پرش به محتوای اصلی

بدن‌لرزی: نشانهٔ بدنی هیجان اندیشه در مراجع و پیامدهای آن برای روان‌درمانگر

نوشته هیئت تحریریه ۷ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: درمانگران

روان‌درمانگر در رویارویی با مراجع، تنها با گفتار و اندیشهٔ او سروکار ندارد؛ بلکه با نشانه‌های بدنی‌ای نیز روبه‌رو می‌شود که از قلمرو هیجان برمی‌خیزند. یکی از این نشانه‌ها که در نظریهٔ «هیجان اندیشه» جایگاه ویژه‌ای دارد، «بدن‌لرزی» است. در این‌جا نخست به مفهوم بدن‌لرزی می‌پردازیم، سپس جایگاه آن را در ساختار «سرسختی شناختی» و «پویایی» بررسی می‌کنیم و یافته‌های پژوهشی مربوط به آن را بیان می‌نماییم و سرانجام پیامدهای این یافته‌ها را برای روان‌درمانگر مورد توجه قرار می‌دهیم.

مفهوم بدن‌لرزی

بدن‌لرزی یکی از حالات روان‌تنی است که با «پویایی» همراه می‌شود. پویایی یعنی احساس نیرومندی شدید توأم با شیفتگی و پیگیری در تجربهٔ کنجکاوانه و فعّال برای یک اندیشهٔ بزرگ، تازه و هیجان‌انگیز. به بیان دیگر، فرد در هنگام رویارویی با یک مسأله و به فکر فرورفتن، به شدّت دچار لرزش بدن می‌شود.

بدن‌لرزی معمولاً تنها نیست و همراه با احساس تشنگی و گرسنگی دیده می‌شود؛ چنان‌که در یک پژوهش، بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی، دو خصیصهٔ هیجانی شمرده شده‌اند.

الف ـ بدن‌لرزی در ساختار سرسختی شناختی

«سرسختی شناختی» یکی از مؤلّفه‌های هیجان اندیشه و یکی از دو خرده‌مقیاس «پویایی» است و بدین معناست: «برانگیختگی کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیّت‌های مورد علاقه همراه با ناآرامی و مشغولیّت فراگیر و سرسختانه که وی را به سوی کشف حقیقت از طریق تجربه سوق می‌دهد. این حالات همراه با بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی است.»

سرسختی شناختی شامل چهار ویژگی است:

1 ـ تجربهٔ کنجکاوانه؛ یعنی کنجکاوی‌های فرد دردسرآفرین و خطرناک است، ولی دست‌بردار نیست. با بروز هر مسألهٔ پیچیده‌ای کنجکاوی‌اش بیشتر می‌شود و آن‌چنان به مسأله مشغول می‌شود که باید از آن سر درآورد. این کنجکاوی وی را به سوی تجربه سوق می‌دهد و همواره برای تجربهٔ دانشش ناآرام است؛ حتی اگر بعضی چیزها تجربه‌کردنی نباشد.

2 ـ پیگیری؛ یعنی هر مسألهٔ مبهمی کنجکاوی‌اش را تحریک می‌کند و همهٔ وجودش را به خود مشغول می‌سازد و تا حقیقت چیزی برایش روشن و کشف نشود، دست‌بردار نیست.

3 ـ بدن‌لرزی؛ یعنی فرد در هنگام رویارویی با یک مسأله و به فکر فرورفتن، به شدّت دچار لرزش بدن می‌شود.

4 ـ تشنگی و گرسنگی؛ یعنی احساس تشنگی و گرسنگی شدید پس از یک فعّالیّت ذهنی و به فکر فرورفتن.

بدین‌ترتیب، بدن‌لرزی در کنار تشنگی و گرسنگی، چهرهٔ بدنی سرسختی شناختی را تشکیل می‌دهد؛ حال آن‌که تجربهٔ کنجکاوانه و پیگیری، چهرهٔ شناختی و رفتاری آن را نمایان می‌سازند.

ب ـ بدن‌لرزی در گسترهٔ پویایی

«پویایی» به مفهوم وسیع بدین معناست که کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ مبهمی در قلمرو فعّالیت‌های مورد علاقه‌اش تحریک می‌شود و وی با همهٔ وجود و مشغولیّت سرسختانه، با احساس نیرومندی شدید بدون درماندگی و بدون احساس گذشت زمان، در پی آن است که از مسأله سر درآورد و حقیقت را کشف کند. وی با لذّت و سرسختی، این کنجکاوی‌های هیجان‌انگیز و ماجراجویانه، ولو خطرناک را از طریق تجربهٔ دانسته‌هایش دنبال می‌کند. این حالات همراه با شوخ‌طبعی مشهود، تحرک و واکنش هیجانی راحت، لذّت از فعّالیت‌های بدنی، بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی است.

روشن است که در این چارچوب، بدن‌لرزی در بستری از نیرومندی، لذّت و شیفتگی بروز می‌یابد و نه در بستری از درماندگی.

ج ـ تشنگی و گرسنگی و دیگر تظاهرهای اندیشه

احساس تشنگی و گرسنگی شدید پس از یک فعّالیت ذهنی و به فکر فرورفتن بروز می‌یابد و از شدّت اندیشه و فعّالیت ذهنی ناشی می‌شود. در روان‌شناسی خلّاقیّت، این احساس یکی از دو جنبهٔ «تظاهرهای اندیشه» است. جنبهٔ دیگر، احساس خشکی دهان، سردرد و افزایش تپش قلب است. بنابراین بدن‌لرزی در خانواده‌ای از نشانه‌های بدنی جای می‌گیرد که همگی از شدّت فعّالیت ذهنی سرچشمه می‌گیرند.

خصیصهٔ هیجانی یا خصیصهٔ شخصیتی؟

پژوهش پیرامون رابطهٔ ویژگی‌های شخصیت دختران نوجوان با سرسختی شناختی نشان داد که واکنش‌های هیجانی (به عنوان یک خصیصهٔ شخصیت) با هر چهار ویژگی سرسختی شناختی (تجربهٔ کنجکاوانه، پیگیری، بدن‌لرزی و احساس تشنگی و گرسنگی) رابطه دارد. افزون بر آن، ویژگی شخصیتی «پایداری» با «پیگیری» رابطهٔ مثبت و با «تجربهٔ کنجکاوانه» رابطهٔ منفی دارد و ویژگی شخصیتی «استقلال» نیز با «تجربهٔ کنجکاوانه» و «پیگیری» رابطهٔ مثبت نشان می‌دهد؛ امّا هیچ یک از آن دو با مؤلّفه‌های بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی رابطه ندارند (کریمی، 1399).

استنباط بسیار مهم آن است که «سرسختی شناختی» صرفاً یک خصیصهٔ هیجانی نیست، بلکه یک خصیصهٔ شخصیتی قلمداد می‌شود؛ یعنی عناصر «تجربهٔ کنجکاوانه» و «پیگیری» در واقع ویژگی‌های شخصیتی محسوب می‌شوند که با دو خصیصهٔ هیجانی بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی بروز می‌یابند. به بیان دیگر، بدن‌لرزی جلوهٔ هیجانی و بدنی یک ساختار شخصیتی است و تنها با واکنش‌های هیجانی پیوند دارد، نه با پایداری و استقلال.

بدن‌لرزی، تعهّد و چیرگی

در پژوهشی دیگر آشکار شد که «تعهّد» همراه با «چیرگی»، بدن‌لرزی و احساس گرسنگی و تشنگی را به طور منفی پیش‌بینی می‌کند. چیرگی یعنی باور به نقش تلاش شخصی در اثرگذاری بر رخدادها، بدون پیامدهای روان‌تنی مانند بدن‌لرزی. از سوی دیگر، سرسختی شناختی همراه با تعهّد و چیرگی به افزایش رضایت از زندگی می‌انجامد. بنابراین باور فرد به اثرگذاری تلاش خویش، با کاهش نشانه‌های روان‌تنی همراه است.

بدن‌لرزی و تمایز آن با بیتابی

«بیتابی» به فرسودگی روانی تدریجی ناشی از «گردش اندیشه» اشاره دارد که همراه با نارسایی‌های روان‌تنی است؛ یعنی شدّت اندیشه‌گردی، فرد را دچار گرفتاری درونی، دلمشغولی و بی‌قراری مستمرّ می‌کند که همراه با سرگشتگی، شکّ و تردید و بیمناکی است. در مقابل، بدن‌لرزی در قلمرو پویایی با احساس نیرومندی شدید و بدون درماندگی همراه می‌شود.

با این همه، این دو قلمرو گاه در هم می‌آمیزند. در «هیجان تعلیل»، برانگیختگی کنجکاوی فرد با هر مسألهٔ سخت و مبهم، همراه با بی‌قراری، دلمشغولی، شکّ و تردید، دلشورگی، دلنگرانی، بیمناکی، فرسودگی، تنهایی و ناامیدی در هنگام گردش اندیشه و رویارویی با مسأله، و نیز همراه با بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی است.

بدن‌لرزی و خلّاقیّت

سرسختی شناختی در میان دختران و پسران تیزهوش سازمانده یازده تا پانزده ساله عاملی مشترک است که به بروز خلّاقیّت می‌انجامد و در نوجوانان قوی‌ترین پیش‌بین خلّاقیّت شمرده می‌شود؛ این رابطه از مسیر هوش تجربی می‌گذرد. در طیف بهرهٔ هوشی 115 به بالا، هر چهار متغیّر هیجانی یعنی «هیجان‌پذیری»، «جنب‌وجوش هیجانی»، «سرسختی شناختی» و «بیتابی» بهترین عوامل پیش‌بین خلّاقیّت هستند؛ امّا در طیف 161 به بالا فقط «هوش» پیش‌بینی‌کنندهٔ خلّاقیّت می‌گردد و خلّاقیّت از عوامل هیجانی مستقلّ می‌شود.

پیامدها برای روان‌درمانگر

یافته‌های فوق به‌خوبی نشان می‌دهند که بدن‌لرزی در مراجع، نشانه‌ای یک‌سویه و صرفاً مرضی نیست. نخست، بدن‌لرزی جلوهٔ بدنی سرسختی شناختی و پویایی است و در کنار تجربهٔ کنجکاوانه، پیگیری و احساس تشنگی و گرسنگی معنا می‌یابد؛ پس فهم آن جدا از این مجموعه، ناقص خواهد بود.

دوم، از آن‌جا که سرسختی شناختی یک خصیصهٔ شخصیتی است که با دو خصیصهٔ هیجانی بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی بروز می‌یابد، نشانهٔ بدنی مراجع را باید در پیوند با ساختار شخصیت او، به‌ویژه واکنش‌های هیجانی، نگریست.

سوم، بستری که بدن‌لرزی در آن ظاهر می‌شود اهمیت دارد: همراهی آن با احساس نیرومندی، لذّت و شیفتگی، از قلمرو پویایی حکایت می‌کند؛ حال آن‌که همراهی آن با دلمشغولی، شکّ و تردید و فرسودگی، به قلمرو بیتابی و نارسایی‌های روان‌تنی آن نزدیک می‌شود.

سرانجام، پیوند منفی تعهّد و چیرگی با بدن‌لرزی و تشنگی و گرسنگی، و نقش سرسختی شناختی همراه با تعهّد و چیرگی در افزایش رضایت از زندگی، نشان می‌دهد که باور مراجع به اثرگذاری تلاش شخصی بر رخدادها، با کاهش پیامدهای روان‌تنی همراه است و این امر در شناخت نشانه‌های بدنی هیجان‌پذیری مراجع، شایستهٔ توجّه جدّی است.

منبع

هیجان اندیشه، «183/462 (هوش) =1/945 خلّاقیّت» — 183 462 هوش 1 945 خلاقیت

فرهنگ‌نامه، «بدن لرزی» — بدن لرزی

هیجان اندیشه، «قلمرو تعاملی هیجان اندیشه» — قلمرو تعاملی هیجان اندیشه

فرهنگ‌نامه، «سرسختی شناختی» — سرسختی شناختی

فرهنگ‌نامه، «تشنگی و گرسنگی» — تشنگی و گرسنگی