پرش به محتوای اصلی

راهنمای تفسیر فهرست تعاملی استعداد: سه هوش، دو کنش و توانایی‌های ترکیبی چه می‌گویند؟

نوشته هیئت تحریریه ۷ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

برای: دانشجویان

«فهرست تعاملی استعداد» یکی از سنجه‌های سامانهٔ جستجوی استعداد در دستهٔ استعدادیابی است. این فهرست نشان می‌دهد پاسخ‌دهنده در زمینه‌هایی که خودش می‌نویسد، پنج توانایی بنیادین را تا چه اندازه در خود می‌بیند و این زمینه‌ها در کنار هم چه تصویری می‌سازند. پس فهرست برای کسی است که می‌خواهد بداند در کدام زمینه، کدام سویه از توانایی‌هایش برجسته‌تر است. در این‌جا نخست به مبنای نظری فهرست اشاره می‌کنیم و سپس معنای هر عامل را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

پاسخ آنلاین به فهرست تعاملی استعداد در سامانهٔ جستجوی استعداد.

فهرست چه می‌سنجد؟

پایهٔ نظری این فهرست «ساختار کروی استعداد» است؛ یعنی ساختاری تعاملی که بر پایهٔ توانایی‌های بنیادین کشف‌شده در تعامل با زمینه‌ها ارائه می‌شود. در این ساختار، «توانایی‌های بنیادین» به منزلهٔ ظرف در پوستهٔ کُره و «زمینه» به منزلهٔ مظروف در هستهٔ آن جای می‌گیرد. منظور از زمینه، قلمروی است که توانایی در آن به کار می‌افتد و در دو حیطهٔ رسمی (درسی و تحصیلی) و فرامدرسه‌ای دسته‌بندی می‌شود. توانایی‌ها در تعامل با زمینه، استعداد را پی‌ریزی می‌کنند.

تاکنون پنج توانایی بنیادین به دست آمده است: سه نوع هوش (تحلیلی، تجربی و تحصیلی) و دو نوع کنش (نوسودمندی و وظیفه‌مندی). این پنج توانایی با یکدیگر تعامل دارند؛ زیرا هیچ ظرفیّت شناختی از بروز رفتاری جدا نیست و هر رفتاری از ظرفیّت شناختی سرچشمه می‌گیرد. پس هوش و کنش مستلزم یکدیگرند. از تعامل سه هوش و دو کنش، «توانایی‌های ترکیبی» پدید می‌آیند که در هر فردی یافت می‌شوند.

نکتهٔ مهم آن است که این ساختار فقط بخش کوچکی از استعدادهای بشری را نشان می‌دهد و توانایی‌های بنیادین را نمی‌توان در همین پنج حیطه محدود کرد؛ در آینده ممکن است انواع دیگری از هوش و کنش کشف شود.

الف ـ هوش‌های سه‌گانه: هوش تحلیلی، هوش تجربی و هوش تحصیلی

«هوش» از دیدگاه تعاملی به سادگی چنین تعریف می‌شود: توانایی یادگیری مفهوم‌ها، تجربهٔ دانسته‌ها و دسته‌بندی آن‌ها. هوش در تعامل با کنش و زمینهٔ محیطی شکل می‌گیرد؛ کنش در شکل‌دهی هوش نقش چشمگیری دارد، همان‌گونه که هوش بر کنش اثر می‌گذارد. شیوهٔ انجام یک کار نه تنها از توانایی‌های یادگیری سرچشمه می‌گیرد، بلکه بر ظرفیّت یادگیری نیز تأثیر می‌گذارد.

هوش تحلیلی بر توانایی فهم، دریافت و گیرایی تیز در محوریابی، ریشه‌یابی سادهٔ مفاهیم، تجزیه و تحلیل مطالب، طبقه‌بندی راحت مفاهیم به شیوه‌های نوین، ارائهٔ آسان دسته‌بندی‌های جدید از مفاهیم و سرانجام، سازماندهی سادهٔ مباحث دلالت دارد. نمرهٔ بالا در یک زمینه یعنی پاسخ‌دهنده خود را در فهمیدن، ریشه‌یابی و نظم دادن به مطلب‌های آن زمینه توانا می‌بیند و نمرهٔ پایین یعنی این سویه را در آن زمینه کمتر در خود می‌یابد.

هوش تجربی به معنای توانایی در تجربهٔ دانسته‌ها برای روشن شدن مطلب است که با تحریک شدن کنجکاوی فراگیر در برابر هر مسألهٔ مبهم یا پیچیده‌ای آغاز می‌شود. این هوش یادگیری حسّی فعّال، به‌ویژه بهره‌گیری از مشاهده و عمل در محیط را در بر می‌گیرد و با ناآرامی برای تجربهٔ دانسته‌ها و اصرار بر آن همراه است؛ در واقع هیچ آموزه‌ای بدون کسب تجربه پذیرفته نمی‌شود. نمرهٔ بالا نشان می‌دهد فرد در آن زمینه تا آزموده نکند آرام نمی‌گیرد و نمرهٔ پایین بیانگر آن است که این گرایش به آزمودن در آن زمینه کمتر احساس می‌شود.

هوش تحصیلی توانایی یادگیری دقیق درس‌ها و مطلب‌های آموزشی یک زمینه و برآمدن از عهدهٔ تحصیل در آن است. در عمل یعنی فرد آنچه را آموزش داده می‌شود درست و کامل یاد می‌گیرد و در کلاس‌ها، به‌ویژه کارهای عملی، موفق است. نمرهٔ بالا یعنی پاسخ‌دهنده یادگیری دقیق آموزه‌های آن زمینه را در خود می‌بیند و نمرهٔ پایین یعنی کمتر.

نمرهٔ کلّی هوش در فهرست، میانگین این سه هوش است و سویهٔ «فهمیدن و یاد گرفتن» استعداد را نشان می‌دهد.

ب ـ کنش‌های دوگانه: کنش نوسودمندی و کنش وظیفه‌مندی

در یکی از مقاله‌های نگارنده، این دو کنش «ورزیدگی» نامیده شده‌اند؛ یعنی آنچه فرد با توانایی خویش انجام می‌دهد.

کنش نوسودمندی توانایی ارائهٔ طرح‌های سودمند به سادگی با شیوهٔ نوین است که راه‌حلّ جدید، آسان و مؤثّری برای مسائل دشوار باشد و به توانایی انجام کار سودمند در سطح برجسته منجر می‌شود. دوستی انجام کار بزرگ و تازه به اندازه‌ای است که فکر همیشگی لزوم انجامش فرد را رها نمی‌کند و جنب و جوش کنجکاوانه‌ای در وی بروز می‌یابد. نمرهٔ بالا یعنی فرد در آن زمینه خود را به پدید آوردن راه‌حل تازه و سودمند توانا و مشتاق می‌بیند و نمرهٔ پایین یعنی این سویه در آن زمینه کمرنگ‌تر است.

کنش وظیفه‌مندی انجام درست و دقیق آنچه از فرد خواسته می‌شود بر پایهٔ یادگیری است؛ به گونه‌ای که به خوبی از عهدهٔ وظیفهٔ تعیین‌شده برمی‌آید. در واقع تمرکز فرد در انجام دقیق و درست کارهای محوّله است و بر وظیفه و مسئولیت تأکید می‌ورزد. نمرهٔ بالا یعنی پاسخ‌دهنده انجام کامل و دقیق کارهای خواسته‌شده در آن زمینه را در خود می‌یابد و نمرهٔ پایین یعنی کمتر.

نمرهٔ کلّی کنش، میانگین این دو کنش است و سویهٔ «انجام دادن» استعداد را نشان می‌دهد؛ هم پدید آوردن کار تازه و سودمند و هم انجام درست و دقیق کار خواسته‌شده.

ج ـ خلّاقیّت، خلّاقیّت نظری و خلّاقیّت عملی

خلّاقیّت در این فهرست میانگین هوش تحلیلی، هوش تجربی و کنش نوسودمندی است و نشان می‌دهد فهمیدن و آزمودن مطلب‌ها در یک زمینه تا چه اندازه با پدید آوردن راه‌حل‌ها و شیوه‌های تازه همراه است.

خلّاقیّت نظری میانگین هوش تحلیلی و کنش نوسودمندی است؛ یعنی نوآوری از راه فکر کردن و ساختن ایده، طرح یا راه‌حل تازه با تکیه بر فهمیدن، ریشه‌یابی و نظم دادن به مطلب‌ها. خلّاقیّت نظری با «تیزهوشی سازماندهی» مرتبط است و مستلزم هماویختگی تنگاتنگ شناختی ـ عاطفی در همهٔ سطوح تحلیل است؛ مفهوم‌سازی، سازه‌یابی، استنتاج، ریشه‌یابی، تلازم، موقعیت‌یابی و یکپارچگی شناختی همگی با ملازمات عاطفی در سطح خود همراهی دارند. اگر خلّاقیّت به شهود نیازمند است، این شهود بر همین هماویختگی مبتنی است.

خلّاقیّت عملی میانگین هوش تجربی و کنش نوسودمندی است؛ یعنی نوآوری از راه آزمودن و رسیدن به راه‌حل یا شیوهٔ تازه با امتحان کردن، مشاهده و کار کردن در عمل و در محیط واقعی. این نوع خلّاقیّت با «تیزهوشی آفرینندگی» پیوند دارد.

نمرهٔ بالا در هر یک از این سه عامل یعنی در آن زمینه، فهم یا آزمودن با پدید آوردن کار تازه همراه شده است و نمرهٔ پایین یعنی این همراهی در آن زمینه کمتر است.

د ـ استعداد تحصیلی

استعداد تحصیلی میانگین هوش تحصیلی و کنش وظیفه‌مندی است و نشان می‌دهد یادگیری دقیق درس‌های یک زمینه تا چه اندازه با انجام درست و دقیق کارهای خواسته‌شده همراه است؛ همان چیزی که پیش رفتن در برنامهٔ درسی آن زمینه را آسان‌تر می‌کند. در تعریف تربیتی هوش نیز، هوش نوعی استعداد تحصیلی شمرده شده است. نمرهٔ بالا در یک زمینه یعنی این دو سویه در آن زمینه هماهنگ و نیرومندند و نمرهٔ پایین یعنی کمتر.

هـ ـ نتیجه را چگونه بخوانیم؟

نتیجهٔ این فهرست به صورت یک «جدول تعاملی استعداد» خوانده می‌شود؛ ستون‌های جدول به زمینه‌ها و سطرها به توانایی‌ها اشاره دارند. نگارنده خواندن این جدول را در چند سطح پیشنهاد کرده است:

1 ـ سطح کلّی: تعامل همهٔ توانایی‌ها با همهٔ زمینه‌ها که با یک نمرهٔ کلّی جمع‌بندی می‌شود؛

2 ـ سطح اجمالی: توانایی و زمینه‌ای که بالاترین نمرهٔ کلّی را دارند؛

3 ـ سطح ترکیبی: زمینه‌هایی که بالاترین نمرهٔ هوش و بالاترین نمرهٔ کنش را دارند؛

4 ـ سطح بنیادین: زمینه‌هایی که بالاترین نمرهٔ هر یک از پنج توانایی را به خود اختصاص داده‌اند؛

5 ـ سطح توانایی برجسته: زمینه‌هایی که بالاترین نمرهٔ خلّاقیّت، استعداد تحصیلی، خلّاقیّت نظری و خلّاقیّت عملی را دارند؛

6 ـ سطح تقویّتی: بهره‌گیری از برجسته‌ترین زمینه‌ها برای تقویّت نسبی ضعیف‌ترین توانایی‌ها؛

7 ـ استعداد ضعیف: تعامل ضعیف‌ترین توانایی با نازل‌ترین زمینه.

پس از خواندن نتیجه، پیامد اصلی آن است که هر استعداد اقتضای پرورش خاص خود را دارد. در طرح پرورش تعاملی استعداد، برای پرورش خلّاقیّت برنامه‌های «غنی‌سازی» و برای پرورش استعداد تحصیلی، هرگاه برجستگی در هوش تحصیلی یا کنش وظیفه‌مندی در درس خاصّی بیشینه باشد، برنامه‌های «تسریعی موضوعی» پیشنهاد شده است؛ چنان‌که «غنی‌سازی تحلیلی» برای خلّاقیّت نظری و «غنی‌سازی تجربی علوم» برای خلّاقیّت عملی مناسب‌ترین اقدام تقویتی به شمار می‌آیند.

روشن است که این نتیجه تصویری از آن است که پاسخ‌دهنده توانایی‌های خود را در زمینه‌ها چگونه می‌بیند، نه برچسبی قطعی. توانایی‌های بنیادین در تعامل با یکدیگر و با زمینه‌ها شکل می‌گیرند و پنج توانایی سنجیده‌شده، تنها بخش کوچکی از استعدادهای آدمی را آشکار می‌سازند.

نشانی آزمون: فهرست تعاملی استعداد.

منبع

سنجه‌های جستجوی استعداد، «فهرست تعاملی استعداد» — صفحهٔ آزمون

مقالات دکتر کاظمی، «کاربرد مکتب تعاملی تیزهوشی و استعداد در نظام تلفیق تجربه ای از دزفول» — کاربرد مکتب تعاملی تیزهوشی و استعداد در نظام تلفیق تجربه ای از دزفول

مقالات دکتر کاظمی، «مدرسهٔ تربیت تعاملی استعداد» — مدرسه تربیت تعاملی استعداد

فرهنگ‌نامه، «ساختار کروی استعداد» — ساختار کروی استعداد

فرهنگ‌نامه، «کنش وظیفه‌مندی» — کنش وظیفه مندی