پرش به محتوای اصلی

۴. حفظ

۶ دقیقه مطالعه

از وسعت حافظه برخوردار است و توانایی نگهداری فوق العاده ای در اطّلاعات و مطالب دارد. حافظه اش غیر عادی است و جزئیات را به خاطر می‌آورد و نیروی یادآوری او بسیار قوی است.

خلّاقیّت

هوش به معنای وسیع کلمه شامل خلّاقیّت می‌گردد. هر فرد تیزهوش کم و بیش از توانایی ابتکار ونوآوری در حدّاقل یک موضوع از زمینه ای خاصّ، برخوردار است. خلّاقیّت به طور کلّی مستلزم حدّاقلی از هوش ( در حدود 120) می‌باشد. زمینه مورد خلّاقیّت به سادگی در سنّین پایین قابل تشخیص است. در فردتیزهوش عقاید، آرمانها و تصورات ذهنی مبتکرانه و نو به شدت بارز است. به طور که قوهٔ ابتکار 85% بیشتر از افراد عادی است.

معهذا رابطه میان تیزهوشی و خلّاقیّت پیچیدگی‌هایی دارد. «هال»(1985) به یک مطالعه طولی در مورد خلّاقیّت تیزهوش دست زد. یک گروه 59 نفری از تیزهوشان در پایه‌های 8 تا 12 ( با هوشبهر 130 به بالا) مورد بررسی قرار گرفتند. تیزهوشان بر حسب ثبات یا تغییر هوشبهر در فاصله زمانی پایه‌های 8 تا 12 به سه گروه تقسیم شدند .(حدثبات، 6 نمره IQ بود.)

از میان 3 گروه عالیترین نمرات خلّاقیّت را تیزهوشانی کسب کردند که هوشبهر آنها کاهش داشت . گروه ثابت از لحاظ هوشی در مقام دوم و پس از آن‌ها تیزهوشانی که بیش از 6 نمره هوشی، صعود داشتند قرار گرفتند.

در پایه 12 نیز همچنان گروه کاهش از لحاظ هوشبهر خلّاق ترین افراد بودند ولی گروه ثابت، در خلّاقیّت تنزل داشتند.

تغییرات در هوشبهر و خلّاقیّت در میان دختران بیش از پسران بود. این مطالعه رابطه میان خلّاقیّت و پیشرفت تحصیلی و هوشبهر را نشان می‌دهد.

«شاو»(1985)، مشخص ساخت که میان تفکّر خلّاق و تواناییهای تجسمی ارتباط وجود دارد.

«رانکو» و «آلبرت»، (1985) نشان دادند که اصالت عقیدتی تیزهوشان در تفکّر واگرا هماهنگی و تجانس بیشتری در مقایسه با افراد عادی دارد.

«رانکو» (1986) همچنین در بررسی تفکّر واگرا و عملکرد خلّاق تیزهوشان متوجّه شد که میان تفکّر واگرا و عملکرد خلّاق در تیزهوشان ارتباط متوسّطیّ وجود دارد ولی در میان غیر تیزهوشان ارتباطیّ مشهود نیست. همچنین حیطه‌های انشا و نقاشی بیش از موسیقی و علم، با تفکّر واگرا ارتباط داشتند.

«رانکو» و «باهلدز»(1987) در تشریح موقعیبتهای خانوادگی مرتبط با خلّاقیّت مشخص می‌سازند که کودکان بدون خواهر و برادر عالیترین توانایی را در تفکّر واگرا نشان می‌دهند و در پی آنها فرزندان ارشد، کوچکترین فرزند، و فرزندان میانی جای می‌گیرند. فرزندانی که دارای خواهران و برادران متعددی هستند بیش از افرادی که یک خواهر و یا یک برادر دارند، توانایی در تفکّر واگرا ابراز می‌کنند. علاوه بر این سنّ، عامل مستقیمی در توانایی مزبور قلمداد می‌شود.

ویژگیهای روانی سازماندهی

در ارزشیابی امور و سنّجش و قضاوت آنها فوق العاده است، نسبت به خود و ویژگیهایش اشراف دارد. حدّ و مرز خود را می‌شناسد و وضعیّت فردی خویش را نسبت به محیط تشخیص می‌دهد. همچنین از موقعیّت استثنایی خود آگاه است و توانمندیهای خود را به خوبی ارزشیابی می‌کند. قدرت پذیرش واقعیات، اشیا و جایگذاری آنها را در موقع و وضعیّت مساعد و مناسب خود، دارد.

یعنی عناصر و اجزا یک موقعیت را به خوبی ارزشیابی نموده، در ساخت پیوندی مناسب قرار می‌دهد. چنین قوه قضاوت و ارزش سنّجی را نسبت به کلّیهٔ عناصر خارجی و به طور کلّی محیط خویش دارا می‌باشد. تیزهوش، امور و پدیده‌ها را با ملاک و میزانی مطمئن و معتبر ارزشیابی می‌کنند؛ موازینی که قبلاً آنها را شناخته و اطمینان و دقت آنها را مبرهن نموده است.

«برودی» و «بن پاو» (1986)، آشکار ساختند که موضع( کانون) نظارت تیزهوشان غالباً درونی است. یعنی افراد تیزهوش، شخصاً خویش را کنترل، اداره و ارزشیابی می‌کنند.

از سوی دیگر «سیمونز» و «رامپ» (1986) در بررسی قضاوتهای اخلّاقی تیزهوشان 4 تا 7 ساله مشخّص می‌کنند که تیزهوشان از لحاظ استدلال اخلّاقی، سازگاری و تفاهم بیشتری با نظام ارزشی جامعه دارند و تعالی اخلّاقی در میان آنها بیشتر است. آنها خود را لایق می‌دانند؛ کمتر از استدلالهای لذّت گرایانه به کار می‌برند و غالباً براهینی ارائه می‌دهند که مربوط به نیازهای متقابل باشد.

تیزهوشان 6 و 7 ساله به طرز ملاحظه ای بیشتر از افراد عادی، استدلالهای انتزاعی و تجریدی را عرضه می‌کنند.

این مطالعه نشان می‌دهد که سازگاری اجتماعی تیزهوشان بیشتر است.

سازماندهی

تیزهوش انواع روابط را می‌شناسد و رابطه‌های بین پدیده‌ها را تشخیص می‌دهد و این رابطه‌ها شامل رابطه جزء و کل، عموم و خصوص، تباین و تساوی میگردد. او در ایجاد پیوند بین مطالب توانایی شگرفی دارد معلومات را از وضعیّت خاصّی به سایر موقعیتها تعمیم می‌دهد. گاهی از شیوه‌های ریاضی و فضایی برای ایجاد ارتباط بین امور بهره می‌گیرد، بدون این که هیچ نوع محرک بصری یا عینی در کار باشد. به طور کلّی استعداد ایجاد پیوند میان عقاید و تصورات پراکنده و نامربوط را دارد. دربارهٔ علت واثر به بینش رسیده است. تفاوتها و شباهتهای یک واقعه را به خوبی درک کرده، تشخیص می‌دهد. در ایجاد ارتباط بین گذشته و آینده توانا است به بیان دیگر قدرت ایجاد پیوند واحد و یگانه، بین معلومات و تجارب را دارا است.

مقابله

پلانش (1985) در مطالعه تیزهوشان 5 تا 7 ساله و مقایسهٔ آنها با افراد عادی آشکار می‌سازد که تیزهوشان در قابلیّت و توانایی پیش بینی، پژوهش متمرکز بر روی ماده ای خاصّ، کودکان تیزهوش ، با توانایی در امر توجّه، پشتکار، دقت در پدیده‌ها، حسّاسیّت به ضروریات امور، و تجانس اقدامّات آموزشی و تربیتی توام می‌باشد. این الگوها همراه با سنّ گسترش می‌یابند.

خصایص شخصیّتی

همان گونه که پیش از این بیان شد، تیزهوشی به عنوان ساختی واحد، فراتر از تواناییهای هوشی، یعنی یک شخصیّت مطرح می‌شود. در حیطهٔ شخصیّت، تیزهوش دارای خصیصه‌هایی است که وی را ازافراد عادی متمایز می‌سازد.

«شیور»(1985) در مطالعهٔ تیزهوشان در پایه‌های تحصیلی 7 و 8 نشان داد که خلّاقیّت عادی با خودباوری توأم است و از سوی دیگر با سطوح عالی در حیطه‌های روانی – حرکتی، حسّی، تصوری، هوشی و هیجانی، نیز ملازمت دارد. به طوری که می‌توان سطوح حیطه‌های مزبور را به عنوان شاخصی از خلّاقیّت به کار برد.

«پیکاوسکی» (1985) آشکار نمود که استعداد هوش به سه حیطهٔ هوشی، تصوّری و هیجانی بستگی دارد و استعداد هنری با کلّیهٔ پنج حیطهٔ روانی – حرکتی، حسّی، نگرشی، هوشی و هیجانی مربوطه است.

پنج شاخص که به عنوان حیطه‌های فوق در استخراج نتایج طبقه بندی شدند، این گونه بودند:

  1. سطح شخصیّتی توانایی و نیرو

  1. حسّاسیّت جسمانی

  2. پیگیری و جدیّت در امر تحقیق و علم

  3. تصوّر و برداشت

  4. زندگی احساسی