بر پایه بررسی پژوهشی انگاره تعادل روان در یک نمونه 1104 نفری از مردان و زنان 18 تا 40 ساله با تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی آشکار شد که یکی از حیط های مهمّ این انگاره، مفهومی موسوم به «ناپایایی» است.

ناپایایی اشاره به پنج مؤلّفه دارد: هیجان پذیری، کنجکاوی، مادّیگرایی، تزلزل و بیتابی

هیجان پذیری یعنی «تأثّر از احساس و هیجان در تشخیص انتخابی بدون چیرگی هیجانی» 

کنجکاوی یعنی «دست بر نداشتن از کنجکاویهای خطرناک و دردسرآفرین توأم با ناآرامی برای تجربه کردن»

مادّیگرایی به معنای «دوری از معنویّت و مقایسه همیشگی با دیگران برای جاه طلبی، بدون توجّه به پدیده مرگ»

تزلزل  یعنی «فقدان صداقت و تعهّد بدون آینده نگری که موجب بروز رفتارهای نامتعادل می شود»

بیتابی به معنای ‏ «گرفتاری شکّ و تردید در حلّ ‏مسائل، بیمناکی و نگراني نسبت به حل آنها، دلمشغولی دائمی، احساس فرسودگی تدریجی، احساس دايمی دلنگرانی و خستگی، ‏ احساس تنهایی در هنگام دشواریها و احساس نگرانی برای بقای خود که مجموعاً موجب احساس ناآرامی و سردرگمی در زندگی می شود».

لذا ‏«ناپایایی» در معنای گسترده يعنی: «دوری از معنویّت، فقدان صداقت و تعهّد و مقایسهٔ همیشگی با دیگران برای جاه طلبی، بدون آینده نگری و توجّه به پدیدهٔ مرگ که موجب گرفتاری شکّ و تردید در حلّ ‏مسائل، بیمناکی و نگراني نسبت به حلّ آنها، دلمشغولی دائمی، احساس فرسودگی تدریجی، احساس دائمی دلنگرانی و خستگی، احساس تنهایی در هنگام دشواریها و احساس نگرانی برای بقای خود می گردد. در چنین وضعیّتی تشخیصها و انتخابها، هیجانی هستند و کنجکاویهای خطرناک و دردسرآفرین برای تجربه، رهگشایی ندارد. این شرایط، مجموعاً منجرّ به احساس ناآرامی، سردرگمی، فقدان چیرگی هیجانی و بروز رفتارهای نامتعادل در زندگی می شود».