پرش به محتوای اصلی

۲۴. آسان‌بیانگری

۵ دقیقه مطالعه

به طور کلّی «آسان‌بیانگری» می‌تواند به عنوان یک خصیصهٔ مهمّ شخصیّتی در تشخیص و پرورش ظرفیّت خلّاقانه و حلّ مسأله در خردسالان به شمار آید. فرد خلّاق نسبت به رفتار خود، بازداری کمی انجام می‌دهد؛ عقاید و کارهای خود را بدون هراس از استهزاء شدن بیان می‌دارد و خیلی راحت و آسوده است.(ون هوک و تگانو، 2002) به عبارت دیگر، «بیان کامل»101یکی از ویژگیهای فرد خلّاق قلمداد می‌شود.(پارنز، 1971)

شوخ‌طبعی

از عمده‌ترین تظاهرهای هیجانی خلّاقیّت، خصیصهٔ «شوخ‌طبعی»102است. .(اوکانل، 1969) .این خصیصه از ابتدای مطالعات خلّاقیّت در اوایل قرن گذشته میلادی همواره مورد توجّه بوده است. (بورما، 1946؛ بهرنز، 1974)

در مطالعات دیگر، سیزده تعریف و یازده نظریّهٔ شوخ‌طبعی مربوط به خلّاقیّت مورد مقایسه قرار گرفتند. تحلیلها نشان دادند که دو تعریف اساسی (هماویختگی و ناهماهنگی) و سه نظریّهٔ اصلی (بازی ارتجالی، آسان‌بیان‌گری و روابط ناهماهنگ غیرمنتظره) رابطهٔ بیشتری با خلاقیت داشتند.(ماردوک و گانیم، 1993) بررسیها آشکار ساخته‌اند که «شوخ‌طبعی» از پنج وجه و جلوهٔ کلّی برخوردار است که یکی از آن وجوه، کنش هوشمندانه ذهنی (خلّاقانه) به شمار می‌آید. این خصیصهٔ هیجانی، در اندیشهٔ واگرا و حلّ مسأله، نقش خاصّی را ایفا می‌کند. (زیو، 1984) به طور کلّی خلّاقیّت همبستگی مثبتی با فرآوری بذله‌گویانه دارد.(برودزینسکی و رابین، 1976) شخصیّت خلّاق طنز را می‌پسندد و از شوخ طبعی و ظرافت ذهنی برخوردار است.(منصور، 1372) بر پایهٔ تجارب بالینی استنباط می‌شود که شوخ طبعی می‌تواند محصول واکنشهای هیجانی شدید باشد که کیفیّت حسّاس بودن فرد را نسبت به معانی اساسی مزاح بروز می‌دهد.(لوین و ردلیچ، 1955) بر اساس نتایج پژوهشها شنیدن مزاح و بذله بر روی خلّاقیّت نوجوانان تأثیر می‌گذارد.(زیو، 1976) علاوه بر آن، کیفیّت آموزش خلّاقیّت از طریق بذله‌گویی و کنایه مورد بحث قرار گرفته است.(شیبلز، 1979)شوخ طبعی و بذله‌گویی در کلاس درس همان‌گونه که خلّاقیّت را تقویّت می‌کند، باعث کاهش اضطراب، تنیدگی و دلتنگی و ملالت خاطر می‌شود.(ویلارد، 2006)

درگیری هیجانی

یکی دیگر از مؤلّفه‌های قلمرو هیجانی خلّاقیّت «درگیری هیجانی»103است. شواهد پژوهشی بر وجود پیوند میان خلّاقیّت و «درگیری هیجانی» تأکید می‌کنند. بررسی فعّالیّتهای مکتوب و شخصیّت زنان نویسندهٔ داستانهای تخیّلی نشان داد که «درگیری هیجانی» با خلّاقیّت آنها مرتبط بوده است.(هلسون، 1973) «هیجان‌جویی»104نیز یکی از جلوه‌های هیجانی است که از جمله حلقه‌های پیوندی میان دلتنگی با خلّاقیّت به شمار می‌رود.(شوبرت، 1977) بررسیها آشکار می‌سازند که «فرا‌‌تحریک‌پذیری هیجانی»105به ویژه از جنبهٔ عاطفی با خلّاقیّت پیوند دارد و چه بسا به خلّاقیّت کمک می‌کند.(شیور، 1985)

افسردگی

تظاهر عمدهٔ دیگر در حیطهٔ هیجانی خلّاقیّت، «افسردگی» است.(والکر و همکاران، 1995)بر پایهٔ برخی مطالعات، نوسانهای خُلقی، به ویژه اختلالات خلقی دوقطبی با خلّاقیّت رابطه دارد. حالات خلقی انتهایی می‌تواند خلّاقیّت را افزایش دهد.(ریچاردز و کینی، 1990) در صورت وجود برخی شرایط، اختلالات دوقطبی همبستگی مثبتی با خلّاقیّت بالا دارد و مهیّاساز شکوفایی خلّاقیّت می‌شود. در این شرایط، توانایی خلّاقیّت به طرز آشکاری پویا می‌گردد؛ یعنی طیّ بعضی دوره‌ها، حالات عاطفی بیش از سایر شرایط، به ویژه هنگامی که یک خُلق به طرز خفیف یا متوسّطی رو به افزایش می‌گذارد، در حدّ قابل ملاحظه‌تری ظهور می‌یابد. یافتهٔ قاطع دیگر آن است که هنرمندان و نویسندگان بیش از مردم عادی از بیماری عاطفی رنج می‌برند. هنرمندان به مثابهٔ افراد خلّاق، میزان بالایی از افسردگی تک قطبی و بیماری در طیف دوقطبی بروز می‌دهند؛ همان طور که بیش از جمعیّت عادی دارای تاریخچه‌هایی از اقدامات درمانی هستند.(جکسون، 2001) حتّی در کوششهای «روان‌درمانی متمرکز بر حلّ مسأله» نشان داده شده است که این شیوه، سودمندی بیشتری را در درمان افسردگی ایفا می‌کند تا آنکه صرفاً بر مسأله تمرکز شود.(نزو، 1986) نتیجهٔ تلویحی این پژوهش آن است که بروز مسأله و جریان آن، مستلزم وجود افسردگی خاصّی است که اگر حلّ مسأله تحقّق یافت، آرامش روانی جای آن را می‌گیرد.

برخی شواهد پژوهشی گویای آن است که «تنهایی»106با خلّاقیّت همبستگی دارد و این همبستگی ویژهٔ دورهٔ نوجوانی نیست؛ امّا از سوی دیگر یافته‌های تحقیقاتی نشان می‌دهند که تنهایی، رابطهٔ معکوسی با خلّاقیّت کودکان و نوجوانان دارد.(ماهون و همکاران، 1996)

روان‌آزردگی

آزرده خویی کم وبیش یک ویژگی بارز در افراد خلاق است.

علاوه بر اختلالات خُلقی، برخی نارساییهای روان‌آزردگی و عصبی نیز در حیطهٔ مسائل هیجانی خلّاقیّت، ملموس است.(والکر و همکاران، 1995) نتایج پژوهشها در میان افراد خلّاق در عرصه‌های تجارتی و بازرگانی نظیر حوزه‌های انتشارات، هنر، کارگردانی و طرّاحی نشان داد که به طرز قابل ملاحظه‌ای در میان آنها، حالات عصبی و روان‌آزردگی مشهود است.(جلاد، 1997) گاهی اوقات این نارساییها در قالب «اختلالات روان‌تنی» بروز می‌کند.(سندبلوم، 1997) افراد خلّاق می‌توانند از «تنیدگی» و «اضطراب» به منزلهٔ یک عامل سوق دهندهٔ انگیزشی برای خلّاقیّت خویش بهره گیرند .(اسمیت و کارلسون، 1987) «تنیدگی هیجانی»107(میان شخصیّت فرد و هویّت مربوط به نقش) از ویژگیهای هنرپیشگان خلّاق به شمار می‌آید. آنها باید به تعادل میان شخصیّت واقعی خود و هویّت نقشی نایل آیند.(نمیرو، 1997)

خلّاقیّت به طور کلّی مقتضی وجود «تنیدگی» است.(اشترنبرگ و تاردیف، 1989) علاوه بر این، تعامل برخی عوامل شخصیّتی و «تنیدگی هیجانی» به طرز قابل ملاحظه‌ای بر فرآوری خلّاقانه مؤثّر است.(هینتون، 1971) خلّاقیّت فردی به منزلهٔ فرآیندی است که «تنیدگیِ» میان نوآوری و نگهداری وضعیّت موجود را تعادل می‌بخشد.(ماگیاری بک، 1988)

در پژوهش نقش عوامل شخصیت و ایستادگی در برابر آثار ناکامی بر عملکرد مشکل گشایی خلاقانه یافت شد که «ایستادگی در برابر آثار ناکامی محیطی »با کارکرد مشکل گشایی خلاقانه مرتبط است. علاوه بر این، تعامل برخی عوامل شخصیتی و «تنیدگی هیجانی» به طرز قابل ملاحظه‌ای بر فراوری خلاقانه مؤثّر است.(هینتون، 1971)

همچنین آشکار شده که «آزرده خویی»، تعدیل کننده رابطه «عاطفه ناخوشایند»(به عنوان یکی از ابعاد مزاج) با خلاقیت است.(ممدوف و همکاران، 2019)