پرش به محتوای اصلی

۱۴. مفهوم تقلیل پذیری در ویژگیهای فیزیکی

از کتاب پویایی تجربهٔ معنوی · نوشته دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی ۲ دقیقه مطالعه

منظور از «قابل تقلیل در ویژگی‌های فیزیکی» این است که هر پدیده یا واقعیت، در نهایت می‌تواند به اجزای بنیادی‌تر و ویژگی‌های فیزیکیِ سامانه های مادی یا قوانین فیزیکی توضیح داده شود. به بیان دیگر، دیدگاه تقلیل‌گرایی ادّعا می‌کند که تمامی جنبه‌های جهان، از جمله ذهن، آگاهی، احساسات، و حتی تجربه‌های انسانی، در نهایت می‌توانند به ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی، یا زیست شناختی ساده‌تر تجزیه و تحلیل شوند.

وقتی گفته می‌شود چیزی «قابل تقلیل در ویژگی‌های فیزیکی» است، منظور این است که می‌توان آن را تنها با قوانین فیزیکی یا ویژگی‌های مادی توضیح داد. امّا این دیدگاه، به‌ویژه در حوزه ذهن و آگاهی، با تنگناهای زیادی روبه‌رو است. بسیاری از تجربه‌های انسانی (مانند احساسات، خلاقیت، یا معنای زندگی) نشان می‌دهند که جهان ذهنی انسان فراتر از آن چیزی است که قوانین فیزیکی قادر به توضیح آن باشند

در فلسفه ذهن، این دیدگاه بدین معناست که حالات ذهنی مانند احساس درد، شادی، یا ترس، چیزی جز فرآیندهای عصبی و شیمیایی مغز نیستند؛ تجربه‌های ذهنی انسان، مانند درک رنگ‌ها یا موسیقی، تنها نتیجه فعّالیّت فیزیکی نورون‌ها و ساختارهای مغزی هستند؛ تجربه‌های شخصی، مثل «احساس قرمز بودن» یا «مزه شیرینی»، به عنوان ویژگی‌هایی در نظر گرفته می‌شوند که می‌توانند با تحلیل دقیق به فعّالیّت‌های فیزیکی یا شیمیایی قابل توضیح باشند.

مثلاً دیدگاه فیزیکالیسم می‌گوید که درد چیزی جز ارسال علائم عصبی از اندام به مغز و واکنش شیمیایی در نورون‌ها نیست؛ «درد» را فقط به‌عنوان فعالیت نورونی توضیح می‌دهد. حال آن که تجربه‌ ذهنی «درد»، مانند شدّت و احساسات مرتبط، نمی‌تواند کاملاً با فعاّلیّت فیزیکی توضیح داده شود.

تجربه دیدن «آبی» را می‌توان به طول موج خاصّی از نور و واکنش شبکیّه چشم نسبت داد. در تقلیل‌گرایی «دیدن آبی» فقط یک واکنش فیزیکی و عصبی است. در حالی که احساس شخصی و ذهنی «آبی بودن» چیزی فراتر از طول موج نور یا فعّالیّت عصبی است.

تنگناهای دیدگاه تقلیل‌گرایی فیزیکالیستی

تجربه‌های ذهنی و شخصی مانند دیدن رنگ‌ها یا شنیدن صداها، بخشی از جهان هستند که توضیح آن‌ها با قوانین فیزیکی بسیار دشوار است. برای مثال، تجربه شخصی «درد» را نمی‌توان صرفاً با توصیف فرآیندهای فیزیکی کاملاً درک کرد. همچنین فرآیندهای خلاقانه، مانند تخیّل یا خلق ایده‌های نو، به سختی می‌توانند به واکنش‌های عصبی ساده یا قوانین فیزیکی تقلیل یابند. و افزون برآن، درک معانی، ارزش‌ها، و مفاهیم انتزاعی (مانند عدالت یا عشق) چیزی فراتر از فرآیندهای فیزیکی است و نمی‌توان آن را به مولکول‌ها یا قوانین فیزیکی کاهش داد.(فودور، 1981؛ اسمارت، 1959؛ تونونی، 2004)