۲۱. بیتابی
یکی از پدیدههای اساسی منبعث از روانشناسی تعاملی، پدیدهٔ تعاملی «بیتابی» است.
با ظهور این پدیده، باب تازه و گستردهای در حیطههای گوناگون روانشناسی محض (نظری) و کاربردی گشوده شده است.
بیتابی اشاره به «بیمناکی»، «گرفتاری درونی» و «بیقراری» ناشی از «گردش اندیشه» دارد که همراه با «تظاهرهای بدنی» است و فرد احساس میکند برای فعّالیّت، «تحت فشار» قرار دارد.
بیمناکی
بیمناکی به معنای وجود شکّ و تردید در حلّ مسائل است که فرد را گرفتار میکند و وی نسبت به حلّ مسائل خود دچار بیمناکی و نگرانی میشود؛ فراموشی و ضعف حافظه، کلافهاش میکند و او در حسرت کسانی به سر میبرد که همیشه در حال یقین زندگی میکنند.
بنابراین بیمناکی دربرگیرندهٔ سه ویژگی است:
1) فراموشی و ضعف حافظه (بیمناکی و نگرانی نسبت به حلّ مسائل خود، همراه با کلافه کنندگیِ فراموشی و ضعف حافظه)
2) شکّ و تردید (گرفتاریِ شکّ و تردید در حلّ مسائل)
3) حسرت یقین (فرد در حسرت کسانی به سر میبرد که همیشه در حال یقین زندگی میکنند)
گرفتاری درونی
گرفتاری درونی به معنای گفت و گوی ذهنی شدید در ارتباط با مسائل فکری مشغول کننده که فرد را دچار گرفتاری ذهنی مستمرّ، بیتابی دائمی و احساس تنهایی میکند و خواب را از او میگیرد. لذا گرفتاری درونی دربرگیرنده دو خصیصه است:
1) گفتوگوی ذهنی شدید مشغول کننده (گفت و گوی ذهنی و مسائل مشغول کنندهٔ فکری آن چنان شدیداست که فرد را دچار بیتابی مداوم و احساس تنهایی میکند و خواب را از او میگیرد)
2) گرفتاری ذهنی مستمرّ (گرفتاری ذهنی مستمرّ در ارتباط با مسائل)
بیقراری
بیقراری به معنای دلمشغولی و بیقراری ذهنی مستمرّ همراه با سرگشتگی و احساس از دست دادن یقین به طور کامل است؛ به ویژه وقتی مسأله حلّ نمیشود، فرد دچار ناامیدی از خود میگردد و در پی آن، احساس فرسودگی تدریجی و حتّی احساس دائمی خستگی و ناتوانی وی را فرا میگیرد و در قالب کم کاری و عدم فعّالیّت بروز مییابد.
پس بیقراری به سه ویژگی اشاره دارد:
1) احساس ناتوانی (دلمشغولی و بیقراری ذهنی مستمرّی که همراه با سرگشتگی و احساس از دست دادن یقین به طور کامل است و فرد را دچار احساس دائمی خستگی و ناتوانی میکند)
2) ناامیدی فرسایشی (ناامیدی و احساس فرسودگی تدریجی بویژه وقتی مسأله حلّ نمیشود)
3) کم کاری مستمر (کم کاری و عدم فعّالیّت مستمرّ)
«گردش اندیشه»
گردش اندیشه به معنای اندیشه گردی همراه با لرزش بدن است. پس گردش اندیشه اشاره به این دو خصیصه دارد:
1) اندیشه گردی (هنگام روبروشدن با مسأله، اندیشه فرد به هر طرفی میگردد)
2) لرزش بدن (در هنگام رویارویی با یک مسأله و به فکر فرورفتن، لرزش شدیدی بدن را فرا میگیرد)
«تظاهرهای اندیشه»
تظاهرهای اندیشه به معنای احساس خشکی دهان، تشنگی شدید و گرسنگی عجیب ناشی از شدّت اندیشه و فعّالیّت ذهنی و هنگامی که مسأله جدّی میشود ضربان و تپش قلب افزایش مییابد و وقتی مسأله حلّ نمیشود، فرد دچار سردرد میگردد. پس تظاهرهای اندیشه شامل دو جنبه میشود:
1) احساس تشنگی و گرسنگی (احساس تشنگی و گرسنگی شدید پس از یک فعّالیّت ذهنی و به فکر فرو رفتن)
2) احساس خشکی دهان، سردرد و افزایش تپش قلب (افزایش ضربان و تپش قلب و احساس خشکی در دهان ناشی از شدّت اندیشهها و جدّی بودن مسائل و دچار شدن به سردرد وقتی مسأله حلّ نمیشود)
«احساس تحت فشار بودن»
«احساس تحت فشار بودن» به معنای احساس تحت فشار بودن دائمی همراه با دلشورگی و دلنگرانی برای انجام فعّالیت. از این رو احساس تحت فشاری دو جنبه را دربر میگیرد:
1) احساس دلشورگی و دلنگرانی دائمی
2) احساس تحت فشار بودن دائمی برای انجام فعّالیّت
بنابراین بیتابی در مفهوم وسیعتر یعنی شدّت اندیشه گردی، فعّالیّت و گفتوگوی ذهنی در ارتباط با مسائل فکری، فرد را دچار گرفتاری درونی، دلمشغولی و بیقراری مستمرّ و دائمی میکند که همراه با سرگشتگی و احساس از دست دادن کامل یقین است؛ شکّ و تردید در حلّ مسائل فرد را گرفتار میکند و او در حسرت کسانی به سر میبرد که همیشه در حال یقین زندگی میکنند؛ نسبت به حلّ مسائل خود دچار بیمناکی و نگرانی میشود؛ فراموشی و ضعف حافظه، کلافهاش میکند؛ به ویژه وقتی مسأله جدّی است ولی حلّ نمیشود، ناامیدی از خود، احساس فرسودگی تدریجی، احساس دائمی خستگی و ناتوانی و احساس تنهایی وی را فرا گرفته و در قالب کمکاری و عدم فعّالیت بروز مییابد و خواب را از او میگیرد و او با دلشورگی و دلنگرانی دائماً احساس میکند که برای انجام فعّالیت تحت فشار است و در پی آن، احساس خشکی دهان، تشنگی شدید، گرسنگی عجیب، لرزش بدن، افزایش ضربان و تپش قلب و سردرد بروز مییابد.