پرش به محتوای اصلی

۱۶. 2. ظرفیّت‌های شناختی (بخش 2)

از کتاب پویایی تجربهٔ معنوی · نوشته دکتر ناصرالدّین کاظمی حقیقی ۸ دقیقه مطالعه

رویکردهای فیزیکالیستی (چه تقلیلی و چه غیرتقلیلی) به سختی می‌توانند پویایی، تغییرپذیری و تحوّل مداوم استعدادها و توانمندی‌ها را که در تعامل با محیط فرهنگی، نظام‌های آموزشی، تجارب زیسته و انگیزش‌های درونی شکل می‌گیرد، تبیین کنند. آنها در ارائه ساختاری که بتواند سیر زمانی رشد تیزهوشی و نقش عوامل بافتی و اجتماعی را در تغییر آن لحاظ کند، ناکام می‌مانند.

ناکارآمدی در تبیین ابعاد معنایی، اخلاقی و ارزشی تیزهوشی

تیزهوشی در انگاره چندوجهی پویا نه تنها با توانایی‌های شناختی پیوند دارد، بلکه با ارزش‌ها، معنا، اخلاق، و اهداف بشردوستانه گره می‌خورد. هیچ‌یک از اشکال فیزیکالیسم، به‌دلیل تمرکز بر سطوح مادی و فیزیولوژیک، قادر نیستند پیچیدگی و اهمیت ابعاد معنایی و ارزشی را در رشد و جهت‌دهی تیزهوشی به‌درستی در نظر بگیرند.(گانیه، 2004؛ اشترنبرگ، 2017؛ کراس و کلمن، 2005)

پارادایم شخصیّت محور خلّاقیّت

با بررسی مطالعات جدید در حوزه شخصیّت خلّاق ، می‌توان یک پارادایم چند‌بعدی در زمینه تعاملات میان کنجکاوی، خلّاقیّت و انگیزش تحصیلی دانش‌آموزان مشاهده کرد.

«پارادایم شخصیّت محور خلّاقیّت» نشان‌دهنده رویکرد جامع و نظام یافته در مطالعه خلّاقیّت و انگیزش تحصیلی است که عوامل فردی، انگیزشی و محیطی را در یک چارچوب یکپارچه بررسی می‌کند. این رویکرد امکان درک عمیق‌تر و جامع‌تری از چگونگی تأثیرگذاری و تعامل این عوامل بر یکدیگر را فراهم می‌آورد و می‌تواند مبنایی قوی برای طرّاحی مداخلات آموزشی و بهسازی برنامه‌های تقویّت خلّاقیّت و انگیزش تحصیلی باشد.

این پارادایم شامل اجزای زیر است:

ویژگی‌های شخصیّتی

بسیاری از مطالعات به بررسی ارتباط میان ویژگی‌های شخصیّتی، به ویژه مدل پنج عاملی (مانند گشودگی به تجربه، وظیفه‌شناسی و غیره) و خلّاقیّت پرداخته‌اند. ویژگی‌های شخصیتی مانند گشودگی به تجربه به عنوان پیش‌بینی‌کننده‌های مثبت خلّاقیّت شناسایی شده‌اند

(عابدینی، 2022؛ آگولرا و رودریگز و فرریرو، 2021؛ احمداوغلو و همکاران، 2015؛ باوم و بائومان، 2018؛ بندر و همکاران، 2013؛ بلوئر و همکاران، 2022؛ برلین و همکاران، 2016؛ چانگ و همکاران، 2015؛ چن و همکاران، 2006؛ دیویس و همکاران، 2011)

انگیزش تحصیلی

نقش انگیزش در تحصیلات و عملکرد تحصیلی به‌عنوان عامل میانجی میان ویژگی‌های شخصیّتی و خلّاقیّت مورد بررسی قرار گرفته است. انگیزش درونی و بیرونی به‌عنوان دو جنبه کلیدی انگیزش که می‌توانند بر خلّاقیّت تأثیر بگذارند، مطرح شده‌اند.(لیو و همکاران، 2019؛ کاسکا و همکاران، 2020؛ کاسپی براوچ، 2019؛ اینوساح ماهاما و درامانو، 2022؛ فورتمان و همکاران، 2022)

عوامل محیطی و آموزشی

سبک‌های رهبری معلّمان، فرهنگ سازمانی و طرّاحی محیط‌های یادگیری غیرحضوری به‌عنوان عوامل محیطی که می‌توانند خلّاقیّت و انگیزش تحصیلی را تحت تأثیر قرار دهند، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نقش حمایت سازمانی و محیط‌های آموزشی خودتنظیم‌کننده در تقویّت خلّاقیّت و انگیزش دانش‌آموزان نیز مورد توجّه قرار گرفته است.(تنگ هو و چانگ، 2020؛ رانکو، 2017)

تعاملات میان‌متغیره

استفاده از روش‌های تحلیل چند‌متغیره برای بررسی روابط پیچیده میان کنجکاوی، خلّاقیّت، انگیزش و سایر متغیّرهای روان‌شناختی و بررسی نقش متعادل‌کننده (معتدل‌کننده) و میانجی‌گر (میانجی) در این روابط برای درک بهتر پویایی‌های زمینه‌ای، دو راهبرد مهمّ در این حوزه‌اند.(فررو و همکاران، 2020؛ هائو و همکاران، 2019؛ لوریا و کافمن، 2017؛ رانکو، 2017؛ شانگاراوا و همکاران، 2016؛ وانگ و همکاران، 2019؛ بومگارتنر و همکاران، 2023)

ابعاد فرهنگی و جمعیتی

تعدّد مطالعات در زمینه‌های مختلف فرهنگی و جمعیّتی که نشان‌دهنده تأثیر متغیّرهای فرهنگی بر خلّاقیّت و انگیزش است. (فررو و همکاران، 2020؛ بیتی و همکاران، 2020؛ آکار و همکاران، 2018)

بررسی تفاوت‌های جنسیّتی، سنّی و تحصیلی در این تعاملات نیز به تأکید در حوزه مزبور اشاره دارد. (کاپور، 2015؛ کاسکا و همکاران، 2020؛ لوریا و کافمن، 2017؛ نکا و هلاواز، 2013؛ پرین و برودرسن، 2005؛ روئز ملرو و همکاران، 2020)

ابزارها و روش‌های اندازه‌گیری

بهسازی و استفاده از ابزارهای مختلف برای سنجش خلّاقیّت، انگیزش و ویژگی‌های شخصیّتی به منظور افزایش دقّت و قابلیّت اعتماد نتایج پژوهش‌ها.( آنگولی و همکاران، 2016؛ جاوک و همکاران، 2019؛ میلر ، 2014؛ کرش و هاوسمند، 2016؛ پوریار و همکاران، 2019؛ اشتورم و لوبار، 2012؛ وایک و همکاران، 2016)

محدودیّتهای فیزیکالیسم بر اساس پارادایم شخصیّت محور خلّاقیّت

محدودیّتهای فیزیکالیسم بر اساس پارادایم شخصیّت محور خلّاقیّت به چالش‌هایی اشاره دارد که در توضیح و درک ارتباطات میان شخصیّت، خلّاقیّت، و انگیزش تحصیلی از دیدگاه فیزیکالیستی پیش می‌آید. فیزیکالیسم به‌طور کلّی بر این باور است که تمام پدیده‌ها و ویژگی‌ها به‌طور بنیادی قابل توضیح از طریق قوانین فیزیکی و طبیعت‌گرایانه هستند و هیچ‌گونه ابعادی فراتر از این قوانین وجود ندارد. در نتیجه، هر گونه ویژگی ذهنی، روانی یا اجتماعی (از جمله خلّاقیّت، انگیزش و ویژگی‌های شخصیّتی) باید در نهایت به فرآیندهای فیزیکی و بیولوژیکی بازگردد.

بر اساس پارادایم شخصیّت محور خلّاقیّت، برخی از محدودیّتهای فیزیکالیسم به‌شرح زیر است:

نادیده گرفتن ابعاد روانی و اجتماعی

فیزیکالیسم اغلب بر تبیین پدیده‌ها از طریق قوانین زیستی و فیزیکی تمرکز دارد و ممکن است به تعاملات پیچیده و غیرخطّی میان عوامل روان‌شناختی، اجتماعی و محیطی بی‌توجّه باشد. به‌ویژه در زمینه خلّاقیّت و انگیزش، که نقش ویژگی‌های شخصیّتی و محیط‌های آموزشی نیز مطرح است، فیزیکالیسم قادر به توضیح عمیق‌تری از این پیچیدگی‌ها نیست.

غفلت از تأثیرات فرهنگی و اجتماعی

فرهنگ، جامعه و محیط اجتماعی می‌توانند به‌طور قابل توجّهی بر خلّاقیّت و انگیزش تأثیر بگذارند. فیزیکالیسم به دلیل تمرکز بر ابعاد فیزیکی، نمی‌تواند به‌طور کافی تأثیر متغیّرهای فرهنگی و اجتماعی بر خلّاقیّت و انگیزش تحصیلی را شبیه‌سازی یا تبیین کند. به‌عنوان مثال، تفاوت‌های فرهنگی در نحوه نگرش به خلّاقیّت و انگیزش می‌تواند اهمیت زیادی در پرورش این ویژگی‌ها داشته باشد.

کمبود در توضیح ابعاد ذهنی و تجربی

بسیاری از جنبه‌های خلّاقیّت و انگیزش، از جمله کنجکاوی و تمایل به کشف، ریشه در ابعاد ذهنی و تجربی دارند که صرفاً از طریق فیزیکالیسم قابل توضیح نیستند. این رویکرد نمی‌تواند به‌طور کامل احساسات، تجارب فردی و مفاهیم ذهنی که به خلّاقیّت و انگیزش مربوط هستند را شرح دهد.

ساده‌سازی پیچیدگی‌های تعاملات فردی

فیزیکالیسم ممکن است به‌طور سهل‌انگارانه‌ای تعاملات پیچیده میان ویژگی‌های شخصیّتی (مانند گشودگی به تجربه)، انگیزش و عوامل محیطی را ساده‌سازی کند. این در حالی است که در پارادایم شخصیّت محور خلّاقیّت، تعاملات میان‌متغیّره این عوامل در یک نظام پیچیده و پویا دیده می‌شود که فیزیکالیسم قادر به توضیح دقیق آن‌ها نیست.

عدم توجّه به جنبه‌های پرورشی و تربیتی

از آن جا که فیزیکالیسم معمولاً بر قوانین زیست شناختی و ثابت تمرکز دارد، ممکن است در توضیح فرآیندهای تغییر و رشد در افراد، مانند تحوّل انگیزش و خلّاقیّت در طول زمان، دچار محدودیّت باشد. این در حالی است که پارادایم شخصیّت محور خلّاقیّت به‌ویژه در زمینه آموزش و پرورش به درک بهتر از چگونگی پرورش خلّاقیّت و انگیزش تحصیلی در طول زمان توجّه دارد.

بی‌توجّهی به تأثیرات محیطی و تجارب یادگیری

در فیزیکالیسم، معمولاً توجّه کمتری به محیط‌های آموزشی و تجارب یادگیری افراد معطوف می‌شود. این در حالی است که در پارادایم شخصیّت محور خلّاقیّت، تعامل میان سبک‌های رهبری معلّمان، فرهنگ سازمانی و محیط‌های یادگیری خودتنظیم‌کننده بسیار مهمّ است و می‌تواند بر خلّاقیّت و انگیزش تأثیرگذار باشد.

به‌طور کلی، فیزیکالیسم به‌عنوان یک رویکرد فلسفی و علمی، ممکن است در توضیح و درک ابعاد پیچیده و چند‌بعدی خلّاقیّت و انگیزش تحصیلی دچار محدودیّت‌هایی شود. این محدودیّت‌ها ناشی از تمرکز صرف بر اصول فیزیکی و زیست شناختی است که قادر به درک همه ابعاد ذهنی، اجتماعی و فرهنگی این پدیده‌ها نیست.

پارادایم یکپارچه پرورش استعداد

«پارادایم یکپارچه پرورش استعداد» چارچوبی جامع ارائه می‌دهد که پیچیدگی‌های هوش و پرورش استعداد را مورد توجّه قرار می‌دهد. با یکپارچه‌سازی عوامل فرهنگی، اجتماعی-اقتصادی، آموزشی، روان‌شناختی، سیاستی و تکنولوژیکی، این پارادایم پایه‌ای مستحکم برای پرورش بالقوه افراد مستعدّ در زمینه‌های متنوع و پویا فراهم می‌آورد.(مونتویا و همکاران، 2016)

.1 تأثیرات فرهنگی و اجتماعی-فرهنگی

ساختارهای فرهنگی استعداد استعداد به عنوان یک ساختار فرهنگی شناخته می‌شود و تفسیرهای متنوّعی در جوامع مختلف، از جمله دیدگاه‌های بومیان استرالیا و زمینه‌های جهانی دارد.(فو، 2017؛ تراوس و همکاران، 2021)

تقاطع‌گرایی تعامل نژاد، جنسیّت و هویت فرهنگی به‌طور قابل‌توجهی بر شناسایی و پرورش افراد مستعدّ تأثیر می‌گذارد و نیاز به شیوه‌های پاسخگو به فرهنگ را برجسته می‌کند .(مونتویا و همکاران، 2016)

۲. عوامل اجتماعی-اقتصادی

برابری فرصتها و دسترسی وضعیّت اجتماعی-اقتصادی به‌شدّت بر دسترسی به برنامه‌های توجّه به استعداد تأثیر می‌گذارد و کم‌نمایشی دانش‌آموزان کم‌درآمد و اقلیت‌ها نیازمند مداخلات هدفمند است ( وای و وورل، 2021)

محیط خانگی محیط خانواده نقش حیاتی در پرورش استعدادها دارد و اهمیّت ساختارهای حمایتی خانوادگی و منابع را برجسته می‌کند.(پاویلن، 2018)

۳. شیوه‌های آموزشی و طراحی برنامه‌ها

روش‌های شناسایی رویکردهای متنوّع در شناسایی دانش‌آموزان مستعدّ، از جمله آزمون‌های میزان شده، ارجاع معلّمان و سنجشهای جایگزین برای نمایندگی عادلانه حیاتی هستند. (پترسون، 2021)

غنی‌سازی و تسریع پرورش استعداد مؤثر شامل برنامه‌های غنی‌سازی، راهبرد‌های تسریع و برنامه‌های درسی تخصّصی متناسب با نیازهای فردی است.(چن و همکاران، 2020)

تمرکز بر STEM: تأکید بر آموزش STEM به‌عنوان مسیر برای پرورش استعداد ، شامل روش‌های تدریس سنّتی و نوآورانه (سابوتنیک، 2016)

۴. ابعاد روان‌شناختی و عاطفی

سازش یافتگی محیطی و رفاه روانی عوامل عاطفی و روانی، از جمله خودتنظیمی، در پرورش جامع افراد مستعد نقش محوری دارند.(زیگل و همکاران، 2017؛ الحمدان و همکاران، 2017)

استعداد تاریک پرداختن به جنبه‌های منفی احتمالی استعداد، مانند «تیزهوشی تاریک» که شامل سوءاستفاده از استعدادها می‌شود.(اشترنبرگ ، 2023)

۵. عوامل سیاستی و سازمانی

سیاست آموزشی سیاست‌های ملّی و محلّی ساختار و اولویّت‌های توجّه به استعداد را شکل می‌دهند و بر تأمین مالی، در دسترس بودن برنامه‌ها و میزانهای برنامه درسی تأثیر می‌گذارند.(براون و ویشنی، 2017؛ راسموسن و لینگارد، 2018)

ساخت ظرفیت نظام مند افزایش ظرفیت نظام یافته از طریق پرورش حرفه‌ای، آموزش معلمان و حمایت سازمانی، اجرای مؤثّر برنامه‌های استعداد را تضمین می‌کند.(مان و همکاران، 2021)

۶. رویکردهای فنّاورانه و نوآورانه

یادگیری غیرحضوری استفاده از فنّاوری برای راهنمایی، غنی‌سازی و ارائه برنامه‌ها، به‌ویژه در زمینه‌هایی که منابع سنّتی محدود هستند.(اشتوگر و همکاران، 2017؛ ترزیان و ویلیامز، 2017)

تفکر محاسباتی و برنامه‌نویسی ادغام مهارت‌های محاسباتی و خودکارآمدی برنامه‌نویسی به‌عنوان اجزای اساسی پرورش استعداد جدید(آوکو و آیوردی، 2020)

۷. ملاحظات بلند مدت پرورشی