پرش به محتوای اصلی

۲۹. فصل دهم: هیجان اندیشه

۶ دقیقه مطالعه

نگارنده در یک پژوهش گسترده، یکپارچگی دامنه‌های عاطفی و شناختی در بروز خلّاقیّت را مورد بررسی قرار داد. دستاوردهای اساسی این پژوهش در سه حیطه، جای می‌گیرند: ملاحظات تعاملی، ماهیّت ابزارها و نقش پدیدهٔ تیزهوشی توأم با اختلال تحصیلی. (کاظمی، 1389)

ملاحظات تعاملی

به طور کلّی سهم مشترک هوش و واکنشهای هیجانی در تبیین و پیش‌بینی ‌خلّاقیّت، در میان دانش‌آموزان تیزهوش دوازده ساله (دوم راهنمایی) برجسته است.

نقش هوش

سهم مشترک هوش و واکنشهای هیجانی در تبیین و پیش‌بینی ‌خلّاقیّت، در گروههای زیر مشهود است:

دانش‌آموزان در طیفهای بهرهٔ هوشی115-120، 124-131، 132-136، 138-140 و 153-180برجسته تر است.

از لحاظ سطح تیزهوشی، یکپارچگی هوش و واکنشهای هیجانی در تبیین و پیش‌بینی خلّاقیّت در سطح تیزهوشی خفیف (بهرهٔ هوشی 115تا129) در حدّ اقلّ خود و در سطح تیزهوشی استثنایی(بهرهٔ هوشی160تا179) به اوج خود می‌رسد.

برجستگی تأثیر مشترک هوش و واکنشهای هیجانی در تبیین و پیش‌بینی خلّاقیّت به طیف بهرهٔ هوشی 138- 140 (با چهل‌درصد ) و بسیار قابل ملاحظه‌تر به طیف بهرهٔ هوشی 166-180، اختصاص دارد که در این طیف، به سطح شصت و هفت درصد بالغ می‌شود؛ به بیان دیگر بیش از دوسوم نمرات خلّاقیّت در طیف بهرهٔ هوشی 166-180 با سهم مشترک هوش و واکنشهای هیجانی تبیین می‌گردد.

تعامل جنسیّت و تحوّل

سهم مشترک هوش و واکنشهای هیجانی در تبیین و پیش‌بینی ‌خلّاقیّت در میان پسران در پایه‌های دوم و سوم راهنمایی، دختران در پایه‌های اوّل و دوم دبیرستان برجستگی دارد و نیز سهم مشترک هوش و واکنشهای هیجانی در تبیین و پیش‌بینی ‌خلّاقیّت در میان پسران در طیفهای بهرهٔ هوشی 134-142 و 152-180 و دختران در طیفهای بهرهٔ هوشی 124-128، 131-136و 138-144 برجسته‌تر است.

ماهیّت ابزارها

افزون بر آن، مقارناتی نیز میان ابزارهای واکنشهای هیجانی، هوش و خلّاقیّت وجود دارند که ممکن است به تبیین هر چه بیشتر بروز خلّاقیّت دانش‌آموزان تیزهوش مزبور در گسترهٔ واکنشهای هیجانی و هوش کمک کنند.

1) وجود استدلال استقرایی و قیاسی همراه با قضاوت به عنوان ویژگیهای عامل عمومی هوش و ثبات خُلقی و حالات هیجانی‌ استوار، شرایط را برای «ارزشیابی» و «ارتباط‌دهی» میان نتایج، به مثابهٔ یک مرحله مهم خلّاقیّت، ممکن می‌سازد.

2) آرامش و تمرکز ذهنی به گونه‌ای که شخص به چیزهای کوچک اهمیّت ندهد و افکار بی‌فایده و مزاحم را در ذهن نگه ندارد و این امور بی‌اهمیّت هرگز موجب پریشانی‌اش ‌نگردد و وقایع را نیز به سادگی بپذیرد، شرایط را برای سرعت و دقّت ادراک، به منزله یکی از ویژگیهای عامل عمومی هوش و فرآیند مهم خلّاقیّت یعنی احساس مشکلات (شامل مسائل، شکافهای موجود در اطّلاعات، فقدان مؤلّفه‌های تشکیل‌دهنده و وجود برخی نارساییها) فراهم می‌آورد.

3) سیّالی کلامی و اندیشه به عنوان یکی از ویژگیهای هوش با سیّالی یعنی استعداد تولید عقاید فراوان، به مثابهٔ یک مرحلهٔ مهمّ خلّاقیّت، همراستاست.

4) انتقادپذیری از لحاظ هیجانی، با «حدس زدن»، «دسته‌بندی فرضیّه‌ها» و «تجدید نظر احتمالی» به مثابهٔ ویژگیهای خلّاقیّت همراه است.

5) ممکن به نظر رسیدن انجام کار مورد علاقه، شرایط را برای آزمایش حدسها و فرضیّه‌ها و بازآزمایی آنها، به عنوان ویژگیهای خلّاقیّت فراهم می‌کند.

6) وجود شرایط هیجانی اندیشیدن برای تغییر چیزهایی که بر وفق مراد فرد نیست، ممکن است به «انعطاف پذیری» یعنی استعداد تولید عقاید و یا روشهای گوناگون، یاری کند.

7) وجود آرامش روانی برای روبه‌رویی با حوادث غیر منتظره‌ای که رخ می‌دهد یا وظیفهٔ تازه‌ای که پیش می‌آید، ممکن است به تحقّق اصالت یعنی استعداد تولید عقاید بدیع، غیر عادی و تازه، یاری دهد.

نقش پدیدهٔ تیزهوشی توأم با اختلال تحصیلی

اگر استقلال خلّاقیّت را از واکنشهای هیجانی در گسترهٔ بهرهٔ هوشی 153 تا 180 بپذیریم و از سوی دیگر به لزوم خلّاقیّت در گسترهٔ بهرهٔ هوشی153 تا 180 توجّه داشته باشیم، به نظر می‌رسد آنچه که در بارهٔ مسایل هیجانی مرتبط به تیزهوشی و پدیدهٔ استثنایی(به ویژه از نوع تیزهوشی توأم با اختلال تحصیلی) بیان شده، به ماهیّت خلّاقانهٔ این گستره از بهرهٔ هوشی بستگی داشته باشد؛ از جمله: وجود حالات آشفتگی (پریشانی) و یا از همگسیختگی،(ویلارد هالت، 1999) آسیب‌یافتگی «خودارجدهی» (اولنچاک، 1994) بروز تعارضهای هویّت و افسردگی (لاوکی، 1992 و 2003) افسردگی، اضطراب و انزوا (کولانجلو، 2003) «خودارجدهی پایین»، «خودباوری ضعیف» و «احساسهای کهتری»، به مثابهٔ ویژگیهای تیزهوش کم‌آموز.(اولنچاک، 1999؛ استروپ، و گولدمن، 2002)

افزون بر آن، برخی از مهمّترین جنبه‌های هیجانی خاصّ که معمولاً افراد تیزهوش با آن روبه‌رویند، شامل احساس انزوا، بیگانگی و تنهایی نسبت به همگنان برای گرایشها و علایق ویژه، تجربهٔ احساس دلتنگی، خشم و اضطراب و ملالت (هبرت و اسپایرز نیومایستر، 2002) و نیز آنچه در نظریّهٔ «دابروسکی» بیان شده، ممکن است به ویژگیهای خلاّقانه در گسترهٔ بهرهٔ هوشی 153 تا 180 مربوط باشد.(منداگلیو، 2004؛ تولان، 1999)

استنباط کلّی

بنابراین یکپارچگی دامنه‌های عاطفی و شناختی در بروز خلّاقیّت به ملاحظات تحوّلی و افتراقی میان پسران و دختران، سطح تیزهوشی و نیز بهرهٔ هوشی بستگی دارد و به نظر می‌رسد اوج این یکپارچگی را در میان پسران دوازده ساله در سطح تیزهوشی استثنایی(160-179) به ویژه در طیف بهرهٔ هوشی 166تا 180 می‌توان یافت.

یکپارچگی گستره‌های هوش و واکنشهای هیجانی در بروز جلوه‌های خلّاقیّت، کم و بیش در همه گروههای مورد پژوهش، آشکار است: پسران (به استثنای طیفهای بهرهٔ هوشی 115-133و 143-148 و اوّل راهنمایی و اوّل و دوم دبیرستان ) و دختران (به استثنای طیفهای بهرهٔ هوشی115-120و 147-170 و اوّل و سوم راهنمایی) در سطوح مختلف تیزهوشی(به استثنای سطح خفیف)، سطوح مختلف بهرهٔ هوشی (به استثنای طیفهای بهرهٔ هوشی142-144و147-152).

با توجّه به آنکه تأثیر مشترک هوش و واکنشهای هیجانی در تبیین و پیش‌بینی خلّاقیّت در میان نوجوانان یازده‌ساله (پایهٔ اوّل راهنمایی)، طیف بهرهٔ هوشی 147تا152 و دختران در گسترهٔ بهرهٔ هوشی 147تا170 در حدّ اقلّ خود جای گرفته، به نظر می‌رسد یکپارچگی هوش و واکنشهای هیجانی در تبیین و پیش‌بینی خلّاقیّت در میان دختران یازده‌ساله در سطح تیزهوشی شدید (بهرهٔ هوشی 145تا159) به ویژه در طیف بهرهٔ هوشی 147تا152 در پایینترین سطح خویش قرار دارد.

بنابراین بروز «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزییات» به مثابه خلّاقیّت، در میان پسران تیزهوش دوازده ساله در بستر «احساس خوشبختی، ثبات خُلقی، انتقادپذیری و آرامش» رخ می‌دهد و این بروز، تابع نوسانهای دامنهٔ بهرهٔ هوشی 115 تا 180 ( به ویژه در طیف بهرهٔ هوشی 166تا 180) است.

از سوی دیگر، «احساس بدبختی، حالت پریشانی، انتقادناپذیری و اضطراب» و نوسانهای بهرهٔ هوشی دختران یازده‌ساله در طیف 147تا152، ممکن است مانع بروز «استعداد تولید عقاید فراوان، گوناگون و تازه همراه با توجّه به جزییات» به مثابه خلّاقیّت آنها نشود.

نتیجه آنکه با توجّه به پیشینه، یکپارچگی دامنه‌های شناختی و عاطفی در بروز خلّاقیّت را می‌توان این گونه توضیح داد: «انگیزهٔ یکپارچه و نیرومند حاصل از کنجکاوی کاوشگرانه به مثابهٔ یک نیروی روانی بالقوّهٔ انفجاری برای فعّالیّتهای ارتجالی، برانگیخته می‌شود و با وجود فضایی آزاد در محیط، آگاهی تجربی لازم برای اندیشه را پدید می‌آورد و منجرّ به خودشکوفایی فرد می‌گردد و بدین‌ ترتیب، خلّاقیّت در آدمی جلوه می‌یابد».

از این رو، جلوه‌گری خلّاقیّت در گسترهٔ هوش و واکنشهای هیجانی‌ در خطّ سیر تحوّلی هم دختران و هم پسران تیزهوش، دچار فراز و نشیبهایی است و این تجلّی به سطوح تیزهوشی و نوسانهای بهرهٔ هوشی نیز بستگی دارد.