پرش به محتوای اصلی

اشتغال زنان و بهداشت روانی

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

زنان یک منبع عظیم و نیرومندی را در بخش اشتغال تشکیل می‌دهند. علاوه بر آن، نقش غیرمستقیم آن‌ها در توسعهٔ منابع انسانی مردان، بسیار حساس و قابل ملاحظه است. بهره‌دهی و اثربخشی یک نظام اشتغال پویا و مولد، بستگی بسیار نزدیکی با سطح و ماهیت بهداشت روانی زنان دارد. با این حال به نظر می‌رسد آثار بهداشتی اشتغال برای زنان، وابسته به شرایط حرفه‌ای و موقعیت‌های ویژه‌ای است.

اشتغال زنان به‌طور کلی تلازمی با رضایت کلی، سلامتی جسمانی و بهداشت روانی آن‌ها ندارد. شواهدی موجود است که از برتری افسردگی شغلی زنان بر مردان حکایت می‌کند. آن‌ها فشارها و سختی‌های اجتماعی بیشتری را در ارتباط با شغل تجربه می‌کنند که چه بسا به کاهش عزت نفس شغلی آن‌ها منجر می‌شود. در این‌جا نخست به ذکر یافته‌های پژوهشی در این زمینه می‌پردازیم و سپس دلالت‌های آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

یافته‌ها

«رابطهٔ اشتغال و بهداشت روانی در میان گروهی از زنان خانه‌دار و شاغل پاره‌وقت و تمام‌وقت در مقطع سنی بیست تا شصت، مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که این رابطه، بستگی به مقاطع سنی مختلف دارد. کارگران شاغل جوان و خانه‌داران مسن، بهترین وضعیت سلامتی عمومی را نشان دادند. فقط ابزار لیاقت (کفایت) شخصی آشکار کرد که اشتغال در همهٔ مراحل سنی و زندگی، نقش مثبتی بر روی بهداشت و سلامتی دارد.»

«بررسی وضعیت آشفتگی شغلی زنان نشان داد که آن‌ها در مقایسه با مردان، هنگامی که دچار بحران‌هایی نظیر سیاست‌های فشارآور سازمانی، کمبودهای قدرت قانونی و سختی حرفه‌ای و شغلی می‌شوند، راهبردهای مقابله‌ای خاصی را به کار می‌برند که کمتر مؤثر است. این واکنش‌ها تمرکز کمتری بر مطالعه و مشکل دارد و تکیهٔ آن‌ها غالباً بر شبکه‌های اجتماعی است. علاوه بر آن، از لحاظ اجتماعی آشفتگی شغلی بیشتری را نیز تجربه می‌کنند.»

«تعامل میان کیفیت نقش شغلی، موضع نظارت و حمایت بر روی سلامتی روانی صد و نه «مالزیایی» شاغل تمام‌وقت با میانگین سنی ۳۳٫۲ مورد کاوش واقع شد. یافته‌ها آشکار ساختند که حمایت، به عنوان یک عامل پیش‌بینی‌کننده، در تعامل با چالش و هماوردطلبی شغلی برای کسانی رضایت‌بخش بود که موضع درونی نظارت داشتند.»

«رابطهٔ میان تشویش شغلی و جنسیت در میان هفتصد و پنجاه و هفت کارمند ستادی نوزده تا هفتاد و یک‌ساله مورد بررسی قرار گرفت و نشان داده شد که زنان بیش از مردان دچار افسردگی می‌شوند و رضایت شغلی آن‌ها نیز کمتر است.»

«مطالعهٔ وضعیت آشفتگی و تشویش شغلی در میان نهصد و هفتاد و هشت خانواده در کشور «چین» آشکار کرد که زنان و افراد مسن‌تر، سطح بالاتری از افسردگی را بروز می‌دهند.»

«بررسی رابطهٔ میان عزت نفس، یکنواختی لباس کار و جنسیت در میان چهار هزار و پانصد و شش کارگر مرد و نهصد و نه کارگر زن نشان داد که یکنواختی لباس کار با افزایش سختی و فشار و کاهش عزت نفس مردان جوان‌تر از سی و پنج سال و زنان بالاتر از سی و پنج سال همراه است.»

یافته‌های مطالعات فوق به‌خوبی نشان می‌دهند که تعامل اشتغال و بهداشت روانی در میان زنان را می‌توان در چهار حیطهٔ اساسی مورد توجه قرار داد:

الف ـ افسردگی و ناخشنودی شغلی

وضعیت حرفه‌ای و شغلی زنان ممکن است باعث رضایت آن‌ها از زندگی بشود، ولی همیشه این‌طور نیست؛ یعنی در بسیاری از موارد امکان دارد که پذیرش یک مسئولیت شغلی و انجام آن به وسیلهٔ یک زن، باعث ناخشنودی از زندگی و عدم تعادل روانی وی گردد. علاوه بر آن ممکن است در موارد قابل ملاحظه‌ای، اشتغال زن سلامتی جسمانی وی را در معرض تهدید و خطر جدی قرار دهد.

ناراحتی و اندوه زنان در ارتباط با مسائل شغلی بیشتر است. آن‌ها در برخورد با فشارها و سختی‌ها و بحران‌های شغلی، بیش از مردان دچار افسردگی می‌شوند. به نظر می‌رسد که آرامش روانی مردان از این حیث بیشتر باشد.

مسائل بین‌فردی، ارتباطی و همکارانهٔ زنان نیز بیشتر از مردان است و تنگناها و اصطکاک‌های زنان شاغل با همکاران، بیش از مردان به چشم می‌خورد. ظاهراً مردان از این حیث، مقاومت بیشتری نشان می‌دهند و سازگاری افزون‌تری دارند.

ب ـ تحول سنی و سختی شغلی

افسردگی شغلی در میان زنان با افزایش سن، سیر صعودی می‌یابد. با گذر از میانسالی، عزت نفس شغلی زنان بیشتر در معرض تهدید قرار می‌گیرد؛ از این رو گزارش‌های سختی شغلی زنان به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش دارد و در مقایسه با مردان برتری نشان می‌دهد.

به نظر می‌رسد که زنان (به‌ویژه سفیدپوست) دشواری‌های حرفه‌ای بیشتری را تجربه می‌کنند و دچار تنگناها، آسیب‌ها و معضلات شغلی افزون‌تری می‌شوند. از این حیث زنان سیاه‌پوست بردباری بیشتری دارند و در برابر سختی‌ها و مشکلات حرفه‌ای، پایداری بالاتری بروز می‌دهند. نظیر این بردباری و پایداری در مردان سفیدپوست نیز مشهود است که برتری قابل ملاحظه‌ای نسبت به زنان سفیدپوست دارند.

ج ـ شیوه‌های مقابله‌ای و عزت نفس شغلی

راهبردها و شیوه‌های مقابله‌ای زنان در برابر فشار شغلی، کمتر مؤثر است. شیوه‌ها و تدابیری که زنان در رویارویی با فشار و سختی شغلی برمی‌گزینند، غالباً با واکنش‌های سودمند و مناسبی همراه نیست و نتایج رضایت‌بخشی ندارد؛ زیرا تمرکز آن‌ها کمتر بر خود مشکل است و بیشتر بر شبکه‌های اجتماعی تکیه دارند.

احساس امنیت، تعهد، شایستگی، خودپذیری و پیوندجویی، مؤلفه‌ها و عناصر اساسی عزت نفس به شمار می‌آیند. یکنواختی لباس کار ممکن است در آغاز جوانی برای یک زن شاغل آثار منفی نداشته باشد؛ اما با افزایش سن، عزت نفس شغلی او را کاهش می‌دهد. بدین ترتیب عواملی مانند یکنواختی لباس، سختی شغلی را افزایش می‌دهند.

د ـ موضع نظارت و حمایت اجتماعی

زنان شاغل هرگاه در کوران چالش‌های شغلی، تحت حمایت اجتماعی و محیطی قرار گیرند، رضایت خاطر بیشتری خواهند داشت. باید بدانیم در شرایط شغلی خاصی که زنان به تکاپو و چالش شغلی می‌پردازند و موضع نظارت آن‌ها درونی است، برای خشنودی و رضایت‌بخشی نیاز به حمایت اجتماعی بیشتری دارند؛ اما اگر موضع نظارتشان برونی باشد، حمایت اجتماعی از آن‌ها در هنگام تکاپوی شدید شغلی باعث رضایت نمی‌شود.

موضع درونی نظارت غالباً با هوش برتر و نخبگی همراه است؛ پس نیاز مزبور در میان زنان هوشمند و مستعد بیشتر به چشم می‌خورد. روشن است که توجه به سطح و ماهیت بهداشت روانی زنان شاغل، به‌ویژه زنانی که از توانایی هوشی و نخبگی حرفه‌ای برخوردارند، و فراهم آوردن حمایت اجتماعی و محیطی مناسب در هنگام هماوردطلبی شغلی، به افزایش رضایت آنان می‌انجامد و از این طریق، بهره‌دهی و اثربخشی نظام اشتغال نیز دو چندان خواهد شد.

منبع

روان‌شناسی سازمانی، «اشتغال زنان و بهداشت روانی» — اشتغال زنان و بهداشت روانی