۴. ج) مبانی نظری هوش و تیزهوشی
وجود دیدگاهی روشن و دقیق از مفهوم تیزهوشی و شناخت ابعادِ شخصیتی و روانی شخصِ تیزهوش برای هر گونه تصمیمگیری و سیاستگذاری در امر آموزش و پرورش تیزهوش امری ضروری و بنیادین است. تا هنگامی که مفهوم تیزهوشی با دقت معلوم و تعریف نشود، گزینش تیزهوش و تمرکز در آموزش و پرورش آنان ناممکن خواهد بود و همچنین بدون شناخت ابعاد مختلف شخصیتی او، ایجاد محیط مناسب برای به فعلیت رسانیدن ظرفیتهای ذهنی تیزهوش منجر به اتلاف هزینهها خواهد شد.
«تیزهوشی» به عنوان یک اصطلاح و مفهوم خاص، در محور و کانون مطالعات، پژوهشها و نظریهپردازیها قرار دارد. فقدان یک اجماع و توافق اساسی در حدود و مرزهای مفهوم تیزهوشی در میان روانشناسان و روانسنجان، موجد مسائلی در حوزههای کشف، جذب، تشخیص، تعلیم، تربیت و مشاوره ویژه میگردد.
به طور کلّی نظریههای تیزهوشی را میتوان در دو قلمرو اساسی «روانشناختی بنیادی و محض» و «روانشناختی پرورشی» طبقه بندی کرد.
الف) قلمرو روانشناختی بنیادی
از لحاظ قلمرو«روانشناختی بنیادی» نظریههای تیزهوشی را از لحاظ طرز تلقّی نسبت به «عامل» میتوان در دو چشم انداز بررسی نمود:
1) عاملی
در این چشم انداز پنج نظریهٔ برجستهتر مطرح هستند:
نظریهٔ تنوّع هوش هوارد گاردنر، نظریهٔ ستارهای تاننباوم،«ساختار تمایز تیزهوشی و استعداد گانیه» رویکرد استعداد چندگانه «تایلور» و ساختار مونیخ (کورت هلر»، کریستوفر پرله و ارنست هانی)
2) ترکیبی( تعاملی)
در این چشمانداز، چهار نظریهٔ بنیادی وجود دارد که بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است: الگوی ساختار هوشی گیلفورد، نظریهٔ مانکس، نظریهٔ مؤلّفهای اشترنبرگ، الگوی سهحلقهای رنزولی
ب) قلمرو روانشناختی پرورشی
مهمترین نظریهٔ «روانشناختی پرورشی» در این قلمرو نظریهٔ «ناهماویختگی مثبت دابروسکی» است.
نظریههای اساسی تیزهوشی در یک جمع بندی کلّی بر وجود نکات ذیل تأکید دارند:
الف) توانمندی هوشی (ظرفیّت شناخت) و استعداد بالاتر از سطح متوسّط که بالقوّهٔ و غیراکتسابی است
ب) عامل عمومی یا تعامل میان چند مؤلّفه
ج) دربرگیری استعداد
د) همپوشی تیزهوشی با خلّاقیت یا امکان همراهی با آن
ه) تنوّع، چندگانگی یا چند وجهی بودن پدیدهٔ تیزهوشی
و) پرورش پذیری پدیدهٔ تیزهوشی
جامعهٔ آماری این پژوهش شامل کلیهٔ افراد متخصّص در حوزهٔ استعدادهای درخشان و کلیهٔ افراد بالای 25 سال ساکن در شهر تهران است. براساس گزارشهای آماری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و نیز وزارت آموزش و پرورش جامعه متخصّصان دانشگاهی حوزهٔ استعدادهای درخشان برابر با 40 نفر است. برپایهٔ گزارش مرکز آمار، جامعه آماری ساکنان بالای 25 سال شهر تهران برابر 259/687/6 هزار نفر است.
روش بررسی
در این پژوهش تلاش شد از همهٔ جامعهآماری متخصّصان در حوزهٔ استعدادهای درخشان برای جمعآوری نظرها و دیدگاهها استفاده شود. از این رو نمونهای از این جامعه انتخاب نشد. برای برآورد حجم نمونه از ساکنان بالای 25 سال شهر تهران جهت تجزیه و تحلیل آماری سؤالات پژوهش از جدول و فرمول «کرجسی» و« مورگان» استفاده شد که حجم نمونه برابر 386 نفر محاسبه گردید که به دلیل احتمال افت آزمودنی این تعداد به 400 نفر افزایش مییابد.
برای انتخاب نمونههای مربوط به افراد ساکن در شهر تهران به گونه ای که تصادفی بوده و همهٔ جامعه به شیوهٔ یکسان فرصت عضویت در نمونه را داشته باشند، از روش نمونهگیری چند مرحلهای منظّم استفاده شد. به این ترتیب که ابتدا از 23 منطقهٔ شهر تهران به طور تصادفی 1 منطقه از شمال، مرکز، جنوب، شرق و غرب و در مجموع 5 منطقه انتخاب گردید. سپس برحسب نسبت جامعهٔ هر منطقه به جامعه کلّ شهر تهران، سهم هر یک از مناطق در نمونه مشخص شد. در پایان با مراجعه به مرکز آموزشی و تفریحی چون فرهنگسراهای موجود در هر منطقه، ابزارهای جمعآوری اطلاعات برحسب سهم نمونههای مناطق منتخب در مورد افراد مراجعه کننده به فرهنگسراها اجرا گردید. فرهنگسراها به این دلیل برای اجرای ابزارهای جمع آوری اطلاعات مناسب هستند، که مراجعهٔ افراد به آنان به صورت کاملاً تصادفی است و تقریباً معرّف جامعهٔ ساکنان هر منطقه با هر فرهنگ و وضعیّت اقتصادی میباشد.
برای بررسی دیدگاهها و نظرات افراد متخصّص در حوزهٔ استعدادهای درخشان و نیز عامّهٔ مردم شهر تهران از دو پرسشنامه باز پاسخ و پرسشنامه بسته پاسخ استفاده شد. به طور کلّی ابزارهای اندازهگیری طی سه مرحله الف) تهیه و تدوین ب ) بررسی روایی سازه ج) محاسبهٔ ضریب پایایی مورد بازنگری و بررسی قرار گرفت.
در مرحله مقدّماتی پرسشنامه ای باز پاسخ حاوی سؤالاتی در ارتباط با 12 حیطه شامل:هوش، تیز هوشی، استعداد، عقل، سرآمد، نخبگی، نوآوری، خردمندی و پیشرفت تحصیلی، خلاقیت، نبوغ و موفقیت تهیه شد.در این مرحله 50نفر کارشناس و 50نفر افراد عامه ساکن در شهر تهران به این سوالات پاسخ دادند.پاسخهای هر یک از سوالات تحلیل شد. در جمع بندی نخست حدود پانصد وهشتاد و پنج گزاره(585)از تحلیل پاسخها بدست آمد که پس از ویرایش فنّی این تعداد به چهارصدونودوچهار گزاره کاهش یافت.
به منظور کاهش بیشتر این فهرست ( 494 گزاره ای) برای سهولت بررسی و تحلیل عاملی، هر حیطه از حیطههای دوازده گانه به طور مستقل بر روی پنجاه آزمودنی اجرا گردید و نتایج در مقیاس «لیکرت» از1(بسیارکم) 2(کم) 3 (متوسط) 4(زیاد) و 5 (بسیار زیاد) به دست آمد و گزارههایی که با فراوانی پاسخهای 4 و 5 ، پس از تحلیل مجذور خی 2 در سطح یک و پنج درصد، معنادار بود، برگزیده شد و در مجموع فهرستی مرکّب از صد و بیست گزاره به دست آمد
در مرحله روایی سازهٔ پرسشنامه 120سؤالی با تحلیل عاملی اکتشافی به شیوهٔ «واریماکس» مورد بررسی قرار گرفت. این پرسشنامه در مقیاس لیکرت با درجات 1(بسیار کم)، 2(کم)، 3(متوسط)، 4(زیاد) و 5(بسیار زیاد) تهیّه و در مورد پانصد نفر از مراجعان به فرهنگسراهایی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، اجراشد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که این پرسشنامه 32 عامل را در سه حیطهٔ الف) هوش، تیزهوشی و خلاقیت، ب) عقل، خردمندی، موفقیت، پیشرفت تحصیلی و سرآمدی، ج) استعداد، نوآوری، نخبگی و نبوغ نشان داد.