پرش به محتوای اصلی

۴۵. بحث و نتیجه‌گیری

۱۲ دقیقه مطالعه

بررسی تحوّلی بروز خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش در گسترهٔ هیجان نشان می‌دهد که در یازده سالگی واکنشهای هیجانی، پیش‌بینی‌کنندهٔ خلّاقیّت نیست؛ امّا در دوازده تا پانزده سالگی، خلّاقیّت را پیش‌بینی می‌کند؛ یعنی «احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب» مانع «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزئیّات» نوجوانان تیزهوش یازده ساله نمی‌شود؛ حال آنکه خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش دوازده تا پانزده ساله در بستر «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش رخ می‌دهد».

بر اساس پیشینه، مطالعه‌ای وجود ندارد که به بررسی تحوّلی بروز خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش در گسترهٔ واکنشهای هیجانی پرداخته باشد. بنابراین، یافته‌های مقاله در این زمینه از تازگی برخوردار است.

ممکن است با مسامحه، نتایج پژوهشی ذیل را به نوجوانان تیزهوش دوازده تا پانزده ساله اسناد دهیم:

همراهی میان «بیان کامل» و خلّاقیّت (پارنز،1971؛ هافمان و هاوزر،1994؛ ون هوک و تگانو،2002) همراهی میان شوخ طبعی (به مثابهٔ یکی از مصادیق بروز سادهٔ هیجان) و خلّاقیّت (منصور،1372؛ بهرنز، 1974؛ برودزینسکی و رابین،1976؛ زیو،1976؛ شیبلز،1979؛ زیو، 1984؛ ماردوک و گانیم،1993؛ ویلارد،2006) وجود سطح بالایی از «هماهنگی هیجانی» در فرد خلّاق هنگام مقابله با موانع شناختی(رادفورد،2004) همراهی نمرات بالا در اندیشه واگرا با اضطراب اندک (شریفی،1383؛ وایت،1968) همبستگی معکوس تنهایی با خلّاقیّت کودکان و نوجوانان (ماهون و همکاران،1996)، نمرات کمتر نوجوانان (بدون تفاوت جنسیّتی) در خلّاقیّت که دارای تجربه بیشتری در افسردگی، تنیدگی، هراس، و اضطراب هستند(دنسبای و مارینلّی،1999) استلزام خلّاقیّت به منزله یک ظرفیّت انسانی، برای وجود سلامتی و بهداشت روانی(پارنز،1971؛ لاسونن،1997) و گسترش بهتر خلّاقیّت با وجود بهداشت روانی.(شوبرت و بیوندی،1977)

از سوی دیگر نیز بنا بر تسامح، ممکن است پژوهشهایی که بر بروز خلّاقیّت در بستر برخی نارساییهای هیجانی، اشاره می‌کنند، به نوجوانان تیزهوش یازده ساله مرتبط دانیم. از آن رو که واکنشهای هیجانی مانع خلّاقیّت این نوجوانان نیست:

پیوند میان «دلتنگی» با خلّاقیّت(شوبرت،1977) وجود افسردگی در حیطه هیجانی خلّاقیّت(والکر و همکاران،1995) همبستگی «تنهایی» با خلّاقیّت کودکان و نوجوانان (ماهون و همکاران،1996) افزایش خلّاقیّت از طریق حالات خلقی انتهایی (ریچاردز و کینی،1990؛ جکسون،2001) وجود برخی نارساییهای روان‌آزردگی در حیطه مسائل هیجانی خلّاقیّت(والکر و همکاران،1995؛ گلاد، 1997) بروز «اختلالات روان‌تنی»(سندبلوم،1997) بهره‌گیری از «تنیدگی» و «اضطراب» برای خلّاقیّت(اسمیت و کارلسون،1987) وجود «تنیدگی هیجانی» در افراد خلّاق(نمیرو،1997؛ اشترنبرگ و تاردیف،1989؛ هینتون،1971؛ ماگیاری بک،1990) استقلال خلّاقیت از بیماری روانی(پوره و ویتمن،1993-1994) استقلال خلّاقیت از روان‌گسیختگی (گلیکسوهن وهمکاران،2000-2001) همراهی خلّاقیّت با حالات خشم و طغیان(دایاموند،1996) حالات هیجانی و برانگیختگیهای شدید ناشی از کشاکشهای درونی به منزلهٔ یک «روحیّه تخریب» همراه با «خود» در حال انفجار که نویدبخش برآیند خلّاقانه است. (ردفیرن و استور،1992)

بی‌تردید با بهره‌گیری از دیدگاههای تحوّلی، می‌توان تبیین شایسته‌تری از دستاوردهای مزبور به دست داد.

سنین 9 تا 11 سالگی با هماهنگی و یکپارچگی عملیّات و تشکیل ساخت کلّی، ممکن است یک نقطهٔ عطف در تحوّل خلّاقیّت محسوب شود. سنّ یازده‌سالگی در واقع اوج تعادل‌ یافتگی دورهٔ عملیّات عینی است. کودک نسبت به منطق قضایا بیگانه است. از دوازده سالگی (با آغاز دورهٔ عملیّات انتزاعی) به بعد، ساخت جدیدی با ظهور یک ردیف روان‌بنه‌های عملیّاتی جدید تشکیل می‌گردد؛ در این دوره، پذیرش ممکن در کنار واقعیّت آغاز می‌شود. افزون بر آن، استنتاج بر پایهٔ فرض، انتزاع(شکل از محتوی)، قیاس و استقراء نیز به استواری هر چه بیشتر استدلال علمی یاری می‌دهد. تناوب شکّ و سازندگی در این دوره، علامت ظهور استعدادهای جدید استدلالی و ترکیبات ذهنی است که نوجوان را قادر می‌سازند که از شناخت ظاهری اشیاء فراتر رود و پدیدآیی و قوانین حاکم بر آنها را دریابد. به عبارت دیگر، نوجوان از وهله‌ای می‌گذرد که در خلال آن در عمل بر اساس فکر و امکان جدیدی که به وی داده شده، جوشش و جهش خاصّی در فکرش پدید می‌آید که می‌خواهد اصلاحاتی بکند و همه چیز را تازه کند و از نو بسازد؛ رؤیای آینده‌ای پیروزمند را در سر می‌پروراند؛ حالتی تمام نشدنی و بی‌انتها در خود حسّ می‌کند، توانایی نامحدودی به فکر خود نسبت می‌دهد، به عبارتی، احساسی پدید می‌آید که او خود را برای انجام فعّالیّتهای اصلاح‌گرانه، نیرومند می‌یابد. بنابراین نوجوان قبل از هر چیزی در جست و جوی هویّت خویشتن است. در واقع بلوغ، پایداری آنچه را که اندک اندک پایدار شده بود، بر هم می‌زند. افرادی که برای خود قدر و منزلت ناچیزی قایلند، مفهوم ناپایداری از خود دارند. از این رو، نسبت به انتقاد، خود را حسّاستر نشان می‌دهند.(منصور و دادستان،1371) این چنین است که با رابطهٔ تعقّلی کردن و ورود به فکر انتزاعی، نوجوان به «از نوسازی دنیا» گرایش می‌یابد.(منصور،1380، ص165-166) این بیان، توصیف شرایط آغاز دورهٔ عملیّات انتزاعی، در سنّ دوازده سالگی است که روان‌بنه‌ها در مرحلهٔ تهیّه است و هنوز استوار نشده، آسیب‌پذیری هیجانی نوجوانان تیزهوش سبب کاهش خلّاقیّت آنها می‌گردد؛ لذا در این سنّ، با بروز خلّاقیّت در گسترهٔ هیجان‌پذیری رویاروییم.

ازسوی دیگر، تعادل‌یافتگی همهٔ روان‌بنه‌های عملیّات عینی در یازده سالگی آن چنان نیرومند و استوار است که احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب، قادر نیست از بروز خلّاقیّت این نوجوانان تیزهوش یازده‌ساله، بازداری کند.

امّا بررسی تحوّلی بروز خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش در پهنهٔ هوش نشان داد که هوش به طور کلّی در هیچ سنّی پیش‌بینی‌کنندهٔ خلّاقیّت نیست.

این دستاورد، هماهنگ با «نظریّه آستانه‌ای» و «چشم‌انداز عاملی» در تیزهوشی و پژوهشهایی است که به استقلال خلّاقیّت از هوش(بدون تفاوت تحوّلی) اشاره دارند.(هتریک و همکاران،1966؛.فاکس بوچامپ و همکاران،1993)106

مطالعات تحوّلی نظیر هشدار مربوط به حاصل شدن خطاهایی در نتایج آزمایشگریهای خلّاقیّت مبتنی بر متغیّرهای غیر سنّی .(ساسر- کوئن،1993)107و وجود ابهامهایی اساسی در باره نقش تجارب تحوّلی در پدیدآیی شخصیّت مناسب برای کنشهای خلّاقّانه(جگو،1996)108، در مسیر دیگری قرار دارند. گرچه در سطح نظری، شدّت و ماهیّت روابط بر حسب سطح تحوّل شناختی آزمودنیها نمی‌توانند یکسان باشند (دادستان،1372) امّا هیچ تفاوت معنی‌داری در زیرمتغیّرهای خلّاقیّت میان مراحل تحوّل انتزاعی و عملیّات صوری یافت نشده است و روابط معنی‌دار میان سنّ و خلّاقیّت به سیزده سالگی تا شانزده سالگی مربوط می‌شود.(ادموند،1990)109

بر پایهٔ «نظام تحوّل شناختی پیاژه » یازده سالگی، وهلهٔ تعادل‌یافتگی عملیّات عینی به شمار می‌آید و دوازده تا پانزده سالگی، سراسر دورهٔ عملیّات انتزاعی را تشکیل می‌دهد؛ تحوّل خلّاقیّت در دورهٔ سوم با پذیرش ممکن در کنار واقعیّت و استنتاج بر پایهٔ فرض، انتزاع(شکل از محتوی)، قیاس و استقرا صورت می‌بندد.(منصور،1385) از این رو، در همهٔ مراحل تحوّل شناختی، خلّاقیّت به مثابهٔ جلوه‌ای از هوش قلمداد می‌شود. بر این اساس ابزارهایی نظیر «آزمون هوش فرهنگ زدودهٔ کتل» با تأکید وجود «عامل عمومی هوش» (G) که خلّاقیّت را بروزی از عامل عمومی هوش تلقی نمی‌کنند، به طور طبیعی در گذار تحوّل، از خلّاقیّت استقلال نشان می‌دهند. بر اساس چنین ابزارهایی، خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش، هم در مرحلهٔ تعادل‌یافتگی عملیّات عینی (یازده سالگی) و هم در سراسر دورهٔ عملیّات انتزاعی (دوازده تا پانزده سالگی) فرایندی مستقل از هوش است.

«نظام تحوّل شناختی پیاژه» در تبیین دستاوردهای مقاله، نیرومندتر است: بر این اساس، ممکن است استنباط کرد هرجا تعادل‌یافتگی تحوّلی (در دورهٔ دوم و سوم) وجود دارد، خلّاقیّت پسران تیزهوش فرآیندی مستقل از آسیب‌پذیری هیجانی و عامل عمومی هوش است. علاوه بر آن، خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش، چه در وهلهٔ تعادل‌یافتگی عملیّات عینی و چه در سراسر دورهٔ عملیّات انتزاعی، فرایندی مستقل از هوش است.

باید توجّه داشت که در دامنهٔ دوازده تا پانزده سالگی، ویژگیهای سنّی و مقتضیات بهرهٔ هوشی، هر دو در بروز خلّاقیّت بر پایهٔ واکنشهای هیجانی با یکدیگر هماهنگی دارند؛ امّا برای تیزهوشان یازده ساله این هماهنگی دیده نمی‌شود.

منابع

پیاژه، ژان (1375) تربیّت ره به کجا می‌سپرد؟ ترجمهٔ محمود منصور و پریرخ دادستان، مؤسّسهٔ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، صفحات14و15، 29-31، 198-199، 206، 209، 211

دادستان، پریرخ (1372) هوش و خلّاقیّت، مجلّه استعدادهای درخشان، سال دوّم، شماره 2 صفحات 6-16

سورکی، سیروس (1376) مقایسه ویژگیهای شخصیّتی دانش‌آموزان خلّاق و غیر خلّاق مراکز آموزشی استعدادهای درخشان بیرجند، مجلّه استعدادهای درخشان، سال دوّم، شماره 3 صفحات 273-283

شریفی، حسن‌پاشا (1383) رابطه خلّاقیّت و ویژگیهای شخصیّتی دانش‌آموزان دبیرستانهای تهران، نوآوریهای آموزشی، صفحات 11-31

منصور، محمود (1372) گستره کنونی خلّاقیّت، مجلّه استعدادهای درخشان، سال دوّم، شماره 2 صفحات117- 125

منصور، محمود (1380) دیدگاه‌ها، روی آوردها و مراحل (تحوّل) شخصیّت، مؤسّسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران، صفحات 156-166

منصور، محمود (1385) روانشناسی ژنتیک: تحوّل روانی از کودکی تا پیری، انتشارات سمت، تهران، قسمت دوم(فصل اوّل)

منصور، محمود و دادستان، پریرخ (1371) روانشناسی ژنتیک 2: از روان‌تحلیل‌گری تا رفتارشناسی، انتشارات ژرف، تهران، صفحات124-127، 136-137، 211 – 232 ،248-250

منصور، محمود و دادستان، پریرخ (1374) دیدگاه پیاژه در گسترهٔ تحوّل روانی، مؤسّسهٔ انتشارات بعثت، تهران، صفحات43-57، 113 - 129

منصور، محمود و دادستان، پریرخ (1375) شناخت شناسی ژنتیک (در مجموعهٔ تربیّت ره به کجا می‌سپرد؟)، مؤسّسهٔ انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 152-156

Behrens, Roy R. (1974). On Creativity and Humor: An Analysis of EASY STREET. Journal of Creative Behavior, 8, 4, 227-38.

Berger, Goston. (2003). Traiz preteque de analyse du character.14 edition,PUF

Brodzinsky, David M.; Rubien, Janet.(1976). Humor Production as a Function of Sex of Subject, Creativity, and Cartoon Content.

Cottle, Thomas J. (1973). A simple change in creativity. Journal of Creative Behavior, 7 (3) , pp. 161-164.

Dansby, Virginia S.; Marinelli, Robert P.(1999). Adolescent Children of Vietnam Combat Veteran Fathers: A Population at Risk, Journal of Adolescence, v22 n3 p329-40

Diamond, Stephen A. (1996). Anger, madness, and the demonic: The psychological genesis of violence, evil, and creativity. Albany, NY: State University of New York Press.

Drevdahl, John E. (1964). Some developmental and environmental factors in creativity. In Calvin W. Taylor (Ed.), Widening horizons in creativity (pp. 170-186). New York: John Wiley & Sons..

Dudek, Stephanie Z. [Dudek, StÄphanie Z.]; Hall, Wallace B. (1991). Personality consistency: Eminent architects 25 years later. Creativity Research Journal, 4 (3) , pp. 213-231.

Edmunds, Alan L.(1990). Relationships among Adolescent Creativity, Cognitive Development, Intelligence, and Age. Canadian. Journal of Special Education, 6(1),p61-71

Gego, John E. (1996). The artist and the emotional world: Creativity and personality. New York: Columbia University Press.

Gelade, Garry. (1997). Creativity in conflict: The personality of the commercial creative. Journal of Genetic Psychology, 158 (1), 67-78.

Glicksohn, Joseph; Alon, Ariel; Perlmutter, Ayala; Purisman, Ruth. (2000-2001). Symbolic and synergetic cognition among schizophrenics and visual artists. Creativity Research Journal, 13 (2) , pp. 133-143.

Hetrick, Suzanne H.; And Others (1966). Figural Creativity, Intelligence, and Personality in Children: A Factor Analytic Study.

Hill, Rebecca (1992). Finding Creativity for Children

Hinton, Bernard L. (1971). Personality factors and resistance to the effects of frustrations on creative problem-solving performance. Journal of Creative Behavior, 5 (4), 267-269.

Huffman, Lynne C.; Hauser, Stuart T.(1994). Afterword: Reflections and Future Directions.Journal of Research on Adolescence, v4 n4 p657-62.

Jackson, James Claude (2001). Exploring the Relationship between Schizophrenia, Affective Illness, and Creativity.

Laasonen, Raimo J.(1997). An Educational Stance on Relationships of Cognitive Organization, Affective States, Reasoning, Creativity, and Customary Productivity in Age of 13-16.

Landau, Erika; Weissler, Kineret(1998). The Relationship between Emotional Maturity, Intelligence and Creativity in Gifted Children.Gifted Education International, 13 (2), 100-05.

Magyari-Beck, Istvan. (1988). New concepts about personal creativity.Creativity and Innovation Management, 1 , 121-126

Mahon, Noreen E.; Yarcheski, Thomas J.; Yarcheski, Adela. (1996). Loneliness and creativity in adolescents. Psychological Reports, 79 (1) , 51-56

Murdock, Mary C.; Ganim, Rita M.(1993). Creativity and Humor: Integration and Incongruity.Journal of Creative Behavior, v27 n1 p57-70.

Nemiro, Jill. (1997). Interpretive artists: A qualitative exploration of the creative process of actors [Special issue: Creativity, art, and artists]. Creativity Research Journal, 10 (2 & 3), 229-239.

Parnes, Sidney J. (1971). Creativity: Developing human potential. Journal of Creative Behavior, 5 (1), 19-35.

Poreh, Amir M.; Whitman, Douglas R. (1993-1994). Creative thinking abilities and hemispheric asymmetry in schizotypal college students. Current Psychology, 12 (4) , pp. 344-353.

Radford, Mike. (2004). Emotion and Creativity. Journal of Aesthetic Education, 38(1), 53-64.

Redfearn, Joseph; Storr, Anthony. (1992). The exploding self: the creative and destructive nucleus of the personality. Wilmette, Illinois: Chiron Publications.

Richards, Ruth; Kinney, Dennis K. (1990). Mood swings and creativity. Creativity Research Journal, 3 (3), 202-217.

Sandblom, Philip. (1997). Creativity and disease: How illness affects literature, art and music. New York: Marionboyars Publishers.

Sasser-Coen, Jennifer R. (1993). Qualitative Changes in Creativity in the Second Half of Life: A Life-Span Developmental Perspective.Journal of Creative Behavior, v27 n1 p18-27.

Schubert, Daniel S. P. (1977). Boredom as an antagonist of creativity. Journal of Creative Behavior, 11 (4), 233-240.

Schubert, Daniel S. P.; Biondi, A. M. (1977). Creativity and mental health: Part III - creativity and adjustment. Journal of Creative Behavior, 11 (3) , 186-197.

Shibles, Warren.(1979). How to Teach Creativity through Humor and Metaphor. A Philospher Looks at Creativity. Creative Child and Adult Quarterly, v4 n4 p243-51 .

Smith, Gudmund J. W.; Carlsson, Ingegerd. (1987). A new creativity test. Journal of Creative Behavior, 21(1), 7-14.

Sternberg, Robert J.; Tardif, Twila Z. (1989). What do we know about creativity? In Robert J. Sternberg (Ed) The nature of creativity. (pp. 429-440).Cambridge University Press.

Van Hook, Cheryl W.; Tegano, Deborah W. (2002). The relationship between creativity and conformity among preschool children. Journal of Creative Behavior, 36 (1), 1-16.

Walker, A. Marie; Koestner, Richard; Hum, Andrew. (1995). Personality correlates of depressive style in autobiographies of creative achievers. Journal of Creative Behavior, 29 (2), 75-94.

White, Kinnard. (1968). Anxiety, extraversion-introversion, and divergent thinking ability Journal of Creative Behavior, 2 (2), 119-127.

Willard, Michelle (2006). Humor in the Hands of Seasoned Montessorians, Montessori Life: A Publication of the American Montessori Society, v18 n2 p50-53

Ziv, Avner (1976). Facilitating Effects of Humor on Creativity Journal of Educational Psychology, 68, 3, 318-22

Ziv, Avner. (1984). Personality and a sense of humor, New York: Springer Publishing.

Relationship between emotional reactions and intelligence to creativity of the gifted students:

Developmental approach

Nasseroddin Kazemi Haghighi

ABSRACT:

This paper examines relationship between emotional reactions and intelligence to creativity of the gifted students. It is hypothesized that there is age differences in relationship between emotional reactions and intelligence to creativity of the gifted. Cattle's Intelligence Test, Berger's Personality Test (Emotion Scale) and the Abedi Creativity Test were administered to 324 gifted students (158 male and 166 female, in grades 6-10, with a mean I.Q. of 137). The results of regression analysis indicated that: There is significant correlation between emotional reactions and creativity of the gifted in grades 7-10, however no significant correlation exist between emotional reactions and intelligence to creativity of the gifted students in grade6, besides, no significant correlation exist between intelligence and creativity of the gifted students in grade6-10. It is concluded that correlation between emotional reactions and intelligence to creativity of the gifted students depends on developmental stages.

KEYWORDS: Intelligence, emotion, creativity, adolescent, age differences.