پرش به محتوای اصلی

۴۳. چکیده

۹ دقیقه مطالعه

تحوّل بروز جلوه‌های خلّاقیّت دانش‌آموزان تیزهوش در گسترهٔ هوش

ناصرالدّین کاظمی حقیقی55

چکیده:

در این مقاله، به بررسی بروز جلوه‌های خلّاقیّت دانش‌آموزان تیزهوش در گسترهٔ هوش و واکنش‌های هیجانی ‌پرداخته‌ایم. فرضیّهٔ مورد پژوهش آن است که: بروز جلوه‌های خلّاقیّت دانش‌آموزان تیزهوش در گسترهٔ واکنش‌های هیجانی و هوش آنها در پایه‌های تحصیلی، متفاوت است. ابزارهای «هیجان‌پذیری برژه»، «آزمون هوشی کتل»، «آزمون سنجش خلّاقیّت »، در میان سیصد و بیست وچهار دانش‌آموز تیزهوش (صد و پنجاه و هشت پسر و صد و شصت و شش دختر با متوسّط بهره هوشی 137 در پایه‌های تحصیلی اوّل راهنمایی تا دوم دبیرستان) اجرا گردیدند. یافته‌ها با شیوهٔ تحلیل رگرسیون به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بروز جلوه‌های خلّاقیّت دانش‌آموزان تیزهوش در پایه‌های تحصیلی دوم راهنمایی تا دوم دبیرستان، در گسترهٔ واکنش‌های هیجانی معنادار است؛ امّا بروز خلّاقیّت دانش‌آموزان تیزهوش پایهٔ‌ تحصیلی اوّل راهنمایی در گسترهٔ واکنشهای هیجانی، معنادار نیست؛ علاوه بر آن، بروز جلوه‌های خلّاقیّت دانش‌آموزان تیزهوش در پایه‌های تحصیلی اوّل راهنمایی تا دوم دبیرستان، در پهنهٔ هوش، معنادار نیست. استنباط می‌شود تجلّی خلّاقیّت نوجوانان تیزهوش بر بنیاد هیجان، بستگی به مراحل تحوّل شناختی دارد.

واژه‌کلیدها: هوش، هیجان، خلّاقیّت، نوجوانی، تفاوتهای سنّی

به طور کلّی خلّاقیّت برحسب روی‌آوردهای مربوط به فرد، فرآیند، فرآوری، فشار، فضا و یا تعامل و یکپارچگی میان آنها تعریف می‌شود.(هیل،1992)56

خلّاقیّت بر پایه «نظام تحوّل شناختی پیاژه»، برآیند درون‌سازی و برون‌سازی است و پایه‌های آن در دورهٔ حسّی-حرکتی شکل می‌گیرد و سپس در دوره‌های دوم و سوم، قوام و استواری می‌یابد. (منصور،1385) در دوره‌های سه‌گانهٔ تحوّل شناختی، خلّاقیّت نیز مشمول تحوّل است؛ شاید هماهنگی میان فضاهای حسّی و حرکتی در مرحلهٔ سوم دورهٔ اوّل را بتوان نقطهٔ آشکار خلّاقیّت قلمداد نمود که توأم با شکل‌گیری نخستین کشفها و ساختهای جدید است، امّا در عین حال پایهٔ هماهنگی روان‌بنه‌ها و کشف دوم یعنی تمایز هدف و وسیله می‌شود. سطح سوم تحوّل خلّاقیّت با کشف وسایل جدید توأم با بروز واکنشهای دورانی از نوع سوم، شکل می‌گیرد؛ این تحوّل مقارن با مرحلهٔ پنجم دورهٔ اوّل است. ممکن است این مرحله را «کشف وسایل جدید برای نیل به هدف» نامید. سطح چهارم تحوّل خلّاقیّت به مثابهٔ کشف، در مرحلهٔ ششم این دوره به نقطهٔ عطف اساسی می‌رسد؛ یعنی بینش و تحقّق ترکیبهای ذهنی همراه با حالت اختراع و درک ناگهانی و این امر ناشی از تجسّمی شدن همهٔ روان‌بنه‌های حسّی-حرکتی است. نقطهٔ عطف پنجم تحوّل خلّاقیّت مقارن با 2-4سالگی در قالب «تقلید در غیاب الگو» رخ می‌دهد که در رابطه با تبدیل یک پدیدهٔ حسّی-حرکتی به یک پدیدهٔ تجسّمی است. تحوّل خلّاقیّت در سطح ششم در سنین 7-9سالگی با جلوهٔ «نگهداری ذهنی» بروز می‌یابد؛ هنگامی که کودک از منطق عینی جزء و کلّ و روابط بهره می‌گیرد. نقطهٔ عطف هفتم تحوّل خلّاقیّت در سنین 9 تا 11 سالگی با هماهنگی و یکپارچگی عملیّات و تشکیل ساخت کلّی صورت می‌بندد. چنان که گفته شد، مراد از «ساخت»، مجموعهٔ روابط لایتغیّر برای پاره‌ای از دگرگونیهاست(پیاژه،1375ص211) و به معنای وسیع کلمه به منزلهٔ نظامی است که معرّف قوانین یا خواصّ کلیّت و متمایز از خواصّ عناصر باشد.(منصور و دادستان،1374ص43) و سرانجام سطح هشتم تحوّل خلّاقیّت یا به تعبیری نقطهٔ تابناک آن در دورهٔ سوم شکل می‌گیرد و آن پذیرش ممکن در کنار واقعیّت است؛ یعنی تنها بر واقعیّات محدود تکیّه نمی‌کند؛ بلکه به آنچه در سطح ممکن نیز هست، فکر می‌کند. افزون بر آن، استنتاج بر پایهٔ فرض، انتزاع(شکل از محتوی)، قیاس و استقرا نیز به استواری هر چه بیشتر تحوّل خلّاقیّت می‌انجامد. یکپارچگی همهٔ روان‌بنه‌های عملیّاتی انتزاعی با تشکیل یک شبکه به تعادل‌یافتگی این استنتاج یاری می‌دهد57. یک نوجوان در این دوره، یک نوع حالت تمام نشدنی و بی‌انتهایی در خود حسّ می‌کند؛ معمولاً یک نوع جوشش در فکر نوجوان وجود دارد که می‌خواهد همه چیز را تازه کند و از نو بسازد.(منصور،1385) چنین شرایطی در کنار «خودمیان‌بینی»58خاصّ نوجوانی منجر به پدیدآیی احساسی می‌شود که او خود را برای انجام فعّالیّتهای اصلاح‌گرانه، نیرومند می‌یابد.از سوی دیگر «میان‌واگرایی»59به نوجوان اجازه می‌دهد از بی‌تمایزی نسبی نخستین بگریزد و از این بحران آرمانی نگری شفا یابد و دوباره به واقعیّت بازگردد.(پیاژه،1375؛ منصور و دادستان،1371)

امّا هنوز در باره نقش تجارب تحوّلی در پدیدآیی شخصیّت مناسب برای کنشهای خلّاقّانه، ابهامهایی اساسی وجود دارد.(جگو،1996)60تردیدی نیست که خلّاقیّت در دوره کودکی تحوّل می‌یابد و به تدریج شکل می‌گیرد.(منصور،1385؛ کاتل،1973)61در مقایسه دو گروه غیرخلّاق غیرمولّد با غیرخلّاق مولّد یافت شد که تجارب کودکی، نوجوانی و بزرگسالی یک اثر نیرومند بر استعدادهای خلّاقانه شخص دارد.(دریودال،1964)62پیگیریهای مطالعات طولی در میان معمارها آشکار ساخت که ویژگیهای شخصیّتی علی‌رغم گذشت بیش از بیست و پنج سال همچنان پایدار مانده است.(دادک و هال،1991)63

امّا جنبه‌های هیجانی خلّاقیّت به طور کلّی شامل حسّاسیّت، درگیری و تنیدگی، تعارض شخصی، راحت‌درونی، گشودگی، شوخ طبعی و بیان کامل و آسان احساسها، عواطف و هیجانها می‌شود. هنگامی که فرد خلّاق به مقابله با موانع شناختی می‌پردازد، سطح بالایی از «هماهنگی هیجانی»64را بروز می‌دهد.(رادفورد،2004)65برخی پژوهشگران نیز به اهمیّت هیجان طیّ دوره نوجوانی و همراهی میان «بروز هیجانی» و خلّاقیّت توجّه کرده‌اند.(هافمان و هاوزر،1994)66

به طور کلّی «آسان‌بیان‌گری»67می‌تواند به عنوان یک خصیصه مهم شخصیّتی در تشخیص و پرورش ظرفیّت خلّاقانه و حلّ مسأله در خردسالان به شمار آید (ون هوک و تگانو،2002)68به عبارت دیگر،«بیان کامل»69یکی از ویژگیهای فرد خلّاق است.(پارنز، 1971)70و از عمده‌ترین تظاهرهای هیجانی خلّاقیّت، خصیصه «شوخ‌طبعی»71است.(بهرنز،1974)72تحلیلها نشان دادند که دو تعریف اساسی (هماویختگی و ناهماهنگی) و سه نظریّه اصلی (بازی ارتجالی، آسان‌بیان‌گری و روابط ناهماهنگ غیرمنتظره) رابطهٔ بیشتری داشتند.(ماردوک و گانیم،1993)73بررسیها آشکار ساخته‌اند که «شوخ‌طبعی» در اندیشه واگرا و حلّ مسأله، نقش خاصّی را ایفا می‌کند.(زیو،1984)74به طور کلّی خلّاقیّت همبستگی مثبتی با فرآوری بذله‌گویانه دارد.(برودزینسکی و رابین،1976)75شخصیّت خلّاق طنز را می‌پسندد و از شوخ طبعی و ظرافت ذهنی برخوردار است.(منصور،1372) بر پایه نتایج پژوهشها شنیدن مزاح و بذله بر روی خلّاقیّت نوجوانان تأثیر می‌گذارد.(زیو،1976) علاوه بر آن، کیفیّت آموزش خلّاقیّت از طریق بذله‌گویی و کنایه مورد بحث قرار گرفته است.(شیبلز، 1979)76شوخ طبعی و بذله گویی در کلاس درس همان‌گونه که خلّاقیّت را تقویّت می‌کند، باعث کاهش اضطراب، تنیدگی و دلتنگی و ملالت خاطر می‌شود.(ویلارد،2006)77

«هیجان‌جویی»78نیز یکی از جلوه‌های هیجانی است که از جمله حلقه‌های پیوندی میان دلتنگی با خلّاقیّت به شمار می‌رود.(شوبرت،1977)79تظاهر عمده دیگر در حیطه هیجانی خلّاقیّت، «افسردگی» است.(والکر و همکاران،1995)80بر پایهٔ برخی مطالعات، نوسانهای خُلقی، به ویژه اختلالات خلقی دوقطبی با خلّاقیّت رابطه دارد. حالات خلقی انتهایی می‌تواند خلّاقیّت را افزایش دهد.(ریچاردز و کینی،1990)81در صورت وجود برخی شرایط، اختلالات دوقطبی همبستگی مثبتی با خلّاقیّت بالا دارد و مهیّاساز شکوفایی خلّاقیّت می‌شود.(جکسون، 2001)82و برخی شواهد پژوهشی گویای آن است که «تنهایی»83با خلّاقیّت همبستگی دارد و این همبستگی ویژه دوره نوجوانی نیست؛ امّا از سوی دیگر یافته‌های تحقیقاتی نشان می‌دهند که تنهایی، رابطه معکوسی با خلّاقیّت کودکان و نوجوانان دارد.(ماهون و همکاران،1996)84علاوه بر اختلالات خُلقی، برخی نارساییهای روان‌آزردگی و عصبی نیز در حیطه مسائل هیجانی خلّاقیّت، ملموس است.(والکر و همکاران،1995) نتایج پژوهشها در میان افراد خلّاق نشان داد که به طرز قابل ملاحظه‌ای در میان آنها، حالات عصبی و روان‌آزردگی مشهود است.(گلاد،1997)85گاهی اوقات این نارساییها در قالب «اختلالات روان‌تنی» بروز می‌کند.(سندبلوم،1997)86آنها می‌توانند از «تنیدگی» و «اضطراب» به منزله یک عامل سوق دهنده انگیزشی برای خلّاقیّت خویش بهره گیرند.(اسمیت و کارلسون، 1987)87«تنیدگی هیجانی»88(میان شخصیّت فرد و هویّت مربوط به نقش) از ویژگیهای هنرپیشگان خلّاق به شمار می‌آید. (نمیرو، 1997)89خلّاقیّت به طور کلّی مقتضی وجود «تنیدگی» است.(اشترنبرگ و تاردیف، 1989)90علاوه بر این، تعامل برخی عوامل شخصیّتی و «تنیدگی هیجانی» به طرز قابل ملاحظه‌ای بر فرآوری خلّاقانه مؤثّر است.(هینتون،1971)91خلّاقیّت فردی به منزله فرآیندی است که «تنیدگیِ» میان نوآوری و نگهداری وضعیّت موجود را تعادل می‌بخشد.(ماگیاری بک،1988)92برخی از کاوشگران ادّعا می‌کنند که نیروی روانی بالقوّه انفجاری با توانمندی خلّاقیّت همراهی دارد. (ردفیرن و استور، 1992)93حالات عصبانیّت و طغیان خشونت و جنبه‌های مرضی ممکن است در پیوند با خلّاقیّت قرار گیرند.(دایاموند،1996)94

امّا از دیگر سو، پیشینه مطالعاتی در ارتباط با «روان‌گسیختگی» و خلّاقیّت بررسی شده است.(گلیکسوهن وهمکاران،2000-2001)95و افزون بر آن، برخی نتایج، حمایت محدودی از رابطه میان خلّاقیّت و «روان‌گسیختگی» می‌کند.(جکسون،2001) حتّی بعضی مطالعات گویای آن است که اضطراب کم با نمرات بالا در اندیشه واگرا همراه است.(شریفی،1383؛ وایت، 1968)96پژوهشهای دیگر نیز نشان می‌دهند نوجوانانی که تجربه بیشتری در افسردگی، تنیدگی، هراس و اضطراب دارند، نمرات کمتری در خلّاقیّت به دست می‌آورند.(دنسبای و مارینلّی، 1999)97حتّی بعضی بررسیها اکیداً بیان می‌دارند که هیچ رابطه‌ای میان افراد خلّاق و بیماری روانی وجود ندارد.(پوره و ویتمن،1993-1994)98

افزون بر آن، به زعم برخی پژوهشگران، خلّاقیّت به منزله یک ظرفیّت انسانی مستلزم وجود سلامتی روانی است. سه زمینه اساسی برای پی‌ریزی فرآیند اندیشه افراد برجسته در خودشکوفایی لازم است: الف)«حسّاسیت»، ب)«هم‌نیرویی»99، ج)«ظرفیّت پدیدآوری خوشایند»100. (پارنز،1971) وجود بهداشت روانی یک متغیّر اساسی برای تعامل با خلّاقیّت به شمار می‌آید.(لاسونن،1997)101طبق تأکید بعضی پژوهشگران، خلّاقیّت همانا خودشکفتگی سالم است که با وجود بهداشت روانی گسترش بهتری می‌یابد.(شوبرت و بیوندی، 1977)102

در ادبیّات تحقیق فقط دو مطالعه در دست است که به طور تلویحی به بروز خلّاقیّت دانش‌آموزان باهوش در پهنهٔ برخی ویژگیهای هیجانی اشاره نموده است: در بررسی مقایسه‌ای ویژگیهای شخصیّتی دانش‌آموزان خلّاق و غیرخلّاق در میان نوجوانان باهوش(پایه‌های اوّل و دوم متوسّطه) یافت شد که دانش‌آموزان خلّاق در مقایسه با افراد غیرخلّاق، گرایش بیشتری به «حسّاسیّت هیجانی»، «پایداری هیجانی»، «ادواری‌خویی متهوّرانه»، «برونگردی» و «مهار کردن اراده» بروز دادند. در عوض دانش‌آموزان غیر خلّاق گرایش بیشتری به «ماجراجویی» داشتند.(سورکی،1376)

این مطالعه صرفاً به مقایسه ویژگیهای شخصیّتی (و نه واکنشهای هیجانی) فقط به دو سنّ چهارده و پانزده سالگی محدود شده است؛ بدون آن که به بررسی تحوّلی این نوجوانان بپردازد.

در بررسی دیگر به ظهورخلّاقیّت کودکان تیزهوش در گسترهٔ «تحوّل‌یافتگی هیجانی»103اشاره‌ای شده است. نتیجهٔ مطالعه نشان داد که کودکان بسیار باهوش و دارای تحوّل‌یافتگی هیجانی نسبت به تیزهوشان دارای تحوّل‌یافتگی هیجانیِ کمتر، از خلّاقیّت بالاتری برخوردارند.(لاندائو و وایسلر،1998)104

بنا براین بررسی فوق، محدود به پژوهش تجلّی خلّاقیّت کودکان تیزهوش در بستر «تحوّل‌یافتگی هیجانی» شده است؛ بدون آن که به مطالعه واکنشهای هیجانی بپردازد و به علاوه، به مقتضای موضوع مطالعه، توجّهی به بررسی تحوّلی نشده است.

بنابراین موضوع مورد بررسی (به ویژه در قلمرو تیزهوشی) بسیار تازه است. به بیان دیگر، بررسی بروز جلوه‌های خلّاقیّت دانش‌آموزان تیزهوش در گسترهٔ هوش و واکنشهای هیجانی با تأکید بر کاوش تحوّلی، ضروری به نظر می‌رسد.