پرش به محتوای اصلی

خودباوری و عزّت نفس: ریشه و ثمره در نگرش تیزهوش

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

خودباوری و عزّت نفس از اساسی‌ترین ویژگی‌های نگرشی فرد تیزهوش به شمار می‌آیند. این دو مفهوم غالباً در کنار یکدیگر به کار می‌روند و گاه چنین به نظر می‌رسد که یکی به جای دیگری نشسته است. اما بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که هر یک جایگاه ویژه‌ای در ساختار نگرشی تیزهوش دارند. در این‌جا نخست هر یک از دو مفهوم را تعریف می‌کنیم، سپس به پیوندها و همانندی‌های آن‌ها می‌پردازیم و سرانجام تفاوت‌هایشان را بیان می‌کنیم.

الف ـ خودباوری

خودباوری ارزیابی کلی فرد دربارهٔ «شخصیت خویش» است و با «عزّت نفس» و «اعتماد به نفس» ملازمت دارد. تقریباً همهٔ مطالعات مربوط به خودباوری تیزهوش در مقطع سنی چهار تا پانزده، برجستگی و تفاوت بارز افراد تیزهوش را نشان داده‌اند. این خودباوری جنبه‌های تحصیلی، اجتماعی و رهبری را در بر می‌گیرد.

خودباوری در حوزه‌های خاص نیز جلوه می‌کند. اعتقاد و باور فرد نسبت به توانمندی و قابلیت وی در ریاضی، خودباوری ریاضی او را تشکیل می‌دهد. هرچه این اعتقاد نیرومندتر باشد، خودباوری قوی‌تر است. همچنین نگرش و اعتقاد فرد به توانایی‌ها، استعدادها، معلومات و رغبت‌های تحصیلی خویش بر اساس خودآگاهی شناختی شکل می‌گیرد و خودباوری تحصیلی وی را پدید می‌آورد. پس خودباوری مبتنی بر خودآگاهی شناختی است.

ب ـ عزّت نفس

عزّت نفس، ثمرهٔ خودباوری است. نمونهٔ روشن آن را در «عزّت نفس ریاضی» می‌توان یافت. در میان تیزهوشان ریاضی، خودباوری و عزّت نفس ریاضی بسیار برجسته‌ای وجود دارد. عزّت نفس مزبور بدین معناست که یک تیزهوش ریاضی:

1 ـ بر آنچه از وی انتظار می‌رود، تسلط دارد؛

2 ـ در فعالیت‌های مربوط به ریاضی، احساس ایمنی و راحتی می‌کند؛

3 ـ توانمندی خود را در حوزهٔ ریاضی می‌پذیرد؛

4 ـ در قلمرو ریاضیات از احترام ویژه‌ای برخوردار است؛

5 ـ در کوشش‌های خستگی‌ناپذیر خویش پیرامون ریاضیات، اهداف مهم و بلندی را پی می‌گیرد؛

6 ـ خود را در حوزهٔ مزبور، شایسته و واجد کفایت می‌داند.

ج ـ همانندی‌ها و پیوندها

نخست آنکه هر دو مفهوم، «جلوه‌های هوشی نگرش ویژه» به شمار می‌آیند. توانمندی شناختی و ذهنی تیزهوش، ظرف و قالب نگرش ویژهٔ وی را تشکیل می‌دهد و خودباوری و عزّت نفس فوق‌العاده و مثبت، در کنار موضع درونی نظارت، جلوه‌های این نگرش‌اند.

دوم آنکه هر دو از مهم‌ترین عوامل نگرشی مؤثر در پیشرفت تحصیلی تیزهوش‌اند. نتایج یکی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تا ۴۰ درصد تغییرات پیشرفت تحصیلی تیزهوش ناشی از «موضع درونی نظارت» و «عزّت نفس» بالا بوده است.

سوم آنکه هر دو در گسترهٔ تحول و فرهنگ دگرگون می‌شوند. با افزایش سنّ، خودباوری و عزّت نفس نوجوانان تیزهوش افزایش می‌یابد. فرهنگ و وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی نیز می‌تواند خودباوری و عزّت نفس تیزهوشان (به‌ویژه دختران) را تحت تأثیر قرار دهد. اگر بپذیریم که انتظارات محیطی می‌تواند بر خودباوری و عزّت نفس تیزهوش اثر بگذارد، به نظر می‌رسد که این امر به ویژگی‌های جنسی، تحولی و نوع تیزهوشی خاصی محدود باشد؛ یعنی به دختران در دورهٔ کودکی و نوجوانی از نوع پیشرفتهٔ تحصیلی. جز در این موارد، «خودباوری» و «حرمت خود» تیزهوش بیش از افراد عادی در قبال تأثیرات محیطی مقاومت نشان می‌دهند. در این میان فرد خلّاق، مقاوم‌ترین نوع خودباوری و عزّت نفس را دارد.

چهارم آنکه هر دو با تفکر واگرا و تصمیم‌گیری پیوند دارند. تصمیم‌گیری مستقل، مقتضی وجود خودباوری و عزّت نفس نیرومند است. یکی از راه‌های تقویت تفکر واگرا نیز بهسازی خودباوری و عزّت نفس است. خلّاقیت را می‌توان از طریق خودباوری مثبت و تقویت عزّت نفس، در کنار خصائص شخصیتی، مطالعات سخت‌کوشانه، غنی‌سازی و نویسندگی گسترش داد.

بالاتر از همهٔ این همانندی‌ها، پیوندی است که نگارنده از آن به «تلازم» تعبیر می‌کند. خودباوری ریاضی ملازم با عزّت نفس ریاضی است. کوشش‌های مربوط به حل مسئلهٔ ریاضی، در دانش‌آموز تیزهوش خودباوری و عزّت نفس ریاضی را پدید می‌آورد و «این دو نگرش غیرقابل تفکیک» موجب تقویت تفکر واگرا و آفرینندگی می‌شوند. زبان حال چنین تیزهوشی این است: «من اعتقاد و باور دارم که می‌توانم مسائل انتزاعی ریاضی را از طریق پاسخ‌های فراوان، متنوع و تازه و تکمیلی حل کنم؛ یعنی تفکر واگرا دارم.»

د ـ تفاوت‌ها

با وجود این تلازم، تفاوت‌هایی میان دو مفهوم آشکار است:

### 1 ـ از حیث خاستگاه

خودباوری بر خودآگاهی شناختی تکیه دارد. توانایی ذهنی برتر با موضوع قرار دادن «جریان یادگیری شخصی» به «خودآگاهی شناختی» می‌انجامد و زمینه‌های خودباوری تحصیلی و خودباوری کلی را فراهم می‌آورد. اما عزّت نفس ثمرهٔ خودباوری است. به همین سبب نگارنده خودباوری را «عنصر نگرشی ملازم و ریشه‌ای» عزّت نفس می‌نامد. بدین ترتیب خودباوری در جایگاه ریشه و عزّت نفس در جایگاه ثمره قرار دارد.

### 2 ـ از حیث نشانه‌ها

خودباوری در قالب «اعتقاد و باور» و «ارزیابی کلی» جلوه می‌کند و هرچه این باور نیرومندتر باشد، خودباوری قوی‌تر است. نشانه‌های عزّت نفس رنگ دیگری دارند: تسلط بر انتظارات، احساس ایمنی و راحتی، پذیرش توانمندی، برخورداری از احترام، پیگیری اهداف بلند و احساس شایستگی و کفایت. به عبارت دیگر، خودباوری بیشتر جنبهٔ باور و ارزیابی دارد و عزّت نفس در احساس ارزشمندی و شایستگی فرد نمود می‌یابد.

### 3 ـ از حیث راه‌های بهسازی

خودباوری از طریق تشویق انگیزه‌های درونی یادگیری و تقویت توانمندی شناختی و خودآگاهی شناختی شکل می‌گیرد. عزّت نفس ریاضی را از طریق شناسایی بیشتر پیامدهای شغلی و حرفه‌ای مربوط به ریاضی نیز می‌توان بهبود بخشید. نکتهٔ درخور توجه آن است که اثر این دو رفت و برگشتی است: هرجا که عزّت نفس تقویت شود، خودباوری نیز گسترش می‌یابد. خودباوری همچنین از طریق شناسایی مهارت‌ها و پیامدهای تحصیلی و شغلی فعالیت‌های گوناگون آموزشگاهی به دست می‌آید؛ فعالیت‌هایی که خود موجب تقویت عزّت نفس می‌شوند.

### 4 ـ از حیث جایگاه در نظریه

نگارنده در ساختار تعاملی پنج‌بُعدی پیشرفت تحصیلی (رغبت، استعداد، معلومات، نگرش تحصیلی و...)، خودباوری تحصیلی را از اجزای «نگرش تحصیلی» می‌داند؛ در کنار موضع نظارت، اسناد علّی و موضع‌گیری تحصیلی. عزّت نفس و اعتماد به نفس در این ساختار جزء مستقلی به شمار نمی‌آیند، بلکه ثمرهٔ خودباوری مزبورند.

پیامدهای هر یک نیز در نظریه به گونه‌ای متفاوت برجسته شده است. خودباوری ضعیف، محور و کانون کم‌آموزی است و کم‌آموزی که در طبقات اقتصادی ـ اجتماعی پایین پدیده‌ای شایع است، از خودباوری ضعیف ناشی می‌شود. خودباوری اساس تصمیم‌گیری و از ویژگی‌های تفکر واگرا به شمار می‌آید. خودباوری ریاضی نیز در کنار نظام ارزشی نظری، استعداد و قابلیت ریاضی و زمینه‌های شخصیتی ویژه، تمامیتی پدید می‌آورد که می‌تواند شاخصی از خلّاقیت به شمار آید. اما پیامد برجستهٔ عزّت نفس در پیوند آن با موضع نظارت آشکار می‌شود: هرچه عزّت نفس افزایش می‌یابد، موضع نظارت درونی‌تر می‌شود.

سخن کوتاه آنکه خودباوری و عزّت نفس دو نگرش غیرقابل تفکیک در تیزهوش‌اند که ریشه در توانمندی شناختی و ذهنی او دارند. خودباوری، باور و ارزیابی برخاسته از خودآگاهی شناختی است و عزّت نفس، ثمره و جلوهٔ احساسی همین باور. از این رو، هر برنامهٔ آموزشی که یکی را تقویت کند، دیگری را نیز گسترش می‌دهد و از این طریق به پیشرفت تحصیلی، تفکر واگرا و آفرینندگی تیزهوش یاری می‌رساند.

منبع

نخبه‌شناسی، «نقش فرهنگ در ویژگی‌های نگرشی خلاقیت» — نقش فرهنگ در ویژگی‌های نگرشی خلاقیت

استعداد ریاضی، «ویژگیهای نگرشی» — ویژگیهای نگرشی

روان‌شناسی کودکان تیزهوش و روش‌های آموزش ویژه، «نقش انتظارات محیطی در پیشرفت تحصیلی و خلّاقیت» — نقش انتظارات محیطی در پیشرفت تحصیلی و خلاقیت

روان‌شناسی کودکان تیزهوش و روش‌های آموزش ویژه، «ارزشیابی عملکرد معلّم در برنامه» — ارزشیابی عملکرد معلم در برنامه

روان‌شناسی کودکان تیزهوش و روش‌های آموزش ویژه، «بررسی یافته‌ها» — بررسی یافته‌ها