۱. چکیده
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و استنباط یک تعریف ارزشی و فرهنگی از نخبگی بر اساس نظرات افراد متخصّص و عامّهٔ مردم بود. بنابراین در جست و جوی پرسشهای ذیل این تحقیق به عمل آمده است: 1آیا میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصیات سنّی و جنسیتی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 2آیا میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 3آیا میان برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟ 4آیا میان استنباطهای متخصّصان با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟ دوازده مفهوم بنیادین مورد مطالعه واقع شدند: هوش، استعداد، تیزهوشی، خلاقیت، نوآوری، سرامدی، موفقیت، عقل، خردمندی، نبوغ، نخبگی، پیشرفت تحصیلی. بر روی دو نمونهٔ پانصد و چهارصدنفری از ساکنان بالای 25 سال شهر تهران، و نیز پنجاه متخصّص دو پرسشنامه باز پاسخ و پرسشنامه بسته پاسخ انجام یافت. پانصد و هشتاد و پنج ماده از تعریف حاصل شد که پس لز ویرلیش فنی به چهارصدو نود و چهار ماده کاهش یافت حاصل تحلیل مجذور خی یک فهرست صد و بیست ماده ای شد. مواد حاصله در سه حیطهٔ اساسی در دو مرحله متوالی تحلیل عاملی اکتشافی شدند: الف) هوش، تیزهوشی و خلاقیت، ب) عقل، خردمندی، موفقیت، پیشرفت تحصیلی و سرآمدی، ج) استعداد، نوآوری، نخبگی و نبوغ. در مرحله نخست تحلیل در مجموع سی و دو عامل حاصل گردید و در مرحله دوم به سه خوشه بنیادین کاهش یافت: «یکپارچگی تیزهوشی و خلّاقیّت»، «تیزهوشی خلّاقیّت» و «تنوّع تیزهوشی خلّاقانه». تفاوتهایی قابل ملاحظه میان گروههای مورد مطالعه حاصل شد. در پاسخ به سؤال نخست فقط بر حسب خصوصیات جنسیتی از پدیدهٔ تیزهوشی واستعداد تفاوت به دست آمد. در مقایسه برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد جز در یکی از تعاریف «استعداد» به معنای «توانایی شناخت و طبقه بندی مفاهیم»، در سایر حیطهها توافق عامّهٔ مردم با این تعاریف در سطح قابل ملاحظه و معناداری بیشتر بود. برداشت عرفی عامّه با تعریف حاصل از مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد در سطح قابل ملاحظهای تطابق نشان داد. تعریف استنباطی متخصّصان نیز مشابه عامه فقط از لحاظ سطح توافق با مبانی نظری اجماعی، تفاوت داشت. در پایان یک انگاره از مفاهیم بنیادین بر محور «نخبگی» حاصل و ارایه گردید.
کلیدواژها: انگاره، نخبگی، مفهوم پردازی، مفاهیم بنیادین، تیزهوشی، خلاقیت
نقطهٔ آغازین بررسیهای تلویحی، وجود دستاوردهای بنیادی در مبانی نظری به نحو اجمالی است. این که تا چه اندازه میان تئوریها و نظریههای مربوط به پدیدهٔ نخبگی(تیزهوشی، استعداد، خلّاقیت) توافق اساسی وجود دارد. تاکنون بررسیهای قابل ملاحظهای در حیطه نظریههای بنیادی تیزهوشی و استعداد انجام یافته است.
مسأله بنیادی آن است که آیا در میان اساسیترین و عمدهترین نظریههای موجود در حوزهٔ نخبگی، میتوان اجماعی یافت؟
از سوی دیگر اگر این اجماع قابل حصول است به ویژه برای جامعهٔ ایرانی، تا چه اندازه برداشت عامّهٔ مردم و استنباط گروه متخصّص در این حوزه با برایند اجماعی مزبور، همراهی و همخوانی دارد؟
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و استنباط یک تعریف ارزشی و فرهنگی از نخبگی بر اساس نظرات افراد متخصّص و عامّهٔ مردم به منظور تدوین یک تعریف جامع رسمی و علمی استوار در سطح ملّی از نخبگی است.
بنابراین در جست و جوی پرسشهای ذیل، این تحقیق به عمل آمده است:
1آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم بر حسب خصوصیات سنّی و جنسیتی و تحصیلی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟
2آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با استنباطهای متخصّصان از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟
3آیا بین برداشتهای عرفی و عامّهٔ مردم با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟
4آیا بین استنباطهای متخصّصان با مبانی نظری اجماعی از پدیدهٔ تیزهوشی و استعداد تفاوت وجود دارد؟
بر پایهٔ آنچه از مبانی و منابع معتبر مکتب اسلام برمیآید، میتوان بیش از چهارده واژه را یافت که به انحا و سطوح مختلف، مفهوم «توانایی ذهنی» را در بردارند و یا با آن در پیوندند. به نظر میرسد این مفاهیم از لحاظ در برگیری مفهوم ارزشی در یک پیوستار جای میگیرند. به بیان دیگر واژههایی نظیر «نَکراء» و «دهاء» بار ارزشی منفی دارند و اصطلاحاتی مانند «ذهن» و تا حدّی «قریحه» و «حذاقت» جنبهٔ خنثایی دارند؛ امّا به تدریج بار ارزشی مثبت و درآمیختگی آنها با ایمان و صلاح و عقل آشکارتر میشود. از این حیث با اصطلاحاتی نظیر «فهم»، «فطنت»، «ذکاوت»، «کیاست»،«نباهت»، «فراست»، «لبّ»، «حجی» و «نهی» رو به رو میشویم.
واژهها و لغات یک زبان هر گاه از بُعد اصطلاحی در علوم به خدمت گرفته شوند. از بار فرهنگی، ادبی و ارزشی خاص آن زبان و سنّت خالی نیستند. لذا محتمل است که گاهی آن واژه به منزلهٔ یک اصطلاح علمی خاص، نوعی بار ارزشی و فرهنگی را نیز با خویش حمل کند، امّا هر گاه آن واژه متعلّق به ادبیاتی باشد که از یک میراث و گنجینهٔ غنی و اصیل فرهنگی برخوردار است، سیر کوششهای علمی را در جهتی استوار و نیرومند قرار میدهد تا حقایق حاکم بر طبیعت انسانی آشکار شود. تحقّق چنین سیری، مستلزم بازنگری ارزشی در مفاهیم، تعاریف و مبانی نظری است. از این رو، بهره گیری از ذخایر سرشار ادبی و فرهنگی، به اصلاح و بهسازی مبانی نظری در علوم انسانی یاری میرساند. مطالعات و بررسیهای مفهوم پردازی فرهنگی و ارزشی مصطلحات علمی، در همه زبانهای زنده دنیا، با سیاست گسترش علوم انسانی آغاز شده است و بهره گیری ارتجالی واژهها در علوم جدید، استنباطهایی چند را پدید آورده است از آن جمله معنای اصطلاحی آن واژه در یک علم خاص، تبادر محاوره ای و عمومی آن لفظ و سرانجام مفهوم ارزشی آن واژه در لسان اندیشه، ادبیات و فرهنگ مکتوب آن ملّت را میتوان نام برد.
استفاضه از گنجینهٔ غنی میراث ادبی و فرهنگی پارسی که ملهم از اندیشه اسلامی است، سبب غنی سازی مفهوم «هوش» خواهد شد؛ به گونه ای که حقیقت این پدیده را از کدورتها و آلایشهای وهم، ظن و گمان متمایز سازد.
بر پایهٔ دلالات ارزشی و منابع روایی اسلامی و مضامین ادبیات و فرهنگ ایرانی، انواعی از هوش بر حسب منبع پدیدآیی، حیطهٔ دریافت و مراتب وجود دارد.