فرهنگپذیری
تعریف
فرهنگپذیری فرایندی است که بر اساس آن تمامی نظام زندگی در یک فرهنگ، تحت نفوذ فرهنگ دیگری شروع به تغییر میکند. بر پایهٔ این رویکرد، فرهنگهای گوناگون بشری در تعامل و تماس با یکدیگر دستخوش دگرگونی میشوند و تقریباً هیچ فرهنگی ناب و دستنخورده باقی نمیماند.
برای مطالعهٔ بیشتر: اجتماعی شدن و فرهنگپذیری
نگارنده: دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی
شرح موضوعی
در این رویکرد پرسش اساسی این است که برایند پذیرش متقابل فرهنگها چه فرهنگی است؛ فرهنگی باید شکل بگیرد که با تکیه بر مشترکات و همخوانیها به یکپارچگی و انسجام برسد. بر این اساس هیچ فرهنگ غالبی وجود ندارد و یک پدیدهٔ اجتماعی تعاملی در فرهنگ نضج میگیرد. فرهنگها پیاپی در تعامل با یکدیگر بازسازی و دوباره شکل داده میشوند. در روانشناسی سازمانی، فرهنگپذیری یکی از سه مؤلفهٔ سازشیافتگی محیطی شغل است و یعنی شاغل تا چه اندازه فرهنگ و نظام ارزشی حاکم بر فضای همکاران و محیط رسمی سازمان را میپذیرد و به آن احترام میگذارد. به نظر میرسد این مؤلفه به جنسیت بستگی دارد و قابل تعمیم نیست.
تعریف انگلیسی
Acculturation is a process in which the entire system of life in one culture begins to change under the influence of another culture. According to this approach, diverse human cultures undergo change through interaction and contact with one another, and almost no culture remains pure and untouched.
منابع
- روانشناسی فرهنگی، «3. ج) چشم انداز فرایند نگری» https://www.eot.ir/کتب/روانشناسی-فرهنگی/ج-چشم-انداز-فرایند-نگری-1356 — Definition as process of change under another culture's influence; interaction; no dominant culture
- روانشناسی فرهنگی، «27. سازش یافتگی محیطی و کارآیی سازمانی» https://www.eot.ir/کتب/روانشناسی-فرهنگی/سازش-یافتگی-محیطی-و-کارآیی-سازمانی-1332 — Organizational component: acceptance and respect of workplace culture and values
- روانشناسی سازمانی، «11. محدودیّت نقش سازش محیطی» https://www.eot.ir/کتب/روانشناسی-سازمانی/محدودیت-نقش-سازش-محیطی-1287 — Same organizational component; gender-dependent, not generalizable
- روانشناسی کار و مدیریت، «11. محدودیّت نقش سازش محیطی» https://www.eot.ir/کتب/روانشناسی-کار-و-مدیریت/محدودیت-نقش-سازش-محیطی-1485 — Same organizational component within job environmental adaptation