پرش به محتوای اصلی

۱۳. بررسی یافته‌ها

۶ دقیقه مطالعه

نقش خانواده، مدرسه و جامعه در موفقیت برنامه

نگارنده یک ساختار سیاستگذاری ویژه را در 7 حوزه و 30 بند ارائه داده است. این ساختار شامل: نظریه‌پردازی (مبانی)، هدفگذاری، تقویت نقش اجتماعی، تأمین منابع انسانی، تأمین منابع مادی، سازماندهی، و سیاستهای اجرایی (تشخیص، جذب، آموزش، پرورش و اشتغال) می‌شود.2

این ساختار در اثر مطالعات جدید در قلمرو آموزش و پرورش تطبیقی استعدادهای درخشان، با حفظ 7 حوزه اصلی از لحاظ بندهای مربوطه، قابل بسط و گسترش است.

«در حوزه مبانی بر نکات زیر می‌توان تأکید ورزید:

  1. فراهم‌آوری دیدگاه و نظریه روشن در قبال مفهوم نبوغ و تیزهوشی

  2. توجّه به وجود استعدادهای متفاوت در افراد آدمی

  3. پویایی استعداد: درک اساس وراثتی با تأثیرپذیری محیطی

  4. توجّه بر نقش عامل وراثت در تربیت و پرورش هوش و استعداد

  5. تعیین جایگاه نظام آموزش و پرورش ویژه

  6. فراگیری فعالیتهای آموزشی و پرورشی اختصاصی

در یک مطالعه، نشان داده شده که در برخی از ممالک، حداکثر 5 درصد هوشمندان تحت پوشش قرار گرفته‌اند.

در حوزه هدفگذاری نیز باید به نکات زیر توجه نمود:

  1. نظام آموزش و پرورش اختصاصی، امری ضروری است. عدم لحاظ توانمندیهای تیزهوشان منجر به بروز اختلالات رفتاری و رشدی خواهد شد.

  2. این نظام ویژه باید به گونه تفکیکی تحقق یابد؛ زیرا تشکیلات و نظام عادی برای پرورش اختصاصی تیزهوشان کفایتی ندارد. علاقه و کنجکاوی تیزهوش برای محیط کاوی، عدم مشارکت فعال در مدرسه عادی از سویی و فقدان درک صحیح از سوی معلّم از طرف دیگر منجر به طرد مدرسه عادی و حتی والدین خواهد شد.

  3. نظام ویژه باید فراگیری و شمول داشته و به طور عادلانه بر اساس استعداد و انگیزه، شرایطی را فراهم سازد که منجر به شکوفایی کلیه تواناییها و استعدادها شود.

  4. هرگونه فعالیت آموزشی و پرورشی لازم است از مشروعیت کافی برخوردار باشد و با نظام ارزشی جامعه، سازگاری نشان دهد. جامعه باید در قبال عمل‌گرایی و ماهیت‌گرایی، گزینش مطلوب و واقع‌بینانه‌ای انجام دهد.

  5. وجود اهداف روشن برای اقدامات تربیتی ضروری است: تقویت اعتماد به نفس، تفکر مستقل، رشد یکپارچه شخصیت، تشویق پیشرفتهای انفرادی و رشد تواناییهای خاصّ، اساسی‌ترین اهداف آموزشی و پرورش یک نظام ویژه را تشکیل می‌دهند.

  6. از هر نظام ویژه‌ای انتظار می‌رود که از کارآیی کافی برخوردار بوده و از جنبه اقتصادی نتایج عقلایی دربر داشته باشد. یعنی آموزش و پرورش ویژه، مقدمه‌ای برای توسعه عمومی (بویژه اقتصادی) بشمار آید.

  7. بهره‌گیری متناسب از توانمندیهای بخش خصوصی در امر تشکیلات ویژه، امری اجتناب‌ناپذیر است.

از لحاظ نقش اجتماعی، همانگونه که استعداد و کارآیی تحت تأثیر اراده در کسب مهارت و تمایل و خصوصیات انفرادی است، از عوامل جامعه‌شناختی و اقتصادی نیز نشأت می‌گیرد. لذا نمی‌توان تأثیرات اجتماعی را در امر نظام ویژه نادیده انگاشت؛ یعنی عملکرد نهادهای آموزشی و پرورشی ویژه، تحت تأثیر شرایط اجتماعی، سیاسی و مالی واقع می‌شوند. در سازماندهی مراکز و نهادهای ویژه، لحاظ مدیریت اقتضایی امری حیاتی است.

بهره‌گیری از روان‌شناسی آموزشگاهی و کاربرد شیوه‌های تدریس برای پرورش تیزهوش، اقدامات آگاهی‌رسانی و کاربرد توانمندی ابتکاری از جمله خط‌مشی‌های اساسی آموزش را تشکیل می‌دهند. این خط‌مشی‌ها بر مبنای تکوین آموزش و پرورش پیش‌دبستانی (ویژه استعدادهای درخشان)، در ارتقاء توانمندیهای تیزهوشان مؤثر بوده است.

در حوزه پرورش نیز باید به ضرورت تربیت فرامدرسه‌ای، پرورش تیزهوشان دارای مسائل اجتماعی و انجام فعالیتهای غیردرسی (فوق برنامه) و نیز راهنمایی حرفه‌ای اشاره ورزید.»1

«بر اساس یک مطالعه میزان تحقیقات مربوط به آموزش و پرورش تیزهوش با 44 درصد، بالاترین موضوع تحقیقاتی را – در مقایسه با تشخیص، روان‌شناسی، کلیات و مشاوره – به خود اختصاص داده است. این حوزه شامل برنامه‌ریزی‌ آموزشی، روشهای تدریس، مواد آموزشی، وسایل کمک آموزشی، ویژگیهای معلّمان، فضاهای آموزشی ویژه و اقدامات پرورشی مربوطه شود.»8

مطالعات جدید نیز به بررسی عوامل مؤثر در برنامه‌های آموزشی ویژه، غنی‌سازی، تسریع، گروهبندی، برنامه‌های جدید و دوره‌های تحصیلی ویژه پرداخته‌اند.

هرگونه فعالیت تفکیکی برای فرد تیزهوش، مستلزم طرح و حل مسائل ویژه‌ای نظیر دگرگونی نظام آموزشی و ناسازگاریهای تحولی تیزهوش (در ابعاد عاطفی، اجتماعی و هیجانی)، بویژه در میان دختران جوان است.

خانواده، مدرسه و جامعه کماکان مهمترین حوزه‌های مؤثر بر موفقیت یک برنامه ویژه و حل مسائل مزبور را تشکیل می‌دهند.

خانواده با تعدیل توقعات و انتظارات و رفع فشارهای گوناگون از سوی والدین به شکل‌گیری و تحقق فعالیتهای تیزهوش‌مدارانه در مدرسه یاری می‌دهد.

اما در مدرسه وجود 9 عامل به موفقیت یک برنامه کمک می‌کند:

  1. تشخیص معتبر و دقیق

  2. مدیریتی مشارکت‌جویانه و پویا

  3. ساختار برنامه‌ای متناسب با ویژگیهای تیزهوش و جامع برای پرورش انواع و ابعاد گوناگون تیزهوشی

  4. محتویات و مواد آموزشی هماهنگ با ویژگیهای تحولی دانش‌آموز

  5. مشاوره ویژه

  6. معلّم مناسب برای تیزهوشان

  7. وسایل و امکانات کمک‌آموزشی مجهز (بویژه رایانه)

  8. نظام ارزیابی تحصیلی مستمر

  9. تعدیل انتظارات همسالان

جامعه و مراجع اجتماعی اساسی‌ترین منابع پشتیبانی و حمایتی هرگونه برنامه ویژه را تشکیل می‌دهند.

معلّم و انواع تیزهوشی

نگارنده یک فهرست پنج بُعدی (رفتاری، شناختی، شخصیتی، نگرشی، انگیزشی) مربوط به خصایص معلّم ویژه تیزهوشان را ارائه داده است: مدیریت و رهبری کلاس، کوشش و پشتکار در جهت کسب موفقیت، مهارتهای مربوط به روش تدریس اقتضایی، قابلیت مشاوره و راهنمایی (فعالیت تیزهوش‌مدارانه)، هوش فوق‌العاده، شناخت و درک فرد تیزهوش، اطلاعات عمومی وسیع، جذّابیت شخصی، نزاکت و ادب، آراستگی ظاهری، خوش‌مشربی، پویایی شخصیت، نظام نگرشی پویا و وسعت مشرب، و علایق گرم و عمیق معنوی، مهمترین ویژگیهایی هستند که تحت شمول پنج بُعد مزبور قرار می‌گیرند. از آن میان، مهارتهای مربوط به روش تدریس مناسب و توانایی مشاوره و راهنمایی، جذابیت شخصی، شناخت تیزهوش، پشتکار برای موفقیت و نظم و سازماندهی، هفتاد درصد ویژگیهای یک معلّم موفق را می‌پوشاند. به طور کلی معلّم، نقش محوری را در موفقیت هر برنامه ویژه‌ای ایفا کند.4

پنج بُعد مزبور موضوع یک بررسی تجربی در میان دختران نوجوان تیزهوش واقع شد و نشان داد که پایه تحصیلی (و یا سنّ و مراحل تحول) در ارجحیت شخصی نسبت به معلّم ویژه تأثیر می‌گذارد و تفاوتهایی را آشکار می‌سازد. یعنی هر پایهتحصیلی، وجود معلّمی با ویژگیهای خاصّ را اقتضا می‌کند و با افزایش پایه تحصیلی توجّه به بُعد رفتاری کاهش یافته و اهمیت ابعاد شخصیتی و انگیزشی بالا می‌رود.3

به نظر می‌رسد فهرست مزبور بتواند کلیه خصایص ضروری معلّم ویژه را دربر گیرد. ویژگیهای آموزش موفق و نیاز به فعالیت تخصصی به منظور کسب تجارب و اطلاعات لازم تحت شمول فهرست پنج بُعدی واقع می‌شود؛ با این تأکید که حیطه شخصیتی و شخص معلّم از اهمیت فوق‌العاده‌ای برای برنامه برخوردار است. ظاهراً عوامل مزبور، به خصایص معلّم ویژه افراد خلّاق مربوط است و شامل کلیه تیزهوشان نمی‌شود.

معلّمان به سهولت قادر هستند که میان انواع تیزهوشی تمایز قائل شوند و حداقل پنج نوع تیزهوشی را از یکدیگر تفکیک دهند. کم‌آموزی تحصیلی در میان تیزهوشان خلاّق در مقایسه با سایر انواع تیزهوشی، امری آشکار و بدیهی است؛ اما ضعف تحصیلی تیزهوشان حرکتی، یافته‌ای است که باید مورد تبیین و بررسی بیشتری قرار گیرد. یادگیری مهارتهای حرکتی و بدنی و انجام موفق آن (به عنوان مهمترین شاخص تیزهوشی حرکتی) اساساً با یادگیری مفاهیم، اصول و مبانی مجرد و انتزاعی و نیز تعامل و واکنشهای متقابل، مباینت نشان می‌دهد؛ گرچه در وهله نخست، این‌گونه به نظر می‌رسد که یادگیری حرکت مشخص، به عنوان یک مفهوم و «کلّی» (به معنای منطقی صوری) تلقی می‌شود. اما با امعان نظر بیشتر، آشکار می‌شود که تیزهوشان حرکتی، یک فعالیت بدنی را نه به عنوان امری مجرّد و انتزاعی، بلکه فعالیتی خارجی، ملموس و عینی فرا می‌گیرند که از اساس، موضوع یادگیری را در دو حیطه تیزهوشی حرکتی و تیزهوشی غیرحرکتی از یکدیگر مجزا می‌کند. لذا نه‌تنها جریان یادگیری در میان تیزهوشان حرکتی، امری اختصاصی است. بلکه آموزش و تدریس مهارتهای حرکتی برجسته نیز وجود معلّمی متفاوت و منحصر به فرد را اقتضا می‌کند. همان‌گونه که تعلیم افراد خلاّق و تیزهوشان رهبر، مهارتی انحصاری و اختصاصی بشمار می‌آید.