پرش به محتوای اصلی

خلّاقیّت فرزند در گذر سال‌ها: ملاحظات تحوّلی برای پدر و مادر

نوشته هیئت تحریریه ۵ دقیقه مطالعه مقاله کوتاه

برای: پدر و مادرها

خلّاقیّت فرزندان یک‌باره و در یک لحظه پدید نمی‌آید. این توانایی در گذر سال‌های کودکی و نوجوانی، سیر رشد و گسترش خود را طی می‌کند. در این سیر، عوامل گوناگونی نقش دارند که برخی در ذات فرزند نهفته‌اند و برخی از محیط خانه، مدرسه و جامعه سرچشمه می‌گیرند. آشنایی پدر و مادر با این عوامل، به آنان یاری می‌دهد تا دگرگونی‌های خلّاقیّت فرزندشان را در سنین مختلف بهتر بشناسند و درست‌تر با آن برخورد کنند. در این‌جا نخست به سرچشمه‌های خلّاقیّت اشاره می‌کنیم، سپس نقش سن و جنسیت را در گسترش آن بررسی می‌نماییم و در پایان، رهنمودهایی را که برای خانواده‌ها عرضه شده است، بیان می‌کنیم.

الف ـ دو سرچشمهٔ خلّاقیّت

خلّاقیّت مانند انواع دیگر تیزهوشی از دو سو شکل می‌گیرد و تکوین می‌یابد: آنچه به‌طور موهوبی در ذات فرد خلّاق وجود دارد و آنچه از محیط کسب می‌کند. «موهوبی» یعنی آنچه به فرد بخشیده شده و از آغاز در سرشت او هست.

ریشه‌های موهوبی متنوعی خلّاقیّت را رقم می‌زنند. از میان آن‌ها، سه ریشهٔ شناختی اهمیت ویژه‌ای دارند: «توجه»، «ادراک» و «تفکر». توجه یعنی توانایی متمرکز شدن بر یک موضوع. ادراک یعنی دریافت و فهم آنچه فرد می‌بیند و می‌شنود. تفکر نیز یعنی به‌کارگیری ذهن برای اندیشیدن دربارهٔ امور. این سه، پایه‌های شناختی خلّاقیّت را تشکیل می‌دهند.

سوی دوم تکوین خلّاقیّت را خاستگاه‌های محیطی تشکیل می‌دهند. این خاستگاه‌ها از راه انتظارات اطرافیان و تلاش‌های پرورشی در قالب برنامه‌های آموزشی ویژه اثر می‌گذارند. با این حال، باید توجه داشت که میزان تأثیرپذیری تیزهوشی تحصیلی از انتظارات محیطی بیش از خلّاقیّت است؛ یعنی انتظارات خانه و مدرسه بر موفقیت درسی فرزند بیش از خلّاقیّت او اثر می‌گذارد.

نکتهٔ دیگر آن‌که آفرینندگی، برخلاف خلّاقیّت، امری اکتسابی است؛ یعنی از راه تجربه و آموزش به‌دست می‌آید.

همچنین تفکر همگرا، اگر با انتزاع و قیاس همراه شود، می‌تواند به تفکر خلّاق منجر شود. «تفکر همگرا» اندیشه‌ای است که به‌سوی یک پاسخ معین پیش می‌رود. «انتزاع» یعنی بیرون کشیدن مفهومی کلی از امور جزئی و محسوس، و «قیاس» یعنی سنجیدن امور با یکدیگر و نتیجه‌گیری از آن‌ها.

ب ـ گذر سن و دگرگونی خلّاقیّت

عقاید و باورهای اصیل و ابداعی فرد تیزهوش با یکدیگر هماهنگی و همخوانی بیشتری دارد و کمتر از فرد عادی ناسازگار و متعارض است. در جریان رشد او، باورهایی شکل می‌گیرند که چهار بنیاد نگرشی در کانون آن‌ها قرار دارد:

1 ـ شیء‌گرایی؛ یعنی گرایش به اشیا و پدیده‌ها، در برابر شخصیت‌گرایی که گرایش به اشخاص است؛

2 ـ نظام ارزشی نظری؛ یعنی ارزش نهادن به دانستن، اندیشیدن و شناخت؛

3 ـ موضع درونی نظارت؛ یعنی این باور که سرنوشت کارها بیش از همه در دست خود فرد است؛

4 ـ خودباوری ریاضی؛ نوعی باور به خویشتن که حاصل گرایش به ریاضی و قابلیت استعداد برتر در ریاضی است.

خودباوری ریاضی به فرد خلّاق امکان می‌دهد تا از طریق درک موقعیت، به کشف روابط نائل گردد. روابطی که قبلاً کشف شده‌اند، شرایط را برای پیش‌بینی امور و پدیده‌های آینده فراهم می‌سازند. بدین منوال، خلّاقیّت سیر رشد و گسترش خود را طی می‌نماید.

در این گسترش، سن نقش اساسی دارد. با افزایش سن در میان افراد تیزهوش، افزایش خلّاقیّت با کاهش هوش همراه است. دلیل این امر آن است که ابزارهای قالبی و همگرا، فضایی محدود و تنگ برای عرضهٔ نوآوری حاصل از درک و کشف و پیش‌بینی به شمار می‌آیند. ابداع، از بیخ و بن، جریان شناخت و تحول شناختی را از مسیر سنتی و آشنای آن خارج می‌سازد. پیامد این یافته برای پدر و مادر آن است که بدانند خلّاقیّت فرزندشان در سال‌های نوجوانی ممکن است در قالب‌های آشنا و همگرا به‌خوبی نمایان نشود.

ج ـ جنسیت و جایگاه فرزند در خانواده

جنسیت نیز در گسترش خلّاقیّت نقش اساسی دارد و می‌تواند نوع خلّاقیّت را بر اساس گرایش فرد تعیین نماید. پسران در طی جریان تحول و گذار سنی، از خلّاقیّت باثبات‌تر و استوارتری بهره‌مندند.

شاید این امر به همان بنیادهای نگرشی شیء‌گرایی، خودباوری ریاضی، نظام ارزشی نظری و موضع درونی نظارت بازگردد که همراه با زمینه‌های شخصیتی خلّاقیّت، در جنس مذکر نمود بیشتری دارد. به تعبیر دیگر، هرجا نشانی از این نظام نگرشی یافت شود، می‌توان اثری از خلّاقیّت جست.

از جمله، افرادی که تنها فرزند خانوادهٔ خویش بوده‌اند، با شیء‌گرایی ملازمت دارند و نه شخصیت‌گرایی؛ بنابراین از خلّاقیّت بیشتری بهره می‌برند.

د ـ رهنمودهایی برای خانواده

خانواده‌هایی که کودکان مستعد و به‌ویژه خلّاق دارند، با انبوه پرسش‌های متنوع روبه‌رو هستند. پاسخ‌گویی مستقیم به این پرسش‌های گوناگون، که گاهی بسیار دقیق و موشکافانه است، همیشه آسان نیست. پس ناگزیر باید فرزند را به مراجع و منابع معتبر علمی راهنمایی کرد.

تجهیز و تقویت فرزندان، به‌ویژه از سنین طفولیت، با راه‌ها و شیوه‌های بیان خلّاقیّت، در تسهیل بروز خلّاقیّت کودکان خلّاق بسیار مؤثر است. این شیوه‌ها خواندن، نوشتن، نقاشی، مجسمه‌سازی و مانند آن را دربرمی‌گیرند.

اما خانواده‌ها بیش از تقویت بیانی، باید بر توان‌افزایی معنوی خلّاقیّت متمرکز شوند. آشناسازی کودکان و نوجوانان با حقایق، اصول و سنن استوار و پایدار علمی، و نه دانش‌های ظنّی و وهمی، به پدیدآیی توانایی‌های معنوی خلّاقیّت کمک می‌کند.

سرانجام، پدر و مادر باید بدانند که مزایای برنامه‌های آموزشی ویژه به جنسیت، تحول و نوع تیزهوشی فرزند بستگی دارد. این برنامه‌ها عبارت‌اند از تفکیک، یعنی آموزش دانش‌آموزان مستعد در کلاس یا مدرسهٔ جداگانه؛ غنی‌سازی، یعنی گسترش و ژرفابخشی به محتوای آموزش؛ و تسریع، یعنی پیشروی سریع‌تر در مسیر تحصیل. از این رو، مرحلهٔ رشدی فرزند در سنجش سودمندی این برنامه‌ها اهمیت دارد.

به‌طور کلی، خلّاقیّت فرزند حاصل تعامل سرشت و محیط است و در گذر سن و بر پایهٔ جنسیت، دگرگونی‌هایی می‌پذیرد. بدیهی است خانواده‌ای که پرسش‌های فرزند را به منابع معتبر علمی پیوند می‌دهد، راه‌های بیان خلّاقیّت را از سال‌های نخستین زندگی برای او می‌گشاید و او را با اصول استوار علمی آشنا می‌سازد، بستر مناسب‌تری برای شکوفایی خلّاقیّت وی در سال‌های کودکی و نوجوانی فراهم خواهد آورد.

منبع

هیجان اندیشه، «128/697 (هوش) = 1/629 خلّاقیّت» — 128 697 هوش 1 629 خلاقیت

روان‌شناسی کودکان تیزهوش و روش‌های آموزش ویژه، «راهبرد» — راهبرد

روان‌شناسی کودکان تیزهوش و روش‌های آموزش ویژه، «فصل پنجم» — فصل پنجم

روان‌شناسی کودکان تیزهوش و روش‌های آموزش ویژه، «بررسی یافته‌ها» — بررسی یافته‌ها