پرش به محتوای اصلی

نخبگی رهبری

نوشته هیئت تحریریه ۶ دقیقه مطالعه مقاله متوسط

پیدایش و ظهور قدرت رهبری افراد آدمی به وجود زمینه‌ها و تمهیدات مساعدکننده‌ای بستگی دارد. فرد رهبر عصارهٔ وجودی، مرجع و الگوی یک سازمان است. او مناسب‌ترین ملاک و معیار برای ارزشیابی هر سازمانی به شمار می‌آید و حیات و دوام سازمان به وجود ویژگی‌های وی وابسته است. آرمان‌ها، اهداف و مقاصد متعالی رهبر است که به سازمان نظام ارزشی ویژه‌ای می‌بخشد.

با توجه به این نکات، تردیدی در اهمیت و ضرورت وجود رهبری برای هر نهاد، گروه یا جامعه‌ای باقی نمی‌ماند. به همین ترتیب، مطالعه و بررسی در قلمرو «نخبگی رهبری» اهمیت شایانی می‌یابد. در این‌جا نخست زمینه‌های ظهور رهبر را بررسی می‌کنیم، سپس به ویژگی‌ها، نظریه‌ها، تعریف و خصایص کلی نخبگی رهبری می‌پردازیم:

الف ـ زمینه‌ها و مبانی ظهور رهبری

ظهور رهبر غالباً در شرایط ویژه‌ای تقویت می‌یابد. از جملهٔ این شرایط می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 ـ هنگامی که بنیان‌ها، اصول و مبانی اساسی یک سازمان یا شالودهٔ یک جامعه یا گروه اجتماعی فرو می‌ریزد؛

2 ـ موقعیت‌هایی که به ایجاد تضاد و اختلاف داخلی در سازمان می‌انجامد؛

3 ـ هنگامی که قدرت و استعداد رهبری قابل ملاحظه‌ای در فرد یا افراد ویژه‌ای وجود دارد.

فرد رهبر در یک نهاد نقش‌های گوناگونی بر عهده دارد. او مجری، سیاست‌گذار، برنامه‌ریز، متخصّص، نمایندهٔ خارجی، ناظر روابط داخلی، مسئول تشویق و تنبیه، قاضی، الگو، علامت، جانشین مسئولیت‌های فردی، نظریه‌پرداز، شبه‌پدر و سپر بلای نهاد است.

مبانی قدرت رهبری را غالباً پاداش، تنبیه، مهارت، مرجعیت و قراردادهای قانونی تشکیل می‌دهد.

ب ـ ویژگی‌های کلی و ذهنیت تدبیری

پژوهشگران برخی از ویژگی‌های کلی «نخبگی رهبری» را یادآور شده‌اند: پشتکار، تمرکز در کار، خودمختاری شخصی، ایجاد وحدت، اعتماد به نفس و خودشکوفایی.

«ذهنیت تدبیری» از دیگر مشخصات اساسی نخبگی رهبری است و این ویژگی‌ها را در بر می‌گیرد:

1 ـ رهبر باید بتواند الگوی کاملی از اصول و روابط را بنگرد و در یادگیری تجربی به اندازهٔ یادگیری نظری و منطقی واجد شرایط باشد؛

2 ـ باید قادر باشد وظایف مربوط را در یک مدّت زمانی دو تا پنج ساله اجرا کند؛

3 ـ از لحاظ شخصیتی دارای پختگی، ثبات و استواری، اعتماد به نفس و وضعیت روانی نسبتاً غیرعصبی باشد؛

4 ـ فوق‌العاده نیرومند و عامل فعالیت باشد.

ج ـ نظریه‌های نخبگی رهبری

معمولاً چهار نظریهٔ عمده در قلمرو نخبگی رهبری مطرح می‌شود:

نخست ـ شخصیّت‌نگری: در این دیدگاه، رهبری امری شخصیتی تلقی می‌شود. رهبران در واقع به‌طور موهوبی (و نه اکتسابی) این توانایی را دارند. آن‌ها به‌طور ذاتی قدرت نفوذ در افراد را دارند و نسبت به روابط حساسیت نشان می‌دهند و تفاوت هوشی آن‌ها با پیروان حداکثر به سی نمرهٔ بهرهٔ هوشی می‌رسد. بر پایهٔ این دیدگاه، رهبران با توانایی و ویژگی رهبری متولد می‌شوند؛ یعنی وجه تمایز رهبران و غیررهبران ذاتی و فطری است.

پژوهشگران برخی صفات شخصیتی مرتبط با رهبری را یافته‌اند که با عوامل وضعیتی در تعامل است: کفایت، پیشرفت (موفقیّت)، مسئولیت‌پذیری، مشارکت و مقام اجتماعی. عوامل وضعیتی مؤثّر را نیز می‌توان این‌گونه برشمرد: سطح قابلیت ذهنی، مهارت‌های موقعیتی، نیازها و علایق پیروان و اهدافی که باید تحقّق یابند.

دوم ـ پویایی گروه: رهبری در این دیدگاه جریانی مهارتی توصیف می‌شود که از شرایط و اقتضائات گروه کوچک ناشی می‌گردد؛ یعنی می‌تواند به صورت یک سلسله مهارت آموخته شود. رهبران با کسب برخی الگوهای رفتاری (مانند ساخت‌گرایی سازمانی، تعامل و مراعات تابعین و کارمندمداری) می‌توانند موفقیّت داشته باشند.

سوم ـ اسنادی: رهبری ساخت و بنیادی است که از اسنادهای اعضای یک گروه نشأت می‌یابد؛ یعنی رهبری در واقع به‌منزلهٔ انتظارات و توقعات پیروان تعریف می‌شود. فشارهای گروهی در تعیین وضعیت و سبک رهبری مؤثّرند.

چهارم ـ نقش اجتماعی: رهبری نقشی اجتماعی است که سازمان آن را تصویب کرده است. در این دیدگاه، شخصیت، مهارت‌ها و اسنادهای دیگران نقش نسبتاً جزئی در رهبری ایفا می‌کنند.

د ـ تعریف نخبگی رهبری

به‌رغم دیدگاه‌های گوناگون در مبانی و مفاهیم مربوط، این تعریف از «نخبگی رهبری» ارائه شده است:

«نخبگی رهبری، جریان وحدت‌یافتهٔ تصمیم‌گیری، اجرا و نظارت است که فردی با خصایص موهوبی آن را از طریق بهره‌گیری از منابع، در جهت نیل به اهدافی خاص، تحقق می‌بخشد».

مشخصات اساسی زیر در این تعریف مشهود است:

1 ـ رهبری جریانی وحدت‌یافته، یکپارچه، منسجم و هماهنگ است؛

2 ـ تصمیم‌گیری به معنای وسیع کلمه شامل انتخاب و گزینش مأموریت، هدف، استراتژی (راهبرد)، خط‌مشی (سیاست)، طرح، برنامه، پروژه، بودجه، رویه، روش و مقرّرات بر اساس آرمان‌ها و منظورهای مشخص است؛

3 ـ اجرا به سازماندهی (تشکیل و طراحی سازمان)، تأمین و مدیریت منابع انسانی و مادّی (شامل بهره‌گیری از ظرفیت‌های زمانی و تسهیلات لازم) و هدایت فعالیت‌ها و کوشش‌ها اشاره دارد؛

4 ـ مراد از «نظارت» بررسی این نکته است که آیا جریان اجرایی به تحقّق اهداف انجامیده است یا خیر؛

5 ـ رهبری امری فردی است (و نه مشارکتی و گروهی)؛

6 ـ رهبر از خصایص و ویژگی‌هایی در ابعاد توانمندی ذهنی، گرایشی، انگیزشی، نگرشی، شخصیتی، رفتاری و حتی جسمانی برخوردار است که به‌طور موهوبی و ذاتی وی را از سایرین متمایز می‌سازد.

بر اساس تعریف فوق، مراحل رهبری را می‌توان این‌گونه برشمرد: 1 ـ تصمیم‌گیری 2 ـ سازماندهی 3 ـ تأمین منابع 4 ـ مدیریت منابع 5 ـ هدایت 6 ـ نظارت.

هـ ـ خصایص کلی نخبگی رهبری

در مجموع، این خصایص کلی دربارهٔ «نخبگی رهبری» ارائه شده است:

1 ـ فعالیت فوق‌العاده در اقدامات بزرگ اجتماعی و مشارکت فعالانه و مثبت؛

2 ـ شهرت در میان همسالان؛

3 ـ تعامل آسان با دیگران؛

4 ـ سهولت در سازگاری با موقعیت‌های جدید؛

5 ـ علاقه به تسلط بر دیگران و هدایت فعالیت‌ها؛

6 ـ گرایش به این‌که عقاید و تصمیماتش مورد توجه دیگران قرار گیرد؛

7 ـ توانایی تحمل مسئولیت و معتمد بودن؛

8 ـ آشنایی با انجام امور؛

9 ـ توانایی اظهار خویش؛

10 ـ تمایل به این‌که نخست دیگران او را انتخاب کنند؛

11 ـ لذت بردن از معاشرت با دیگران؛

12 ـ توانایی ایجاد رفتار سازنده در دیگران؛

13 ـ موضع درونی نظارت؛

14 ـ خودباوری نیرومند.

روشن است که نخبگی رهبری را نمی‌توان تنها به یک بُعد فروکاست. در این قلمرو، ذهنیت تدبیری، پختگی و استواری شخصیتی، مهارت در تعامل با دیگران، موضع درونی نظارت و خودباوری نیرومند در کنار هم قرار می‌گیرند. این ویژگی‌ها در جریان وحدت‌یافتهٔ تصمیم‌گیری، اجرا و نظارت جلوه می‌کنند. هرچه این جریان منسجم‌تر و هماهنگ‌تر باشد، رهبر در تحقق اهداف سازمان و بخشیدن نظام ارزشی ویژه به آن موفق‌تر خواهد بود.

منبع

نخبه‌شناسی، «نخبگان حوزه عمومی» — نخبگان حوزه عمومی