پرش به محتوای اصلی

۳۴. استنباطهای کاربردی

۴ دقیقه مطالعه

الف- نظام اداری

وجود خصیصه تصمیمگیری واگرا در میان برخی از دانش‌آموزان مستعد، علاوه بر آنکه منابع انسانی نیرومندی را در اختیار یک مدیر آموزشی قرار می‌دهد، زمینه‌ای عبرت‌انگیز و پرورشی برای بهره‌گیری شغلی مدیر فراهم می‌آورد.

می‌دانیم که تصمیمگیری یکی از مراحل اساسی مدیریت (و بلکه اساسی‌ترین پایه آن) است. پس بهسازی در تصمیمگیری موجب گسترش کیفی مدیریت خواهد شد.

یکی از طرق بهسازی تصمیمگیری، تقویت مدیران در امر تصمیمگیری واگرا است. تصمیمگیری واگرا بدین معناست که برای راهیابی در موضوعی خاص، صرفاً یک تصمیم و راه‌حل درست وجود ندارد و می‌توان تصمیمهای درست متعددی داشت.

مهارت تصمیمگیری واگرا با تقویت چهار عنصر و مؤلفه خود (جامعیت، تازگی، انعطاف، و تکمیل) گسترش خواهد یافت:

1- جامعیت در تصمیمگیری

مدیر تا آن جا که می‌تواند در پیرامون موضوعی خاصّ، همه راهها و گزینه‌های ممکن را بررسی و جمع‌آوری می‌کند. وی می‌تواند از توانمندی حدس خود بهره گیرد و بدون محدودیت، کلیه راهها و تصمیمهای احتمالی را که به ذهنش می‌رسد، گرد آورد.

2- تازگی در تصمیمگیری

تصمیم تازه و نوین، گزینه‌یابی منحصر بفردی است که به ذهن کسی نرسیده است. چنین مهارتی را می‌توان از طریق طرح مسائل جدید در مدیریت آموزشی تقویت کرد و اصولاً طرح مسائل نوین نیز خود نوعی مهارت نوآورانه به‌شمار می‌آید. باید دانست که هر تصمیمگیری نوینی- حتی اگر کوچک هم باشد- اهمیت دارد و ارزشمند است.

3- تکمیل تصمیم

مهارت یادشده بدین معناست که یک تصمیم ناقص با افزودن عنصر یا جزئی خاصّ، آراسته و کامل شود. کوشش مزبور، در واقع یک فعالیت و اقدام ترمیمی برای تصمیمات موجود است تا بهبود و اصلاح کیفی حاصل شود.

4- تصمیمگیری انعطافی

این مهارت، به سهولت در تغییر و تنوع و دگرگونی در تصمیم اشاره دارد. آیا می‌توان یک تصمیم را از جنبه متفاوتی اخذ کرد؟

از طریق تعریف مجدد مسأله و هدف می‌توان گزینه‌یابی متفاوتی انجام داد.

ب- معلّم

تعدیل توقعات معلّم نسبت به دانش‌آموز مستعد و تیزهوش یکی از بنیادهای پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز را تشکیل می‌دهد و بررسی سطح انگیزه تحصیلی و نوع آن یکی از راههای تعدیل توقع است. پس ضروری است که معلّمان به انگیزه‌های دانش‌آموزان تیزهوش و مستعد نسبت به یادگیری و تحصیل توجه کنند. این انگیزه‌ها یکسان نیست و بستگی به نوع تیزهوشی دارد.

قصد دانش‌آموز تیزهوش تحصیلی از یادگیری، نیل به درجات رسمی عالیتر است؛ حال آنکه دانش‌آموزان خلّاق به یادگیری محض و ماهیت علمی تحصیل اهمیت می‌دهند و توجّه آنها غالباً این است که یک مطلب درسی، تا چه اندازه با خود حقایق و واقعیات نوین علمی را همراه دارد. در شرایطی که یک کلاس درس از این حیث دچار ضعف باشد انگیزه دانش‌آموزان خلّاق برای شرکت فعّال در آموزش و یادگیری رسمی پایین می‌آید تا جاییکه منجر به بروز برخی ناسازگاریهای کلاسی و آموزشی خواهد شد و در قالب کم‌آموزی و ضعف تحصیلی نیز برجستگی می‌یابد.

همچنین معلّمان توجّه دارند که رقابت تحصیلی مورد توجّه بخش خاصّی از دانش‌آموزان مستعد است و صرفاً تیزهوشان تحصیلی از چنین موقعیتهایی استقبال می‌کنند. پس تشویق دانش‌آموزان خلّاق برای مشارکت آنها در رقابت درسی، اقدامی مؤثر و مطلوب نیست و جواب مساعد نخواهد داد.

تشکیل گروههای متجانس دانش‌آموزی در کلاس، تدبیر شایسته‌ای در آموزش اختصاصی است که بر اساس تدریس همسالی انجام می‌گیرد. معلّم در این وضعیت، نقش ناظر آموزشی را ایفا می‌کند. در کنار این تدبیر آموزشی، تدریس انفرادی نیز در بعضی شرایط اجتناب‌ناپذیر است.

برخی از دانش‌آموزان به هر دلیلی انگیزه مناسبی برای شرکت در گروههای آموزشی دانش‌آموزی را نشان نمی‌دهند. برای آنها حتی‌الامکان لازم است تا آموزشهای انفرادی به کار رود.

ج- مشاوره

گرچه نوجوانان و جوانان نخبه از توانمندی برجسته در تصمیمگیری مستقل برخوردارند، امّا این امر، مانع از نیاز آنها به راهنمایی و مشاوره ویژه نیست. آنها دچار مسائل ویژه‌ای می‌شوند که توانایی مستقل در اتخاذ تصمیم، به تنهایی کفایت ندارد.

مشاور ویژه نخبگان همچون مدیران ویژه، نیازمند تبحّر در تصمیمگیری واگرا هستند؛ زیرا با قشری از مراجعان سروکار دارند که کم و بیش از توانمندیهای خلّاقانه در تصمیمگیری برخوردارند.

بررسی نگرش تحصیلی و خودآگاهی شناختی دانش‌آموز، دو گام اساسی برای پیشرفت تحصیلی وی است. نخست باید میزان خودآگاهی شناختی دانش‌آموز را مورد کندوکاو قرار داد و اگر ضعف و نقصی وجود دارد، به تقویت در مهارت یادگیری و مطالعه اقدام نمود و سپس نگرش تحصیلی وی را بهبود بخشید. به نظر می‌رسد که می‌توان از طریق ایجاد پیوند میان طبقه‌بندی شغلها و خط سیر تحصیلی، تقویت عزّت نفس، و برگزاری آزمونهای آسان، وضعیت تحصیلی دانش‌آموز را بهبود بخشید.

د- خانواده

تدابیر خانواده در پرورش استعداد فرزندان را بر اساس مباحث این فصل می‌توان این گونه برشمرد:

  • تشویق فرزندان در مطالعه متون ادبی و نویسندگی

  • مشارکت فرزندان در اتخاذ تصمیم برای مسائل آینده خانواده

  • ترغیب فرزندان در اتخاذ تصمیم بدیع، جامع و انعطاف‌پذیر

  • آشناسازی کودکان (بویژه در سالهای نخست زندگی) با مفاهیم جدید و متنوع