پرش به محتوای اصلی
آ ا ب پ ت ج ح خ د ر ز س ش ط ظ ف ک گ م ن و ه ی
ظرفیت‌های روانی استعداد

انگاره تلویحی نخبگی

مدخل فرهنگنامه · نویسنده: دکتر ناصرالدین کاظمی حقیقی ۳ دقیقه مطالعه

تعریف

بررسیهای نظری و پژوهشهای تجربی در مفاهیم بنیادین نخبگی(استعداد، نوآوری، هوش، تیزهوشی، خلاقیت، موفقیت، پیشرفت تحصیلی، نبوغ، سرآمدی، عقل و خردمندی) به تحقّق یک انگاره چهار مؤلّفه‌ای منجرّ شد:

الف) «استعداد» به معنای توانایی در شناخت مفاهیم ویژه و طبقه‌بندی آن برای بروز قابلیّت شخصی و انجام ماهرانه‌تر یک کار خاصّ

  • ب) «نوآوری» به معنای ارائهٔ طرحی‌ سودمند، ایجاد کار جدید، ابتکار چیز نو یا ابداع‌ روش‌ تازه‌ در زمینه‌های‌ مختلف ‌بر‌ای‌ بهبود زندگی‌ برای‌ اوّلین‌ بار که راه‌ حلّ‌ جدید، آسان‌ و مؤثّری برای‌ مسائل‌ دشوار با بهره‌گیری‌ از اندیشه‌ و خلّاقیّت‌ بر پایهٔ هوش‌ و دانش‌ ارائه دهد.
  • ج) «پیشرفت تحصیلی» به معنای توانایی کسب موفّقیّت و پیشرفت نسبی از طریق افزایش سطح‌ آگاهی‌ و بهتر شدن‌ فهم‌ درسی که با آزمون معتبر تحصیلی تأیید شود و به کسب مدارج بالا منجرّ گردد.
  • د) «سرآمدی» به معنای موفّقیّت در زمینه‌ای‌ خاصّ‌ ‌یا مجموعه‌ای‌ از فعّالیّتها‌ با استفاده از توانایی برتر بر پایه برجستگی به لحاظ ویژگیهای‌ مشخّص. به‌ گونه‌ای‌ که‌ رضایت از خود با تعقیب‌ اهداف‌ شخصی همراه با تلاش‌ بی‌وقفه‌ تحقّق یابد و فرد در مقام‌ ارزشمند جای‌ ‌گیرد.

در شرح انگاره مزبور باید بیان داشت هنگامی‌که «استعداد» و «موفّقیّت» در یک زمینه بسیار خاصّ در هم می‌آمیزد، «نبوغ» پدید می‌آید. پس «نبوغ» حاصل ترکیب یافتگی استعداد و موفّقیّت در یک زمینه بسیار خاصّ است و هنگامی‌که «نبوغ» با «نوآوری» ترکیب می‌شود، «نخبگی» شکل می‌گیرد؛ به بیان دیگر، نخبگی ثمرهٔ یکپارچگی استعداد، نوآوری و موفّقیّت است و اگر توجّه داشته باشیم که موفّقیّت مشتمل بر «پیشرفت تحصیلی» و «سرآمدی» است، بنابراین با یک «پارادایم تلویحی» روبروییم. این«انگاره» با محوریّت نخبگی، یکپارچگی می‌یابد. چنان‌که مشهود است، نخبگی، از نبوغ و نوآوری ترکیب می‌یابد. مؤلّفه نبوغ تشکیل یافته از استعداد و موفّقیّت است. موفّقیّت به مثابه ترکیبی از سرآمدی و پیشرفت، پایه خردمندی را تشکیل می‌دهد و تحقّق خردمندی نیز مستلزم عقل است.

از سوی دیگر استعداد نیز به منزلهٔ ترکیبی از توانایی و مهارت، علاوه بر آن‌که یکی از دو پایهٔ نبوغ را پی‌می‌ریزد، اساس و بنیاد تیزهوشی است و تیزهوشی (و از جمله هوش) نیز از طریق خلّاقیّت با نوآوری پیوند می‌یابد و نوآوری یکی از دو زمینهٔ «نخبگی» را تشکیل می‌دهد. از این رو، نخبگی مستلزم وجود «توانایی»، «مهارت»، «سرآمدی» و «پیشرفت» است.

لذا از «نخبگی» می‌توان این تعابیر را ارائه داد: «نبوغ نوآورانه»، «استعداد نوآورانه موفّقیّت‌آمیز»، «استعداد نوآورانه توأم با پیشرفت و سرآمدی».

در معای گسترده تر این تعریف می‌توان بیان داشت:

«نخبگی، یک ظرفیّت روانی برجسته است شامل توانایی شناخت مفاهیم ویژه و طبقه‌بندی آنها در عالیترین سطح با بهره‌گیری‌ از هوش، اندیشه خلّاقانه‌، تلاش‌ بی‌وقفه‌ در زمینه‌های‌ مختلف در چارچوب نظریّه‌پردازی علمی ‌برای ارائه طرحی‌ سودمند، ایجاد کار جدید، ابتکار چیز نو یا ابداع‌ روش‌ تازه‌ ‌بر‌ای‌ بهبود زندگی‌ که راه‌ حلّ‌ جدید، آسان و موفّقیّت‌آمیزی برای‌ مسائل‌ دشوار باشد. این فرایند هدفمندانه، افزون بر رضایت درونی فرد نخبه، به وی مقام و جایگاهی ارزشمند و افتخارآفرین می‌دهد».