پرش به محتوای اصلی

۵۴. سرسختی

۵ دقیقه مطالعه

«سرسختی» به معنای «تجربه کنجکاوانه برای روشن شدن آموخته‌ها توأم با واکنشهای هیجانی» است.

کنجکاوی

به این معناست که کنجکاویهای فرد دردسرآفرین و خطرناک است؛ ولی دست بردار نیست و با بروز هر مسألهٔ پیچیده‌ای کنجکاوی‌اش بیشتر می‌شود

سرسختی شناختی

سرسختی شناختی در این جا به این معناست که «فرد وقتی با مسأله ای روبرو می‌شود، همهٔ وجودش را به خود مشغول می‌کند و تا چیزی را که می‌داند، تجربه نکند و برایش روشن نشود، دست بردار نیست و آرام نمی‌شود و رویارویی اش با آن مسأله و به فکر فرو رفتنش، همراه با لرزش شدید بدن است.

واکنش هیجانی

«واکنش هیجانی» به معنای «تأثّر انتخابها از احساس و دیگران و اثرگذاری هیجانها در تشخیص خوبی از بدی» است.

پایداری

«پایداری» به بیانی «انتظام در استقرار» به معنای «تمرکز بر شایستگی خود، انضباط و سختکوشی مبتنی بر یادگیری است که از سوی محیط پشتیبانی می‌شود».

الف) استقرار

«استقرار» به معنای «تمرکز بر شایستگی پشتیبانی شده» است.

پشتیبانی

به معنای «برخورداری از وجود یک راهنما در مسیر زندگی و حمایت و همکاری اطرافیان در رویارویی با سختیهای زندگی همراه با تفریح و سرگرمیهای مورد علاقه» است.

شایستگی

به معنای «قرارگیری در جایگاه شایسته بر اساس هدفمندی و کارآمدی و بهره مندی از زندگی درست» است.

چالش ناپذیری

به معنای «پرهیز از مقایسه خود با دیگران، جاه طلبی، و رقابت جویی» است.

لذا «استقرار» به معنای قرارگیری در جایگاه شایسته بر اساس برخورداری از کارآمدی شخصی و وجود یک راهنما در مسیر زندگی درست و هدفمندانه همراه با حمایت و همکاری اطرافیان درهنگام رویارویی با سختیهای زندگی و پرهیز از جاه طلبی، مقایسه خود با دیگران و رقابت جویی است.

ب) انتظام

انضباط

به معنای «وقت شناسی، مرتّب بودن و کوشایی در نگهداری وسایل شخصی» است.

دانشکاری

دانشکاری» به مفهوم «یادگیری برای انجام دقیق کار و پشتکار و سختکوشی در انجام کارهای یادگرفته شده» است.

لذا «انتظام» به معنای وقت شناسی، انضباط، کوشایی در نگهداری وسایل شخصی، پشتکار در یادگیری برای انجام دقیق کار و سختکوشی در انجام کارهاست.

پس «پایداری» به معنای «قرارگیری در جایگاه شایسته بر اساس برخورداری از وجود یک راهنما در مسیر زندگی درست، هدفمند و کارآمد شامل وقت شناسی، انضباط، کوشایی در نگهداری وسایل شخصی، پشتکار در یادگیری برای انجام دقیق کار و سختکوشی در انجام کارهاست و با حمایت و همکاری اطرافیان در رویارویی با سختیهای زندگی همراهی دارد؛ به گونه ای که از جاه طلبی، مقایسه خود با دیگران و رقابت جویی پرهیز شود.

دادپویی

«دادپویی» دربرگیرنده به معنای «نیروی روانی»، «خود پویشی» و «خویشتنداری» مبتنی بر «پاکزیستی» است که سبب رفع بیتابی روانی شود.

پویش

«پویش» اشاره به «نیروی روانی» و «خود پویشی» مبتنی بر «پاکزیستی» دارد.

پاکزیستی

مراد از پاکزیستی، «اعتقاد به خدا و اهمیت دهی بازگشت به سرشت الهی و اصالت، با پیگیری زندگی پاک و سالم و بدون ریا با همه وجود، بر پایه استقرار در مسیر نیل به ارزشهای معنوی و پایبندی به اخلاق و قراردهی انسانیت، درستی، راستگویی و صداقت در سرلوحهٔ زندگی و محوریت وفاداری و تعهّد در زندگی و نیز رعایت حقوق دیگران و انصاف» است.

نیروی روانی

نیروی روانی در این جا بدین معناست: «احساس نیرومندی شدید در کارهای مورد علاقه همراه با فراگیری اندیشه‌های هیجان انگیز در زندگی که فرد را به سوی انجام برای کار بزرگِ نو و جذّاب سوق می‌دهد».

خودپویشی

«خودپویشی» در این جا یعنی «باور به پویایی به طوری که فرد به تلاش برای کارهای بدون نقص می‌پردازد. چنین وضعیتی برای وی نفوذ در دیگران را ثمر می‌دهد و خود نیز خوشحال از اثرگذاری در دیگران و خشنود از احساس پرورش دیگری است.

اعتدال

«اعتدال در زندگی» به معنای «خویشتنداری» است که سبب رفع «بیتابی روانی» شود.

خویشتنداری

مقصود از خویشتنداری «مدیریت آینده نگرانه ای است که با چیرگی هیجانی به رفتارهای متعادل» می‌انجامد.

عدم بیتابی

«بیتابی روانی» در این جا به معنای «احساس دلشورگی، دلنگرانی و دلمشغولی دائمی فرد همراه با شکّ و تردید در حلّ مسائل که نسبت به حلّ آنها دچار بیمناکی و نگرانی شده و احساس فرسودگی تدریجی و احساس دایمی خستگی و ناتوانی وی را فرا گرفته است».

پس «اعتدال در زندگی» به معنای گسترده دربرگیرنده «مدیریت آینده نگرانه ای است که در هنگام رویارویی با مسأله، خطّ سیر اندیشه و احساسات و هیجانهای ناشی از آن نظیر بیقراری، دلمشغولی، شکّ و تردید، احساس دائمی دلشورگی، دلنگرانی، بیمناکی، خستگی، ناتوانی و فرسودگی را تحت چیرگی قرار می‌دهد».

برایند تعاملی مفهومی

بررسی تعاملی ماهیت تعادل روان چنین برداشتی را از آن به دست می‌دهد: «احساس آرامش روان مبتنی بر معنویت در زندگی (بدون احساس تنهایی و دلشورگی) که به فرد احساس ماندگاری در زندگی داده، با مدیریت بر هیجانها موجب بروز رفتار متعادل می‌شود».

لذا تعادل روان اوّلاً «احساس» است و ثانیاً ناظر بر مسأله «ماندگاری» و«بقاء» است و ثالثاً بر «آرامش روانی» متّکی است و رابعاً بر «معنویت» استوار است.

در واقع نخستین انتظار فرد از زندگی که موجب رضایت و خشنودی وی می‌شود، نیل به آرامش روانی است که ماندگاری می‌دهد.

بر این اساس تعادل روان از هفت اصل بنیادین تشکیل یافته است:

1) احساس ماندگاری در زندگی

2) احساس آرامش روانی در زندگی

3) تعادل رفتاری

4) عدم احساس تنهایی

5) عدم احساس دلشورگی

6) چیرگی هیجانی

7) معنویت

لذا ممکن است اجمالاً بر «معنویتی که با زدایش احساس تنهایی به تعادل رفتاری می‌انجامد» در مفهوم «تعادل روان» تأکید ورزید.

«انگاره تعادل روان» نه تنها به معنابخشی و روشنگری گستره سلامت و بهداشت روان می‌پردازد، بلکه زمینه‌های ضروری برای دسته بندیهای سودمند و کارآ و پایدار و استوار «اختلالات و بیماریهای روانی» را فراهم می‌آورد. گزاف نیست چنان که تأکید شود ازین پس باید بر پایه قلمروهای «انگاره تعادل روان»، طبقه بندیهای نوینی از آسیبهای روانی به دست داد.

بی گمان «بقاء» مهمترین مسأله آدمی است. «احساس تنهایی»، «دورافتادگی از معنویّت» و «عدم تعادل رفتاری»، بقای آدمی را به مخاطره می‌افکند. انگاره تعادل بر محور «بقای روان» استوار است.

«تعادل رفتاری» یک خصیصه شخصیتی در مؤلّفه «بیتابی» است و «نزدیکی به معنویّت» یک انتظار بزرگ در رضایت از زندگی محسوب می‌شود و احساس تنهایی از ویژگیهای بیتابی روانی در قلمرو هیجان اندیشه به شمار می‌آید. لذا خصایص سه گانه مزبور دستاورد تعاملی «هیجان اندیشه»، «ماهیّت تعاملی شخصیت» و «نظریه تعاملی انتظار» قلمداد می‌شوند.