۴۱. راهبرد
مبانی تیزهوششناسی بر اساس قوانین و اصول روانشناختی استحکام مییابند و با چشمانداز ترکیبی (و نه عنصرگرایی) به درک قالبهای تکوینی نخبگی یاری میدهند؛ امّا از تهدید ابهامات ارزشی، نظری و محیطی مصون نیستند. توجه روزافزون جهانی نسبت به نخبگی و استعدادهای درخشان میتواند زائلکننده ابهامات مزبور باشد.
تواناییهای ذهنی برتر در تیزهوش پایه مهارتهای برجسته وی را تشکیل میدهد: قیاس و انتزاع با غنی نمودن تفکر همگرا موجب آفرینندگی و سرعت یادگیری و عملکرد میشود. یک فرد تیزهوش نسبت به توانمندیهای مزبور و جریان یادگیری خاصّ خودآگاهی دارد؛ یعنی از خودآگاهی شناختی برجستهای برخوردار است. نگرش تیزهوش نیز از حیث استحکام و تأثیرپذیری برجستگی قابل ملاحظهای دارد و میزان این استحکام وابسته به جنسیت، تحوّل، نوع نخبگی، فرهنگ و محیط است. نگرش تحصیلی را میتوان به منظور تحقق تفکر واگرا تقویت نمود.
سطح تأثیرپذیری محیطی فرد تیزهوش را قالب تکوینی وی تعیین میکند و تنوع نخبگی گویای وجود قالبهای تکوینی گوناگون است. هرچه تعداد پژوهشها و مطالعات بیشتر میشود، مرزبندیهای روشنتری از انواع نخبگی در اختیار میگذارد. پیشرفت تحصیلی، خلّاقیت، رهبری، و تیزهوشی کلامی، انواع شناخته شدهتیزهوشی هستند.
معهذا وجود پدیده «نخبگی مختلط» (نظیر رهبری خلّاقانه) فاصلهها و مرزهای انواع تیزهوشی را به یکدیگر پیوند داده و گستره نخبگی را در بافتی وحدتیافته و یکپارچه قالبریزی مینماید.
تنوع نخبگی و عوامل فرهنگی و محیطی مستلزم بهرهگیری از روشهای تشخیصی چندگانه و اقتضایی است.
جامعهپذیری تیزهوش بر اساس نیازهای فردی و انتظارات محیطی، محور پرورش ویژه نخبگان را تشکیل میدهد، مشروط بر آنکه انتظارات مزبور بر مبنای تصورات واقعبینانه عامّه مردم شکل گرفته باشد.
استنباطهای کاربردی
الف- معلّم
توجه و رسیدگی ویژه به پرسشهایی که در اذهان دانشآموزان میگذرد، بخشی اساسی از جریان تعلیم و آموزش را تشکیل میدهد. معلّم بیش از هر کسی میداند که سؤال و پرسش، کلید علم و دانش است. چنانکه خود نیز برای ارزشیابی و دانشسنجی شاگرد، به طرح پرسش متوسل میشود و سؤال در ذات هر آزمون و امتحانی وجود دارد. از این رو، این حق را باید برای دانشآموز محفوظ نگاهداشت که وی برای کسب دانش، نیازمند طرح پرسش از معلّم است- بویژه آنکه برخی از سؤالات سبب گسترش دانشها و علوم بشری خواهند شد.
علاوه بر آن، نوع و سطح پرسشهایی که شاگرد مطرح میکند، گویای تراز و میزان دانش وی است. پس ایجاد موقعیت برای پرسش شاگرد در جلسه درس، نوعی آزمون درسی و دانشسنجی محسوب میشود. ایجاد موقعیت مزبور برای دانشآموزان خلّاق، اهمیتی دوچندان مییابد؛ زیرا زندگی علمی آنها با پرسش و سؤال عجین شده است.
مؤلفههای اساسی تیزهوشی کلامی، منبع و مرجعی معتبر برای معلّمان دروس زبان و ادبیات است تا در جهت آموزش روش یادگیری دروس مزبور به دانشآموزان به کار افتد؛ امّا میزان جذب چنین مهارتهایی بستگی به تراز هوشی و استعداد کلامی شاگردان دارد.
ب- مشاوره
به طور طبیعی، فرد خلّاق برای علائق و کنجکاویهای علمی خود، حدّ و اندازهای قائل نیست و این حق را به خود میدهد که هر موضوع و عنوانی را در بوته سؤال و پرسش بگذارد. حال آنکه ممکن است برخی از سؤالات و پرسشهایی که ذهن یک فرد خلّاق را به خود مشغول داشته، منشأ پدیدآیی آسیبهایی جدّی باشد.
راهیابی برای چنین آسیبها و سببهای پدیدآیی آن را در حدّ تسلّط و تبحّر هر مشاوری نیست؛ بلکه قابلیتها و شایستگیهای ویژهای را میطلبد تا فرد خلّاق باور کند که تواناییها و ابزارهای شناخت وی محدودیت دارد و هماهنگی کنجکاویهایش با ابزارهای یاد شده اجتنابناپذیر است.
این مشاوره خاصّ، پس از ایجاد باور مزبور برای فرد خلّاق، راههای گسترش و تعالی تواناییهای شناختی را مینمایاند و او را برای تجهیز به چنین وسایلی هدایت میکند.
بخشی از ضعفهای تحصیلی شاگردان در مواد درسی زبان و ادبیات به اسلوب و شیوه آنها در یادگیری مربوط میشود. تیزهوشی و نخبگی یک شاگرد به تنهایی در رفع این ضعف، کفایت نمیکند؛ بلکه آگاهی وی را به چنین اسلوب خاصّی میطلبد. علاوه بر آن، توانایی شاگرد در به کارگیری شیوه مزبور نیز لازم است.
«بلوغ حرفهای» محور و ستون اساسی هر نوع خدمات راهنمایی و مشاوره شغلی است و عناصر آن، محتویات و مواد بنیادین خدمات مزبور بشمار میآیند.
مشاوران شغلی با شناخت ویژگیهای شخصیتی و انتظارات شغلی یک فرد، آگاهیهای ضروری را درباره شغل متجانس با ویژگیها و انتظارات مزبور، در اختیار وی میگذارند و ارزشها و جایگاه و نقش حیاتی آن شغل را برجسته میسازند تا وی به یک انتخاب شایسته و ثابت و استوار اقدام ورزد. پس از آن، او را با ابزارها و وسایل لازم برای مهارت اندوزی حرفهای مجهز میسازند و باورهایش را نسبت به توانمندیها، گرایشها و آگاهیهای شغلیاش در حوزه خاصّ، تقویت میکنند. با تقویت خودباوری شغلی، زمینه مناسب برای افزایش ظرفیت تجربهپذیری وی فراهم خواهد شد و سرانجام، توان پذیرش مسؤولیت حرفهای حاصل میگردد.
بدیهی است که در تقویت بلوغ حرفهای، زمینههای هوشی، جنسیتی، خانوادگی و تحصیلی فرد مورد لحاظ قرار میگیرد.
ج- خانواده
خانوادههایی که کودکان مستعد و بویژه خلّاق دارند، با انبوه پرسشهای متنوع روبرو هستند.
پاسخگویی مستقیم به این پرسشهای گوناگون و گاهی بسیار دقیق و موشکافانه، همیشه آسان نیست؛ پس ناگزیر باید آنها را به مراجع و منابع معتبر علمی راهنمایی کرد.
تجهیز و تقویت فرزندان (بویژه از سنین طفولیت) با طرق و اسلوبهای بیانی خلّاقیت (اعم از خواندن، نوشتن، نقاشی، مجسمهسازی و...) در تسهیل بروز خلّاقیت کودکان خلّاق بسیار مؤثر است.
امّا خانوادهها بیش از تقویت بیانی باید بر توانافزایی معنوی خلّاقیت متمرکز شوند. آشناسازی کودکان و نوجوانان با حقایق و اصول و سنن استوار و پایدار علمی (و نه دانشهای ظنّی و وهمی) به پدیدآیی تواناییهای معنوی خلّاقیت کمک میکند.
د- جامعه
انعطاف جامعه در پذیرش اسلوبهای جدید در بیان و ظهور خلّاقیت- تا جاییکه نظام ارزشی و فرهنگ اصیل جامعه اجازه میدهد- به رشد و گسترش آن در پهنه محیط اجتماعی یاری خواهد داد.
از سوی دیگر، بسته نگاهداشتن طرق بیانی خلّاقیت در قالبهای کهنه و محدود، به منزله تضعیف پایههای خلّاقیت خواهد بود.
توسعه اقتصادی یکی از ابزارهای نیرومند در گسترش اسلوبهای بیانی خلّاقیت در سطح جامعه است.
جوامع گوناگون در رویارویی با مسائل شناختی و علمی، واکنشها و پذیرشهای متنوعی دارند. از این رو، برخی از دانشها و علوم در جوامع خاصّ از سیر گسترش یافتهای برخوردارند؛ حال آنکه در سایر فضاها از ریشه و اصالت کافی بهرهمند نیستند. با این توضیح، ملاحظات و حمایتهای محیطی از کنجکاویهای علمی موجب رشد و توسعه دانشهای ویژه خواهد گردید.