در رواندرمانی تعاملی، «بهسازی عاطفی ارزشی» یکی از سطوح بنیادی بهداشت روان به شمار میآید و در کنار «راهنمایی و مشاوره» و «رواندرمانی حمایتی» جای دارد. آگاهی از این مفهوم برای مشاوران مدرسه اهمیّت ویژهای دارد؛ زیرا نیازهای عاطفی دانشآموز با نیازهای تحصیلی و اجتماعی وی تنیده شدهاند و هرگونه غفلت از قلمرو عاطفی، زندگی شناختی و تحصیلی او را نیز آسیبپذیر میسازد. در اینجا نخست به مفهوم «بهسازی عاطفی ارزشی» و ارکان آن میپردازیم و سپس دلالتهای آن را در بستر مدرسه مورد بررسی قرار میدهیم:
الف ـ مفهوم بهسازی عاطفی ارزشی
در «بهسازی عاطفی» با «درماندگی عمیق» و «بیماری اضطراب» و یا «بیماری افسردگی» روبهرو هستیم. فرد بیمار کسی است که دچار «بیتابی» بوده و به هر علّتی درمان حمایتی دریافت نکرده است. بنابراین بهسازی عاطفی، پاسخی به بیتابی درماننشده است.
فرایند «بهسازی عاطفی» پس از تحلیل ژرف و موشکافانهٔ «انتظار فرد از زندگی» و کاوش همهٔ «احساسات تهنشین و انباشته» و «عواطف» و گرایشهای درونی، پایدار و زودگذر در طول زندگی و گذشتهٔ فرد، به «لایروبی احساسات و عواطف آسیبزا» میپردازد. این فرایند، نیل به «پختگی عاطفی ارزشی» را پی میگیرد و هنگامی که این «پختگی» حاصل شد، رواندرمانی به ثمر رسیده است.
«بهسازی عاطفی ارزشی» یک فرایند تدریجی طولانی است که مستلزم شناخت واقعبینانهٔ درمانجو نسبت به ویژگیهای شخصیّتی، نیازها و تواناییهایش و بهسازی در دریافتهای حسّی، اندیشهها، پیوندها و رفتارهای وی است. در این فرایند، درمانجو معمولاً دو نوع مقاومت بروز میدهد؛ لذا نباید انتظار داشت که بهسازی عاطفی ارزشی بهسرعت و بیدرنگ به ثمر بنشیند.
ب ـ پختگی و خامی عاطفی ارزشی
هدف نهایی این فرایند، «پختگی عاطفی ارزشی» است. «پختگی عاطفی ارزشی» دالّ بر کاهش انتظارات و توقّعات از «محیط» و انتقال واقعبینانهٔ آنها به «خود» است.
در مقابل، «خامی عاطفی ارزشی» اشاره به کثرت و فزونی انتظارات از «محیط» و توقّع اندک از «خود» دارد. به بیان دیگر، فردی که از نظر عاطفی ارزشی خام است، بار انتظارات خویش را بر دوش محیط میگذارد و از خود توقّع چندانی ندارد؛ حال آنکه فرد پخته، این انتظارات را بهگونهای واقعبینانه به خود منتقل میکند.
از این رو، کاوش «انتظار فرد از زندگی» نقطهٔ آغاز فرایند بهسازی است؛ زیرا بدون شناخت دقیق انتظارات، جابهجایی واقعبینانهٔ آنها از محیط به خود ممکن نخواهد بود.
ج ـ نظام ارزشی و معنای زندگی
باید تأکید کرد که دورهٔ کنونی، عصر احیای ارزشهاست. ارزشهای هر فرد به زندگیاش معنا میدهند و وی را از هر پژمردگی و سستی باز میدارند.
زندگی بدون نظام ارزشی، به پوچی میگراید و بیتابی فرد را شدّت میبخشد و پس از مدّتی خطر افسردگی، زندگی را تهدید خواهد کرد. بدین ترتیب، سستی نظام ارزشی، زنجیرهای از پوچی، بیتابی و افسردگی را در پی دارد.
به همین دلیل در رواندرمانی تعاملی در سطح «بهسازی عاطفی ارزشی»، با تأکید بر ارزشهایی که به زندگی درمانجو اهمیّت میبخشند، احساسات، عواطف و نگرشها بهسازی میشوند تا «پختگی عاطفی ارزشی» حاصل شود. پس ارزشها نه یک افزودهٔ جانبی، بلکه محور بهسازی عاطفیاند.
د ـ پذیرش تفاوتهای فردی: رکن بهسازی رشد عاطفی
گسترش روابط اجتماعی و بهسازی رشد عاطفی بر پایهٔ یک اصل محوری و رکن اساسی استوار است و آن، پذیرش تفاوتهای فردی در میان اقشار مختلف مردم است. پختگی و رشد اجتماعی نخبگان در گذار نوجوانی به جوانی و دانشآموزی به دانشجویی، به پذیرش تفاوتهای فردی، در کنار مسئولیّتپذیری شخصی و تشویق تعالی و پیشرفت بستگی دارد.
بیتردید نیازهای عاطفی و اجتماعی با نیازهای تحصیلی تنیده شدهاند؛ از این رو آموزش مهارتهای اجتماعی، راههای مهار تنیدگی، مدیریت زمان و عرضهٔ مشاورههای بینشانگیز و آگاهانه با محوریّت پذیرش شکاف و اختلاف میان افراد، به بهسازی زندگی شناختی (تحصیلی) و اجتماعی نخبگان یاری میدهد.
نیازهای مشاورهای نخبگان شامل جنبههای روانشناختی، تحصیلی و حرفهای میشود. تحلیل برنامههای مشاورهای ویژه نشان میدهد که ضعف تحصیلی، فشار شخصی برای فضیلتگرایی و از خودبیگانگی فرهنگی را میتوان از طریق استفاده از شرح حال شخصی برطرف نمود.
ه ـ نقش مدرسه و معلّم
مدرسه، رایجترین و مناسبترین بستر برای گسترش مهارتهای اجتماعی است. در این میان نقش معلّم یک عامل بنیادی است. مراحل کار معلّم را میتوان در چهار سطح مورد توجّه قرار داد:
۱ ـ طرحریزی برای همیاری و تعاون اجتماعی؛
۲ ـ گروهبندی هماهنگ و مناسب دانشآموزان؛
۳ ـ مدیریت شایسته و نیرومند در کلاس؛
۴ ـ فعّالیّت مشارکتآمیز با والدین و متخصّصان امر.
بررسیهای دیگر نشان میدهند که آموزش مستقیم مهارتهای اجتماعی لازم در مدرسه از طریق روشهای رودررو، ثمرات درخشانی بر جای میگذارد. بهطور کلّی برای موفّقیّت مدرسه در امر بهسازی تعامل اجتماعی دانشآموزان، سه نقش اساسی خاطرنشان شده است: پرورش رفتار شایسته و اقتضایی دانشآموز، آموزش تحصیلی مؤثّر و مفید، و محیط آموزشگاهی مسئولیّتپذیر و پاسخگو.
کامیابی برنامههای پرورشی در جهت ارضای نیازهای عاطفی و اجتماعی خاصّ تیزهوشان است. نظم و انضباط، مدیریت و مهار تنیدگی، روابط همسالی، تعامل با سنّتها، روابط با والدین، گسترش ارتباطات، پیریزی روابط و تعامل با محیط اجتماعی، و بهسازی و رشد هویّت، بنیادهای برنامهریزیهای تربیتی است.
و ـ حمایت محیطی و بهسازی هویّت
بهسازی عاطفی دانشآموز از هویّت وی جدا نیست. عوامل مختلفی در بهبود و تقویّت هویّت فردی دخالت دارند که میتوان آنها را در دو جایگاه بررسی کرد:
عوامل فردی؛ هر وضعیّتی که کاوش و جستوجوی درونی فرد را تسهیل کند، هویّتیابی وی را استوارتر میکند و همینطور پیگیری علایق شخصی از طریق فعّالیّتهای «خودنظمجویی» نیز به بهسازی هویّت یاری میدهد.
عوامل محیطی؛ اگر فضای زندگی، رغبتها و خواستههای شخصی (هرچند نامرسوم) یک فرد را بپذیرد و از آنها پشتیبانی کند، هویّتش را نیرومند میسازد. علاوه بر آن، خودباوری فرد بر اساس تواناییهای مورد اعتقاد وی ممکن است مورد حمایت قرار گیرد؛ چنین حمایتی از سوی محیط، نیرومندی هویّت را ریشهدارتر میکند و به نوبهٔ آن خودباوری نیز افزایش مییابد. معلّمان در این حمایت محیطی، نقش بسزایی را ایفا میکنند.
روشن است که «بهسازی عاطفی ارزشی» با لایروبی عواطف آسیبزا، احیای نظام ارزشی و انتقال واقعبینانهٔ انتظارات از محیط به خود، دانشآموز را به سوی «پختگی عاطفی ارزشی» رهنمون میسازد. هرگاه این فرایند تدریجی در بستر مدرسهای پاسخگو، با پذیرش تفاوتهای فردی و حمایت محیطی از هویّت و خودباوری دانشآموز همراه شود، از خطر پوچی، بیتابی و افسردگی کاسته میشود و زندگی تحصیلی و اجتماعی وی نیز بهسازی خواهد شد.
منبع
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «بهسازی عاطفی ارزشی» — بهسازی عاطفی ارزشی
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «مقدمه» — مقدمه
نخبهشناسی، «نقش فرهنگ در تیزهوشی» — نقش فرهنگ در تیزهوشی
استعداد و تیزهوشی، «جدول ۱ - مسائل عاطفی و اجتماعی ناشی از تواناییهای تیزهوشان» — جدول ۱ مسایل عاطفی و اجتماعی ناشی از تواناییهای تیزهوشان
استعداد و تیزهوشی، «نقش هویّت مبهم» — نقش هویت مبهم
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: شخصیت