تنیدگی یکی از مفاهیم بنیادی در قلمرو روانشناسی است و آثار آن در صحنههای گوناگون زندگی آدمی، از محیط کار و خانواده گرفته تا گسترهٔ آفرینندگی و خلّاقیّت، آشکار میشود. تنیدگی یک پدیدهٔ یکسویه و صرفاً بیرونی نیست؛ بلکه از تعامل ویژگیهای فردی با مقتضیات محیطی پدید میآید و بر حسب این تعامل، شدّت و ضعف میپذیرد. دربارهٔ سرچشمهها و پیامدهای تنیدگی پژوهشهای چندی انجام شده است. در اینجا نخست به یافتههای برخی از این پژوهشها اشاره میکنیم و سپس دلالتهای آنها را مورد بررسی قرار میدهیم:
«اثرات تعدیلی وضعیّت عاطفی و حمایت اجتماعی بر رابطهٔ میان سازگاری محیطی شخص و سختیهای شغلی، مورد مطالعه قرار گرفت. سازگاری محیطی فرد بر حسب نیازها و تقویتکنندههای حرفهای اندازهگیری شد و هر دو جنبهٔ مثبت و منفی عاطفی بررسی گردید. اطّلاعات بررسی بر اساس میانگینهای سؤالیههای خودگزارشی از میان دویست و چهل و یک پرستار (با میانگین سنّی سی و هفت) در یک بیمارستان کشور «کانادا» انجام شد.
چندان که مطالعات پیشین نشان داده بود، سازگاری با رضایت شغلی مرتبط است. اثرات تعدیلی عاطفهٔ مثبت بر رضایت شغلی و خستگی در کار، مورد تأیید قرار گرفت. همچنین به دست آمد که نمرات عاطفی مثبت و منفی، اثرات معناداری برای سختی شغلی دارد و نیز اثرات اصلی حمایت اجتماعی برای رضایت شغلی، معنادار بود و نشان داد که این حمایت، مؤلّفهای از خستگی شغلی و از جمله خستگی هیجانی، به شمار میآید.»
«تأثیر تجارب شغلی پدران (از حیث گسترهٔ تصمیم، اقتضاهای شغلی، عدم امنیّت شغلی و تعارض دروننقشی) بر روی رفتارهای فرزندان (ایفای نقش، کمرویی و کفایت تحصیلی) از طریق اثرات آنها بر بازتاب شغلی (رضایت شغلی، حالات خلقی منفی مربوط به شغل و تنیدگی شغلی) و رفتارهای پرورشی فرزند (تنبیه، طرد و رفتارهای مستبدّانه) در میان صد و هشتاد و نه پدر (با میانگین سنّی 5/38) مطالعه شد. معلّمان نیز رفتارهای کودکان را درجهبندی کردند.
یافتهها نشان داد که تجارب شغلی پدران بهطور تمایزیافتهای بر روی رفتارهای فرزندانشان از طریق نتایجش بر بازتاب شغلی و رفتارهای تربیتی تأثیر میگذارد. نتایج این پژوهش تأیید کرد که تجربهٔ شغلی یک متغیّر خطیر در فهم پیوند میان شغل و خانواده است.»
«بررسی سطح تنیدگی شغلی و خانوادگی نود و چهار مادر و چهل و هشت پدر در خانوادههای دارای دو درآمد نشان داد که:
1 ـ عزّت نفس و افسردگی مادران و پدران تحت تأثیر تنیدگی شغلی و خانوادگی است؛
2 ـ نقش شغلی، اثر ناچیزی بر روی عزّت نفس و افسردگی دارد؛
3 ـ برای پدران، چالش و هماوردطلبی در نقش آنها یک ویژگی مثبت به شمار میآید.»
یافتههای مطالعات فوق، در کنار پژوهشهایی که در گسترهٔ هیجانی خلّاقیّت انجام شده است، بهخوبی نشان میدهند که تنیدگی را میتوان در سه حیطهٔ اساسی مورد بررسی قرار داد:
الف ـ تعامل شخصیّت و شغل در پیدایش تنیدگی
به نظر میرسد که وجود برخی شرایط روانی در کارکنان شغلهای خاص، احساس دغدغه را دوچندان میکند و تشویش و تنیدگی را میافزاید. وضعیّت عاطفی منفی (نظیر اضطراب و افسردگی خصیصهای) وقتی با پیشههای تنیدگیزا و ترکیبآمیز ترکیب میشود، ناامنی شغلی را در نهایت درجهٔ خود، افزایش میدهد.
در مقابل، بعضی خصوصیّات شخصیّتی میتوانند اثر سختی شغلی را در ایجاد تشویش روانی کاهش دهند و نقش تعدیلکننده داشته باشند. عاطفهٔ مثبت از جملهٔ این خصوصیّات است که بر رضایت شغلی و خستگی در کار اثر تعدیلی دارد. حمایت اجتماعی نیز در کنار آن، در رضایت شغلی و مهار خستگی هیجانی نقش مهمّی ایفا میکند.
با این توضیح، سازگاری خصایص شخصیّتی با مقتضیات یک پیشهٔ ویژه، امنیّت شغلی را در میان کارکنان افزایش میدهد و این امنیّت به بهسازی و رشد عزّت نفس و خودارجدهی حرفهای کمک میکند. پس تنیدگی شغلی بیش از آنکه حاصل سختی کار به تنهایی باشد، برآیند ناهمسازی میان شخصیّت فرد و مقتضیات پیشهٔ اوست.
ب ـ تنیدگی در پیوند شغل و خانواده
فعالیتهای شغلی در صحنهٔ اجتماع برای زن، دغدغهها و تنیدگیهایی به وجود میآورد، همانطور که کم و بیش برای یک مرد نیز چنین سردرگمیهایی وجود دارد. دغدغههای مزبور بیش از عامل جنسیّت وابسته به مقتضیات نقش محیطی است؛ یعنی هم نقش شغلی و هم نقش خانوادگی قطع نظر از عامل جنسیّت، موجب بروز تنیدگیها میشوند. زیرا زن و شوهر هر دو ممکن است بهخوبی با جایگاهها و نقشهای خود در خانواده منطبق نشده باشند و نتوانند در حدّ کفایت، انتظارات دیگر اعضای خانواده را از خود برآورده سازند.
از جملهٔ این دغدغهها، تعارضهایی است که میان مقتضیات شغلی و خانوادگی پدید میآید؛ یعنی ویژگیهای یک شغل، اقتضای وضعیتی را میکند که با ساختار و نیازهای خانوادگی تناقض دارد و برعکس، ارضای نیازهای خانوادگی مستلزم تغییر شغل یا از دست دادن فرصتهای شغلی و فعالیتهای حرفهای است. اهمیت این تعارضها از آن جهت است که باعث سازشنایافتگی در روابط زناشویی و آسیبپذیری ازدواج میشود. به بیان دیگر، هرچه همسازی میان مقتضیات شغلی و خانوادگی افزایش مییابد، روابط زناشویی پایدارتر و سازشیافتهتر میشود.
آثار تنیدگی به همسران محدود نمیماند و به فرزندان نیز سرایت میکند. وجود برخی شرایط و تجارب منفی در اشتغال پدر منجر به نارضایتی شغلی، تنیدگی و بروز حالات خلقی منفی نسبت به کار میشود و این اوضاع، روشهای تنبیهی و مجازاتی نامطلوب از قبیل طرد و استبداد را در ارتباط با فرزندان ثمر میدهد. در چنین شرایطی ضعف تحصیلی در مدرسه، کمرویی در روابط اجتماعی و عدم رعایت نقش خانوادگی مناسب، حاصل خواهد شد.
ج ـ تنیدگی و خلّاقیّت
تنیدگی همواره پیامدی منفی ندارد. چنانکه برای پدران، چالش و هماوردطلبی در نقش، ویژگی مثبتی به شمار میآید، در گسترهٔ خلّاقیّت نیز تنیدگی میتواند به منزلهٔ نیرویی برانگیزاننده عمل کند. «اسمیت» و «کارلسون» (1987) به بهرهگیری از «تنیدگی» و «اضطراب» برای خلّاقیّت اشاره کردهاند و وجود «تنیدگی هیجانی» در افراد خلّاق از سوی «نمیرو» (1997)، «اشترنبرگ» و «تاردیف» (1989)، «هینتون» (1971) و «ماگیاری بک» (1990) گزارش شده است.
با این همه، این تنیدگی گاه بهای جسمانی و روانی نیز دارد و بروز «اختلالات روانتنی» در افراد خلّاق (سندبلوم، 1997) گواه آن است. از سوی دیگر، استقلال خلّاقیّت از بیماری روانی (پوره و ویتمن، 1993–1994) و از روانگسیختگی (گلیکسوهن و همکاران، 2000–2001) نشان میدهد که تنیدگی هیجانی فرد خلّاق را نباید با آسیب روانی یکسان دانست. حالات هیجانی و برانگیختگیهای شدید ناشی از کشاکشهای درونی، به منزلهٔ یک «روحیّهٔ تخریب» همراه با «خود» در حال انفجار، میتواند نویدبخش برآیند خلّاقانه باشد (ردفیرن و استور، 1992). بیتردید با بهرهگیری از دیدگاههای تحوّلی، میتوان تبیین شایستهتری از این دستاوردها به دست داد.
روشن است که تنیدگی پدیدهای تعاملی است: ناهمسازی شخصیّت با مقتضیات شغل، تعارض نقشهای شغلی و خانوادگی و تجارب منفی اشتغال، آن را میافزایند و آثار آن را به عزّت نفس، روابط زناشویی و پرورش فرزندان میکشانند؛ حال آنکه عاطفهٔ مثبت، حمایت اجتماعی و همسازی میان نقشها از شدّت آن میکاهند. در گسترهٔ خلّاقیّت نیز تنیدگی، هرگاه در بستر مناسب قرار گیرد، به جای فرسایش روانی به سرچشمهای برای آفرینندگی بدل میشود.
منبع
روانشناسی سازمانی، «تعامل شخصیّت و شغل» — تعامل شخصیت و شغل
روانشناسی سازمانی، «نقش اشتغال والدین در بهداشت روانی فرزند» — نقش اشتغال والدین در بهداشت روانی فرزند
روانشناسی کار و مدیریت، «فصل سیزدهم نقش هویّت یابی شغلی در سازگاری همسران» — فصل سیزدهم نقش هویت یابی شغلی در سازگاری همسران
روانشناسی سازمانی، «نقش هویّت یابی شغلی در سازگاری همسران» — نقش هویت یابی شغلی در سازگاری همسران
هیجان اندیشه، «بحث و نتیجهگیری» — بحث و نتیجه گیری