۴۸. 2. ظرفیّتهای شناختی (بخش 34)
پارادایم تعامل تکاملی که در پس این رویکرد قرار دارد، انسان را موجودی در حالشدن، پیوستهدرتغییر، و برخوردار از ظرفیتهای خودبازسازی میبیند. در این منظر، زیست معنوی در پیوند با سطوح روانشناختی، اجتماعی، معرفتشناختی، و هستیشناختی مورد مطالعه قرار میگیرد و به جای تقلیل معنویت به عملکردهای زیستی یا آموزشی، آن را تجربهای چندبعدی، زنده، و تمدنساز تلقی میکند.
در نهایت، این چشم انداز بهطور استنتاجی بر این نکته پای میفشارد که رشد متعادل معنوی، نتیجه تعامل مستمر میان عقلانیت و تجربه، در پرتو آگاهی وجودی انسان است.
زیست معنوی، اگر در چارچوب این چشم انداز بهدرستی درک و پرورش یابد، میتواند پاسخی اصیل و انسانی به بحران معنای عصر حاضر ارائه دهد و افقهایی تازه برای بازاندیشی در روانشناسی، علوم شناختی، و اخلاق معاصر بگشاید.