۱۴. محدودیتهای غنیسازی و تسریع
«غنیسازی» و «تسریع تحصیلی»، رایجترین برنامههای ویژه تیزهوش، بشمار میآیند. در غنیسازی، تعمیق محتویات و مواد آموزشی مورد نظر است؛ به گونهای که به سازماندهی آگاهیها و اطلاعات بینجامد و زمینهای را برای تحقیق و پژوهشهای انفرادی فراهم آورد.
بررسی نگارنده در جامعه کشورمان نشان داد که تمایل تیزهوشان به غنیسازی، تحت تأثیر پایه، مقطع و گرایش تحصیلی است. در حد فاصل پایههای اول راهنمایی تا سوم دبیرستان با افزایش پایه، تمایل تیزهوشان به برنامه غنیسازی صِرف، کاهش مییابد؛ یعنی پایههای اول تا سوم راهنمایی با 43، 33 و 29 درصد، اولویت را به غنیسازی میدهند؛ حال آنکه فقط 8 درصد دانشآموزان پایه سوم دبیرستان این برنامه را انتخاب میکنند. به طور کلی در مقطع راهنمایی با فراوانی 35 درصد، گزینه اول را برنامه غنیسازی تشکیل میدهد و در مقطع دبیرستان با 15 درصد، انتخاب دوم بشمار میآید.
دانشآموزان تیزهوش در گرایش تجربی به طرز آشکاری بیش از گرایش ریاضی، غنیسازی را برمیگزینند و این امر در کلیه پایههای تحصیلی دبیرستان، مصداق دارد. چنین ترجیحی درباره انتخاب برنامه جهش تحصیلی (نوعی تسریع تحصیلی) نیز مشهود است. گرایش به جهش تحصیلی با افزایش پایه، دارای نوسان است؛ درحالیکه پایه اول راهنمایی با 3 درصد، کمترین علاقه را نشان میدهد. اوج انتخاب متعلق به پایه دوم دبیرستان با 16 درصد است. به طور کلی، جهش تحصیلی در میان نوجوانان تیزهوش، از محبوبیت بسیار کمی برخوردار است.
همانگونه که ذکر شد در مقطع راهنمایی ترجیح نخست با غنیسازی است؛ در حالی که مقطع دبیرستان، برنامه «مطالعه مستقل انفرادی» را با 28 درصد در رتبه اول گزینش قرار میدهد. این ترجیح بویژه در میان تیزهوشان گرایش ریاضی، صادق است.
ترجیح غنیسازی در مقطع راهنمایی، با توازی تحولی مرحله اول دوره سوم (تفکر صوری) حاکی از نیاز تحصیلی به تقویت مبانی و گستره علمی است که مستلزم بهرهگیری از روشهای تحقیقی، آزمایش عملی و تجربه است. با این امر، دقیقاً معنای تجربی (ریاضی – منطقی) تحقق مییابد.
اما در مقطع دبیرستان (سنین پانزده تا هفده)، گزینش برنامه «مطالعه مستقل انفرادی» مصادف با زمانی است که ویژگیهای دوره سوم تحولی به تعادل خویش رسیدهاند؛ یعنی در ساختهای آن، پایداری، وضعیت فعال، و استحکام در برابر اغتشاشات برونی، مشهود است. علائق، متمرکز میشوند و نوجوان، قالب کلی مربوط به خطمشی زندگی آینده خویش را بازیافته است؛ لذا به برنامه «مطالعه مستقل انفرادی» روی میآورد. نظیر این بازیابی در خطمشی زندگی تحصیلی و شغلی در میان تیزهوشان ریاضی، آشکاری بیشتری دارد. وجود تفاوتهای فردی بیشتر در میان تیزهوشان علوم تجربی، مقتضی افزایش اطلاعات و بهسازی آن است؛ اطلاعاتی که بتواند در تکوین خطمشی مشخص و روشن در زندگی شخصی، مؤثر باشد. لذا رویآوری به غنیسازی، امری طبیعی به نظر میرسد.5
برنامه غنیسازی، کماکان برحسب ویژگیهای تحولی و نوع تیزهوشی از ضرورت کافی برخوردار است. این ضرورت را در گستره تحولی و تحصیلی پایههای هشتم تا سطح دانشگاه میتوان شاهد بود. توفیق یک برنامه غنیسازی به فرآیند تشخیصی معتبر، ساختار ویژه، جذب معلّمان خاصّ و یک دوره تحصیلی پیوسته (با تأکید بر اصل نخبهگرایی در درون برنامه) بستگی دارد؛ برنامهای که بتواند این فعالیتهای اساسی را تحقق بخشد، مسائل فرهنگی و تفاوتهای مربوطه را پاسخگو باشد، زمینه انگیزشی دانشآموز را در موضوع ویژه بیابد، فرآیند تفکر را در وی پرورش دهد، دانشآموزان را با مراجع معتبر علمی آشنا سازد، مهارتهای تحقیقی و روشهای یادگیری اقتضایی را در وی تقویت نموده و محیطی رقابتآمیز - که تشویقکننده موفقیت تحصیلی است – فراهم آورد.
غنیسازی همیشه مستلزم تفکیک و گروهبندی نیست – گرچه گروهبندی در غالب موارد، منجر به نتایج درخشان تحصیلی و اجتماعی شده است – اما میتوان در درون یک برنامه عادی، به غنیسازی مبادرت ورزید، یعنی فعالیتهای غنیسازی فوق را در محیطهای اختصاصیتر یک جامعه تحصیلی عادی تحقق بخشید.
تسریع تحصیلی (جهش) نیز در جای خود میتواند ارضاءکننده نیازهای تحصیلی تیزهوشان ویژهای باشد. نوع تیزهوشی و جنسیت میتواند از موارد این ویژگی بشمار آید. دانشآموزان ویژهای که از اجرای برنامه تسریع نهتنها آسیب نمیبینند، بلکه به نتایج درخشان تحصیلی و سازگاری روانی و اجتماعی مطلوبی، نایل میآیند.
گرچه ادعا شده است که تفاوت جنسی قابل ملاحظهای در امر تسریع، به چشم نمیخورد. اما پیگیری علمی – ریاضی قویتر در میان پسران و سازگاری روانی استوار در بین دختران به طور تلویحی، دلالت بر رابطه جنسیت و تسریع دارد. معهذا به نظر میرسد که تسریع، در رضایت شخصی تیزهوشان، بیتأثیر است.
ضرورت گسترش برنامههای اقتضایی پویا
پویایی روانی استعدادهای درخشان، مقتضی پویایی محیط آموزشی و پرورشی ویژه و هرگونه برنامه اختصاصی است. از این رو، تدوین برنامههای جدید آموزشی که پاسخگوی پویایی تیزهوشان باشند، اجتنابناپذیر است. علاوه بر آن، عدم کفایت برنامههای رایج و سنتی از یکسو و ابهام در مفهوم و مبانی هوش و تیزهوشی از سوی دیگر، ضرورت برنامههای جدید را نشان میدهد. برنامههایی که با خصوصیات دانشآموزان تیزهوش سازگار باشند و محیطی فعال برای رشد و شکوفایی استعدادها بر اساس انگیزههای انفرادی فراهم آورند.
برای دستاندرکاران آموزش و پرورش ویژه استعدادهای درخشان، آشنایی با برنامههای جدید اختصاصی، امری الزامی است.
به نظر میرسد برنامههای رایج در پاسخگویی به مسائل عمده تحصیلی و اجتماعی زیر ناتوان باشند:
الف) جنبههای آسیبشناختی تفکیک
ب) محدودیتهای فرهنگی و اقتصادی
ج) عدم حمایت و همیاری والدین و معلّمان
د) ضعف تحصیلی و کمآموزی در میان تیزهوشان
ه) کاهش عزّت نفس
و) ضعف در جامعهپذیری
مسائل مزبور در موفقیت محتوایی هر برنامه ویژهای نقش دارند. مبانی برنامههای جدید در جهت حل مشکلات فوق را این نکات تشکیل میدهند:
الف) جلب حمایت کافی والدین
ب) پیریزی مشکلات کافی والدین
ج) تربیت معلّمانی ویژه که با فعالیتهای غیررسمی در تقویت توانمندیهای هوشی و خلّاقیت تلاش میکنند؛
د) تمهیدات آموزشی منسجم در تجارب یادگیری
ه) جستجوی محیط توأم با تعامل اجتماعی
و) ساختار تشخیصی معتبر
ز) ارزشیابی مستمر آموزشی
برنامههای مزبور، عناصر عملی زیر را به کار میگیرند تا مبانی و اهداف فوق تحقق یابند:
الف) بررسی ماهیت و مفاهیم هوش، یادگیری کودکان و جنبه عاطفی تیزهوشان
ب) بهسازی محیط آموزشی با کاربرد روشهای آموزشی اقتضایی در پایههای تحصیلی و تعالی کیفی پایهها در جهت پرورش استعدادهای ویژه
ج) مشارکت عملی خانواده در برنامه ویژه