۳۶. فصل هفتم
بینش و خلّاقیت
«مطالعه راهبردی»
در این مقاله تأکید میشود که توسعه مهارتهای مشاهدهای و کسب بینش میتواند موجب کشف حقایق جدیدی از هستی و تقویت خلّاقیت گردد. مطالعه راهبردی بر اساس عناوین ویژهای مورد بررسی قرار میگیرد: مسألهیابی و خلّاقیت، جنبههای معنوی و بیانی خلّاقیت، رفاه اقتصادی و توسعه خلّاقیت، مؤلفههای اساسی تیزهوشی کلامی، مشکلات کلامی تیزهوشان، بلوغ حرفهای تیزهوش و عوامل مؤثر بر آن، و ریشههای پیشرفت تحصیلی. بحث ویژه این مقاله را بررسی نظری رابطه «خلّاقیت کلامی و بلوغ حرفهای» تشکیل میدهد.»
میدانیم که ادراک پدیدههای طبیعی، پایه و بنیاد آفرینندگی و خلّاقیت است و در میان ادراکات حسّی آدمی، بینایی جایگاه منحصر به فرد و ممتازی دارد. پس از گذشت دوران طفولیت، در سالهای نوجوانی ابراز شناسایی پدیدههای طبیعی و تصنعی (مانند یک اثر حجمی از یک هنرمند مجسمهساز)، گاهی ساعتها به طول میانجامد؛ بویژه افراد خلّاق که با دیدن اثر، به یک سیر معنوی در جهان اندیشهها و افکار صاحب اثر میپردازند تا جایی که دیگر، اثر دیده نمیشود و بر مبنای یک تجانس معنوی، صاحب اثر جای اثر را میگیرد.
از طریق مشاهده آثار هنری حجمی، زمینههای خلّاقیت مهیا میگردد: تقویت مهارت مشاهده برای کودکان و نوجوانان خلّاق، مجال دادن به آنها در مشاهده و بازدید از پدیدهها و اشیاء محیطی، شرح صدروالدین و مربیان (از این حیث که فعالیت بصری مزبور در ظرف زمانی معینی نمیگنجد)، همه و همه مصالح اولیه تفکر خلّاقانه را فراهم میآورد؛ مصالح و مفاهیم خاصّی که صرفاً از طریق مشاهده حاصل میشود. از آن رو که پدیدههای محیطی بیش از آنکه معمولاً به تصور میآید، مفاهیم و حقایقی را با خویش حمل کرده و به بیننده انتقال میدهند. این مشاهده دقیق برای عبور از ظاهر اشیاء به باطن و حقیقت آنهاست و «اعتبار» نامیده میشود:
| اعتباری گیر تا یابی صفا | از درون انبیا و اولیا(1) |
|---|
در متون نقلی و روایی معارف اسلامی برای عبرتگیری و پندجویی، جایگاه ارزشمند و گرانقدری اختصاص یافته است. عبرتجویی موجب برخورداری از رحمت الهی، روشن شدن امور، راهیابی به سوی رشد، کسب بصیرت و بینش و پشتگرمی در کارها و کاهش لغزشها و خطاهاست؛ تاجاییکه روایت شده است:
لا فِکْرَ لِمَنْ لا اِعْتِبارَ لَهُ (2)
«برای کسی که پند نمیجوید و عبرت نمیگیرد، اندیشهای نیست.»
چنانکه معنی کردهاند: «عبرت، چیزی است که به اندیشه، سود میرساند تا به حق برسد.»4 آنگاه است که بینش رازهای هستی و حقایق اشیاءدست میدهد:
| به صنع حقنگر تا راز بینی اگر اشیاء چنین بودی که پیداست که با حق، مهتر دین گفت: الهی! | حقیقتهای اشیاء بازبینی سوال مصطفی (ص) کی آمدی راست به من بنمای اشیاء را «کماهی».5 |
|---|
ذره ذره پدیدهها و اشیاء جهان هستی، موضوع و اساسی برای بینش و پندجویی و عبرتگیری هستند. برای کسی که از توان و قابلیت اندیشه برخوردار باشد، در هر چیزی پند خاصّ وجود دارد و عالم و جهان هستی برای اهل پند و عبرت فراهم آمده است. هرچه که قابل نگریستن و دین باشد، پند و عبرتی خاصّ در خود، نهفته دارد. پس موجبات پند و عبرت، بسیار زیاد، ولی عبرتجویی، بسیار قلیل است؛ چنانکه فرمودهاند:
ما أُکْثَرَ العِبَرَ وَ اَقَلَّ الْاِعْتِبارَ (3)
«چه بسیار است عبرتها و چه اندک است عبرتجویی»
امّا دیدن، عبرت و بینش، مهارتی است خاصّ و شرایط و آدابی ویژه دارد.
| عبرت و بیداری از یزدان طلب | نز کتاب و از مقال و حرف و لب1 |
|---|
پس عبرت با بیداری و اندیشه ملازمت دارد و به سبب تأمل در امور و کسب بصیرت و بینش در هستی حاصل میشود:
| چیست هستی بند چشم از دید چشم | تا نماید سنگ گوهر پشم یشم1 |
|---|
بینش و بصیرت، معرفت را ثمر میدهد و هرجا که معرفتی حاصل آید، عبرتی کسب میشود. پس عبرت، عبور و گذار از خانه خیال و عدم به عالَم حقیقت و هستی است تا گوهر و ذات پدیدهها و ظواهر آشکار و شناخته شود.
| آنکه سرمه نیستی در میکشد چشم او خانه خیالست و عدَم چشم من چون سرمه دید از ذوالجلال تا یکی مو باشد از تو پیش چشم یشم را آنگه شناسی از گهر | باده از تصویر شیطان میچشد نیستها را هست بیند لاجرم خانه هستی است نی خانه خیال در خیالت گوهری باشد چون یشم کز خیال خود کنی کلّی عبر1 |
|---|
خلّاقیت به منزله کشف حقایق هستی، بر پایه درست دیدن، مشاهده نیکو و کسب عبرت و بینش پدید میآید. یافتهها و دستاوردهای جدید تحقیقاتی و پژوهشی نیز به حوزه خلّاقیت و پیوند آن با تیزهوشی کلامی و بلوغ حرفهای معطوف است. نقش مسأله در خلّاقیت، ابعاد معنوی و بیانی خلّاقیت، تأثیر رفاه اقتصادی در توسعه خلّاقیت، مؤلفههای اساسی تیزهوشی کلامی، معضلات و مشکلات کلامی تیزهوشان، بلوغ حرفهای تیزهوشان و سرانجام ریشههای پیشرفت تحصیلی، مباحث جدید ناشی از افقهای پژوهشی نو را تشکیل میدهند:
یافتههای جدید
خلّاقیت: «تکالیف تجسّم و مجسمهسازی و شبیهسازی میتواند موجب افزایش خلّاقیت شود. دانشآموزان تیزهوش پایههای سوّم و چهارم ابتدایی، با به کارگیری این تکالیف، اصالت و توصیفات حسی برجستهای بروز دادند.»15
«یک ساختار مشکلگشایی خلّاقانه، مشتمل بر 6 مرحله برای دانشآموزان تیزهوش و مستعد بکار گرفته شد: 1- یافتن آشفتگیها؛ 2- یافتن اطلاعات؛ 3- یافتن مسائل؛ 4- طرحیابی؛ 5- راهحلیابی؛ 6- پذیرشیابی.»27
«در یک پژوهش، انواع متفاوت مسألهیابی در ارتباط با انگیزه ذاتی و روشهایی عملی در کلاس درس، مرور میشود. با توجه به این پژوهش عنصر خلّاقانه تیزهوشی بستگی به مهارتهای مسألهیابی دارد؛ به همان اندازه که به حل مسأله ارتباط مییابد. تمایز میان تشخیص مسأله و تعریف آن، به روشنی بیان میشود.»22
مبانی: علیرغم آنکه «ترمن» یکی از پیشگامان پرورش و روانشناسی تیزهوش بود، امّا ضعفها و کمبودهایی در مطالعات وی وجود داشت: غرضورزی درباره زنان و برخی گروههای نژادی.»28
روانشناسی: «ترجیحات مربوط به سه روش یادگیری (تعاونی، رقابتی و انفرادی) در ارتباط با مواد درسی ریاضی، علوم و زبان انگلیسی در میان دختران و پسران تیزهوش مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که روش تعاونی، تفاوت جنسی ندارد. در درس ریاضی، پسران دو شیوه انفرادی و رقابتی را بیش از تعاونی ترجیح میدهند و دختران به روش انفرادی بیش از دو شیوه دیگر، بها میبخشند. روش تعاونی مستقل از بازدهای پیشرفت تحصیلی بود.»17
«بررسی اسناد علّی دختران تیزهوش در پایههای سوّم، ششم و نهم تحصیلی نشان میدهد که آنها، شکست تحصیلی خود را در ریاضیات به وجود پسران تیزهوش، اسناد میدهند؛ حال آنکه برای غیر تیزهوشان، اسنادی که به جنسیت ربط داشته باشد، یافت نشد.»13
«شرایط محیطی دختران و پسران مسلمان هند (سیزده تا نوزده ساله) از لحاظ انگیزه پیشرفت، خلّاقیت، هوش و پیشرفت تحصیلی در چهار طبقه فرهنگی- اقتصادی بررسی شد. گروهی که از شرایط اقتصادی بالا و فرهنگی محروم برخوردار بودند، بیشترین عملکرد را نشان دادند. نتایج نشان داد که نظمبندیهای محیطی و شرایط اقتصادی در رشد روانی- اجتماعی افراد مؤثر است.14
تشخیص «در مقایسه ویژگیهای تشخیصی سه گروه نژادی سفیدپوست، سیاهپوست و اسپانیولی افراد تیزهوش آشکار شد که سفیدپوستان بیش از دو گروه اقلیت، متقاضی ارزیابی کودکان خود به منظور جایدهی در برنامه ویژه تیزهوش و مستعد بودند.»24
«تعاریف و نظریات متعددی از تیزهوشی وجود دارد. ساختار تیزهوشی به مهارتهای شناختی بیش از تواناییهای تحلیلی ربط مییابد. ضرورت روایی و پایایی هوش سنجها هنوز ملموس است.»20
«علیرغم آنکه تفاوتهایی در گزینش رشته تحصیلی در میان پسران و دختران تیزهوش سیزده تا شانزده ساله وجود دارد، سطح توانایی و عملکرد آنها یکسان است. از دیدگاه دانشآموزان موفق و پیشرفته تحصیلی، ابزار SAT از ابزار ACT، از توانایی روایی بیشتری برخوردار است.»25
مشاوره: «یک نظام مشاورهای درون مدرسهای برای پرورش تیزهوش با تأکید بر خدمات رسانی در داخل کلاس و مستقل از اقدامات کارکنان اداری مدرسه پیشنهاد میشود. معلّمان و کارشناسان در تشریک مساعی متقابل به تحقق آن یاری میدهند.»29
«جریان کتاب درمانگری به طور پویا و تقابلی میان فرد و ادبیات، از طریق محاوره ساده با تأکید بر اهمیت واکنش احساسی خواننده به ادبیات به روشنی تعریف میشود. کتاب درمانگری میتواند به رشد احساسی و هیجانی کودکان تیزهوش یاری دهد. تقابل میان کتب میتواند به کودکان کمک کند تا به درک احساسات خاصّ خویش بپردازند.»23
«در هر برنامه پرورشی ویژهای، کودکانی تیزهوش از گروههای اقلیت و طبقات اقتصادی کم درآمد یافت میشوند. یک برنامه ویژه با تشخیص تیزهوشان چهار تا هشت ساله با تأکید بر آموزش والدین به کار گرفته شد. یافتهها آشکار ساخت که مدارس میتوانند به جوامع خدمتکنند؛ مشروط بر آنکه موقعیتهایی برای رشد و پرورش والدین فراهم سازند؛ چنانکه برای کودکان بوجود میآورند.»26
«هویتیابی شغلی تیزهوشان پایههای هفتم و هشتم بیش از افراد متوسط نیست. این یافته با نتایج مطالعات قبلی، تناقض دارد. همچنین نشان داده شد که تیزهوشان موانع حرفهای کمتری را برداشت مینمایند، تعامل جنسیت و دوره تحصیلی وجود دارد، پسران تیزهوش در مقایسه با افراد غیرتیزهوش، بیش از دختران تیزهوش به اطلاعات شغلی نیاز دارند و سرانجام علائق و آمال شغلی پسران تیزهوش در مقایسه با دختران تیزهوش، از طیف گستردهتری برخوردار است.»16
«ناتواناییهای نوشتاری تیزهوشان پایههای اوّل تا ششم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در مقایسه با افراد عادی، دانشآموزان تیزهوش در نوشتارهای انشایی و ترکیبی، برتری دارند. در مهارتهای شناختی نوشتاری ضعیف تیزهوشی ممکن است بازتاب کمبودهای رونویسی باشد؛ نه آنکه به کمکاری، خستگی یا حوزه انگیزشی ربط داشته باشد.»30
آموزش: «دانشآموزان تیزهوش پایههای تحصیلی سوّم تا پنجم در دو نوع شرایط آموزشی (عادی و تفکیکی ویژه) با همسالان متوسط مقایسه شدند. تیزهوشان در برنامه آموزشی تفکیکی ویژه، نمره بالاتری از لحاظ مهارتهای شناختی عالی، کسب کردند؛ یعنی تفکیک تیزهوش بیشترین تفاوت را در رشد شناختی آنها فراهم میآورد.»21
«پنج نوع خدمات آموزشی برای تیزهوشان پایههای دوّم و سوّم تحصیلی مقایسه گردید: کلاسهای عادی، اتاقهای مرجع، گروهبندی بر اساس توانایی در کلاسهای تفکیکی، مدارس ویژه، بدون برنامه ویژه. دانشآموزان تیزهوش در مقایسه با همسالان متوسط از لحاظ هوشی، بر اساس مقایسه نمرات پیشرفت تحصیلی، در مدارس ویژه و کلاسهای تفکیکی، بیشترین نمره را بدست آوردند و تفاوتهایی از لحاظ خودباوری و ویژگیهای یادگیری نیز حاصل شد.»12
«یک برنامه غنی سازی با عناصر: سطوح پیشرفت تحصیلی مرتبط با غنیسازی در کلاسهای عادی، گستره تنوعپذیری در داخل کلاسهای ویژه تیزهوش و عوامل مرتبط با تنوعپذیری تحصیلی در میان دانشآموزان تیزهوش و متوسط نه تا چهارده ساله اجرا گردید. نتایج آزمونها و نظرسنجیهای معلّمان آشکار ساخت که دانشآموزان تیزهوش عملکرد برتری در کلاسهای غنیسازی شده و برخی جنبههای تنوعپذیری. نشان دادند. تنوعپذیری با متغیرهای هوشی و غیرهوشی در ارتباط بود.»19
«دانشآموزان مستعد تحصیلی 12 تا 16 ساله در مقایسه با همسالان متوسط، قادر هستند که مواد درسی زیستشناسی، شیمی و فیزیک را زودتر آغاز کرده و سریعتر وارد مقطع دبیرستان شوند. شتاب تحصیلی در برخی مواد درسی امکانپذیر است.»18