دو مفهوم «بیتابی» و «تنیدگی» در نگاه نخست بسیار به یکدیگر نزدیک به نظر میرسند؛ چنانکه گاهی یکی به جای دیگری به کار میرود. امّا بررسی دقیقتر جایگاه این دو مفهوم در روانشناسی تعاملی، هیجان اندیشه و روانشناسی کار و سازمان نشان میدهد که هرچند پیوندهای آشکاری میان آنها وجود دارد، از حیث خاستگاه، پیامدها و جایگاه نظری با هم تفاوت دارند. در اینجا نخست هر یک از دو مفهوم را تعریف میکنیم و سپس همانندیها و تفاوتهای آنها را مورد بررسی قرار میدهیم:
الف ـ مفهوم بیتابی روانی
رواندرمانی تعاملی بر این اساس استوار است که «اختلال روانی» و هر آنچه تعادل روانی را دچار آسیب میکند و بلکه هر گونه «ناآرامی» دارای ماهیّت تعاملی است. آسیبهای روانی کم و بیش از «بیتابی روانی» سرچشمه میگیرند که خود ناشی از انتظارات غیر واقعبینانه از زندگی است.
فرد آدمی در رویارویی با «مسأله» دچار «بیتابی روانی» میشود؛ چنانچه گشایش یافت، بیتابی رفع میشود وگرنه در نتیجهٔ شدّتش اختلال روانی رخ میدهد که مقتضی رواندرمانی است. به بیان دیگر، هر چه موجب مسأله یا مشکل شود، به «بیتابی» میانجامد.
از حیث محتوا، «بیتابی» اشاره به بیمناکی، گرفتاری درونی و بیقراری ناشی از گردش اندیشه دارد که همراه با تظاهرهای بدنی است و فرد احساس میکند برای فعّالیّت، تحت فشار قرار دارد. مقیاس «بیتابی» در آزمون دوازده عاملی «پویایی ـ بیتابی» شامل بیست و پنج سؤال است و شش عامل را میسنجد: بیقراری، گرفتاری درونی، تظاهرهای اندیشه، بیمناکی، گردش اندیشه و احساس تحت فشاری. ضریب اعتبار (آلفای کرونباخ) این مقیاس 92/0 است و به تنهایی 32 درصد آزمون را تبیین میکند.
در تعریفی گستردهتر، بیتابی روانی به معنای بیقراری، دلمشغولی، شکّ و تردید، احساس دلشورگی، دلنگرانی، بیمناکی، فرسودگی، تنهایی و ناامیدی در هنگام گردش اندیشه و رویارویی با مسأله است.
ب ـ مفهوم تنیدگی
تنیدگی در آثار نگارنده بیشتر در قلمرو اشتغال، نقشهای محیطی و خانواده مطرح شده است. فعالیتهای شغلی در صحنهٔ اجتماع برای زن، دغدغهها و تنیدگیهایی به وجود میآورد، همان طور که کم و بیش برای یک مرد نیز چنین سردرگمیهایی وجود دارد. دغدغههای مزبور بیش از عامل جنسیّت وابسته به مقتضیات نقش محیطی است؛ یعنی هم نقش شغلی و هم نقش خانوادگی قطع نظر از عامل جنسیّت، موجب بروز تنیدگیها میشوند.
از جملهٔ این دغدغهها تعارضهایی است که میان مقتضیات شغلی و خانوادگی برای مردان و زنان پدید میآید؛ یعنی ویژگیهای یک شغل، اقتضای وضعیتی را میکند که با ساختار و نیازهای خانوادگی، تناقض دارد و برعکس.
همچنین به نظر میرسد که وجود برخی شرایط روانی در کارکنان شغلهای خاص، احساس دغدغه را دوچندان میکند و تشویش و تنیدگی را میافزاید. وضعیّت عاطفی منفی (نظیر اضطراب و افسردگی خصیصهای) وقتی با پیشههای تنیدگیزا ترکیب میشود، ناامنی شغلی را در نهایت درجهٔ خود، افزایش میدهد.
ج ـ همانندیها و پیوندها
نخست ـ پیوند با انتظار: بیتابی از انتظارات غیر واقعبینانه از خود یا دیگری سرچشمه میگیرد. تنیدگی خانوادگی نیز آنجا پدید میآید که زن و شوهر نتوانند در حدّ کفایت، انتظارات دیگر اعضای خانواده را از خود برآورده سازند. بدین ترتیب در هر دو مفهوم، ناهمخوانی میان انتظار و واقعیّت نقش محوری دارد.
دوم ـ پیوند با افسردگی: عمدهترین بیماریهای ناشی از بیتابی، «افسردگی» و «اضطراب» هستند؛ لذا «افسردگی» و «اضطراب» از مسیر «بیتابی» میگذرند. از سوی دیگر، بررسی سطح تنیدگی شغلی و خانوادگی نود و چهار مادر و چهل و هشت پدر در خانوادههای دارای دو درآمد نشان داد که عزّت نفس و افسردگی مادران و پدران تحت تأثیر تنیدگی شغلی و خانوادگی است.
سوم ـ پیوند با رضایت شغلی: بررسی رابطهٔ بیتابی روانی با رضایت شغلی مردان و زنان 40 تا 50 ساله نشان داد که رضایت شغلی شاغلانی که دچار بیتابی روانی هستند، کاهش مییابد (کرباسیان، 1397). در پژوهش دیگری بر روی یکصد و پنج کارمند شهرداری مناطق شهر تهران، بیتابی روانی به تنهایی حدود هشت درصد تغییرات رضایت شغلی را بهطور معکوس تبیین کرد؛ حال آنکه رضایت شغلی مستقلّ از هوش تحلیلی بود. در قلمرو تنیدگی نیز «تنیدگی شغلی» در کنار «رضایت شغلی» و «حالات خلقی منفی مربوط به شغل» از مؤلّفههای بازتاب شغلی به شمار میآید.
چهارم ـ احساس فشار: یکی از عوامل مقیاس بیتابی «احساس تحت فشاری» است؛ یعنی فرد احساس میکند برای فعّالیّت، تحت فشار قرار دارد. این جنبه، بیتابی را به حالت تنیدگی نزدیک میسازد.
د ـ تفاوتها
نخست ـ در خاستگاه: بیتابی از رویارویی فرد با «مسأله» برمیخیزد؛ مسألهای که یا از انتظار غیر واقعبینانه ناشی میشود و یا از «رویدادهای غیر منتظره» و ناخوشایندی که ناگزیر رخ میدهد. خاستگاه آن بیشتر درونی و مرتبط با گردش اندیشه است. امّا تنیدگی در آثار نگارنده بیشتر از مقتضیات نقش محیطی، تعارض میان شغل و خانواده و ویژگیهای پیشههای تنیدگیزا سرچشمه میگیرد.
دوم ـ در پیامدها: پیامد عمدهٔ بیتابی، بیماری روانی است؛ چنانچه «بیتابی» درمان حمایتی نشود، دیر یا زود و کم یا بیش باید در انتظار «بیماری» بود. امّا پیامد تنیدگی به حیطهٔ روابط خانوادگی و اجتماعی گسترش مییابد: وجود برخی شرایط و تجارب منفی در اشتغال پدر منجر به نارضایتی شغلی، تنیدگی و بروز حالات خلقی منفی نسبت به کار میشود و این اوضاع، روشهای تنبیهی نامطلوب از قبیل طرد و استبداد را در ارتباط با فرزندان ثمر میدهد؛ در نتیجه ضعف تحصیلی، کمرویی و عدم رعایت نقش خانوادگی مناسب حاصل خواهد شد. تعارض مقتضیات شغلی و خانوادگی نیز باعث سازشنایافتگی در روابط زناشویی و آسیبپذیری ازدواج میشود.
سوم ـ در رابطه با خلّاقیّت: پویایی بهطور مثبت و بیتابی روانی بهطور منفی خلّاقیّت دانشجویان هنر را پیشبینی میکنند (ترابی، 1394؛ بهرامی و ترابی، 1396). در مقابل، در گسترهٔ پژوهشهای خلّاقیّت از بهرهگیری از «تنیدگی» و «اضطراب» برای خلّاقیّت (اسمیت و کارلسون، 1987) و وجود «تنیدگی هیجانی» در افراد خلّاق (نمیرو، 1997؛ اشترنبرگ و تاردیف، 1989؛ هینتون، 1971؛ ماگیاری بک، 1990) سخن رفته است. بدین ترتیب، بیتابی بازدارندهٔ خلّاقیّت است؛ حال آنکه تنیدگی هیجانی میتواند در کنار آفرینندگی حضور داشته باشد.
چهارم ـ در جایگاه نظری: بیتابی یکی از دو مقیاس بنیادین هیجان اندیشه و در برابر «پویایی» قرار دارد. ضریب همبستگی دو مقیاس تنها 13/0 است و مؤلّفههای بزرگ شخصیّت، بهویژه «روانآزردگی» و «برونگردی»، بیش از سه مؤلّفهٔ دیگر بیتابی روانی را پیشبینی میکنند (کاظمی، ابراهیمی، 1396). همچنین «ارزشگذاری انتزاعی» 140 دختر و پسر نوجوان موجب کاهش بیتابی روانی آنها میشود (اخوان، 1399). امّا تنیدگی بیشتر بهعنوان متغیّری محیطی و شغلی مطرح است که خصایص شخصیّتی میتوانند اثر آن را تعدیل کنند؛ چنانکه در بررسی دویست و چهل و یک پرستار، اثرات تعدیلی عاطفهٔ مثبت بر رضایت شغلی و خستگی در کار تأیید شد. از همین روست که «مدیریت و مهار تنیدگی» یکی از بنیادهای برنامهریزیهای تربیتی برای ارضای نیازهای عاطفی و اجتماعی تیزهوشان به شمار میآید.
روشن است که بیتابی و تنیدگی، هر دو در گسترهٔ ناآرامیهای روانی جای میگیرند و با انتظار، افسردگی و رضایت شغلی پیوند دارند؛ امّا بیتابی حالتی درونی است که از رویارویی با مسأله و گردش اندیشه برمیخیزد و در صورت عدم درمان حمایتی به بیماری میانجامد و خلّاقیّت را میکاهد، حال آنکه تنیدگی بیشتر برخاسته از مقتضیات نقشهای محیطی است، آثارش به خانواده و روابط زناشویی و فرزندپروری سرایت میکند و در قلمرو آفرینندگی گاه همراه با برآیند خلّاقانه دیده میشود. شناخت این همانندیها و تفاوتها، راه را برای رواندرمانی تعاملی و برنامهریزی تربیتی دقیقتر هموار میسازد.
منبع
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «بهسازی عاطفی ارزشی» — بهسازی عاطفی ارزشی
هیجان اندیشه، «بیتابی روانی و رضایت شغلی» — بیتابی روانی و رضایت شغلی
روانشناسی کار و مدیریت، «رابطهٔ هوش تحلیلی و بیتابی روانی با رضایت شغلی» — رابطه هوش تحلیلی و بیتابی روانی با رضایت شغلی
هیجان اندیشه، «روش بررسی» — روش بررسی
زمینهٔ روانشناسی تعاملی، «فهرستهای هیجان اندیشه» — فهرستهای هیجان اندیشه