۴. ب) قلمرو ارجمندی
این قلمرو در برگیرنده چهار مؤلّفه «درست زیستی»، «بالندگی»، «وجاهت» و «خودکامیابی» است
درست زیستی
به معنای «احساس سرزندگی و آرامش روانی مبتنی بر دستیابی به معنای زندگی که سبب رضایت از زندگی» میشود
وجاهت
به معنای «عقاید مبتنی بر معنویّت فرد مورد توجّه قرار میگیرد و از تشویق مورد انتظار برخوردار میشود به گونه ای که درهنگام دشواریها احساس تنهایی نخواهد داشت
بالندگی
به معنای «پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهترین بودن است به گونه ای که اطرافیان به دیدگاههای فرد ارزش قائل میشوند
خودکامیابی
به معنای «دستیابی به پیشرفت در موفّقیّت منتظره بدون احساس وابستگی به دیگران در زندگی» است.
پس «ارجمندی» به منزله یکی از مهمترین قلمروهای رضایت از زندگی اشاره دارد به: «احساس سرزندگی، آرامش روانی با دستیابی به معنای زندگی مبتنی بر معنویّت به گونه ای که عقاید فرد مورد توجّه و ارزشگذاری از سوی محیط قرار میگیرد و پویایی فردی و کارآمدی هدفمندانه برای بهینگی موفّقیّت و پیشرفت منتظره در زندگی را هموار میسازد. بدین ترتیب فرد از تشویق مورد انتظار برخوردار میشود و بدون احساس وابستگی به دیگران در هنگام دشواریها، هیچ گاه احساس تنهایی نخواهد داشت. چنین شرایطی در مجموع سبب رضایت از زندگی میشود».
تعریف اجمالی رضایت از زندگی
احساس سرزندگی و آرامش روانی ناشی از برخورداری فرد از حمایت راهنما و معنویّت برای درست زیستی در هنگام رویارویی با سختیها و بهره مندی از همراهی فرد مناسب، احترام و همکاری اطرافیان، استقلال و آزادی کافی که با استقرار در جایگاهی شایسته، نقشی پویا، متنفذ و رقابتجویانه در محیط دریافت میکند
مفهوم فرهنگی انتظار
درک پدیده روانشناختی «انتظار» بر دریافت و فهم درست «ماهیّت تعاملی انتظار» استوار است؛ بدین معنا که نیازهای سه گانه «امنیت»، «تفرّد» و «پیشرفت» در تعامل با یکدیگر به پی ریزی انتظارات آدمی از زندگی اش میپردازند. تأمین این انتظارات سبب خشنودی از زندگی خواهد بود.
لذا انتظار در خطّ سیر فرایندی اش از نیاز سرچشمه میگیرد و نیاز در تعامل با ویژگیهای سرشتی، توانایی، اندیشه، احساس و پیوند، «انتظار» را پی ریزی میکند. لذا انتظار برایند گرایش عاطفی، نظام نگرشی و ارزشی و اساس انگیزش است. این چنین است که رفتار حاصل میآید. به این رفتار، اصطلاحاً «هیجان» میگوییم.
بنابراین انتظارها گویای تواناییهای فردند؛ ویژگیهای شخصیّتی فرد را نشان میدهند؛ گویای نیازهای ویژه او هستند؛ چگونگی اندیشه وی را رقم میزنند؛ احساسها و مدرکات شخص را آشکار میکنند؛ کیفیت پیوندها و روابطش را مینمایانند؛ پس در یک کلام، هویت فردی اش را میشناسانند و این که او چگونه رفتار میکند، بر انتظاراتش اثر میگذارد.
انتظار چنان که ذکر شد به نحو تعاملی برایند نظام روانی فرد است.
بررسیها نشان میدهند در انتظار از زندگی بر ویژگیهایی چون «درست زیستی»، «برخورداری»، «سلامت» و «کمال یابی» تأکید میشود.
درستی اشاره به خودشناسی برای زندگی درست و مفید دارد.
برخورداری به معنای رفاه و شادی و سرزندگی است.
سلامت اشاره به صحّت و سلامتی بدنی دارد.
کمال دالّ بر رهایی از نقص و نیل به رشد و پیشرفت فردی است.
امّا آنچه محور خشنودی از زندگی است با مؤلّفه «پیشرفت» تحقّق مییابد که مشتمل بر بالندگی، کارآمدی، معنایابی در زندگی، بهترین بودن، رشد و هدفمندی است.(کاظمی، 1396)
انتظارات از خود و یا دیگری چنان که ذکر شد، مبتنی بر سه نیاز بنیادین است: