پرش به محتوای اصلی

۵. رهبری

۵ دقیقه مطالعه

خصیصه رهبری در تیزهوشان بیان می‌دارد که وی قدرت تحت تأثیر قرار دادن دیگران را دارد در موقعیتها و اوضاع گوناگون غالباً مدیریت و رهبری را در دست می‌گیرد. فعّالیّتها و کوشش‌ها را سازمان داده هدایت می‌کند، برای تسلط بر محیط و اداره آن طرح می‌ریزد و در اجرای آنها قدرتمند است، با توجّه به استعدادهای شناختی وحدت، قضاوت و خلّاقیّت، قادر است با هدفداری وسیع و گسترده و اشرف برعناصر یک موقعیت، نیروها را در جهت خاصّی گسیل دارد.

ویژگیهای شناختی مزبور این امکان را به فرد تیزهوش می‌دهند که قادر باشد اجزا را ارزشیابی نموده در یک بافت واحد قرار دهد و سپس با تشخیص و تعیین محور و قطب یگانه و نیرومند، در مرحله عملی به تشکیل این بافت اقدام نماید. در واقع خود شخصاً تشکیل دهنده محور مزبور است که در فرصتها و مواقع ضروری با ابداع طرح‌هایی به تداوم حیات بافت مذکور اقدام می‌نماید. به تعبیر دیگر ایجاد بافت مستلزم ویژگیهای زیر است:

  1. شناخت دقیق و ارزشیابی بسیار سنّجیده ازموفّقیّت موجود.

  1. آگاهی کامل از نیازها و ارزشها، اهداف مقطعی و غایی.

  2. تشخیص دقیق تواناییها، نیروها و امکانات موجود ولازم.

  3. اتخاذ و اجرای بهترین روش از لحاظ سهولت، استقامت و اعتبار و سرعت وصول به نتیجه و هدف.

بر طبق آنچه که گفته شد رهبری در اصل خصیصه ای وضعی و تکوینی است که پیش از اکتسابات محیطیّ، عوامل ذاتی و غیر محیطیّ در آن مدخلیت دارند.

به نظر میرسد که ویژگیهای قدرت رهبری قرابت و اشتراک فراوانی با خصوصیات جریان خلّاقیّت دارد چنانکه «تیلور» (1986) هنگامی که عناصر خلّاقیّت و رهبری را بر می‌شمارد، آنها را در یک بافت و مجموعه قرار می‌دهد:

  1. پیشرفت تحصیلی 2- تفکّر خلّاق و موّلد 3- ارتباط 4- پیش بینی 5- تصمیمگیری 6- طرح ریزی 7- اجرا 8- روابط انسانی 9- درک موقعیّتها

مسؤولیّت پذیری

«راجز»(1985) در تبیین نظریه ارزشیابی شناختی، به ویژگیهای کودکان تیزهوش اشاره می‌کند که انگیزه‌هایی در مورد استقلال قوی، خود مختاری، تمرکز درونی در کنترل(نظارت فردی) و اعتماد به نفس به شدّت بارز است.

آرامش درونی

این خصیصه تا حدود زیادی مرتبط به نیاز به قوام فردی تیزهوش است . بدین معنا که بدون ارزشیابی و انتقاد، چیزی را نمی‌پذیرد، از تنهایی و انزوا نمی‌هراسد. اغلب ترجیح می‌دهد که به تنهایی و به صورت فردی کار کند و بر قدرتها و تواناییهای خویش اطمینان دارد. ضمن این که تا اندازهٔ فراوانی بر خود و ویژگیهای خویش تسلّط دارد؛ برتری تیزهوش بر عادی از این حیث در حدود 81% است.

«رینولدز»(1985) در مطالعه 465 کودک تیز هوش ( 6 تا 11 ساله) آشکار ساخت که اضطراب آنها در مقایسه با افراد عادی بسیار کمتر است. نظیر این تحقیق نیز بر روی مقطع سنّی 7 تا 18 ساله به وسیله « رینولدز» و «اسکالوینسکی» (1985 ) انجام یافت و بار دیگر مشخص نمود که در مقایسه با یک جمعیت 4923 نفری از افراد عادی، اضطراب تیزهوشان کمتر است.

مسائل شخصیّتی ویژهٔ

فرد تیزهوش گرچه از لحاظ سازگاری اجتماعی، برتری قابل ملاحظه ای از افراد عادی دارد؛ امّا غالباً از برخی مشکلات عاطفی و روانی رنج می‌برد که اختصاص به وی دارد.

«والکر» (1986) به اختلالات مزمن تیزهوشان دورهٔ ابتدایی اشاره می‌کند که از انگیزه‌های قوی پیشرفت وموفّقیّت و از سوی دیگر، ضعف و ناتوانی در قبال مهارتهای ضروری، نشأت می‌یابد.

«کایزر» و «برنت»(1985) وضعیّت افسردگی 174 تیزهوش (17-14 ساله ) را بررسی کردند. افراد تیزهوش به خوبی قادر بودند افسردگی را در خویش تشخیص دهند. شاخصهای عمدهٔ این نوع افسردگی در تیزهوشان، علائم مرض افسردگی، احساس فلاکت و بیچارگی، درون گرایی، احساس گناه، حق خود ارجدهی، و فشار و استرس شدید بود . نتایج پژوهش نشان داد که عوامل اساسی افسردگی در تیزهوشان، موارد زیر است:

الف- اتّکا به منبعی که نومید کننده و ناکام سازنده است.

ب- حالت از خود بیگانگی

ج- شکست روانی( و عدم ارضا) در عشق.

د- فقدان درک و حمایت از سوی جامعه.

ویژگیهای رفتاری

در بعد الگوهای رفتاری، مشخصات عمده ای تیزهوش را از فرد عادی تفکیک می‌کند:

رفتار حرکتی

«موهان» و «جاین» (1983) در یک مطالعه تطبیقی در مورد تیزهوشان 9 تا 12 ساله مشخّص کردند که واکنشهای حسی (بصری) تیزهوشان کمتر از گروههای عادی و عقب مانده است. به طوری که می‌تواند به عنوان شاخصی از تواناییهای هوشی استعمال شود به دلیل این که تحت تأثیر هیچ گونه موقعیت یادگیری قرار نمی‌گیرد.

تیزهوشان در مهارتهای مربوط به استفاده از دست نیز بر عقب ماندگان ذهنی برتری نشان می‌دهند.

«موهان» و «باتیس» (1985) افراد تیزهوش و عقب ماندگان ذهنی را در مهارتهای یدی ( بستن اشیا) مقایسه کردند. افراد تیزهوش عملکرد بهتری ارائه دادند.

«لوئیس» (1986) این مقایسه را با افراد عادی (21 تا 56) ماهه) انجام داد؛ ولی تفاوتی از لحاظ حرکتی به دست نیامد. برتری تیزهوشان صرفاً در موارد حافظه و تواناییهای کیفی بود.

در هر دو مطالعهٔ اخیر تفاوتهای جنسی مشهود بود. پسران عملکرد حرکتی بهتری از دختران داشتند.

رفتار بیانی

در بیان مطالب به خوبی از عهده بر می‌آید، به روشنی می‌نویسد، جملات بیشتری می‌داند، زبانهای خارجی و بیان آن را به سادگی فرا می‌گیرد. در دو یا چند زبان تسلط دارد.

در نوشتن الفبا، کلمه، جمله و داستان پیشرس است، زود زبان به سخن می‌گشاید و به آسانی پیش از موعد مقرّر بر خواندن مسلط می‌شود.92% کودکان پر استعداد در 6 سالگی و 33% قبل از 5 سالگی قادر به خواندن می‌باشند. یک کودک پر استعداد 7 ساله، ظرف دو ماه به طور متوسّط 10 جلد و 11 ساله، 15 جلد کتاب می‌خواند.

مع هذا ممکن است تیزهوشی یافت شود که دچار برخی نقایص تلفّظی باشد. «کاردل » و «کانن»(1985) ضمن اشاره به این موارد، متذّکر می‌شوند که گرچه این تیزهوشان توانایی استدلال را در حدّ فوق العاده ای دارا هستند، امّا در مهارتهای حفظ، توجّه و مسائل مربوط به آن از برخی معضلات رنج می‌برند. هوش کلامی آنها نیز کم و بیش نمرات پایینی دارن. پژوهشگران مزبور به ارائهٔ برنامه‌های ویژهٔ تربیّتی برای این گونه تیزهوشان می‌پردازند.

«مادر» و «برج »(1986) توانایی کلامی و استدلالهای بیانی تیزهوشان (7 تا 12 ساله ) را با یک گروه ناتوان در یادگیری مقایسه کردند. تیزهوشان در استدلال بیانی و توانایی کلامی به نحو قابل ملاحظه ای برتری داشتن؛ د به طوری که توصیه می‌شود، زبان شفاهی و استدلالهای بیانی به عنوان شاخصی از توان هوشی محسوب گردد.