پرش به محتوای اصلی

۲۷. مزایای غنی‌سازی، تسریع و تفکیک

۶ دقیقه مطالعه

الف- غنی‌سازی: «غنی‌سازی» به معنای تعمیق محتویات آموزشی در جهت سازماندهی اطلاعات و زمینه‌سازی برای پژوهشهای انفرادی، حتی در درون یک نظام عادی نیز قابل تحقق است. این برنامه با نیازهای تحولی تیزهوشان در سنین 12 تا 14 تجانس بیشتری دارد، گرچه شواهدی حاکی از نتایج درخشان غنی‌سازی برای مقطع سنی 14 تا سطح دانشگاه بدست آمده است. علاوه بر آن، برنامه مزبور با ویژگیهای تیزهوشان گرایش تجربی بیش از ریاضی هماهنگی نشان می‌دهد.

دلایل موفقیت تلاشهای غنی‌سازی در ذات وی موجود است:

جذب معلّمان خاصّی که معتبرترین منبع و مرجع علمی و اطلاعاتی در یک نهاد آموزشی بشمار می‌آیند، تقویت روشهای یادگیری و مهارتهای تحقیقاتی اقتضایی، وجود امکانات و منابع مادی آموزشی و پژوهشی، تاکید بر گسترش مهارت تفکر دانش‌آموز، و تقویت زمینه انگیزشی وی در موضوعی ویژه، بخودی خود حداقل برای بخش قابل ملاحظه‌ای از تیزهوشان (بویژه نوجوان در علوم تجربی) نتایج درخشانی در پی خواهد داشت.

ب- تسریع: منظور از «تسریع»، عرضه محتویات پایه‌های بالاتر به دانش‌آموزانی است که در پایه‌های تحصیلی پایین بسر می‌برند. این فعالیتها به دو شیوه عرضه می‌شوند:

  1. جهش تحصیلی؛ یعنی دانش‌آموز به پایه بالاتر ارتقاء داده شود.

  2. غیرجهش؛ در این شرایط، دانش‌آموز در پایه متناسب با سنّ خویش به تحصیل می‌پردازد و از محتویات پایه‌های بالاتر برخوردار می‌شود.

علی‌رغم محبوبیت کم جهش (نوعی تسریع) در میان تیزهوشان جامعه ما و نوسان تحولی آن، نتایج برخی مطالعات نشان داده که این برنامه در دوره تحولی پس از بلوغ در میان دختران 12 تا 17 ساله، درخشان بوده است. به طور کلی نوع تیزهوشی تجربی بیش از ریاضی به غنی‌سازی و جهش تحصیلی تمایل نشان می‌دهد.

البته در صورتی که اکثر دانش‌آموزان یک کلاس از هوشبهر بالایی برخوردار باشند دانش‌آموز جهش نموده، بایستی بسیار قدرتمندتر از آنها باشد تا بتواند در رقابت درسی همگام با آنها حرکت کند. به همین دلیل در مراکز سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان افراد انگشت‌شماری در عین جهش از موفقیت بالایی برخوردارند.

ج- تفکیک: تجارب نشان می‌دهد که نظام تفکیکی مؤثر، الگوی تشخیص معتبری نیز دارد، قادر است حمایت کافی والدین را جلب نموده تشکیلاتی نیرومند فراهم آورد و معلّمانی ویژه را تربیت کند که با فعالیتهای غیررسمی به پرورش خلّاقیت و توانمندیهای هوشی همت گمارند، تمهیدات آموزشی منسجم و تقویت تعامل اجتماعی و محیط کاوی را در کانون محتویات قرار دهد و سرانجام از فعالیتهای ارزشیابی مستمری در آموزش برخوردار باشد. چنین نظام یگانه‌ای می‌تواند جنبه‌های آسیب‌شناختی ناشی از تفکیک را به حداقل رسانده، با تقویت خودباوری و حرمت خود، کم‌آموزی را درمان نماید و ضعف اغلب تیزهوشان را در امر جامعه‌پذیری و همنوایی اجتماعی برطرف سازد.

باید تأکید نمود که تشویق و تقویت فعالیتهای هوشمندانه بدون کوششهای تفکیکی، کمتر دست می‌دهد و حتی این کوششها در برخی موارد، مناسب‌ترین موقعیت را برای تعامل اجتماعی و همنوایی محیطی تیزهوش با جامعه عادی فراهم می‌آورد.

طرحهای موفق و درخشان مجموعه تلاشهایی بوده‌اند که زمینه‌های حمایت و پذیرش اجتماعی را مهیا ساخته‌اند، یعنی این طرحها علی‌رغم تفاوتهای برنامه‌ای خویش اعم از تفکیک، غنی‌سازی و تسریع، بخوبی از سوی محیط خویش جذب شده‌اند.

بنظر می‌رسد که تأثیر غنی‌سازی و تسریع در حفظ استعداد و سرشت هنری، ایجاد هیجانات مثبت، اعانت به کسب موقعیتهای تحصیلی و شغلی مطلوب، بستگی به ویژگیهای جنسی، تحولی، نوع تیزهوشی، و تفاوتهای فردی داشته است.

اگر قلمرو هنر را به عنوان عرصه‌ای مناسب برای تجلی خلّاقیت بپذیریم، غنی‌سازی بیش از تسریع به پرورش و نگهداری خلّاقیت هنری یاری می‌دهد، جز آنکه ممکن است در میان نوجوانان مورد مطالعه، هوش هنری از نوع پیشرفته وجود داشته یا تعداد قابل توجهی از تیزهوشان جنس مؤنث یافت شده باشند که در این شرایط، تسریع، مناسب‌ترین کوشش آموزشی است و بیش از غنی‌سازی به پیشرفت استعداد و خلّاقیت هنری بویژه در میان دختران، یاری می‌دهد. در هر کوشش با توضیح فوق، کسب مدارج رضایتبخش تحصیلی و شغلی، پیامدی طبیعی است. بنابراین، مزایای غنی‌سازی و تسریع بستگی تام به جنسیت و نوع تیزهوشی دارد.

بحث ویژه

غنی‌سازی تفکیکی و فضای همسالی خلّاق

اگر رشد توجه جهانی نسبت به استعدادهای درخشان شامل افراد خلّاق شود، پذیرش اجتماعی لزوم تفکیک آنها از نظام آموزشی و پرورشی اجتناب‌ناپذیر است؛ زیرا پرورش خلّاقیت، مستلزم تحقق کوششهای تفکیکی است. در درون یک طرح عادی نمی‌توان «استقلال طلب‌ترین» دانش‌آموزان را تحت آموزشی قرار داد که با نیازهای آنها متجانس نیست. از سوی دیگر، ساختار آموزش رسمی، بطور ذاتی با پرورش خلّاقیت متناقض است. بنابراین، یک نظام تفکیکی که‌ با پذیرش واقعیتهای تکوینی فرد خلّاق، برای رشد و پرورش، مقتضی تعدیلهایی در ساختار آموزشی رسمی است. در این نظام از طریق اقدامات مشاوره‌ای ویژه، پیوند رضایتبخشی میان فرد خلّاق و کتاب درسی فراهم می‌آید.

«غنی‌سازی» بعنوان برنامه‌ای که معمولاً با نظام تفکیک، ملازمت دارد، از ویژگیهایی ذاتی برخوردار است که در مقایسه با تسریع، تجانس بیشتری با تقویت مهارت تفکر و پرورش خلّاقیت نشان می‌دهد. توصیف به معنای تقویت مبانی اطلاعاتی منجر به استواری بیشتر ریشه‌های تفکر و خلّاقیت می‌شود و تأکید بر روش تفکر، یادگیری و تحقیق در ذات غنی‌سازی نهفته است (یعنی یادگیری طوطی‌وار در جریان تفکر، مانع رشد خلّاقیت است) و سرانجام ممارست انفرادی بعنوان مصداقی از خود فراگیری منظم، خودگردانی و کار انفرادی بیش از تسریع در بافت غنی‌سازی یافت می‌شود.

همه این ویژگیها، مشروط بر آن است که معلّمانی با ویژگیهای خاصّ به عنوان مراجع اطلاعاتی معتبر و الگوهایی نیرومند در محور تلاشهای غنی‌سازی قرار گیرند. این الگوها از طریق انتظاراتی که با واقعیتهای جریان شناختی خلّاقیت (توجّه، ادراک، تفکر، یادگیری، و حفظ) سازگاری یافته، زمینه‌هایی را برای تقویت انگیزه‌های تحصیلی ویژه و در پی آن، جلب توجّه فراهم می‌آورند و با پرهیز از خرده‌گیری، ایراد، سرزنش و تحقیر، انتظارات خویش را متوجه مستقل بودن و تشویق تعالی جویی و پیشرفت گام به گام می‌کنند. چنین شرایطی مناسب‌ترین وضعیت را برای پذیرش خلّاقیت مهیا می‌سازد.

خلّاقیت در ذات خود، مستلزم استقلال‌طلبی است، اما وجود یک نظام تفکیکی ویژه خلّاقیت، فضای همسالی خلّاقانه‌ای را پدید می‌آورد که بنظر می‌رسد «تعامل خلّاقانه»، تعارضی با استقلال طلبی افراد خلّاق ندارد. این فضا حداقل سه نقش بسیار اساسی در پرورش خلّاقیت ایفا می‌نماید که تعامل خلّاقانه را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد:

  1. در میان سایر افراد خلّاق، الگوهایی متنفذ و نیرومند یافت می‌شوند که به تقویت مبانی خلّاقیت و مهارت تفکر شکل داده، پایه‌های شناختی خلّاقیت را استوارتر می‌سازند.

  2. همسالان خلّاق، منابعی معتبر و مؤثر از لحاظ اطلاعاتی و شناختی بشمار می‌آیند. وجود این منابع در درون یک نظام تفکیکی خاصّ خلّاقیت، علاوه بر آنکه تهدیدی برای مراجع رسمی محسوب نمی‌شود بلکه نظام مزبور را غنی و تکمیل می‌کنند.

  3. گسترش گروههای مطالعاتی و تحقیقاتی خلّاق که کم و بیش از تجانسهایی برخوردارند، سبب تعالی کیفی آفرینندگی شده، خلّاقیت را به وحدت، ارتقاء می‌بخشد.

فضای همسالی خلّاق در بسیاری از موارد کافی است که خودبخود محیطی سرشار و غنی برای پرورش خلّاقیت فراهم آورد، فضای غیررسمی و عاری از رقابت‌طلبی که صرفاً یک تقلید را می‌توان در آن یافت: «تقلید برای خلّاقیت».

فضای همسالی مذکور یکبار دیگر وجود پایه‌های تکوینی و ذاتی خلّاقیت را مورد تأکید قرار می‌دهد. این پایه‌ها که در گستره ویژگیهای شخصیتی، انگیزشی، نگرشی و شناختی ریشه دوانیده‌اند، ظرفیتی کلی و نوعی دامنه واکنش برای تأثیرپذیری محیطی فراهم می‌آورند، دامنه واکنشی که قبلاً برای هوش یعنی زمینه خلّاقیت، وجود داشته است. بر این اساس، خلّاقیت بیش از آنکه از محیط نقش بپذیرد، از طریق عوامل درونی و ذاتی تکوین می‌یابد.