پرش به محتوای اصلی

حمایت اجتماعی و حمایت محیطی: همانندی‌ها و تفاوت‌ها

نوشته هیئت تحریریه ۷ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

در مباحث روان‌شناسی سازمانی، روان‌شناسی فرهنگی و قلمرو استعداد و تیزهوشی، دو مفهوم «حمایت اجتماعی» و «حمایت محیطی» بارها در کنار یکدیگر به کار رفته‌اند. گاه این دو مفهوم چنان به هم نزدیک می‌شوند که به نظر می‌رسد از یک پدیده سخن می‌گویند. اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که هر یک خاستگاه، گستره و پیامدهای ویژهٔ خود را دارند. در این‌جا نخست هر یک از این دو مفهوم را تعریف می‌کنیم، سپس به همانندی‌ها و پیوندهای آن‌ها می‌پردازیم و سرانجام تفاوت‌هایشان را بررسی می‌کنیم.

الف ـ حمایت اجتماعی

حمایت اجتماعی بیش از هر چیز به احساس فرد بازمی‌گردد؛ یعنی احساسی که فرد از پشتیبانی جامعهٔ همکاران و کارکنان پیرامون خود دارد. اگر زنان شاغل فرهنگ حاکم بر فضای سازمان را بپذیرند و خود را با آن هماهنگ سازند، احساس حمایت اجتماعی آن‌ها افزایش می‌یابد و «خود را در فضایی آکنده از حمایت و پشتیبانی جامعهٔ همکاران و کارکنان می‌بینند». چنین احساسی امنیت و آرامش شغلی را پدید می‌آورد و رضایت شغلی را ثمر می‌دهد.

حمایت اجتماعی در کنار موضع درونی نظارت و چالش شغلی نیز موجب خشنودی فرد می‌شود. کسانی که از فعالیت و تکاپوی شغلی برجسته‌ای برخوردارند، تنها در شرایطی احساس خوشایندی و خشنودی می‌کنند که از حمایت اجتماعی کافی و موضع درونی نظارت بهره‌مند باشند.

«رابطهٔ میان حمایت اجتماعی و تشویش شغلی در میان زنان سیاه‌پوست در مقایسه با زنان و مردان سفیدپوست، در زمینه‌های حرفه‌ای و فعالیت‌های خانگی کاوش شد. در این مطالعهٔ سه‌ساله، هفتصد و پنجاه و هفت کارمند ستادی نوزده تا هفتاد و یک ساله بررسی شدند. نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی بالا موجب احساس افسردگی نازل‌تر و سختی شغلی کمتر در میان سفیدپوستان است و این امر هر دو زمینهٔ خانه‌داری و اشتغال را دربر می‌گیرد.»

قلمرو حمایت اجتماعی به محیط کار محدود نمی‌شود. در سازش‌یافتگی زناشویی نیز هرگاه نگرش مثبتی نسبت به حمایت اجتماعی از ازدواج وجود داشته باشد، روابط زناشویی تقویت می‌شود؛ زیرا چنین ازدواجی از هویت اجتماعی نیرومندی برخوردار است.

ب ـ حمایت محیطی

حمایت محیطی، آن‌گونه که در ارزشیابی برنامه‌های ویژهٔ تیزهوشان ریاضی تعریف شده است، «دربرگیرندهٔ پشتیبانی جامع و همه‌جانبهٔ خانواده‌ها، افکار عمومی، محافل تخصصی و علمی، و نهادهای رسمی آموزشی و پرورشی است». این پشتیبانی از چهار حیث سنجیده می‌شود: نگرشی و عقیدتی، اداری و اجرایی، مالی و اقتصادی، و تأمین منابع انسانی.

آموزش تیزهوشان، همانند هر آموزش دیگری، برای تأثیربخشی و کارایی خویش محتاج حمایت‌های محیطی است. کمک‌های اقتصادی و مالی ممکن است تنها حمایت محیطی نباشد، اما بی‌تردید مهم‌ترین نمونهٔ آن است و جلوهٔ تعیین‌کنندهٔ سایر پشتیبانی‌ها (از جمله افکار عمومی مطلوب) به شمار می‌آید. به همین سبب در جوامع فاقد حمایت مالی کافی، آسیب‌پذیری کوشش‌های ویژه به‌سادگی نمایان است.

در محیط سازمانی نیز حمایت محیطی و پشتیبانی سازمانی دست‌کم سه اثر عمده در امنیت شغلی دارد:

1 ـ افسردگی ناشی از شرایط کار را برطرف می‌کند و یا کاهش می‌دهد؛

2 ـ احساس سختی و دشواری شغلی را پایین می‌آورد؛

3 ـ با کم کردن فشار شغلی، آرامش روانی را ایجاد می‌کند.

گذشته از آن، حمایت محیطی در به‌سازی هویت نیز نقش دارد. اگر فضای زندگی، رغبت‌ها و خواسته‌های شخصی (هرچند نامرسوم) یک فرد را بپذیرد و از آن‌ها پشتیبانی کند، هویتش نیرومند می‌شود و به نوبهٔ خود خودباوری وی نیز افزایش می‌یابد. معلمان در این حمایت محیطی نقش بسزایی ایفا می‌کنند.

ج ـ همانندی‌ها و پیوندها

نخست، هر دو مفهوم در یک پیامد بنیادی مشترک‌اند: افزایش امنیت شغلی و رضایت حرفه‌ای. حمایت اجتماعی بالا افسردگی و سختی شغلی را کاهش می‌دهد و حمایت محیطی نیز افسردگی ناشی از شرایط کار و احساس دشواری شغلی را پایین می‌آورد.

دوم، این دو مفهوم از یکدیگر جدا نیستند و یکی می‌تواند دیگری را تقویت کند. روابط اجتماعی نیرومند و گرم میان کارکنان و پشتیبانی همکاران از یکدیگر، حمایت محیطی را بیشتر می‌کند و از این طریق امنیت شغلی و رضایت حرفه‌ای را افزایش می‌دهد. پیوند این دو چنان نزدیک است که در بحث سازگاری همسران از «حمایت اجتماعی و محیطی از ازدواج» به‌صورت یکجا سخن به میان آمده است؛ یعنی ازدواجی که از سوی عوامل اجتماعی و محیطی حمایت شود، پایدارتر خواهد بود.

سوم، در هر دو مفهوم عامل جنسیت دخالت دارد. نیاز زنان سفیدپوست به حمایت محیطی بسیار تعیین‌کننده است و از سوی دیگر حساسیت و آسیب‌پذیری جنسیت مؤنث از فضای اجتماعی شغل سبب می‌شود که میزان حمایت اجتماعی دریافت‌شده از محیط سازمانی، امنیت شغلی و رضایت حرفه‌ای زن شاغل را رقم بزند.

د ـ تفاوت‌ها

### نخست: خاستگاه و گستره

حمایت اجتماعی از روابط انسانی نزدیک برمی‌خیزد؛ یعنی از جامعهٔ همکاران و کارکنان و فضای فرهنگی سازمان. اما حمایت محیطی گسترهٔ وسیع‌تری دارد و افزون بر روابط انسانی، خانواده‌ها، افکار عمومی، محافل تخصصی و علمی و نهادهای رسمی را دربر می‌گیرد. افزون بر آن، حمایت محیطی جنبهٔ مادی نیز دارد و کمک‌های مالی مهم‌ترین نمونهٔ آن است؛ حال آن‌که در حمایت اجتماعی سخن از احساس پشتیبانی است، نه تأمین منابع مادی و انسانی.

### دوم: نشانه‌ها و شیوهٔ سنجش

حمایت اجتماعی معمولاً به‌صورت یک «احساس» بیان می‌شود؛ احساس حمایت یا عدم حمایت از سوی همکاران. در مقابل، حمایت محیطی را می‌توان با پرسش‌هایی عینی سنجید: خانواده‌ها تا چه اندازه از تداوم برنامه حمایت می‌کنند؟ افکار عمومی تا چه اندازه مساعد است؟ محافل تخصصی تا چه اندازه آن را تأیید می‌کنند؟ و نهادهای رسمی تا چه اندازه منابع مادی و انسانی لازم را فراهم می‌آورند؟ با این حال باید یادآور شد که حمایت سازمانی ادراک‌شده نیز مستقل از مفاهیم ارتباطی است.

### سوم: نقش تعدیلی فرهنگ‌پذیری و جنسیت

برای زنان شاغل یکی از عوامل مؤثر و همبسته با حمایت اجتماعی، هماهنگی فرهنگی است؛ ناهمخوانی فرهنگی با محیط سازمانی، حمایت اجتماعی را برای آنان کاهش می‌دهد. اما برای مردان چنین رابطه‌ای وجود ندارد؛ فرهنگ‌ناپذیری مردان ضرورتاً احساس حمایت اجتماعی آن‌ها را کاهش نمی‌دهد و حتی اگر فرهنگ‌پذیر نیز شوند، ممکن است احساس حمایت اجتماعی آن‌ها تغییر نکند. «شیءگرایی» جنسیت مذکر و حساسیت کمتر آن نسبت به عوامل محیطی مقتضی آن است که مردان شاغل بیشتر به ذات شغل و ویژگی‌های آن بپردازند. اگر فرهنگ‌پذیری را مصداقی از سازش‌یافتگی محیطی بدانیم، باید انتظار داشت که سازش‌یافتگی محیطی مردان شاغل، مستقل از رضایت آن‌ها باشد.

### چهارم: جایگاه در نظریه و پیامدها

حمایت اجتماعی بیشتر در سطح فردی و میان‌فردی مطرح می‌شود و پیامدهای آن در خشنودی، افسردگی، سختی شغلی و پایداری زناشویی آشکار می‌گردد. اما حمایت محیطی افزون بر سطح فردی، در سطح برنامه‌ها و نظام‌های آموزشی نیز جایگاهی محوری دارد. در ارزشیابی برنامهٔ تسریعی ریاضی، «میزان جذب حمایت محیطی» یکی از سه مؤلفهٔ اساسی است و وزن و اهمیت آن برای بقا و توسعهٔ برنامه، بیش از دو مؤلفهٔ دیگر (تشخیص معتبر و آمادگی‌افزایی دانش‌پژوه) است. به بیان دیگر، شاید برجسته‌ترین بخش ارزشیابی یک برنامهٔ ویژه، بازنگری اعتبار اجتماعی آن و میزان جلب حمایت محیطی و پذیرش اجتماعی آن باشد.

در گسترهٔ تحول نیز حمایت محیطی جایگاه ویژه‌ای دارد. در سنین 12 تا 14، نیاز به حمایت محیطی بیش از تعامل و روابط دوستانه با محیط اجتماعی اهمیت می‌یابد. فقدان آن نیز پیامد روشنی دارد؛ میزان حمایت محیطی و پیوندجویی و فقدان حمایت محیطی از سوی دانشجویان عادی، خودارجدهی تیزهوشان جهشی را کاهش داده است و عامل این ناسازگاری محیطی و افسردگی، ورود زودرس بوده است.

به‌طور کلی می‌توان گفت که حمایت اجتماعی و حمایت محیطی دو چهرهٔ پیوسته از پشتیبانی پیرامون فرد هستند. حمایت اجتماعی بر احساس پشتیبانی از سوی همکاران و جامعهٔ نزدیک تکیه دارد و در زنان با هماهنگی فرهنگی گره خورده است؛ حال آن‌که حمایت محیطی گستره‌ای جامع از پشتیبانی نگرشی، اداری، مالی و انسانی را دربر می‌گیرد و افزون بر امنیت و رضایت شغلی، بقا و توسعهٔ برنامه‌های ویژهٔ تیزهوشان و استواری هویت و خودباوری آنان را نیز رقم می‌زند. روشن است که هرچه این دو گونه حمایت در کنار یکدیگر نیرومندتر شوند، آرامش روانی، امنیت شغلی و شکوفایی استعداد بیشتر میسر خواهد شد.

منبع

روان‌شناسی سازمانی، «2 حمایت و تشویق محیطی» — 2 حمایت و تشویق محیطی

روان‌شناسی فرهنگی، «1 عدم قطعیت» — 1 عدم قطعیت

استعداد و تیزهوشی، «ج) بهره‌گیری از تشخیص مستقیم در شناسایی نخبگان ریاضی» — ج بهره گیری از تشخیص مستقیم در شناسایی نخبگان ریاضی

روان‌شناسی کار و مدیریت، «فصل سیزدهم نقش هویّت یابی شغلی در سازگاری همسران» — فصل سیزدهم نقش هویت یابی شغلی در سازگاری همسران

استعداد و تیزهوشی، «تسریع تحصیلی در ریاضی» — تسریع تحصیلی در ریاضی