پرش به محتوای اصلی

۲۸. راهبرد

۵ دقیقه مطالعه

مبانی مستحکم با عرضه ترکیبهای شناختی به شناسایی و درک صحیحتر «قالبهای تکوینی» اعانت می‌نمایند؛ چیزی که از طریق عنصرگرایی، بدست نمی‌آید. مبانی مزبور بر اساس قوانین و اصول روان‌شناختی استحکام می‌یابند؛ اما از تهدید ابهامات ارزشی و محیطی مصون نیستند. مبانی و مفاهیم می‌توانند تحت تأثیر ویژگیهای محیطی قرار گیرند. خلّاقیت نیز بعنوان نوعی تیزهوشی دارای قالب تکوینی است و محیط، صرفاً در حدّ قالب تکوینی مزبور تأثیرگذار است و نمی‌تواند این قالب تکوینی را تغییر دهد. ویژگیهای محیطی نیز می‌توانند فرد تیزهوش را تحت تأثیر قرار دهند. زمینه این تأثیرپذیری در درون وی وجود دارد، اما میزان تأثیرپذیری محیطی را «قالب تکوینی» فرد تیزهوش تعیین می‌کند. علاوه بر آن، میزان مزبور بستگی به نوع تیزهوشی نیز دارد؛ یعنی تنوع تیزهوشی گویای قالبهای تکوینی گوناگونی است. کاربرد روشهای اقتضایی در تشخیص گرچه حاکی از تأثیرپذیریهای مزبور است؛ اما در زمینه‌ای اساسی و جهان شمول قرار گرفته که این زمینه‌ها، مؤید وجود قالبهای تکوینی می‌باشند. تصوّرات عامه، منبعی برای رشد انتظارات محیطی نسبت به فرد تیزهوش بوجود می‌آورند. اگر این تصورات بر شالوده نظریه‌پردازیهای سست و بی‌پایه و یا ابهامات ارزشی، پی‌ریزی شده باشند؛ انتظارات غیرواقع‌بینانه و افراطی محیطی، حوزه‌ای از ناسازگاریهای اجتماعی پدید خواهد آورد. در سازگاری محیطی تیزهوشان بویژه افراد خلّاق، مشاوره و راهنمایی، نقش اساسی بر عهده دارد. پایه‌های شناختی خلّاقیت در پیوند فرد با محیط، ممکن است سست و ناپایدار باشند، از این رو، مددجویی از خدمات راهنمایی و مشاوره ویژه، ضرورت می‌یابد. این ضرورت برای ثمربخشی اقدامات آموزشی و پرورشی اختصاصی است که بر محور و کانون ویژگیهای تکوینی تیزهوشی و از جمله خلّاقیت، به تمهیدات محیطی مناسب در جهت شکوفایی فردیتها و تحقق همنوایی اجتماعی می‌پردازند.

استنباطهای کاربردی

از مجموعه یافته‌ها، تفسیر و راهبرد، می‌توان استنباطهایی انجام داد که در حوزه‌های نظام اداری، معلّم، مشاوره، خانواده، و جامعه، قابل استفاده باشد.

الف- نظام اداری

انعطاف‌پذیری برنامه‌ها و تمهیدات آموزشی از حیث زمان‌بندی، مواد و محتویات درسی، فضای کلاس، و بهره‌گیری از امکانات و وسایل کمک آموزشی به پرورش خلّاقیت در یک مرکز آموزشی ویژه، اعانت می‌کند.

از سوی دیگر، فضای همسالی خلّاق، نه تنها تهدیدی برای نظام اداری نیست، بلکه منبعی نیرومند برای تحقق آموزش ویژه در دسترس یک مدیر شایسته و با تجربه بشمار می‌آید.

در پی‌ریزی و تدوین برنامه‌های آموزشی باید به جنسیت، تحول و نوع تیزهوشی دانش‌آموزان توجه نمود. غالباً غنی‌سازی برای پسران، مقطع راهنمایی، و افراد خلّاق، و تسریع تحصیلی جهت دختران، مقطع دبیرستان و افراد پیشرفته تحصیلی، توصیه می‌شود.

ب- معلّم

معلّمان می‌توانند از طریق آشنایی با انواع پرسشها به تحقق روشهای تدریس مناسب برای پرورش خلّاقیت در کلاس همت گمارند.

تشویق و ترغیب دانش‌آموزان به نوشتن، علاوه بر آنکه قلمروی تنوع‌پذیر و جذاب برای پرورش خلّاقیت بدست می‌دهد، زمینه‌های تکوین پیوندی نیرومند میان فرد خلّاق با کتاب درسی و بالمآل میراث فرهنگی فراهم می‌آورد.

معلّمان باید توجّه کنند که تمرین تجسم و انتزاع در کلاس به رشد تفکر خلّاق دانش‌آموزان یاری می‌دهد. بنابراین، بهره‌گیری از روشهای تدریسی که منجر به بروز تجسم و انتزاع در دانش‌آموز می‌شود، بسیار مؤثر است.

معلّمان ادبیات و هنر، مستعدترین حوزه پرورش خلّاقیت را در اختیار دارند، عرصه‌های گزینه‌پذیر و متنوعی که در ذات خویش، مستلزم آفرینندگی هستند. معلّمانی که از آفرینندگی برخوردار نیستند، قادر نخواهند بود که در حوزه‌های یاد شده، کارآیی و اثربخشی آموزشی مطلوبی داشته باشند؛ زیرا در این شرایط، خلّاقیت دانش‌آموز مورد تشویق قرار نمی‌گیرد.

ایجاد موقعیتهایی توسط معلّم که دانش‌آموز تشویق می‌شود به کشف روابط میان دو یا چند پدیده بپردازد، فضای خلّاق را در محیط آموزشی بوجود می‌آورد.

روش سخنرانی در شرایطی بکار می‌رود که قصد بر توصیف و حجم اطلاعات جهت غنی‌سازی پایه‌های تفکر باشد. توصیه ما این است که در چنین شرایطی صرفاً از سخنرانی پویا (امکان تقطیع سخن معلّم توسط دانش‌آموز) استفاده شود.

ج- مشاوره

یکی از عوامل اساسی کم‌آموزی دانش‌آموز، اختلالاتی است که در جریان توجّه درونی و برونی وی رخ می‌دهد: اینکه تا چه اندازه، فرد می‌تواند نسبت به محرکات خارجی، توجّه خویش را متمرکز نماید و به تجسم و انتزاع بپردازد. اختلال در توجّه، ممکن است به پایه‌های انگیزشی خاصّی مربوط شود. بررسی پایه‌های مزبور برای پیشرفت تحصیلی و پرورش خلّاقیت، الزامی است.

گستره متنوع و انعطاف‌پذیر نظام نگرشی فرد تیزهوش، قابلیتهای شناختی و نگرشی توأم با شرح صدر مشاور و راهنما را اقتضا می‌نماید. علاوه بر آن، باید توجه نمود که نگرشها و باورهای فرد تیزهوش در مقایسه با فرد عادی، بهمان اندازه که استوارتر و مستحکم‌تر است، در نزد وی از ارزش و منزلت برجسته‌تری نیز برخوردار می‌باشد. لذا شگفت‌آور نخواهد بود اگر بپذیریم که ستون و تمامیت وجود و فردیت یک تیزهوش، نظام نگرشی و ارزشی وی می‌باشد.

د- خانواده

تشخیص نوع تیزهوشی فرزند، اساسی‌ترین درکی است که خانواده باید از وی به عمل آورد. این شناسایی تعیین‌کننده میزان پاسخگویی فرزند نسبت به انتظارات محیط خانوادگی است؛ گرچه خانواده باید پی ببرد که فرزند تیزهوش کمتر از غیرتیزهوش در قبال توقعات خانواده، انعطاف نشان می‌دهد. خانواده‌هایی که دارای فرزند خلّاق هستند و یا میل دارند که به پرورش خلّاقیت در میان کودکان خویش بپردازند، باید توجه بیشتری به مهارتهای کلامی و نقاشی آنها نمایند. گسترش دایره‌ لغات و واژه‌های زبان فارسی، علاوه بر آنکه مفاهیم وسیعی برای تفکر در اختیار می‌گذارند، بیان خلّاق و نوآورانه را نیز تسهیل می‌بخشد. گفتگو و مکالمه فراوان با کودکان بویژه از سنین 3-2 سالگی به بعد به تکوین پایه‌های اندیشه و تفکر، کمک می‌کند. علاوه بر آن، به تصویر درآوردن آنچه که کودک به تخیل خویش راه می‌دهد، این پایه‌ها را استحکام می‌بخشد. در هر دو قلمرو، آزادی موضوع و محتوی حتی بر اساس تخیل صرف، شرط لازم را برای پرورش خلّاقیت تشکیل می‌دهد.