پرش به محتوای اصلی

۵. فضای همگن غنی‌ساخته

۳ دقیقه مطالعه

اگر رشد توجّه جهانی نسبت به استعدادهای درخشان شامل افراد خلّاق شود، پذیرش اجتماعی لزوم تفکیک آنها از نظام آموزشی و پرورشی اجتناب‌ناپذیر است؛ زیرا پرورش خلّاقیّت، مستلزم تحقّق کوششهای تفکیکی است. در درون یک طرح عادی نمی‌توان «استقلال طلب‌ترین» دانش‌آموزان را تحت آموزشی قرار داد که با نیازهای آنها متجانس نیست. از سوی دیگر، ساختار آموزش رسمی، به طور ذاتی با پرورش خلّاقیّت متناقض است. بنابراین، یک نظام تفکیکی با پذیرش واقعیّتهای تکوینی فرد خلّاق، برای رشد و پرورش، مقتضی تعدیلهایی در ساختار آموزشی رسمی است. در این نظام از طریق اقدامات مشاوره‌ای ویژه، پیوند رضایت‌بخشی میان فرد خلّاق و کتاب درسی فراهم می‌آید.

«غنی‌سازی» به عنوان برنامه‌ای که معمولاً با نظام تفکیک، ملازمت دارد، از ویژگیهای ذاتی برخوردار است که در مقایسه با تسریع، تجانس بیشتری با تقویّت مهارت تفکّر و پرورش خلّاقیّت نشان می‌دهد. توصیف به معنای تقویّت مبانی اطّلاعاتی منجر به استواری بیشتر ریشه‌های تفکّر و خلّاقیّت می‌شود و تأکید بر روش تفکّر، یادگیری و تحقیق در ذات غنی‌سازی نهفته است (یعنی یادگیری طوطی‌وار در جریان تفکّر، مانع رشد خلّاقیّت است) و سرانجام ممارست انفرادی به عنوان مصداقی از خود فراگیری منظّم، خودگردانی و کار انفرادی بیش از تسریع در بافت غنی‌سازی یافت می‌شود.

همهٔ‌ این ویژگیها، مشروط بر آن است که معلّمانی ویژه به عنوان مراجع اطّلاعاتی معتبر و الگوهای نیرومند در محور تلاشهای غنی‌سازی قرار گیرند. این الگوها از طریق انتظاراتی که با واقعیّتهای جریان شناختی خلّاقیّت (توجّه، ادراک، تفکّر، یادگیری و حفظ) سازگاری یافته، زمینه‌هایی را برای تقویّت انگیزه‌های تحصیلی ویژه و در پی آن، جلب توجّه فراهم می‌آورند و با پرهیز از خرده‌گیری، ایراد، سرزنش و تحقیر، انتظارات خویش را متوجّه مستقلّ بودن و تشویق تعالی‌جویی و پیشرفت گام به گام می‌کنند. چنین شرایطی مناسبترین وضعیت را برای پذیرش خلّاقیّت مهیّا می‌سازد.

خلّاقیّت در ذات خود، مستلزم استقلال‌طلبی است، امّا وجود یک نظام تفکیکی ویژهٔ‌ خلّاقیّت، فضای همگنی خلّاقّانه‌ای را پدید می‌آورد که به نظر می‌رسد «تعامل خلّاقّانه»، تعارضی با استقلال طلبی افراد خلّاق ندارد. این فضا حدّاقل سه نقش بسیار اساسی در پرورش خلّاقیّت ایفا می‌نماید که تعامل خلّاقّانه را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد:

  1. در میان سایر افراد خلّاق، الگوهایی متنفذّ و نیرومند یافت می‌شوند که به تقویّت مبانی خلّاقیّت و مهارت تفکّر شکل داده، پایه‌های شناختی خلّاقیّت را استوارتر می‌سازند.

  2. همگنان خلّاق، منابعی معتبر و مؤثّر از لحاظ اطّلاعاتی و شناختی به شمار می‌آیند. وجود این منابع در درون یک نظام تفکیکی خاصّ خلّاقیّت، علاوه بر آنکه تهدیدی برای مراجع رسمی محسوب نمی‌شود؛ بلکه نظام مزبور را غنی و تکمیل می‌کنند.

  3. گسترش گروههای مطالعاتی و تحقیقاتی خلّاق که کم و بیش از تجانسهایی برخوردارند، سبب تعالی کیفی آفرینندگی شده، خلّاقیّت را به وحدت، ارتقاء می‌بخشد.

فضای همگنی خلّاق در بسیاری از موارد کافی است که خودبه‌خود محیطی سرشار و غنی برای پرورش خلّاقیّت فراهم آورد، فضای غیررسمی و عاری از رقابت‌طلبی که صرفاً یک تقلید را می‌توان در آن یافت: «تقلید برای خلّاقیّت».

فضای همگنی مذکور یک‌بار دیگر وجود پایه‌های تکوینی و ذاتی خلّاقیّت را مورد تأکید قرار می‌دهد. این پایه‌ها که در گسترهٔ‌ ویژگیهای شخصیّتی، انگیزشی، نگرشی و شناختی ریشه دوانیده‌اند، ظرفیّتی کلّی و نوعی دامنه واکنش برای تأثیرپذیری محیطی فراهم می‌آورند؛ دامنهٔ‌ واکنشی که قبلاً برای هوش یعنی زمینهٔ خلّاقیّت، وجود داشته است. بر این اساس، خلّاقیّت بیش از آن‌که از محیط نقش بپذیرد، از طریق عوامل درونی و ذاتی تکوین می‌یابد.(بیتکر، 1991؛ برنز و رایس، 1991؛ کارول و هاویسون، 1991؛ کلاین کنبرد، 1991؛ کانفسور، 1991؛ هارینگتون و همکاران، 1991)