۱۰. راهبرد
تحلیل تفکر متمایز و رفتارِ شناختی افراد تیزهوش (سازماندهی شناختی موضوعات و اطلاعات مکتسبه)، محتویات مهارتهای مطالعاتی را جهت آموزش کمآموزان فراهم آورده و زمینههای مشاوره تحصیلی را تقویت مینماید. اقدامات مشاورهای مزبور با تمهید الگوهای یادگیری معتبر به شناخت و درک افراد خلاّق از واقعیت، اعانت نموده و کوشش میکند تا مسائل نگرشی (مادّیگرایی مطلق و خودباوری افراطی) را گشایش دهد. در این جهت، چهبسا لازم به نظر میرسد تا با بهکارگیری مقتضیات و شرایط فرهنگی و ارزشی خاصّ بر اساس جنسی و تحولی، اصلاحاتی صورت گیرد. خلّاقیت، خود بر پایههای نگرشی و گرایشی (خودباوری ریاضی، شیءگرایی و نظام ارزشی نظری) واقع شده است که میتوان ابعاد مزبور را به عنوان شاخصهایی از خلّاقیت و نوع آن، در مبانی و مفاهیم وارد ساخت؛ همانگونه که با تحلیل رفتارِ شناختی ویژه تیزهوشان، شاخصهایی از توانمندیهای ذهنی و هوشی در حوزه مبانی و کلیات قابل گنجاندن است. مفاهیم و مبانی اگر ابهامات ارزشی فراهم آورند، نه تنها منجر به تکوین مسائلی مشاورهای برای تیزهوشان در ابعاد تحصیلی، شغلی، روانی و اجتماعی خواهند شد، بلکه به عنوان اساسی برای تشخیص، جریان سنجش و ارزشیابی را تحت تأثیر قرار خواهند داد. از این رو، استفاده از روشهای گسترده و مجموعی در تشخیص، امری غیرقابل تردید است. همین تشخیص گسترده، منبعی معتبر برای شناسایی مسائل ویژه مشاوره خواهد بود. مسائل ویژه و اقتضایی مزبور میتوانند به عنوان شاخصهایی از تیزهوشی و نوع آن در حوزه مبانی و کلیات راه یابند.
استنباطهای کاربردی
الف- نظام اداری
یک مدیر آموزشی مسؤولیت تعلیم مجموعهای از استعدادهای متنوع و گسترده دانشآموزی را در آموزشگاه برعهده دارد. برخی از این استعدادها و نخبگیها، آشکار و دستهای دیگر، پنهان و نهفته باقی میمانند؛ حتی اگر هوشسنجهای رسمی نیز به کار برده شوند.
میدانیم که تصمیمگیری، ستون مدیریت است. اگر توانایی تیزهوش را در تصمیمگیری مستقل بپذیریم، آنگاه وجود دانشآموزان تیزهوش در یک آموزشگاه به معنای دارایی عظیمی از توانایی مدیریت خواهد بود. بهرهگیری از این منبع سرشار در بهسازی تصمیمات آموزشی باعث تسهیل در امر مدیریت است.
در مراکز آموزشی ویژه دانشآموزان خلاّق، بر اساس حاکمیت فردیتها، نوعی مدیریت اقتضایی تفردگرایانه، الزامی است. چنین حاکمیتی، علاوه بر آن مستلزِم محدودیت تعداد دانشآموزان نیز خواهد بود، وگرنه، امر مدیریت دچار اختلال خواهد شد.
ب- معلّم
محدودیت هوشسنجهای موجود در شناسایی همه نخبگان بدان معناست که احتمال وجود دانشآموز مستعدی را در میان دانشآموزان عادی کلاس بدهیم؛ ممکن است هوش فوقالعاده وی، نهفته و پنهان باقی مانده باشد. از این رو، یکی از ابتداییترین اقدامات در تعلیم آن است که این گروه از نخبگان نهفته، شناسایی و کشف شوند.
سرعت یادگیری در میان تیزهوشان، مستلزم بهرهگیری از برنامه آموزشی ویژه و محتویات درسی خاصّ است؛ یعنی برنامه و مواد درسی عادی، پاسخگوی نیازهای علمی آنها نیست.
اگر خودباوری دانشآموز در یک درس، تقویت شود، پیشرفت تحصیلی وی را در آن درس، ثمر میدهد. پس کمآموزی دانشآموز نباید موجب ایجاد این پندار در معلّم شود که آن دانشآموز به طور قطع تیزهوش نیست؛ بلکه ممکن است خودباوری وی ضعیف باشد.
دانشآموزان تیزهوش (بویژه افراد خلاّق) شخصاً به ارزشیابی بازده یادگیری خود میپردازند و میتوانند به خوبی خود را آزمون و امتحان کنند. پس کمتر به ارزشیابیهای بیرونی و از سوی غیرخود، نیاز دارند و بها میدهند. از این رو شایستهتر است تا از سوی معلّم، شرایطی فراهم آید که خودسنجیهای تحصیلی یک دانشآموز تیزهوش، در محور ارزشیابیها و امتحانات درسی رسمی، مورد توجه قرار گیرد.
ج- مشاوره
بخش قابل ملاحظهای از نخبگان و افراد تیزهوش، به دلایل گوناگون از پاسخ به هوشسنجهای متداول، خودداری میورزند. در نتیجه از دیدگاه روانسنجها و مشاوران تازهکار، این بخش قابل ملاحظه از نخبگان نادیده انگاشته میشوند و نیازهای آنها مورد غفلت قرار میگیرد. یکی از نیازهای اساسی آنها، مشورتطلبی ویژه و خاصّ است، پس نتیجه آن خواهد شد که از مشاوره اقتضایی اختصاصی نخبگان محروم شوند. بخش یاد شده به روشهای مستقیم (مانند مصاحبه) پاسخ بیشتری میدهند و همکاری افزونتری ابراز میدارند. در چنین شرایطی هرگاه خدماترسانی اقتضایی و خاصّ مشروط بر احراز نخبگی باشد، راه به جایی نخواهد برد.
اگر ابهاماتی درباره طبیعت پدیده تیزهوشی وجود دارد، یعنی برخی از زوایای وجودی فرد تیزهوش، ناشناخته و مبهم باقی مانده است و به درستی درک نشده است. حال آنکه برای سازگاری محیطی (خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی) وی لازم است تا از سوی محیط به دقّت درک شود. مشاوره، حلقهای شایسته در پیوند تیزهوش و محیط است؛ اگر به درک متقابل یاری دهد.
قسمت عمدهای از کمآموزی تیزهوشان به ضعف در خودباوری مربوط میشود. بررسی سطح خودباوری این قبیل از دانشآموزان برای عرضه خدمات مشاورهای مفید، بسیار مؤثر است.
خدمات اقتضایی و خاصّ از سوی مشاور، محدود به بررسی خودباوری تیزهوش نمیشود؛ بلکه به علّت اهمیت محوری نگرشهای تیزهوش در نظام روانی وی، توجه به بافت اعتقادیاش در هر مرحله از گامهای راهنمایی و مشاوره، تعیینکننده میزان تأثیربخشی خدمات خواهد بود.
شیءگرایی پسران جوان خلاّق، منجر به بروز برخی ناسازگاریهای محیطی (خانوادگی، اجتماعی و شغلی) خواهد شد. در سببشناسی ناسازگاریهای محیطی افراد خلاّق، باید به این جنبه توجه شود.
تحلیل شیوه یادگیری و تفکر ویژه تیزهوشان میتواند مبنایی در آموزش روش یادگیری و مطالعه برای سایر دانشآموزان باشد. گرچه ممکن است همه مهارت ویژه تیزهوشان، قابل یادگیری به وسیله دانشآموزان عادی نباشد، امّا کم و بیش موجب تقویت پیشرفت تحصیلی خواهد شد.
د- خانواده
اعضای خانواده یک فرد تیزهوش به علّت وجود رابطه تنگاتنگ با وی، بیش از سایر مراجع و نهادها، به برطرفسازی برخی ابهامات در شناخت طبیعت و ماهیت تیزهوشی میتوانند یاری کنند.
سرعت یادگیری کودکان و نوجوانان تیزهوش در مطالب درسی باعث میشود که وقت کمی را برای مطالعه دروس بطلبد و لذا اوقات فراغت از تحصیل و مطالعه برای آنها در محیط خانه، بسیار زیاد خواهد بود. پُر کردن مفید این ساعات یکی از تدابیر تربیتی والدین است.
خودباوری و فردیتنگری نوجوانان تیزهوش حاکی از آن است که آنها بیش از سایر همسالان، به آزادی در فعالیتهای مستقل نیاز دارند. رعایت این امر، موجب رضایت خانوادگی آنها خواهد شد.