پرش به محتوای اصلی
نخبگی در گستره فرهنگ

۳۳. فرهنگ و نخبگی

۷ دقیقه مطالعه

هنگامی که در مقوله نخبگی و فرهنگ کاوش می‌کنیم، ناگزیریم به مفاهیمی چون « زاویه فرهنگی نخبگی»، «نقش فرهنگ در نخبگی»، «فرهنگ نخبگی»، «هوش فرهنگی» و «نخبگی فرهنگی» سخن به میان آوریم.

جنبه‌های فرهنگی در تعریف و برداشت از نخبگی مؤثّر است. این جنبه‌ها می‌توانند در تعریف نخبگی نقش داشته باشند. لذا مفهوم نخبگی می‌تواند یک پایه و جنبه فرهنگی داشته باشد.(هارسلت، 1996)79 به رابطهفرهنگ آمریکایی با نخبگی(رسنیک و گودمن، 1994)80و جنبه‌های فرهنگی نخبگی در قلمروهای آفریقایی تبار توجّه شده است.)نگارا، 2009؛ نگارا و پورات، 2007؛ بانر و همکاران، 2009)81 حتّی برداشت معلّمان از مفهوم نخبگی مبتنی بر فرهنگ آنهاست.(تیری و همکاران، 2002)82

طبیعی است که تعریف مبتنی بر فرهنگ از نخبگی، اساس کوششهای تشخیصی واقع می‌شود؛ ارزشهای فرهنگی از طریق تعریف مفهوم نخبگی، زمینه ساز شناسایی و سنجش آن می‌گردند.(برنال، 1980)83

بدیهی است که در جوامع چند فرهنگی، معمولاً امر تشخیص نخبگی، بر اساس ملاحظات فرهنگ غالب و مسلّط آن جوامع صورت می‌پذیرد. ‌‌مطالعات نشان می‌دهند که تشخیص نخبگی در جوامع اقلیّت نیاز به لحاظ جنبه‌های فرهنگی دارد.(گیبسون، 1998)84

از قلمروهای دیگر فرهنگی، کارکرد نخبگی است؛ تأثیر فرهنگ بر کارکرد نخبگی اسپانیولی تبار (گونزالس، 2006)85و نقش آن در موفقیّت تحصیلی(بونر و همکاران، 2009)86 از کاوشهای قابل ملاحظه است. بررسیها نشان می‌دهند که یادگیری فرد نخبه مبتنی بر فرهنگ وی است. (لی و زیگل، 2009)87 و پی ریزی فرهنگ پیشرفت برای نخبگان(هبرت، 2006 88 ؛ آیزاکز و دافاس، 1995)89 امری قابل توجّه است.

انتظارات و ارزشهای خاصّ یک تیزهوش در مجموع، پدیده‌ای را فراهم می‌آورد که می‌توان از آن به مثابه «فرهنگ نخبگی»یادکرد.

مطالعات بسیاری پیرامون انتظارات فرهنگی نخبگان به عمل آمده است؛ ازجمله: جایگاهی که نخبگان احساس امنیّت و تعلّق کنند، مورد توجّه پژوهشگران قرار گرفته ‌است. (هوگان، 1996)90 پژوهشها نشان می‌دهند که نیاز به امنیّت به ویژه در میان نخبگانی که خودباوری نازلی دارند بیشتر است. (فورسایت، 1987)91 همچنین نیاز به حمایت و پشتیبانی اجتماعی برای نخبگان دچار محرومیتهای اقتصادی بیشتر است. (اولزوسکی کوبیلیوس و همکاران، 1994، ون تاسل باسکا و همکاران، 1994)92 و گرایش به مورد توجّه دیگران قرار گرفتن از حیث عقاید و تصمیمات، از انتظارات نخبگان در قلمرو رهبری است.(کاظمی، 1372)

چندی است که مفهوم «هوش فرهنگی»93 وارد مطالعات و کاوشها شده است.(ایمای و گلفاند، 2010)94هوش فرهنگی به معنای کفایت برای رشد شخصی از طریق «یادگیری مستمرّ» و درک شایسته از میراث، خردمندی و ارزشهای فرهنگی متنوّع و نیز رویارویی مؤثّر با افرادی است که واجد زمینه‌ها و درک فرهنگی متفاوت باشند.

بر اساس برخی کاوشها هوش فرهنگی مشتمل بر سه شاخص از رفتار انسانی است: هوش شناختی، هوش عاطفی و هوش بدنی. هر یک از این شاخصها سهمی منحصر به فرد و مهمّ در توانایی زبانی- گفتاری ایفاء می‌کنند.(رابرتسون، 2007)95

در بررسی روایی این مفهوم، چهار عامل بنیادی (شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری) یافت شد. هوش فرهنگی دارای همبستگی بالا(82/0) با هوش عاطفی، امّا مستقلّ از توانایی شناختی عمومی(با شاخص ریون) است.(وارد و همکاران، 2009) هوش فرهنگی پدیده ای پرورش پذیراست: آگاهی از هویّتهای متنوّع و درک امتیازها و تفاوتهای افراد می‌تواند در رشد این هوش نقش آفرین باشد.(گریفرو پرلیس، 2007)

اخیراً کوششهایی در زمینه تشخیص نخبگی فرهنگی در میان کودکان در زمره اقلیّتهای زبانی به سر می‌برند، انجام یافته است. غنی‌سازی فرهنگی در خانواده می‌تواند نخبگی را در ابعاد عاطفی، فرهنگی و زبانی رشد دهد. (گونزالس و همکاران، 1996)

هوش فرهنگی را این گونه تعریف کرده اند:توانایی یک فرد در راستای سازگاری موفقیت آمیز با محیطهای فرهنگی جدید که معمولاً با بافت فرهنگی خود فرد ناآشناست. به بیان دیگر هوش فرهنگی استعداد به کارگیری مهارتها و تواناییها در محیطهای متفاوت است.

بنابراین هوش فرهنگی هوشی متفاوت از هوش اجتماعی و عاطفی است. افراد زیادی باداشتن مهارتهای اجتماعی مناسب در تعاملات بین المللی شکست می‌خورند که علّت اصلی آن پایین بودن هوش فرهنگی میباشد. درمحیطهای فرهنگی جدید، علایم و نشانه ای آشنا عمدتاً دیده نمی‌شود یا در صورت وجود گمراه کننده است. بنابراین فرد نمی‌تواند به چارچوب ادراک قبلی خود تکیه کند و باید به توسعه و ایجاد چارچوب جدیدی جهت درک صحیح اطلاعات در دسترس بپردازد.

در واقع هوش فرهنگی یک مفهوم فراهوشی است که شامل شکلهای مختلفی از هوش می‌گردد. برای این هوش سه بخش انگیزه، دانش و رفتار فرهنگی ذکر کرده اند.

دانش فرهنگی دربر گیرنده مجموعه ای از دانستنیها در مورد این است که:فرهنگ چیست؟ چگونه فرهنگها متفاوت می‌شوند؟ فرهنگ چگونه رفتار را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ به طور کلّی دو نوع دانش فرهنگی وجود دارد:دانش واقعی و دانش مجازی یا تفسیری .دانش واقعی روش مشخّصی دارد، قابل آموزش است. در حالی که دانش تفسیری به توانایی درک رفتار و الگوهای موجود در فرهنگ اطلاق می‌شود. در این حوزه، دانش با احساس آمیختگی دارد. این احساس، وابسته به تجارب گذشته است.

تأثیر فرهنگ بر رفتار از طریق مکانیسمهای شناخت و انگیزش صورت می‌گیرد. مکانیسم شناخت به چگونگی دریافت و تعبیر پیامهای فرهنگی مربوط میشود. ادراک انتخابی و انتظارات افراد، نگرشهای متفاوت و نمایشهای رفتاری از نمودهای تاثیر فرهنگ بر رفتار از طریق مکانیسم شناخت میباشد.

مکانیسم انگیزش با در نظر گرفتن تفاوتهای موجود در ادراک از خود، ترجیحات و انتخاب در رابطه با نیازها، … در واقع این مکانیسم مشخص می‌کند چه چیزی در هر فرهنگ مطلوب است؟

مراقبتهای فرهنگی، توجهات فرهنگی ) پل رابط دانش فرهنگی ومهارتهای فرهنگی) است . آگاهی داشتن از ایده‌ها و احساسات و نگرشها و عوامل موثر در ادراک خود فرد و دیگران با توجّه به زمینه‌های فرهنگی متفاوت افراد در این گروه قرار میگیرد .علاوه بر موارد مذکور توجه به این نکته که آن چیزی را که در رفتار افراد مشاهده می‌کنیم، فرضیات افراد و حتی کلماتی که افراد در گفت و گوهای خود به کار می‌گیرند همگی تحت تاثیر فرهنگ آنها میباشد، نیز تحت عنوان کلی مراقبتهای فرهنگی می‌گنجد.

مهارتهای فرهنگی این دسته از مهارتها به مهارتهای ادراکی، ارتباطی و تطبیقی تقسیم بندی می‌شود.

مهارتهای ادراکی:به درجه استقبال افراد از تجربه‌های جدید بستگی دارد، همچنین بالا بودن تحمّل افراد در مقابل عدم اطمینان در این حوزه قرار می‌گیرد.

مهارتهای ارتباطی: شامل انعطاف پذیری، همدلی و روابط اجتماعی قوی می‌باشد.

مهارتهای تطبیقی:رفتارهای انطباقی در موقعیتهای بین فرهنگی با در نظرگرفتن انعطاف پذیری رفتاری...

ارزشیابی هوش فرهنگی با روشهای گوناگونی انجام میگیرد: روشهای ایفای نقش، مراکز ارزشیابی رفتاری، مقیاسهای خودنظارتی، آزمونهای سنجش شوک فرهنگی و آزمونهای ارتباطات بین فرهنگی، آزمون عکس العمل عاطفی، زیرکی ادراکی، انعطاف پذیری و استقلال شخصی.

مراحل تقویّت هوش فرهنگی عبارت است از: واکنش نشان دادن در برابر محرّکهای بیرونی، تشخیص هنجارهای فرهنگی در محیطهای جدید و داشتن انگیزه در جهت یادگیری بیشتر در مورد آن رفتارهای انطباقی با سایرفرهنگها و به کارگیری هنجارهای فرهنگی مختلف در رفتارهای مشهود.

آنچه مسلّم است، این است که یادگیری کلیه عادات و رفتارهای فرهنگی افرادی که با آنها در تعامل هستیم غیرممکن است؛ قابلیتی که از آن تحت عنوان هوش فرهنگی یاد میشود راهی سیستماتیک و مجموعه ای از تکنیکهاست که به مدیران کمک می‌کند تا در هر فرهنگی به طور مؤثّر فعالیت کنند. این مهارت به مدیران کمک می‌کند تا حسّاسیّتهای فرهنگی خود را افزایش دهند . حسّاسیّت فرهنگی به نگاه ژرف مدیر و ارزیابی و تفسیر و درک تفاوتهای فرهنگی دلالت دارد .این عبارت به معنی درک تفاوتهای فرهنگ یا سنت قضاوت درباره خوب یا بد بودن آنها. به عبارت بهتر مدیر جهانی باید تفاوتها را درک کند و آمادگی پذیرش تفاوتها را داشته باشد .آمادگی پذیرش تفاوتهای فرهنگی را اصطلاحاً فرایند سازگاری فرهنگی میگویند.سازگاری فرهنگی فرایندی چند مرحله ای است. مرحله اوّل این فرایند مرحله شادی و خوشبینی است . مرحله دوم که بلافاصله بعد از مرحله اوّل صورت می‌پذیرد، مرحله خشم، عصبانیت، ناامیدی و سردرگمی است و مرحله آخر مرحله سازگار شدن با محیط است.

در دومین مرحله فرایند سازگاری فرهنگی پدیده ای به نام شوک فرهنگی روی می‌دهد که ناشی از وجود تفاوتهای فیزیکی و فرهنگی … محیط جدید است.(مشبّکی و راموز، 1385، توماس و اینکسن، 1387)