پرش به محتوای اصلی

۱. مقدمه

۲ دقیقه مطالعه

چکیده

بررسی رضایت اجتماعی تیزهوشان از مباحثی است که با وجود اهمیت بسیار، کمتر مورد توجّه محقّقان واقع شده است. در این مقاله، بر پایه الگوی شش وجهی انتظارات فرهنگی و اجتماعی نوجوانان تیزهوش (مقدّم، 1389) عواملی که در قلمرو رضایت اجتماعی نوجوانان تیزهوش از این الگو استنتاج گردیده اند، توضیح داده می‌شوند. عوامل مزبور در شش زمینه مورد بررسی واقع می‌گردند: «حمایتعاطفی»، «ارتقای فرهنگی»، «رعایت حریم خاصّ»، «استقلال‌پذیری»، «یگانگی برای پیشرفت» و «پرهیز از خرافه گرایی». استنباط کلّی آن است که رضایت اجتماعی نوجوانان تیزهوش ممکن است بر کانون «استقلال‌گرایی نوجوان تیزهوش برای پیشرفت فردی و عمومی وی» استوار شود.

‌کلید واژه‌ها: تیزهوشی، رضایت اجتماعی، فرهنگ، نوجوانی

مقدمه

هدف کلّی تحقیق کنونی این است که با شناسایی انتظارات محیطی دانش آموزان تیزهوش، به رضایت دانش آموزان تیزهوش نایل شد و به حفظ این سرمایه‌های بنیادین معنوی تحقّق بخشید.

یک فهرست محقّق ساخته بر اساس ادبیات تحقیق مرکّب از بیست سؤال در میان یک نمونه دویست و هفده نفری از دانش‌آموزان تیزهوش (با بهره هوشی بالای 115) دختر و پسر در پایه‌های اوّل راهنمایی تا سوم دبیرستان اجرا گردید. نتایج تحلیل اکتشافی عوامل به شیوه واریماکس، وجود یک الگوی شش وجهی را در تبیین انتظارات فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان تیزهوش نشان داد که شامل «حمایتعاطفی»، «ارتقای فرهنگی»، «رعایت حریم خاصّ»، «استقلال‌پذیری»، «یگانگی برای پیشرفت» و «پرهیز از خرافه گرایی» میشود.(مقدّم، 1389)

تیزهوشی

تیزهوشی به معنای وسیع به قلمرو بهره هوشی بالای 115 اشاره دارد و قلمروهای انگیزشی، گرایشی، شناختی، نگرشی، شخصیتی، رفتاری و جسمانی را در برمی‌گیرد. از لحاظ جنبه‌های اجتماعی، نیازهای برجسته و مهمی نظیر: پذیرش اجتماعی، تعدیل انتظارات جامعه، درک صحیح، منزلت‌یابی اجتماعی، پیشرفت، اعتلای فرهنگی جامعه، محبت، شناخت صحیح جامعه، حمایت اجتماعی، حرمت، استقلال و حفظ فردیت، امنیت محیطی و تعامل اجتماعی، وجود دارد.(کاظمی، 1371) با این توضیح می‌توان تیزهوشی را در یک نظام روانی ویژه نشأت‌یافته از زمینه‌های ارثی دانست که مرکّب از خصایص شخصیتی، زمینه‌های انگیزشی و عاطفی، ملاحظات نگرشی، توانایی‌های شناختی و الگوهای رفتاری خاص است و تحت تأثیر شرایط محیطی، دگرگون‌پذیر است. بنابراین تیزهوشی به مثابه ساختاری یکپارچه، فراتر از توانایی‌های صرفاً هوشی است.(کاظمی، 1389)