پرش به محتوای اصلی

استعداد نهفته: دانش‌آموز تیزهوشی که دیده نمی‌شود

نوشته هیئت تحریریه ۵ دقیقه مطالعه مقاله کوتاه

برای: معلمان و مشاوران

یک مدیر آموزشی مسئولیت تعلیم مجموعه‌ای از استعدادهای متنوع و گستردهٔ دانش‌آموزی را در آموزشگاه بر عهده دارد. برخی از این استعدادها و نخبگی‌ها آشکارند و دسته‌ای دیگر پنهان و نهفته باقی می‌مانند؛ حتی اگر هوش‌سنج‌های رسمی نیز به کار برده شوند. معلم نیز در کلاس خود با همین واقعیت روبه‌روست: ممکن است در میان دانش‌آموزان عادی کلاس، دانش‌آموز مستعدی حضور داشته باشد که هوش فوق‌العادهٔ وی هنوز دیده نشده است. در این‌جا نخست مفهوم استعداد نهفته را روشن می‌کنیم، سپس عوامل نهفته ماندن تیزهوشی را بررسی می‌نماییم و در پایان به دلالت‌های آن برای معلم و مدیر می‌پردازیم:

الف ـ مفهوم استعداد نهفته

استعداد نهفته به تیزهوشی و استعدادی اشاره دارد که در فرد وجود دارد، اما از راه روش‌های رایج تشخیص آشکار نشده است. چنین دانش‌آموزی در شمار دانش‌آموزان عادی قرار می‌گیرد و هیچ نشانهٔ رسمی از توانایی برجستهٔ او در دست نیست.

محدودیت هوش‌سنج‌های موجود در شناسایی همهٔ نخبگان بدان معناست که همواره باید احتمال وجود دانش‌آموز مستعدی را در میان دانش‌آموزان عادی کلاس داد. از این رو، یکی از ابتدایی‌ترین اقدامات در تعلیم آن است که این گروه از «نخبگان نهفته» شناسایی و کشف شوند.

ب ـ محدودیت روش‌های تشخیصی غیر مستقیم

سنجش غیر مستقیم، حتی بر اساس معتبرترین و رایج‌ترین ابزارهای موجود، از قابلیت کاربرد تعمیمی برای تمامی گونه‌های تیزهوشی به معنای وسیع برخوردار نیست. دانش‌آموزان تیزهوشی یافت می‌شوند که سنجش غیر مستقیم، از حیث نوع ابزار و شرایط آزمایش، برای شناسایی آن‌ها جواب مساعد نمی‌دهد و چه بسا روان‌سنج‌های ابزارمحور در غافلگیری و سوءتفاهم مرکب واقع شوند.

عوامل این محدودیت را می‌توان در سه حیطه خلاصه کرد:

۱ ـ نوع تیزهوشی: عدم کفایت برخی تیزهوش‌سنج‌ها می‌تواند به نوع تیزهوشی بستگی داشته باشد؛ یعنی ابزارهای مزبور برای شناسایی آن نوع ویژه شناخته نشده‌اند، گرچه ممکن است برای تشخیص سایر گونه‌های تیزهوشی معتبر باشند؛

۲ ـ اساس انگیزشی: برخی از تیزهوشان برای اجرای آزمون‌های روانی استقبال گرم و پذیرش مثبتی نشان نمی‌دهند و نتیجه آن خواهد شد که توانایی‌های واقعی فرد مورد سنجش قرار نمی‌گیرد؛

۳ ـ مسائل و آزردگی‌های روانی: وجود بعضی مسائل و آزردگی‌های روانی که خاص قلمرو تیزهوشی است، آزمودنی را در آمادگی قرار نمی‌دهد تا از طریق روش‌های غیر مستقیم به بروز استعدادهای ناب خویش بپردازد.

همهٔ این عوامل سبب خواهند شد که تیزهوشی و استعداد در برخی افراد به‌طور نهفته باقی بماند.

ج ـ سوءتفاهم تشخیصی جامعه

نهفته ماندن استعداد تنها به ابزارهای سنجش محدود نمی‌شود. برداشت‌های عمومی از پدیدهٔ تیزهوشی (به‌ویژه تیزهوشی ریاضی و خلاقیت) خود یک نوع نظام تشخیص عمومی و غیر رسمی (نه تخصصی و رسمی) پدید می‌آورد که مردم بر اساس آن به شناسایی و معرفی تیزهوشان می‌پردازند و تیزهوشان نیز خود را بر همان اساس می‌شناسند.

بدیهی است که اگر این برداشت عمومی نادرست باشد، گروهی از تیزهوشان در اثر «سوءتفاهم تشخیصی جامعه» مکنون و نهفته باقی می‌مانند. در مقابل، در اثر بهسازی نگرش و باور عمومی، درک واقع‌بینانه و علمی برای آحاد مردم فراهم می‌آید و تیزهوشانی که پیش از این نهفته مانده بودند، شناسایی و جذب خواهند شد.

د ـ کم‌آموزی و خودباوری

یکی از زمینه‌های مهم نادیده ماندن دانش‌آموز تیزهوش در کلاس، داوری معلم بر اساس پیشرفت تحصیلی ظاهری است. اگر خودباوری دانش‌آموز در یک درس تقویت شود، پیشرفت تحصیلی وی را در آن درس ثمر می‌دهد.

پس کم‌آموزی دانش‌آموز نباید موجب ایجاد این پندار در معلم شود که آن دانش‌آموز به‌طور قطع تیزهوش نیست؛ بلکه ممکن است خودباوری وی ضعیف باشد. به بیان دیگر، عملکرد ضعیف در یک درس لزوماً نشانهٔ نبود استعداد نیست و چه بسا پوششی بر استعدادی نهفته باشد.

هـ ـ پیامدها و دلالت‌ها برای معلم و مدیر

نهفته ماندن استعداد پیامدی جدی به همراه دارد: تیزهوشان و مستعدین مزبور در شرایط مراقبت و پرورش ویژه قرار نمی‌گیرند و آسیب‌های ناشی از عدم تربیت خاص دامنگیر آن‌ها می‌شود. سرعت یادگیری در میان تیزهوشان مستلزم بهره‌گیری از برنامهٔ آموزشی ویژه و محتویات درسی خاص است؛ یعنی برنامه و مواد درسی عادی پاسخگوی نیازهای علمی آن‌ها نیست. بنابراین دانش‌آموزی که شناسایی نشده، از همین برنامهٔ ویژه نیز بی‌بهره می‌ماند.

از این یافته‌ها چند دلالت اساسی به دست می‌آید:

۱ ـ معلم باید همواره احتمال وجود دانش‌آموز مستعد را در میان دانش‌آموزان عادی کلاس بدهد و شناسایی و کشف نخبگان نهفته را از ابتدایی‌ترین اقدامات تعلیم بداند؛

۲ ـ نتیجهٔ هوش‌سنج‌های رسمی و روش‌های تشخیصی غیر مستقیم نباید داوری نهایی دربارهٔ استعداد دانش‌آموز تلقی شود، زیرا این ابزارها برای همهٔ گونه‌های تیزهوشی کفایت ندارند؛

۳ ـ کم‌آموزی را نباید به‌طور قطع نشانهٔ نبود تیزهوشی دانست و تقویت خودباوری دانش‌آموز در هر درس، راهی برای آشکار شدن پیشرفت تحصیلی وی در همان درس است؛

۴ ـ مدیر آموزشی باید بداند که بخشی از استعدادهای آموزشگاه، حتی با کاربرد هوش‌سنج‌های رسمی، پنهان و نهفته باقی می‌مانند؛

۵ ـ بهسازی نگرش عمومی نسبت به پدیدهٔ تیزهوشی، زمینهٔ شناسایی و جذب تیزهوشانی را فراهم می‌آورد که در اثر سوءتفاهم تشخیصی جامعه نهفته مانده‌اند.

افزون بر این، برای برخی از افراد مستعد و تیزهوش، اجرای کوشش‌های آموزشی برون‌مدرسه‌ای (در محیط خانه) به دلایل گوناگون اجتناب‌ناپذیر است.

روشن است که دانش‌آموز تیزهوشی که دیده نمی‌شود، تنها یک فرد نادیده گرفته شده نیست؛ بلکه استعدادی است که از چرخهٔ مراقبت و پرورش ویژه بیرون می‌ماند. توجه معلم به محدودیت ابزارهای تشخیص، به نقش خودباوری در کم‌آموزی و به اثر نگرش عمومی، نخستین گام در کشف این نخبگان نهفته و پیشگیری از آسیب‌های ناشی از عدم تربیت خاص آنان است.

منبع

روان‌شناسی کودکان تیزهوش و روش‌های آموزش ویژه، «راهبرد» — راهبرد

خلّاقیّت، «بازتاب یک پژوهش در نظریّه» — بازتاب یک پژوهش در نظریه

خودشناسی، «پیوند جویی» — پیوند جویی

استعداد و تیزهوشی، «تسریع تحصیلی در ریاضی» — تسریع تحصیلی در ریاضی

استعداد و تیزهوشی، «مفهوم نگرش عمومی در قبال تیزهوشی» — مفهوم نگرش عمومی در قبال تیزهوشی