۴. بحث ویژه
فهرستی از تعاریف تیزهوشی
توانایی هوشی فوقالعاده، عملکرد عالی در انجام امور، خلّاقیت فوقالعاده.
توانایی ویژه مربوط به هوشبهر عالی در یکی از زمینههای هنر، موسیقی، مکانیک، علم، روابط اجتماعی، رهبری و سازماندهی.
تحلیل مؤلفهها و اجزای یک مجموعه هوشی که کیفیات خارقالعادهای را در پردازش اطلاعات انسانی بازگو میسازد:
هماهنگی میان عملیات و فعالیتهای ذهنی.
توانایی انعطافپذیری و انجام فعالیت متناسب با ترکیب و مجموعهسازی اشیاء و پدیدهها.
تنظیم و ترتیب چند فعالیت.
توانایی حفظ و نگهداری مطالب.
استفاده از دانشها و معلومات شخصی در جای مناسب خود.
تجسم و تصوّر ذهنی چیزها.
بکار بردن نظام ذهنی مقتضی و متناسب با محیط.
برجستگی و تعالی در هوش عمومی.
سطحی از منحنی طبیعی یک زمینه خاص که بالاتر از 5/2 + انحراف معیار قرار میگیرد و از لحاظ فراوانی معادل[محل درج تصویر: gifted_children_psychology_chapter_004_image_01.png]8
4- تیزهوشی، ابعاد غیرهوشی و ذهنی را نیز شامل میشود.
افراد تیزهوش علاوه بر توانمندیهای خارقالعاده ذهنی و هوشی از ویژگیهای شخصیتی، علایق و سلیقههای خاص، رفتارهای ویژه، عقاید و نگرشهای اختصاصی و حتی خصوصّیات بدنی و جسمانی منحصر به فرد برخوردارند. از این رو ملاکهای تیزهوشی در تمامی ابعاد وجودی گسترش دارد. تفاوت تیزهوش با غیرتیزهوش صرفاً یک تفاوت هوشی نیست؛ بلکه او نیازها، تواناییها و رفتارهای خاصّ خود را دارد و فردیت و تمامیت وجودی او با دیگران متفاوت است؛ یعنی با افزایش هوش در میان افراد آدمی ویژگیهای غیرهوشی نیز دگرگون میشوند و خصایص متمایزکنندهای تکوین مییابد.
بنابراین تیزهوشی یک اصطلاح است نه یک لغت، و به عنوان یک اصطلاح، توانایی و ظرفیت فوقالعادهای در یادگیری و شناخت است که با خود ویژگیهایی را در ابعاد نگرشی، انگیزشی، شخصیتی، ذهنی (هوشی)، رفتاری، کلامی، اجتماعی، هیجانی و جسمانی همراه دارد.
5- هوش، پایه و بنیاد آموزش و پرورش است.
با توجه دقیق به معنا و توضیحی که از «هوش» به عمل آمد، به سادگی استنتاج میشود که اساس و بنیاد یادگیری را در آدمی، هوش وی تشکیل دهد. اگر انسان میتواند یاد بگیرد، به وجود هوش در وی بستگی دارد. بدون وجود هوش، زمینه یادگیری برای آدمی فراهم نیست و در نتیجه آموزشی نیز امکانپذیر نخواهد بود؛ نمیتوان به او چیزی آموخت و بدون آموزش، پرورش نیز وجود ندارد. میزان پرورشپذیری یک فرد به سطح آموزشپذیریاش مربوط است و میزان آموزشپذیری وی به سطح هوش او بستگی دارد. اگر یک مادر طرز غذا خوردن را به کودک خود یاد میدهد؛ اگر یک پدر به تأدیب اجتماعی فرزند خویش میپردازد؛ اگر یک معلم محتویاتی را به دانشآموز خود میآموزد؛ اگر یک دانشجو روش تحقیق خاصّی را فرا میگیرد، اگر یک کارآموز، حرفه و شغلی را میاندوزد، همه و همه به هوش یعنی توانایی یادگیری وی مربوط میشود.
سخن آخر آنکه اگر آموزش و پرورش وجود نداشته باشد، اهداف متعالی و مقدس عالَم آفرینش تحقق نخواهد یافت و پذیرش هدایت و ارشاد رسالت و نبوت و امامت در گرو میزان یادگیری و توانایی شناخت آدمیان است. لذا پایه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش بر یادگیری استوار است و یادگیری بر پایههوش قرار دارد.
6- حیات جامعه در گرو وجود تفاوتها است.
در میان افراد بشر، تفاوتهای گوناگونی وجود دارد که همه ما شاهد آن هستیم:نموخت و
تفاوتهای جنسی، سنی یا طبقهای، جغرافیائی، فرهنگی و...
یکی از این تفاوتهای بسیار اساسی و مهم، اختلاف مردم از لحاظ هوش است. این تفاوت، اختلافات زیادی را در میان انسانها، فراهم کرده و به همراه دارد.
«وَ قَدْ خَلَقَکُمْ اَطْواراً» (2)
«به تحقیق، خداوند شما را گونه گونه آفرید»
در فرمایش گهربار حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم، تفاوت میان انسانها همچون گوناگونی معادن و کانها قلمداد شده است:
«اَلنَّاسُ مَعادِن کَمَعادِنِ اّلذِّهَبِ وَاٱلفِضِّهِّ»(3)
«مردم معدنهایی هستند همچون معادن طلا و نقره»
همانگونه که در عالم طبیعت، معادن مختلفی دیده میشود؛ نظیر طلا، نقره، آهن، مس، فیروزه و، حقیقت هر انسانی نیز گوهری است خاصّ که آدمی مانند یک معدن، آن گوهر را ذخیره کرده است. وجود این تفاوتها اساس و شالوده و پایه زندگی افراد بشر و تمدن انسانی را تشکیل میدهد که اگر این تفاوتها نباشد، حیات و بقای فرد فرد آدمیان به مخاطره میافتد. چنانکه حضرت مولیالموالی امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند:
«لا یَزٰال الْنّاسُ بِخَیْرٍ ما تفاوَتُواْ فَاِذٰا ٱسْتَوَواْهَلِکُوا.»(4)
«همواره مردم در خیر و خوشی هستند؛ مادامی که با یکدیگر تفاوت دارند. پس هنگامی که برابر شدند، هلاکت و نابودی خواهند یافت.»
| آن تفاوت هست در عقل بشر زین قبل فرمود احمد (ص) در مقال اختلاف عقلها در اصل بود برخلاف قول اهل اعتزال تجربه و تعلیم بیش و کم کند باطل است این زانکه رای کودکی بگذرد زاندیشه مردان کار بردمید اندیشه زان طفل خرد خود فزون آن به که آن از فطرتست تو بگو داده خدا بهتر بود | که میان شاهدان اندر صور در زبان پنهان بود حسن رجال بر وفاق سنیان باید شنود که عقول از اصل دارند اعتدال تا یکی را از یکی اعلم کند که ندارد تجربه در مسلکی عاجز آید کارشان در اضطرار پیر با صد تجربه بوئی نبرد زان فزونی که ز جهد و فکرتست یا که لنگی راهوارانه رود |
|---|
***
| این تفاوت حق نهاد اندر زمان | تا بدانند اهل عرفان در جهان |
|---|
***
| این تفاوت عقلها را نیک دان هست عقلی همچو قرص آفتاب هست عقلی چون ستاره آتشی زانکه ابر از پیش او چون واجهد عقلهای خلق عکس عقل او عقل کل و نفس کل مرد خداست | در مراتب از زمین تا آسمان هست عقلی کمتر از زهره و شهاب هست عقلی چون چراغ سرخوشی نور یزدان بین خردها بر دهد عقل او مشکست و عقل خلق بو عرش و کرسی را مدان کز وی جداست |
|---|
***
| اینچنین باشد تفاوت در امور | مرد کامل این شناسد در ظهور |
|---|
7- توجه به تیزهوش، اساس بقاء و توسعه جامعه است.
هر جامعهای که به بقاء و پیشرفت خودش میاندیشد، استعدادهای درخشان خود را در کانون توجّه قرار میدهد. بطور کلی سالهاست که یک حرکت جهانی آغاز و به سمت توجّه ویژه در قبال نخبگان و تیزهوشان، جهتگیری شده است.
کشورهایی که خود را با این حرکت همگام نمیکنند، فقط در حال توقف نیستند، بلکه روز به روز سیر قهقرایی را میپیمایند و با این کاروان، فاصلهبسیار زیادی را میگیرند.
برای جامعه 80 میلیون نفری ما با احتساب 16 درصد تقریباً معادل 12 میلیون و 800 هزار نفر استعداد درخشان و 482 هزار نفر تیزهوش در اقشار سنّی و جغرافیایی و جنسی مختلف وجود دارد. این نخبگان بطور بالقوه یا بالفعل شغلهایی را در سطح جامعه انجام میدهند که به حیات و بقای آن بستگی دارد. اگر ما تصور کنیم که به این شغلها و شاغلین نیازی نداریم، درواقع میپنداریم که هیچگونه پیشرفت فرهنگی، اقتصادی، تجاری و صنعتی نمیخواهیم؛ دانشگاه نمیخواهیم؛ امنیت و توان دفاعی نمیخواهیم، به حیثیت و اعتبار جهانی خویش بهایی نمیدهیم و برای ما افتخارات و سرافرازیهای علمی و اجتماعی در تاریخ حیات بشری بیاهمیت است. به عنوان مثال کسی که یک هواپیما را به پرواز در میآورد و مأموریت خویش را انجام داده و به سلامت فرود میآید، از توانمندی خاصّی برخوردار است که اقتضای بهرههوشی حدود 140 را میکند، یعنی یک تیز هوش است. بنابراین کشور و جامعهای که تیزهوش نمیخواهد. خلبان نیز نمیخواهد. پس نیروی هوایی (بنیه دفاعی) و شبکه ترابری نمیخواهد. اگر بپذیریم که حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی یک کشور و حتی حداقل شبکه ترابری و حمل و نقل، نقش استراتژیکی و حیاتی را برای بقای یک ملت ایفا میکند، بدین معناست که این کشور نه تمامیت ارضی میخواهد و نه حیات و امنیت ملی.
از سوی دیگر عدم توجه به تیزهوش، موجب آسیب روانی وی خواهد شد. برخی از بیماریهای روانی خطرناک، خاصّ افراد باهوش میباشد. بزهکاری اجتماعی، استبداد و استعمار، ابداع عقاید و مکاتب و فرق ضاله و گمراهکننده، تولید و توسعه صنایع زیانبار و بسیاری از آسیبهای دیگر، ثمره عدم توجّه ویژه نسبت به فرد تیزهوش است.
8- تعبیر «تیزهوشی» دارای یک اساس روایی است.
پیش از آنکه در متون کهن ادبیات غنی فارسی، واژه «تیزهوشی» استعمال شود، برای نخستین بار مترادف آن در مضامین عالیه روایی و نقلی اسلام به کار برده شده است. در کتاب شریف «غررالحکم» که مجموعه سخنان آسمانی حضرت مولیالموالی امیرالمؤمنین علیه آلافالتحیه والثناست، تعبیر روایی «تیزهوشی» بیان گردیده است.
«بالْاَدَبِ تُشْحَذُ الْفِطَنُ»(1)
«همانا جز این نیست که با ادب، زیرکیها و هوشها تیز میگردند»
«شَحذ» در لغت به معنای تیز کردن اطلاق میشود. و «فِطَن» جمع «فطنت» به معنای زیرکی و هوش است. گویا هوش و زیرکی همچون یک کارد، قابل تیز و کُند شدن است. بنابراین به نظر میرسد که منشاء چنین تعبیری (تیزهوشی) در تاریخ ادبیات فارسی و کاربرد آن به منزله یک اصطلاح علمی (در روانشناسی)، در جوامع و متون روایی و نقلی مکتب مبین اسلام نهفته است.
با توجه به بررسیهای مقایسهای ما از حیث مفهومپردازی و تخصیص اصطلاحات، در هیچیک از تعابیر علمی موجود در زبانهای گوناگون، نظیر چنین تعبیری – چنانکه در متون اسلامی و به تبع آن در ادبیات فارسی اطلاق گردیده – استعمال نشده است؛ حتی تعبیر عربی آن نیز، چنین نیست: «المتفوق» به معنای فرد بلندمرتبه و عالیرُتبه است.
تعبیر «تیزهوشی» با این توصیف، اساس و پایهنیرومند نقلی و روایی دارد: «شَحْذُالْفِطْنَهِ». بر این اساس، هرگونه تبیین و تفسیر و شناخت از چنین افرادی (نخبگان) باید با عنایت دقیق به دلایل چنین تعبیری، انجام گیرد: اینکه هوش و زیرکی ابزاری است که میتواند به بریدن چیزها یاری دهد. توصیف مزبور نشاندهنده آن است که تفسیر سرعت و شتاب از «تیزی» چنانکه در ترکیب تیزهوشی به کار رفته است، باید مورد بازنگری واقع شود.
محتوای روایت شریفه علاوه بر آن بیانگر آن است که اگر عاملی پس از جنبههای وراثتی سبب افزایش تیزی و بُرش و تقویت زیرکی و هوش شود، «ادب» فرد است.
9- تیزهوشی در ابعاد گوناگون گستردگی دارد.
«تیزهوشی» به معنای وسیع اصطلاحی، علاوه بر توانایی فوقالعاده و برجسته در یادگیری و شناخت توأم با ویژگیهایی در ابعاد نگرشی، انگیزشی، شخصیتی، ذهنی، رفتاری و حتی جسمانی است.
علایق گسترده و نیازهای خاصّ نظیر: کنجکاوی، پیشرفت علمی، خودگردانی، قوام و پایداری انفرادی، تعاون، کمال و تعالیجویی، نظم و امنیت و سرگرمیهای خاص از خصایص انگیزشی تیزهوش است.
در حوزه تواناییهای ذهنی و شناختی، وسعت اطلاعات، ادراک سریع، توجّه فوقالعاده، تفکر قیاسی خاصّ، حفظ، قضاوت مستقل، وحدت ذهنی، انعطاف فکری، بینش و سازماندهی شناختی ویژگیهای تیزهوش را تشکیل میدهند.
صداقت، ثبات خلقی، شوخطبعی، خوشبینی، هیجانپذیری، خودکفایی در امور، احساس مسئولیت و محبوبیت، برخی از صفات شخصیتی تیزهوش هستند.
در قلمرو رفتاری افراد تیزهوش، فعالیت فوقالعاده، تحرک برتر، سازگاری اجتماعی برجسته و توانایی قابل ملاحظه کلامی بروز دارد.
ویژگیهای نگرشی تیزهوش را خودباوری مثبت، انتقاد از خود، عزّت نفس، موضع درونی نظارت، اسناد درونی، خودسنجی و کفایت خود تشکیل میدهد.
افراد تیزهوش از لحاظ جسمانی، از سلامتی قابل ملاحظه، نیرومندی و رشد پیشرس برخوردارند.
اما آنچه که خصایص مشهود و محوری نخبگان را تشکیل میدهد، فهرستی است که به کوشش برخی از نظریهپردازان فراهم و عرضه شده است:
هوشبهر افراد تیزهوش حداقل معادل 140 است.
در مقایسه با همسالان، نگرش منفی کمتری نسبت به مدرسه نشان میدهند.
تقریباً نیمی از آنها قبل از شروع مدرسه، توانایی مطالعه و خواندن را دارند و 20 درصد آنها قبل از 5 سالگی به این توانایی نایل میشوند.
نیمی از آنها توسط والدین به عنوان توانمند در حساب و[محل درج تصویر: gifted_children_psychology_chapter_004_image_02.png]
بطور کلی در هر سنّی توانایی برجستهای بروز دارد. علاقه به یادگیری و خواندن، درک و فهم سریع، کنجکاوی اشباعناپذیر، اطلاعات وسیع، حافظهنیرومند، تکلم زودرس، وسعت دایره لغات و ترجیح همبازیهای مسنّتر، حوزههای این توانایی فوقالعاده را تشکیل میدهند.
آنها دوست دارند در تمام زمینههای موفقیت، قوی باشد. مشابهتها و همسانیهای آنان از لحاظ تواناییها، کمتر از افراد عادی است.
نسبت به سن خودشان، توانایی تحصیلی بیشتری بروز میدهند.
در مقایسه با غیرتیزهوشان، به جنبههای انتزاعی، تجسمی و تصوری، علاقه بیشتری نشان میدهند؛ مثل شرکت در بحث، ادبیات و نمایشنامه، و کمتر به موضوعات عملی تمایل نشان میدهند؛ نظیر شیوه نویسندگی، خیاطی، و هنرهای دستی، اما تفاوتی در ورزش و بازی دیده نمیشود.
ابراز علایق آنها بیشتر است،[محل درج تصویر: gifted_children_psychology_chapter_004_image_03.png][محل درج تصویر: gifted_children_psychology_chapter_004_image_04.png]
مطالعات آنها طیف وسیعتری دارد: علوم، تاریخ، شرح حال، سفرنامه، آداب و رسوم باستانی، قصههای کهن، قصههای علمی، شعر، نمایشنامه. و کمتر سرگذشتهای ماجراجویانه، افسانهها و داستانهای احساسی را میخوانند.
فهرست کوتاهتری از این توصیف را میتوان به دست داد که به وسیله روانشناسان عرضه گردیده است:
دایره لغت پیشرفتهتر از سنّ
علاقهپیشرس به کتاب و مطالعه
توانایی مطالعه زودرس و خودآموزی در مطالعه، در سنین 2 تا 3 سالگی
مطالعه و خواندن به طور مستقل و انفرادی
مطالعه سریع و بازخوانی ساده اطلاعات واقعی اساسی
درک سریع روابط اثر – مؤثّر (سبب – مسبب)
سطحی عالی از کنجکاوی که با «چطور» و «چرا» سؤال میشود
لذت از معاشرت و بسر بردن با بزرگترها و افراد مسنّتر
پیگیری علایق و جمعآوری اشیاء
بذل توجه طولانی بر طبق سنّ
منطبق کردن خود با موازین و ملاکهای عالی
پختگی و رشد در بذلهگویی و شوخطبعی بر طبق سنّ
ترجیح قائل شدن برای چیزها و تجارب نو و رقابتآمیز
نگهداری اطلاعات
تعالی در طرحریزی حل مسأله و تفکر انتزاعی در مقایسه با همسالان
توانایی تعمیم سریع از اصول و جستجو و پیگیری شباهتها و تفاوتها
دارا بودن خزانه وسیع غیرعادی از اطلاعات دربارهتنوعی از موضوعات
گرایش به انجام ساده فعالیتهای عادی و روزمره
توجه به مباحث اخلاقی، سؤالاتی از درستی و نادرستی و موضوعات بزرگسالی نظیر مذهب و سیاست
با تفصیل فوق، ویژگیهای هوشی و ذهنی تنها بخش کوچکی از خصایص تیزهوشی فرد را تشکیل میدهد و اهمیت خصوصیات غیرهوشی این افراد قابل ملاحظهتر است. این خصوصیات را در قالب یک فهرست تشخیصی کوتاه و روشن میتوان عرضه کرد؛ به گونهای که به خانوادهها و اطرافیان کودکان و نوجوانان یاری دهد تا آنان را شناسایی و کشف نمایند. خصوصیت مزبور را در مقایسه با همسالان باید مورد مطالعه قرار داد: