پیشرفت تحصیلی فرزند تیزهوش به عوامل گوناگونی بستگی دارد. بسیاری از پدران و مادران گمان میکنند فرزند تیزهوش در همهٔ زمینهها یکسان میدرخشد. اما چنین نیست. ضعف تحصیلی نخبگان یا «موضوعی» است، یعنی تنها به یک یا چند درس محدود میشود، و یا فراگیر و گسترده است؛ بهگونهای که حتی تمامی مواد درسی رسمی را در بر میگیرد.
یکی از قلمروهایی که ممکن است فرزند باهوش در آن ضعف نشان دهد، قلمرو کلامی است؛ یعنی گفتن، خواندن و نوشتن. افزون بر آن، «خلاقیت» با پیشرفت تحصیلی همبستگی نیرومندی ندارد؛ از این رو بخش قابل ملاحظهای از تیزهوشان کمآموز، یعنی تیزهوشانی که کمتر از توانایی خود میآموزند، ممکن است خلاق باشند. پژوهشهایی که در اینجا ذکر میشوند بر روی دانشآموزان بزرگتر انجام شدهاند؛ اما دلالتهای آنها برای خانوادههایی که فرزند خردسال مستعد دارند نیز روشنگر است. نخست یافتهها را بیان میکنیم و سپس دلالتهای آنها را مورد بررسی قرار میدهیم:
«نگارنده در یک پژوهش شخصی به تحلیل روش یادگیری زبان انگلیسی دو گروه قوی و ضعیف از دانشآموزان پسر مستعد در پایهٔ دوم راهنمایی پرداخت. روش یادگیری دانشآموزان قوی در این ویژگیها برجستگی داشت:
۱ ـ انشا، مطالعه و ترجمه؛
۲ ـ فراغت خاطر و تمرکز در کار؛
۳ ـ تلفظ واژگان و مکالمه؛
۴ ـ بهرهگیری کمتر از شیوههای پراکنده و متفرقه در کار.
در فهم لغت، دستور زبان، میزان پشتکار و فعالیت و ممارست تفاوتی حاصل نشد.»
«بر اساس خودسنجی دانشآموزان، یعنی داوری خود آنان دربارهٔ خویش، عوامل پیشرفت تحصیلی در زبان دوم اینگونه طبقهبندی گردید:
۱ ـ نقش مرجع (۳۱ درصد)؛
۲ ـ پشتکار و تلاش فردی (۲۰ درصد)؛
۳ ـ رغبت شخصی (۱۶ درصد)؛
۴ ـ فراغت خاطر و کاربرد روش خاص در یادگیری زبان دوم (۱۵ درصد)؛
۵ ـ نقش وسایل کمکآموزشی (۹ درصد)؛
۶ ـ روش تدریس معلم (۶ درصد)؛
۷ ـ توانایی و استعداد شخصی در زبان دوم (۳ درصد).
از دیدگاه گروه قوی، رغبت شخصی مهمترین عامل بود و استعداد فردی و نوع روش تدریس معلم نقش کمتری داشتند. در تحلیل نظام ارزشی گروه قوی یافت شد که امانتداری، متانت، تواضع و مقام علمی مهمترین ارزشها را تشکیل میدهد و گروه ضعیف به مدیریت، تعاون و همیاری گروهی، حسن معاشرت و تجانس گروهی اهمیت میدهند.»
«روش یادگیری استعدادهای برتر از پایهٔ هشتم تا دوازدهم از تمایز آشکاری برخوردار است. این نوجوانان در مقایسه با افراد عادی این مراحل را در شناخت و یادگیری به کار میبرند: ۱ ـ بازخوانی؛ ۲ ـ استنباط (دلالتیابی)؛ ۳ ـ تحلیل ساختار؛ ۴ ـ توجه (و پیشبینی)؛ ۵ ـ ارزشیابی؛ ۶ ـ ارتباط دادن به حیطهٔ موضوع. در روش یادگیری افراد عادی ویژگیهای دیگری وجود دارد: ۱ ـ تلفظ شمردهشمردهٔ کلمات؛ ۲ ـ خلاصهگیری غیردقیق.» (فهرنباخ، ۱۹۹۱)
یافتههای مطالعات فوق بهخوبی نشان میدهند که ضعف کلامی فرزند تیزهوش را از سه زاویهٔ اساسی باید نگریست:
الف ـ ضعف کلامی به معنای کمی هوش نیست
در پژوهش یادشده، دانشآموزان قوی و ضعیف در فهم لغت و دستور زبان تفاوتی نداشتند. در پشتکار و ممارست نیز تفاوتی دیده نشد. پس فرزندی که در گفتن و نوشتن میلنگد، لزوماً واژهها را کمتر نمیفهمد و کمکوششتر هم نیست.
تفاوت اصلی در روش یادگیری بود. دانشآموزان قوی بیشتر انشا مینوشتند، مطالعه و ترجمه میکردند، به تلفظ و مکالمه میپرداختند و کمتر به شیوههای پراکنده و متفرقه روی میآوردند. یعنی آنچه آنان را برجسته میکرد، کاربرد زندهٔ زبان در گفتن و نوشتن بود.
عامل دیگر «فراغت خاطر» است. فراغت خاطر یعنی آسودگی ذهن و آرامش روانی؛ حالتی که فرد بیدغدغه به کارش میپردازد و میتواند در آن تمرکز کند. دانشآموزان قوی از این آسودگی و تمرکز بیشتری برخوردار بودند.
روشن است که میزان جذب چنین مهارتهایی به تراز هوشی و استعداد کلامی هر فرزند بستگی دارد. بنابراین پدر و مادر نباید ضعف کلامی فرزند را با کمی هوش یکسان بشمارند.
ب ـ رغبت و مرجع، بیش از استعداد
در خودسنجی دانشآموزان، «نقش مرجع» با ۳۱ درصد نخستین عامل پیشرفت بود. مرجع کسی است که فرزند به او اعتماد دارد و از وی سرمشق میگیرد. پس از آن، پشتکار و تلاش فردی و سپس رغبت شخصی قرار داشت. رغبت یعنی میل و علاقهٔ درونی فرد به یک کار.
نکتهٔ درخور توجه آن است که دانشآموزان، توانایی و استعداد شخصی را تنها با ۳ درصد در پایان فهرست قرار دادند. گروه قوی نیز رغبت شخصی را مهمترین عامل دانستند و برای استعداد فردی ترجیح کمتری قائل شدند.
بدیهی است که هرچه رغبت فرزند به زبان و کاربرد آن بیشتر باشد، پیشرفت کلامی وی افزایش مییابد. از این رو خانوادهها نباید تنها چشم به استعداد فرزند بدوزند؛ زیرا به گفتهٔ خود دانشآموزان، سهم استعداد در پیشرفت زبان بسیار اندک است.
ج ـ خانواده در یافتن ریشهٔ ضعف سهم عمده دارد
ضعف تحصیلی نخبگان خلاق را میتوان با ایجاد شرایط خاصی برطرف کرد. بر اساس یک مطالعه، وجود سه عامل، فضای آموزشی بدیعانهای را در راستای پیشرفت تحصیلی فراهم میآورد:
نخست، «خودکاوی در ضعف تحصیلی»؛ یعنی شرایطی که به فرزند امکان دهد در خود به کاوش بپردازد و عوامل و علل ضعف خود را جستوجو کند. ممکن است نقیصهای در انگیزه و تمایل نسبت به درس خاصی وجود داشته باشد؛ یا ضعف به اختلال در روش یادگیری بازگردد؛ و سرانجام احتمال دارد که معلومات و اطلاعات پایه ضعیف باشند. در امر خودکاوی، سهم عمده را خانواده، معلم و مشاور تحصیلی بر عهده دارند. پس پدر و مادر نخستین همراهان فرزند در یافتن ریشهٔ ضعف کلامی او هستند.
دوم، «بهسازی روابط با معلم». هرچه روابط متقابل میان دانشآموز تیزهوش کمآموز و معلمش گرمتر و دوستانهتر باشد، به مهیاسازی شرایط برای پیشرفت تحصیلی کمک بیشتری میکند. ملایمت و نرمی در رفتار معلم و بردباری و شفقت وی عامل مهمی در بهبود این روابط است.
سوم، «خودنظمجویی». کوششهای درسی فرزند به دو صورت انجام میگیرد: یا با برنامه و نظم و انضباطی که معلم یا اطرافیان تعیین میکنند، یا با پیگیری خود او بهطور مستقل و با نظمی شخصی. این کوشش مستقل انفرادی همراه با نظم درونی را «خودنظمجویی» میگوییم.
بهطور کلی، فرزند باهوشی که در گفتن و نوشتن میلنگد، بیش از آنکه نیازمند داوری دربارهٔ هوش خود باشد، نیازمند شناخت ریشهٔ ضعف خویش است. هنگامی که فراغت خاطر، رغبت شخصی و حضور مرجعی قابل اعتماد در کنار خودکاوی و خودنظمجویی قرار گیرند، شرایط مساعدتری برای شکوفایی توانایی کلامی وی فراهم خواهد شد.
منبع
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «رفاه اقتصادی و توسعه خلّاقیت» — رفاه اقتصادی و توسعه خلاقیت
پرورش استعداد، «آموزش خاصّ» — آموزش خاص
آموزش و پرورش برای استعداد و تیزهوشی، «کاربرد در نظام تلفیق» — کاربرد در نظام تلفیق
روانشناسی کودکان تیزهوش و روشهای آموزش ویژه، «راهبرد» — راهبرد
استعداد و تیزهوشی، «نقش هویّت مبهم» — نقش هویت مبهم
نقشهٔ این مفهوم: نقشهٔ مفهوم: تیزهوشی و استعداد