بهسازی عاطفی ارزشی
تعریف
رواندرمانی تعاملی براین اساس استوار است که «اختلال روانی» و هر آنچه تعادل روانی را دچار آسیب میکند و بلکه هر گونه «ناآرامی» دارای ماهیّت تعاملی است.
آسیبهای روانی کم و بیش از «بیتابی روانی» سرچشمه میگیرند که خود ناشی از انتظارات غیر واقع بینانه از زندگی است.
فرد آدمی در رویارویی با «مسأله» دچار «بیتابی روانی» میشود؛ چنانچه گشایش یافت، بیتابی رفع میشود وگرنه در نتیجهٔ شدّتش اختلال روانی رخ میدهد که مقتضی رواندرمانی است.
در «بهسازی عاطفی» با «درماندگی عمیق» و «بیماری اضطراب» و یا «بیماری افسردگی» روبه رو هستیم. فرد بیمار کسی است که دچار «بیتابی» بوده و به هر علّتی درمان حمایتی دریافت نکرده است.
فرایند «بهسازی عاطفی» پس از تحلیل ژرف و موشکافانهٔ «انتظار فرد از زندگی» و کاوش همهٔ «احساسات ته نشین و انباشته» و «عواطف» و گرایشهای درونی و پایدار و زودگذر در طول زندگی و گذشتهٔ فرد به «لایروبی احساسات و عواطف آسیبزا» میپردازد. این فرایند، نیل به «پختگی عاطفی ارزشی» را پی میگیرد. هنگامی که این «پختگی» حاصل شد، رواندرمانی به ثمر رسده است.
«پختگی عاطفی ارزشی» دالّ بر کاهش انتظارات و توقّعات از «محیط» و انتقال واقع بینانهٔ آنها به «خود» است و بالطّبع «خامی عاطفی ارزشی» اشاره به کثرت و فزونی انتظارات از «محیط» و توقّع اندک از «خود» دارد.
در رواندرمانی تعاملی در سطح «بهسازی عاطفی ارزشی» با تأکید بر ارزشهایی که به زندگی درمانجو اهمیت میبخشند احساسات، عواطف و نگرشها بهسازی میشوند تا«پختگی عاطفی ارزشی» حاصل شود.
«بهسازی عاطفی ارزشی» یک فرایند تدریجی طولانی است که مستلزم شناخت واقع بینانهٔ درمانجو نسبت به ویژگیهای شخصیّتی، نیازها و تواناییهایش و بهسازی در دریافتهای حسّی، اندیشهها، پیوندها و رفتارهای وی است.