکت فعال و ابراز صلاحیت در انجام امور به دست می‌آورند. «باس» با بیان مطالب فوق نتایج برخی از تحقیقات را در رابطه با تشخیص توانایی رهبری ارائه می‌دهد:

1 ویژگیها و مهارتهای رهبری در حدّ قابل ملاحظه ای با مقتضیات موقعیت تعیین می‌شود، به هرحال هوش و ایجاد یگانگی در امور، برجسته ترین ویژگیهای رهبران حکومتی را تشکیل می‌دهد.

2 افراد به اتکای برخی خصوصیات شخصیتی نمی‌توانند رهبر شوند. ویژگیهای آنها باید در ارتباط با خصوصیات، اهداف و فعالیتهای گروهی باشد که آنها باید رهبری کنند.

3 گرچه بهترین پیش بینی رهبری، تقدّم موفقیت در رهبری است، افرادی که در یک موقعیت رهبر هستند، ضرورتاً در سایر شرایط ممکن است رهبر نباشند.

4 مهمترین عامل این است که رهبری به طور اتفاقی پدیدار نمی‌شود. الگوهای خصوصیات و تواناییهایی که ویژگیهای اختصاصی و فردی رهبران از غیر رهبران را تشکیل می‌دهند، به طور مداوم و ثابت تظاهر می‌یابند؛ بنابراین می‌توانند در گزینش رهبران توانا مفید باشند.

مطالعات ویژگیهای رهبری نشان می‌دهند که در مقایسه با سایر اعضای گروه، رهبران، تمایز فوق العاده ای در هوش، برجستگی تحصیلی، قابلیت اعتماد، مشارکت اجتماعی، طبع اجتماعی، ابداع، پشتکار، آشنایی با کیفیت انجام امور، اعتماد به نفس، بصیرت و بینش در موقعیتها، تعاون و همیاری، شهرت و مقبولیّت در میان عامه، سازگاری و تطبیق، فصاحت و بلاغت کلامی، دارا می‌باشند.

رهبری ممکن است به عنوان شکل مشخصی از تیزهوشی اجتماعی لحاظ شود. افراد تیزهوش از لحاظ اجتماعی، کسانی هستند که از لیاقت استثنایی در رشد و پختگی و روابط خلاق با افراد اجتماع برخوردار می‌باشند. آنها روابط اجتماعی را در میان مردم از طریق تشویق واقع گرایانه و انجام رفتارهای مثبت گسترش می‌دهند.

«جارکی» تیزهوشی اجتماعی را در یک نمونه از نوجوانان طبقات متوسطه و پایین اجتماعی (در سنین سیزده تا پانزده) مطالعه نمود. او این مشخصات را از طریق سؤالیه‌های جامعه سنجی، رتبه بندیهای معلمان و مقیاس رفتار تطبیقی به دست آورد که جمعاً ده خصوصیت بود:

1 جذابیت و آراستگی ظاهری

2 پذیرش از طرف اکثریت قابل ملاحظه همسالان و بزرگسالان

3 شرکت در اقدامات بزرگ اجتماعی مثبت و سازنده

4 تمایل به مسائل مربوط به قضاوت و سیاستگذاری در امور

5 همسان بودن با دیگران در عوض عدم صمیمیت و تظاهر و تصنع در روابط

6 رفتار غیر تدافعی و عدم ریاکاری

7 فقدان تنش و رهایی هیجانی ضمن اظهار هیجانی مناسب

8 توانایی ابقا و نگهداری روابط مداوم با دیگران

9 توانایی ایجاد رفتار سازنده در دیگران

10 صلاحیت و شایستگی فوق العاده برای تقلید موقعیتهای اجتماعی همراه با هوش، تفنّن و بصیرت

کودکانی که دارای توانایی عالی در رهبری می‌باشند، ممکن است در زمینه موفقیت، قابلی انتقاد، فقدان پیشرفت نسبت به این بخش امور دارای مسائلی باشند. نیازهای تربیتی رهبران توانا شامل موقعیتهایی برای تعامل گروهی، تشویق در یادگیری پیرو و تابع خوب بودن (به خوبی رهبری) تجربه اندوزی در تنظیم اهداف واقعی، راهنمایی در درک دیدگاههای متناوب در نیل به هدف، کمک در توضیح ارزشها و اولویتهای شخصی، یادگیری کار با افرادی که دارای نظامهای ارزشی متفاوت، کسب آگاهی از ماهیت پیچید و منظم مسائل انسانی و شناسایی از تفاوتهای فردی و ارزش حیات انسانی است.

حاصل پژوهشهای مربوط به تشخیص رهبری، پنج اسلوب زیر بوده است:

1 مشاهده رفتار در گروهها

2 انتخاب رهبری

3 معرفی یا درجه بندی به وسیله مشاهده

4 گزینش، درجه بندی و یا آزمون افراد در اثنای فعالیت شغلی و رهبری