پرش به محتوای اصلی

۷. بررسی یافته‌ها

۶ دقیقه مطالعه

ابهامات ارزشی و نظری در مفاهیم

«تیزهوشی» به عنوان یک اصطلاح و مفهوم خاصّ، هنوز در محور و کانون مطالعات، پژوهشها و نظریه‌پردازیها قرار دارد. فقدان یک اجماع و توافق اساسی در حدود و مرزهای مفهوم تیزهوشی، در میان روان‌شناسان و روان‌سنجها موجد مسائلی در حوزه‌های تشخیص، تعلیم، تربیت و مشاوره ویژه گردیده است.

پیش از این، تیزهوشی به عنوان یک اصطلاح و مفهوم گسترده و فراگیر ­که ویژگیهایی ورای هوش صِرف را دربر می‌گیرد و شامل مجموعه‌ای ویژه از استعدادها، خصوصیات شخصیتی و الگوهای رفتاری می‌گردد مورد تأکید قرار گرفته است، بگونه‌ای که ابزارهای موجود قادر به شناسایی کلیه ابعاد مذکور نیستند.

باید خاطرنشان ساخت که تیزهوشی و توانمندی فوق‌العاده ذهنی به عنوان یک ساختار گسترده از طریق هوش‌سنجهای موجود قابل تشخیص نیست. لذا ضرورت آزمونهایی که عملیات فکری را به‌صورت یک کل دارای اجزاء با تأثیر متقابل بسنجند، مشهود است. از این رو، «اصطلاح Q.I. (پردازش اطلاعات انسانی) به عنوان جایگزینی برای مفهوم I.Q. (هوشبهر) پیشنهاد شده است. کیفیات خارق‌العادهپردازش اطلاعات انسانی شامل هماهنگی عملیات هوشی، توانایی انعطاف‌پذیری در ترکیب، شناسایی سلسله مراتب اهداف میانی و بازسازی آنها، توسعه ظرفیت حافظه، توانایی تعمیم و ایجاز تصاویر ذهنی و کاربرد یک نظام اقتضایی می‌شود».1

تاکنون نشان داده شده است که عدم کفایت هوش‌سنجها در تشخیص تواناییهای ذهنی و ابهام در مرزهای مفهوم «تیزهوشی» (به عنوان یک اصطلاح گسترده)، اساسی‌ترین مسائل نظری را در مبانی تشکیل می‌دهند. یافته‌های جدید نیز کماکان به معضلات مزبور در حوزه مبانی نظری، عنایت دارند.

استنتاج می‌شود که ابهامات نظری علاوه بر مفهوم تیزهوشی شامل واژه مزبور نیز می‌شود. ظاهراً لفظ «تیزهوشی» با خود معنایی را متبادر می‌سازد که گویای نوعی استحقاق، شایستگی و فضیلت برای فرد شناخته شده بدین عنوان است. شاید این تبادر در وهله اول در فرهنگ و نظام ارزشی و اجتماعی خاصّی (فرهنگ لاتین و انگلوساکسون) مشهودتر باشد؛ اما با کمی تعمّق در کلیه جوامع و نظامهای ارزشی به چشم می‌خورد. تصور عامه و افکار عمومی از واژه «تیزهوش» (Gifted) برای فرد متصف بدان، فضیلت و ارزشی اخلاقی را برداشت می‌کند که ممکن است وی واجد آن نباشد. از سوی دیگر همین برداشت می‌تواند موجد آسیبهایی برای فرد تیزهوش گردد؛ یعنی به صرف وجود قابلیتهایی درخشان که از سوی جامعه نسبت به وی اسناد داده می‌‌شود، حتی از برخی حقوق اولیهانسانی در مقایسه با سایر افراد اجتماع، محروم گردد؛ زیرا که خود می‌تواند «گلیم خود را از آب بیرون کشد» و نیازی به توجه ویژه ندارد.

از این رو اصطلاح «تیزهوشی» نیز به عنوان یک اصطلاح وسیع در پرده‌ای از ابهام قرار دارد و تعاریف موجود، کفایت لازم را به عنوان مبانی تشخیص و تعلیم و تربیت ویژه دارا نیستند؛ تا جایی که گرایشهای مبتنی بر رویکرد عضوشناختی و عصب‌شناختی و عملکردگرایانه در محافل نظریه‌پردازی تجلی می‌کند. فرض بر آن است که محیط غنی و متنوع و نیرومندی برای تسهیل جریان یادگیری توسط دستگاه عصبی مرکزی، فراهم می‌شود. لذا تعریف عصب‌شناختی از مفهوم تیزهوشی مناسبت می‌یابد؛ بگونه‌ای که بتوان تغییر در تعریف را به دگرگونی در واژه نیز تعمیم داد تا لفظی عاری از بار ارزشی و اخلاقی بدست آورد.

بدینسان می‌توان برای جریان تشخیص و تعلیم و تربیت و حیطه‌های توجّه به تیزهوش، بنیادهایی نو ریخت. چرا که مفاهیم، پایه‌های تشخیص را تشکیل می‌دهند و تعلیم و تربیت بر مبنای تشخیص و گزینش پا می‌گیرد.

تمهید هرگونه موقعیت تربیتی و اجتماعی مقتضی یک فرآیند تشخیص معتبر و تعاریف جامع و مانع است. در این میان، فرهنگها (و از جمله نظامهای ارزشی اقلیت) می‌توانند نقشی مهم را در تعلیم و تربیت استعدادهای درخشان ایفا نمایند. اما مفاهیم مبهم و برخی جنبه‌های نظری که در قالب دستاوردهای ارتباطی و بیانی فرهنگها پدید می‌آید، ممکن است به سوءتفاهم متقابل و بالمآل شکاف هرچه بیشتر میان فرد تیزهوش با فرهنگ و جامعه بینجامد و چنانکه ذکر شد به فقدان رسیدگی و توجّه کافی نسبت به تیزهوش منجر گردد. با این توضیح انتخاب واژه‌ها و مفاهیمی مناسب برای تسمیه افراد مورد بحث – بر پایه توجّه تام به محتوای فرهنگ و نظام ارزشی جامعه – رکنی اساسی در تعلیم و تربیت ویژه بشمار می‌آید.

تفکر متمایز، اساس سرعت یادگیری و عملکرد

ادراک، روش یادگیری و تفکر، موضوعات بررسیهای جدید را تشکیل می‌دهند. پیش از این یافت شده است که ویژگیهای شناختی تیزهوش از ابعاد متمایزکنندهآنان بشمار می‌آید:

دقت و تنوع در ادراک، وسعت اطلاعات، سرعت در کسب اطلاعات، توانایی و مهارت زودرس فوق‌العاده در مطالعه، توانایی پیش‌بینی و تمرکز در توجّه از خصایص ادراکی و یادگیری تیزهوشان بشمار می‌آید و رشد فوق‌العاده در استدلال قیاسی، گستره پاسخها، سرعت در حل مسأله و برتری در حل مسائل کلامی فضایی (بویژه در تیزهوشان برجسته ریاضی) ویژگیهای تفکری و خلّاقیت را نشان می‌دهد. با این تأکید که تواناییهای شناختی تیزهوشان تحت تأثیر جنسیت قرار دارد.

ظاهراً سازگاری ادراکی افراد تیزهوش با موقعیتها و محرکات واقعی، برجستگی ویژه‌ای دارد؛ به گونه‌ای که این امر، پایه‌ای را در اسلوب یادگیری آنها تشکیل می‌دهد: یک بررسی کلی، استنباط محتوی و مضمون مطلب، تجزیه ساختار به عناصر متشکّله و بررسی روابط میان آنها، توجّه و پیگیری رشته محوری و کانونی مطلب، ارزشیابی محتویات درک شده بر اساس ملاکها و معیارهای اصولی، و سرانجام ایجاد رابطه میان مطالب ادراکی با حوزه کلی و بنیادی آن، فرآیند ادراک و یادگیری فرد تیزهوش را تشکیل می‌دهد که ماهیتاً از روش مطالعه فرد عادی متمایز است: تلفظ شمرده شمردهواژه‌ها و لغات امکان دلالت‌یابی، تحلیل عناصر و پیگیری محور بحث را به خواننده نمی‌دهد و طبیعتاً منجر به استنتاجهای غیردقیق، لغزش‌آلود و بطیء می‌شود. با این توضیح که تلفظ واژگان و لغات، ارتجالاً درک معانی را تحت‌الشعاع قرار داده و از سیر در محتوی و مضمون و ایجاد ارتباط معنوی بازمی‌دارد. از این رو فرد عادی علاوه بر آنکه درک بطیء و کند دارد، در سازماندهی معانی نیز ناموفق است.

از سوی دیگر فرد تیزهوش، ظرف را فدای مظروف می‌کند و به سرعت از لفظ گذشته در جهان معنی سیر می‌نماید. لذا سرعت یادگیری در میان افراد تیزهوش یکی از شاخصهای آنان بشمار می‌آید.

روش یادگیری تیزهوش همانگونه تمایز ذاتی دارد که تفکر وی ماهیتاً متمایز است. اصولاً فرآیند یادگیری مزبور مبتنی بر تفکر ویژه تکوین می‌یابد. عناصر چنین تفکری را در استنباط، تحلیل، ارزشیابی و ایجاد رابطه می‌توان مورد مداقه قرار دارد. این استنباط و تحلیل ساختار، ملازم با برجستگی در استدلال قیاسی و قابلیت تجسم فضایی است که منجر به سرعت یادگیری و در پی آن سرعت در سایر الگوهای رفتاری می‌شود.

اما تأثیر جنسیت در برجستگیهای فضایی و سرعت عملکرد مربوطه، در حوزه کلی نقش آن در توانمندیهای شناختی واقع می‌شود. علاوه بر آن، مجدداً گستره پاسخهای همگرا و وسعت اطلاعات به عنوان یک شاخص از تیزهوشی بروز دارد؛ اما این‌بار در حوزه علم فیزیک مصداق می‌یابد.

این‌طور استنباط می‌شود که فرآیند شناختی تیزهوش دارای مراحلی اساسی و پیاپی (مشتمل بر توجّه، ادراک، تفکر، یادگیری، حفظ، خلّاقیت و وحدت) است. تمرکز در توجه متداوم، ادراک دقیق و متنوع، استدلال قیاسی و تحلیل ساختار در تفکر، سرعت در یادگیری معتبر، تکوین یک نظام منجسم یادداری و نگهداری، کشف و ایجاد روابط جدید در بُعد خلّاقیت و سرانجام یگانگی و وحدت‌یافتگی سازمان‌شناختی، گامهای اساسی جریان‌شناختی تیزهوش را تشکیل می‌دهند.